مىدارد؛ تا آنها كه طواف مستحبى انجام مىدهند، محل طواف وحجر الأسود را به كسانى كه طواف واجب دارند واگذار كنند.»[1]
همچنين هنگام استلام حجر الاسود، اگر ازدحام جمعيت است، تكبير گفته و صلوات فرستاده (و سپس از مقابل آن بگذرند.)
يعقوببن شعيب نيز گويد:
هر گاه امام صادق7كنار حجر الأسود مىآمد مىفرمود:
«اللَّهُ أَكْبَرُ، السَّلامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ».[2]
همچنين امام صادق7به سيف تمار فرمود:
اگر حجر الأسود خلوت است آن را لمس كن و گرنه از دور سلام بده (و بگذر).[3]
72- ادب سعى
امام صادق7در رابطه با ادب حاجى در سعى بين صفا و مروه چنين فرمود:
سپس از مسجدالحرام به سوى صفا بيرون رو ...، و
[1]- كافى، ج 4، ص 412
[2]- همان، ص 407
[3]- همان، ص 405
بر تو به آرامش و وقار، آنگاه از صفا بالا رو تا نگاهت به كعبه افتد و ركنى كه در آن حجرالاسود قرار دارد روبروى تو قرارگيرد، سپس حمد و ثناى الهى بهجاى آر، و نعمتها و نيكىهاى خداوند را به مقدارى كه در توان دارى ياد كن، پس از آن هفت مرتبه «اللَّهُ اكْبَر»، و «الْحُمْدُ للَّهِ»، و «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» بگو و سه مرتبه بگو:
«لا الهَ الّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ وَ لَهُ الحَمْدُ، يُحْيي ويُميتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىٍ قَدِير».
سپس بر رسول خدا6درود فرست و سه مرتبه بگو:
«اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَوْلانَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَيِّ الدَّائِمِ».[1]
سپس از آن سه مرتبه بگو:
«اشْهَدُ أنْ لا الهَ الّا اللَّهُ، وَاشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، لا نَعْبُدُ إلّاايّاهُ، مُخْلِصِينَ لَهُ الدّينِ وَلَوْ كَرِهَ المُشْرِكُونَ».
[1]- كافى، ج 4، ص 431
سپس سه مرتبه بگو:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْعَفْوَ وَ الْعَافِيَةَ وَ الْيَقِينَ فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ».
و سه بار بگو:
«اللَّهُمَّ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ».
آنگاه صد بار «اللَّهُ اكْبَرُ» و «لا الهَ الّا اللَّهُ» و «الْحَمْدُ للَّهِ» و «سُبْحانَ اللَّه» بگو و پس از آن اين دعا را بخوان:
«لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ غَلَبَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَحْدَهُ وَحْدَهُ، اللَّهُمَّ بَارِكْ لِي فِي الْمَوْتِ وَ فِي مَا بَعْدَ الْمَوْتِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ظُلْمَةِ الْقَبْرِ وَ وَحْشَتِهِ، اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي فِي ظِلِّ عَرْشِكَ يَوْمَ لا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّكَ».
آنگاه دين و خود و خانوادهات را به خدا بسپار و بگو:
«أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ الرَّحْمَنَ الرَّحِيمَ الَّذِي لا يَضِيعُ
وَدَائِعُهُ نَفْسِي وَ دِينِي وَ أَهْلِي اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِي عَلَى كِتَابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ وَ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِهِ وَ أَعِذْنِي مِنَ الْفِتْنَةِ».
پس از آن سه مرتبه تكبير بگو و بار ديگر سه مرتبه دعا را بخوان و يك بار ديگر تكبير بگو و اگر همه آن را نتوانى بخوانى، بخشى از آنها را بگو.[1]
73- نماز بسيار در مكه
شايسته است حاجيان در مكه مكرمه و مدينه منوَّره به نماز توجه ويژه داشته باشند و سعى كنند زياد نماز بخوانند وبا خدا رابطه برقرار كنند.
ابراهيمبن شيبه گويد:
به امام باقر7نامهاى نوشته و از تمام بودن نماز در حرمين سؤال كردم، حضرت در پاسخ مرقوم فرمودند:
رسول خدا6هميشه زياد نماز خواندن در حرمين را دوست مىداشت، بنابراين در آن جا زياد نماز بخوان و همچنين آن را تمام به جاى آر.[2]
در حديثى ديگر امام سجاد7فرمودهاند:
كسى كه در مكه هفتاد ركعت نماز به جا آورد و در
[1]- الحجّ والعمرة في الكتاب والسنّه، ص 205، ح 548.
[2]- كافى، ج 4، ص 524.
هر ركعت سورههاى «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» و «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ ...» و آيه سخره (يعنى آيه 54 اعراف: إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ اْلأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ و آية الكرسى را بخواند جزبه شهادت نخواهد مرد.[1]
در حديث ديگرى امام صادق7فرمودند:
در اين مسجد (مسجد الحرام) نماز و دعابخوانيد، آگاه باشيد كه براى هربنده رزقى است كه به سوى او هدايت خواهد شد.[2]
معناى اين حديث آن است كه در مكه خيلى به دنبال كسب و درآمد نرويد و بيشتر در پى نماز و دعا و عبادت باشيد و بدانيد كه روزى شما تأمين شده است.
احمدبن محمدبن ابى نصر گويد: از حضرت رضا7پرسيدم: اگر مردى در مكه درخانهاش نماز را به جماعت بخواند افضل است يا آن كه به تنهايى در مسجدالحرام؟
حضرت فرمود: به تنهايى (در مسجد الحرام).[3]
[1]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 227
[2]- كافى، ج 4، ص 526
[3]- همان، ص 527
74- انس با قرآن
قرآن كريم يكى از دو امانت پيغمبر6و وسيله هدايت جهانيان و مكه و مدينه نيز محل نزول آن است.
بنابراين، سزاوار است حجاج بيت اللَّه الحرام در حرمين شريفين توجه ويژه به قرآن نموده، آن را زياد تلاوت كنند و با فرشته وحى هم نوا شوند.
امام زين العابدين7به كسانى كه د رمكه موفق به ختم قرآن شوند، بشارت بهشت داده است. آن حضرت درحديثى فرمود:
«كسى كه در مكه قرآن را ختم كند نمىميرد مگر آن كه رسول خدا6را مىبيند و جايگاه خود در بهشت را مشاهده مىكند.»[1]
در حديث ديگرى امام باقر7فرمود:
«كسى كه در مكه از جمعه تا جمعه يا كمتر و بيشتر از آن، قرآن را ختم كند و روزِ ختم قرآن وى جمعه باشد، پاداش وحسنات مربوط به اوّلين جمعهاى كه در دنيا بوده تا آخرين جمعهاى كه در دنياخواهد بود براى او
[1]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 227
نوشته شود. و اگر در روزهاى ديگر نيز ختم كند اين چنين پاداش خواهد داشت.»[1]
75- نگاه داشتن حرمت كعبه
عربها را رسم بر اين بوده كه هنگام نشستن، دستها را گرد زانو حلقه زده و بر نشيمن گاه خود مىنشستند و يا آن كه زانوهاى خود را به طرف سينه جمع نموده، آنگاه با پارچهاى آنها را به پشت خود مىبستند و به چنين نشستنى «احْتِباء» گفته مىشد.
در لغت فارسى نزديكترين كلمه به اين نوع از نشستن، «چمباتمه» است.
امام صادق7از اين گونه نشستن دربرابر كعبه منع فرموده است.[2]
76- حفظ ارزشهاى اخلاقى
با توجه به معنوى بودن سفر حج و برقرارى امنيت همه جانبه در محدوده حرم، شايسته است حاجيان درحرم الهى ارزشهاى اخلاقى اسلام را به طور كامل رعايت كنند.
سماعةبن مهران مىگويد:
از امام صادق7پرسيدم، از مردى كه به من بدهى
[1]- دعائم الاسلام، ج 1، ص 381
[2]- كافى، ج 2، ص 663
مالى دارد و مدتى از من پنهان بوده (و او را نمىيافتم) تا آن كه او را در حال طواف مشاهده كردم آيا مال خود را از او بخواهم؟
حضرت فرمود: نه (حتى) به او سلام نكن و او را هراسان نساز، تا آن كه از حرم بيرون رود.[1]
اين روايت نشان مىدهد كه در سفر حج، و به خصوص مكه مكرمه، همه بايد تمرين كنند، تا ارزشهاى اخلاقى اسلام را حفظ و به نمايش بگذارند.
77- طواف به نيابت از معصومين:
سزاوار است حاجى روزهايى كه درمكه حضور دارد، در اوقات مناسب به نيابت از پيامبر6و ائمه معصومين:و فاطمه اطهر3طواف انجام دهد.
موسىبن قاسم گويد: به امام جواد7عرض كردم:
تصميم دارم به نيابت شما و پدرتان طواف كنم ليكن به من گفته شده كه نمىتوان به نيابت از اوصيا طواف انجام داد.
امام جواد7فرمود:
چرا (مىتوان انجام داد) و هر مقدار براى تو امكان دارد طواف كن كه اين كار جايز است.
موسىبن قاسم گويد: پس از سه سال به حضور آن
[1]- كافى، ج 4، ص 241