وقار قصد حرم مبارك كند و در حال راه رفتن گامهاى كوچك بردارد و بين هر گام تسبيح، تحميد، تهليل و تكبير بگويد و چنين بداند كه آن حضرت او را مىبيند و به آنچه در نهاد او خطور مىكند، داناست و مراتب شوق و حسرت دل و اندوه درونى را مشاهده مىكند و به تمام وجود او، متوجّه است. از اين رو اهتمام مىكند كه غير او، به خاطرش خطور نكند و در راه زيارت او، به احدى ننگرد و به چيزى كه مانع حضور قلب او مىشود، متوجّه نگردد.
و چون به در حرم رسيدى، بدان كه تو قصد ورود بر پادشاه بزرگى را كردهاى كه در بارگاه او، جز پاكان نزول نكنند و اجازه نيابند و همانا تو حرمى را اراده كردهاى كه انبيا و مرسلين و ملائكه مقرّبين، بدون اذن داخل آن نمىشوند.
پس به دل و زبانت از خداى- جلّ جلاله- اذن بخواه، سپس از حضرت رسول6و پس از آن از جانشينان و اوصياى او، بويژه باب شهر علم او و بقيه خلفاى او، استيذان كن. سپس از فرشتگان خدا- كه موكّل به حرم شريف او هستند- اذن بگير. آن وقت به بساط خدمت او و حضور در مجالس او، قدم بگذار؛ زيرا اگر غفلت كنى، در خطر عظيمى خواهى بود و بدان كه او از جانب خداى- جلّ جلاله- قادر است، بر
آنچه بخواهد از عدل و فضل با تو رفتار كن. پس اگر به كرم و فضل خود، به تو توجّه كند و تو را بپذيرد و زيارت تو را قبول كند و سلام تو را جواب گويد و سخن تو را گوش دهد، خوشا به حال تو. باز خوشا به حال تو.
در اين صورت چنان است كه به زيارت خداى- جلّ جلاله- نائل گشتهاى و در اين كار با فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل، شريك گشتهاى و اين جماعت بهترين رفقاى تو خواهند بود.
و اگر به استحقاق او آنچه از صدق، خلوص، وفا، ادب و صفا بر تو واجب است، از تو مطالبه كند و تو محجوب باشى و تو را رد كند، پس واى بر تو! و باز هم واى بر تو! و حقّاً كه زيان بردهاى، زيان آشكارى. در اين حال به عجز خويش و تقصير و انكسار و فقر خودت در برابر او اعتراف كن؛ زيرا تو براى زيارت و مؤانست با او، توجّه كردهاى. پس حال خود را بر او عرضه بدار و راز خود را بر او فاش كن و از او همّت بخواه و به درگاه او توسّل بجوى و به باب فضل و كرم او ملتجى و پناهنده شو و عترت و ذريه او را شفيع قرار ده؛ زيرا او يا علمى كه خدا به او داده و اخبارى كه خدا به او مىفرمايد، هر چه به خاطر تو بگذرد و هر چه به قلب تو در اين باب خطور كند، مىداند.
و مانند پستترين غلامان، به درگاه او باش و بنگر
از كدام دفتر نام تو بيرون مىآيد. پس اگر دلت رقّت يافت و چشمانت گريان گشت و شوقت تو را به هيجان آورد و در قلب خود شيرينى مناجات او ولذّت گفت و گوى با او را يافتى و از جام كرامت او، نوشيدى، حاكى از حسن اقبال او با تو و پذيرفتن تو است. بنابراين داخل شو كه تو را اذن و امان دادهاند و لطف و احسان كردهاند و الّا توقّف كن، توقّف كسى كه چارههاى او ناچار گشته و باب آرزوها بر او مسدود شده و در اين حال به درگاه خداى- جلّ جلاله- ملتجى شو، التجاى كسانى كه مضطرّ شدهاند تا دل شريف او را نسبت به تو با عطوفت فرمايد و لطف منيف او را به تو معطوف دارد؛ چه اگر خداوند، صحّت اضطرار و صدق التجاى تو را از دل تو بداند، به چشم رحمت و ديده رأفت به تو نظر خواهد كرد و دل حبيب خود را به كرامت و عطوفت به تو معطوف خواهد ساخت و تو را به آنچه دوست دارى و خشنود مىشوى، موفّق خواهد ساخت؛ زيرا كه او كريم است و كرامت نسبت به بندگان مضطرّ و بيچاره خود و پناهندگان به در خانه خود را، براى طلب رضاى خويش، دوست مىدارد و در كتاب خود نازل فرموده است كه: أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ و عتبه شريفه را ببوسد و در حال ورود بگويد:
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِي سَبِيلِاللَّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ
اللَّهِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ».[1]
كريمُ السجايا جميلُ الشيم
نبى البرايا شفيعُ الامم
امام رسل پيشواى سبيل
امين خدا مهبط جبرئيل
شفيعالورى خواجه بعث و نشر
امام الهدى صدر ديوان حشر
شفيعٌ مطاعٌ نبىٌّ كريمٌ
قسيمٌ جسيمٌ نسيمٌ وسيمٌ
(سعدى)
85- بركات حج
حج خانه خدا اگر صحيح و با رعايت آداب آن انجام شود، ثمرات و دستاوردهاى بسيار مهم وشيرينى به همراه دارد كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
1- پاكى از گناه
حاجى در حج بر گذشته نادرست خود خط بطلان مىكشد و راه را براى داشتن يك زندگى سالم و درست دينى و الهى هموار مىسازد.
[1]- المراقبات، ج 2، ص 233- 237
رسول خدا6فرمود:
«هر مردى كه براى حج ياعمره ازمنزل خود بيرون رود، پس هر قدمى كه برمىدارد و به زمين مىگذارد، گناهان از بدن او فرو مىريزد چونان ريختنِ برگ از درخت. پس آن گاه كه وارد مدينه شده و به وسيله سلام با من مصافحه مىكند، و آن گاه كه وارد ذوالحُليفه (مسجد شجره) گرديده، غسل انجام مىدهد، خداوند وى را از گناهان پاك مىگرداند ...»[1]
امام صادق7نيز فرمود:
«كسى كه حج انجام دهد و خدا را اراده كند و قصد ريا و شهرتطلبى نداشته باشد، به يقين خداوند او را خواهد بخشيد.»[2]
رسول خدا6فرمود:
«كسى كه حج يا عمره انجام دهد و در آن گناه و فسقى مرتكب نگردد، بر مىگردد همانند روزى كه از مادر متولد شده است.»[3]
[1]- الحج فى الكتاب و السنة، ص 148، ح 325.
[2]- وسايل الشيعه، ج 11، ص 109.
[3]- الحج فى الكتاب و السنة، ص 163، ح 392.
و در حديثى ديگر آن حضرت فرمودند:
«اى مردم، هيچ مؤمنى در موقف (عرفات) وقوف نمىكند مگر آنكه گناهان گذشته او تا اين زمان را ببخشايد و آن گاه كه حج وى پايان پذيرفت، عملش از نو آغاز شود.»[1]
از مجموع آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه انجام حج صحيح و مورد قبول خداوند، اولين پاداشش آمرزش گناهان و ورود به يك زندگى جديد است.
2- راهيابى به بهشت
خداوند پاداش حج مقبول و پذيرفته شده را بهشت قرار داده است و دليل آن را شايد بتوان چنين برشمرد كه هر كس به مهمانى مىرود، صاحب خانه معمولًا تلاش مىكند تا بهترين غذا و امكاناتى را كه دارد براى او فراهم سازد. درحج نيز حاجى ميهمان خداوند است و يكى از ويژگىهاى حضرت حق، كريم بودن و بخشندگى است و هميشه در دعاها به او خطاب مىشود:
«يَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ»؛
[1]- سنندار قطنى، ج 2، ص 284.
«اى كريمترين كريمان!»
يكى از بهترين هداياى خداوند، بهشتى است كه به مؤمنان و نيكان و پاكان وعده داده است كه در سفر حج آن را به ميهمانان خانه خود هديه مىدهد.
رسول خدا6فرمود:
«براى حج مبرور پاداشى جز بهشت نيست.»[1]
3- نورانيت
هر انسانى به هنگام تولد از مادر، فطرتى پاك و پاكيزه دارد. قلب كودك نورانى و فاقد هر نوع تيرگى است. ليكن پس از دوران بلوغ و ورود به جامعه و كم كم آلودگى به گناه و معصيت، گرفتار تيرگى شده و گاهى نيز تا آنجا پيش مىرود كه قلب دچار قساوت گرديده و ديگر اميدى به نجات او نيست.
افرادى كه هنوز در اين مرحله قرار نگرفته و توفيق انجام حج راپيدا مىكنند، پس از آنكه روح و جان خود را در درياى شفاف و زلال حج شستشو داده و خود را پاك كردند، باز به فطرت اوليه بازگشته، نورانيت را از خداوند جايزه مىگيرند و مىتوانند با عمل به اسلام آن را حفظ كنند، ليكن آلودگى به گناه بار ديگر اين
[1]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 8
نورانيت را كم مىكند و با ادامه آن، به طور كلّى از ميان مىرود.
امام صادق7فرمود:
«حج گزار تا زمانى كه به گناه آلوده نشده، نور حج را پيوسته دارا خواهد بود.»[1]
4- دستيابى به خير دنيا و آخرت
رسول خدا6فرمود:
«هركس دنيا و آخرت را مىخواهد، آهنگ اين خانه كند، همانا بندهاى به آن جا نيامده و از خداوند دنيا را نخواسته مگر آنكه بدان دست يافته و خداوند حاجت او را برآورده ساخته است و نيز از خداوند آخرت را طلب نكرده مگر آنكه پذيرش اين درخواست را براى وى ذخيره كرده است.»[2]
در حديث ديگرى رسول خدا6به عثمان بن ابىالعاص فرمود:
«بدان، عمره همان حج اصغر است و همانا يك عمره از دنيا و آنچه در آن است بهتر و بالاتر
[1]- كافى، ج 4، ص 255
[2]- مسند الامام زيد، ص 197