80- حج كامل
اعزام زائران ايرانى به حرمين شريفين، به گونهاى برنامه ريزى شده كه برخى از آنان مدينه قبل و برخى ديگر مدينه بعد هستند، از روايات اين گونه فهميده مىشود كه ابتدا به مكه رفتن و پس از انجام مناسك حج به مدينه آمدن افضل و ارجح است.
امام باقر7فرمود:
«تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ».[1]
«تمام شدن حج و كمال آن به ديدار با امام است.»
در حديث ديگرى امام صادق7فرمود:
«هر گاه يكى از شما حج انجام داد، حج خود را با زيارت ما به پايان برد؛ زيرا اين وسيله كمال و اتمام حج است.»[2]
سدير نيز گويد:
در حالى كه دست من در دست امام باقر7بود، حضرت رو به كعبه كرد و فرمود:
اى سدير؛ مردم مأمور شدهاند تا نزد اين سنگها
[1]- كافى، ج 4، ص 549
[2]- علل الشرايع، ص 459
آمده، آن را طواف كنند، سپس پيش ما آمده و دوستى و پيوند خودشان را به ما اعلام دارند.[1]
دليل اين اقدام نيز در بيان امام باقر7آمده است كه فرمود:
«... وَأَنْ يَلْقُونا حَيْثُ كُنَّا، نَحْنُ الْأَدِلَّاءُ عَلَى اللَّهِ».[2]
«و اينكه هركجا كه هستيم نزد ما آيند، (زيرا) ما راهنمايان به سوى خداونديم.»
يعنى حاجى در حج، از گناه پاك شده و از راه و رسم و اعمال غلط فاصله مىگيرد و در نتيجه براى آنكه بار ديگر گرفتار خطا نشود نيازمند الگوى مناسب است، اين الگو همان امامان و پيشوايان دينى هستند كه با مراجعه و تبعيت از آنها، انسان به خدا دست مىيابد و به هدف اصلى از خلقت نائل مىگردد.
81- آداب زيارت
در روايات، براى زيارت آدابى ذكر شده كه برخى از آنها مخصوص موارد خاصّى است، ليكن برخى از اين آداب كه تقريباً جنبه عمومى داشته و به نوعى، به
[1]- كافى، ج 1، ص 392
[2]- تفسير عياشى، ج 2، ص 233
همه اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه ارتباط پيدا مىكند عبارتنداز:
1- غسل كردن پيش از بيرون رفتن براى زيارت.
2- ترك كلام بيهوده و لغو و مخاصمه و مجادله در راه.
3- اگر چند امام را زيارت مىكند، براى زيارت هر امام يك غسل كند.
4- خواندن دعاى مأثور در وقت غسل كردن.
5- طاهر بودن، به اين معنى كه غسل واجبى به گردن نداشته و با وضو باشد.
6- پوشيدن جامههاى پاك و پاكيزه.
7- جامه سفيد پوشيدن.
8- لباس نو پوشيدن.
9- هنگام رفتن به زيارت گامها را كوتاه برداشتن و به آرامى و با وقار حركت كردن.
10- عطر زدن و خود را خوشبو كردن (غير از زيارت كربلا).
11- هنگام رفتن به زيارت، ذكر «اللَّهُ أَكْبَر»، «الْحَمْدُ للَّهِ»، «سُبحانَ اللَّهِ» و «لا الهَ الَّا اللَّهُ» گفتن و صلوات فرستان بر پيغمبر و آل او.
12- بر در حرم ايستادن و اذن دخول خواندن به كلمات مأثوره.
13- تلاش درجهت تحصيل رقّت قلب، سوزش دل و خضوع.
14- سجده براى خداوند به منظور تشكر از اين نعمت الهى.
15- مقدّم داشتن پاى راست هنگام ورود، و پاى چپ هنگام خروج.
16- ايستادن در وقت زيارت، اگر عذرى ندارد.
17- سر به زير انداختن و به بالا و طرف راست و چپ توجه نكردن.
18- خواندن زيارتهاى مأثوره و ترك زيارتهاى مخترعه.
19- خواندن نماز زيارت كه اقلّ آن دو ركعت است.
20- خواندن دعاهاى وارده، بعد از نماز و زيارت.
21- خواندن مقدارى از قرآن و هديه كردن به روح مقدس صاحب آن مرقد شريف.
22- نماز واجب را بر نماز زيارت مقدم داشتن و اگر مشغول زيارت بود و «قَدْ قامَتِ الصَّلاة» را شنيد، زيارت را ترك و در نماز جماعت شركت كند.
23- زيارت كردن براى پدرو مادر و دوستان و نزديكان و به نيابت ايشان سلام كردن و براى آنها طلب مغفرت نمودن.
24- ترك سخنان ناشايست و كلمات لغو و بيهوده و صحبتهاى دنيايى كه هميشه درهر جا مذموم و مانع رزق و جالب قساوت قلب است، به خصوص در بقاع مقدس.
25- بلند نكردن آواز و صداى خود در آن مشاهد شريفه براى هر علتى كه باشد.
26- وداع با صاحب آن مرقد شريف در وقت بيرون آمدن از آن شهر.
27- قصد مراجعت داشتن به آن مكان مقدس هنگام وداع.
28- بهتر كردن حال و كردار و گفتار خود، نسبت به پيش از زيارت.
29- انفاق و احسان بر فقرا و مساكين و مجاوران آن بقعه.[1]
82- ادب بانوان در زيارت
مرحوم علامه امينى در فصل «ادب الزائرات» مىنويسد:
پس بر زنان زائر است كه:
[1]- آداب زيارت علامه محدث نورى، تحقيق و تصحيح: محمد حسين صفاخواه- عبدالحسين طالعى.( با كمى تغيير در عبارت)
«چشم خود را از حرام بپوشند، خود را از تبرج و شهوت بازدارند و لباس حيا به تن كنند، و روبند عفت زنند، در ميان راه كه تداخل با مردان دارد، راه نروند، از كنار ديوار بگذرند، پوشيدن لباس نازك را ترك كنند، از هر چه مايه شهرت آنها مىشود اجتناب كنند، سرمه وعطر در معابر نزنند ...»[1]
83- رعايت وقار در زيارت
يكى از عاداتى كه در حرمين شريفين به تدريج حالت رسمى به خود گرفته اين است كه هر كاروانى در كنار قبرستان بقيع، به صورت دسته جمعى نشسته و يك نفر براى آنها زيارت و مرثيه مىخواند و چون جمعيت زياد كاروانها فراوانند در نتيجه صداهاى اين افراد درهم مىپيچد و مناظر ناخوشايندى را به وجود مىآورد، شايسته است زائران عزيز خود خواندن زيارت را فراگرفته و هر كدام به صورت فردى و يا حداكثر چندنفره زيارت بخوانند.
مرحوم علامه امينى در «ادب الزائر» نقل كردهاند كه:
مرحوم شيخ الطائفه شيخ محمد طه نجف، در سامرا
[1]- آداب زيارت، ج 2، ص 2- ادب الزائر، صص 47- 50
به حرم حضرت عسكريين8وارد شد، در حالى كه صداها به اذان بلند بود، [و هر كس در گوشهاى براى خود اذان مىگفت آنگاه ايشان] آنها را از آن كار نهى مىكرد و اين آيه شريفه را خواند:
ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً.[1]و[2]
مرحوم محدث نورى در تحيّة الزائر، پس از نقل حديثىكهمرحوم مجلسى در بحارالانوار آورده، گويد:
مرحوم مجلسى در كتاب «بحار»[3]و «تحفه» از اين آيه و روايت استظهار فرموده كه:
«بلند نمودن آواز درحرم مطهّر نبوى ومشاهد شريفه (صلوات اللَّه عليهم اجمعين) چه در زيارت و چه در غير آن، منهى و مذموم است.»
سپس محدث نورى مىگويد:
«و چه نيك فرموده و اين ادبى است خاص، كه در مرحله احترام وتعظيم، رسول خدا6و ذريه طاهرهاش:را به آن امتياز اختصاص داده و پرده ناموس براى تكريم و توقير
[1]- نوح: 13
[2]- ادب الزائر، ص 26
[3]- بحار الانوار، ج 100، ص 125
ايشان درميانشان گذاشته، پس هر كه آواز را بلند كند، هر چند در عبادتى باشد كه بلند نمودنِ آن صدا در آن ممدوح باشد، پرده ناموس الهى را دريده است ...»
و از اين جا معلوم مىشود قباحت و شناعت آنچه متعارف و مرسوم شده در حرمِ مطهر علوى و بقعه منوره حسينى8كه در اوقات نماز، خصوص درصبح و شام، جماعت بسيارى كه گاه عدد ايشان زياده باشد از عدد گوش كنندگان، به غايت بلندى آواز، برخيزند و اذان بگويند و دعا كنند و صداها درهم پيچد، و فقرات اذان در يكديگر مخلوط شود، عُبّاد آن محل را، از زائران و نمازگزاران و متضرعين و گريه كنندگان، از كار خود باز دارند و داخل در زمره صادّين عن سبيل اللَّه شوند، و پاس حرمت نبوت و امامت را از هم درند و حكايت اذان را كه از مستحبات اكيده است، از ميان برند، چه سامع نداند كه كدام را حكايت كند.
با اين مفاسد و غير آن، گمان دارد ثوابى برده و به فيض رسيده است و حال آن كه بايست از منكرات شرع شمرده شود، نه عبادات و در موبقات داخل شود، نه در قربات![1]
[1]- آداب زيارت، ص 186