بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 227

و در حديث ديگرى فرمودند:

«هر كس به زيارت من بيايد، شفاعت او بر من واجب مى‌شود و شفاعت هر كس بر من واجب گردد، بهشت بر او واجب مى‌شود.»[1]

86- هديه سفر

مستحب است مسافر هنگام بازگشت به خانه، هديه‌اى براى خانواده‌اش بياورد.

ابن سنان از امام صادق7نقل كرده كه آن حضرت فرمود:

«هنگامى كه يكى از شما به مسافرت برود، موقع برگشتن به هر مقدار كه براى او امكان دارد هر چند يك سنگ، براى خانواده خود هديه بياورد ...»[2]

امام صادق7نيز فرمودند:

«هَدِيَّةُ الْحَجِّ مِنَ الْحَجِّ»[3]

[1]- كافى، ج 4، ص 548.

[2]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 459، ح 15259.

[3]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 225، ح 2250.


صفحه 228

«هديه حج جزو حج است.»

ليكن بايد توجه داشت كه تهيه سوغات نبايد حاجيان را از وظايف حساس و خطيرشان بازدارد و به جاى حضور در حرمين شريفين، بيشترين وقت خود را در خيابانها و بازارها سپرى كنند و به دليل خستگى از توفيق عبادت محروم شوند.

از اين رو بايد براى خريد هدايا، برنامه ريزى نموده، وقت خاصى را براى آن در نظر بگيرند و كالاهاى مورد نياز خود را بخرند، و ديگر سراغ بازار نروند.

شيطان نيز در اين گونه موارد دركمين حاجيان است.

تنوع كالاها و بازارها كه بخشى از آن در مسير حاجيان قرار دارد، موجب مى‌شود تا در ميان راه، مسير خود را تغيير داده، به جاى حضور در محضر نبى اكرم6و ائمه بقيع:و يا در مسجد الحرام، از اين مغازه به آن مغازه رفته و در پايان خسته و مانده خود را به محل اقامت مى‌رسانند و به استراحت مى‌پردازند.

آيا لحظه‌اى انديشيده‌ايم كه در شبهاى قدر و در ماه مبارك رمضان پيوسته با التماس و خواهش اين دعا را مى‌خوانديم: «اللَّهُمَّ ارْزُقْني حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ» و از خدا حج را طلب كرده‌ايم و حال كه اين توفيق رفيقمان شده، آيا شايسته است كه منافع آن را به راحتى از دست بدهيم؟

نكته ديگر اين كه بايد توقّعات ديگران را نسبت به‌


صفحه 229

ميزان هدايا كاهش داد؛ زيرا همان گونه كه زائران عتبات عاليات، جز يك مهر و تسبيح معمولى توقعى از زائر ندارند، در سفر حج نيز نبايد به دنبال هداياى متنوع و رنگارنگ برويم، و چه بسا با خريد برخى كالاها بازار مشركان و كفار را تقويت كنيم، بلكه بايد با خريد هداياى مختصر، ضمن عمل به اين وظيفه اخلاقى زمينه را براى بهره بردارى هر چه بيشتر فراهم ساخت.

87- نشانه قبولى حج‌

حج تمرين عبوديت و بندگى است و حاجى در اين دوره آموزشى، بايد تلاش كند تا گناهانى را كه به آن مبتلا بوده، ترك كند و هنگام مراجعت، زندگى جديدى را آغاز نمايد.

رسول خدا6فرمودند:

«از نشانه‌هاى قبولى حج آن است كه بنده، گناهانى را كه مرتكب مى‌شده ترك كند و اگر پس از بازگشت، همچنان گرفتار گناه باشد و در لجن‌زار زنا، خيانت و يا معصيت فرو رود، حج او به وى بازگردانده مى‌شود.»[1]

فلسفه هر زيارتى آن است كه زائر باگذشته غلط

[1]- الحج فى الكتاب و السنه، صص 741 و 742


صفحه 230

خود فاصله بگيرد و اصلاح شود.

مرحوم شهيد در دروس گويد:

«... و ثاني عشرها أن يكون الزائر بعد الزيارة خيراً منه قبلها فإنّها تَحُطّ الأوزار إذا صادفت القبول».[1]

دوازدهمين ادب از آداب زيارت آن است كه زائر پس از زيارت، از وضعيتى كه پيش از آمدن به زيارت داشته بهتر شود.

در آستانه ورود به حرم، كنار در ايستادن و اذن دخول خواندن و تلاش در جهت ريزش اشك و رقّت قلب پيداكردن، يكى ديگر از وظايف زائران است. زائر در حالى اذن دخول مى‌خواند كه احساس مى‌كند هم اكنون صاحب آن مرقد او را مى‌بيند، كلامش را مى‌شنود و به او پاسخ مى‌دهد و درست در همان حال لطف و محبت صاحب آن مرقد نسبت به مردم و به خصوص پيروانشان را ياد كند و لحظه‌اى نيز به درون خود مى‌نگرد كه با كوله بارى از گناه و نافرمانى به در خانه اين عزيز آمده است كه اگر كسانى به صورت حقيقى به درون خود نگريسته و سابقه اعمال خود را به‌

[1]- الدروس، ج 2، ص 24؛ آداب زيارت، ص 196


صفحه 231

ياد آورند چه بسا از راه رفتن بازمانند و از خجلت و شرمسارى عقب نشينى كنند!

در چنين حالتى بر زائر عارض شد تا حدودى توانسته است به اهداف زيارت دست يابد از اين رو مرحوم شهيد اول در اين باره مى‌گويد:

«... و ثانيها: الوقوف على بابه و الدعاء و الاستئذان بالمأثور، فإن وجد خشوعاً و رقّة دخل و إلّا فالأفضل له تحرّي زمان الرقّة لأنّ الغرض الأهم حضور القلب ليلقى الرحمة النازلة من الرَّبّ».[1]

«... دوم: ايستادن بر در آن حرم شريف، و دعا و اذن دخول بخواند؛ آن گونه كه در روايات وارد شده، پس اگر در خود رقت و خشوعى يافت داخل شود و گرنه افضل آن است كه در صدد تحصيل زمانى برآيد كه در قلب او رقت و خشوعى حاصل گردد (و در آن حال به زيارت بيايد) زيرا هدف مهم‌تر، حضور قلب است براى دستيابى به رحمتى كه از ناحيه پروردگار نازل گردد.»

[1]- الدروس الشرعيه، ج 2، ص 23


صفحه 232

88- دعا در بازگشت‌

در احوالات رسول خدا6اين چنين نوشته‌اند كه آن حضرت هرگاه از سفر حج يا جنگ و يا سفرى ديگر بازمى‌گشت، به هر بلندى مى‌رسيد سه مرتبه‌ اللَّه اكبر مى‌گفت ومى فرمود:

«... لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ، آئِبُونَ تَائِبُونَ عَابِدُونَ سَاجِدُونَ لِرَبِّنَا حَامِدُونَ، صَدَقَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ ...».[1]

سپس به مسجد مى‌رفت و دو ركعت نماز مى‌گزارد و آن گاه وارد خانه مى‌شد.[2]

89- آگاه كردن از زمان بازگشت‌

شايسته است مسافر پيش از ورود به خانه، زمان آمدنش را به خانواده خود اطلاع دهد تا آن‌ها براى استقبال آمادگى پيدا كنند.

در حديثى از رسول خدا6نقل شده كه آن‌

[1]- محجة البيضاء، ج 4، ص 76

[2]- همان.


صفحه 233

حضرت، از اين كه كسى پس از مدتى غيبت، شبانه بر اهل خود وارد شود نهى فرموده، مگر آن كه پيش از ورود، آنان را باخبر سازد.[1]

در محجّة البيضاء آمده است:

مسافر چون نزديك شهر خود رسيد بايد بگويد:

«الَّلهُمَّ اجْعَلْ لَنا بِها قَراراً وَ رِزْقاً حَسَناً».

سپس كسى را نزد خانواده‌اش بفرستد تا زمان ورودش را به آن‌ها اطلاع دهد و در نتيجه ناگهانى بر آن‌ها وارد نشود تا به چيزى كه مطابق ميلش نيست برخورد كند.[2]

رسول خدا6هر گاه از مسافرت بازمى‌گشت، ابتدا به مسجد مى‌رفت و دو ركعت نماز مى‌خواند و سپس به خانه مى‌آمد وهنگام وارد شدن به خانه مى‌فرمود:

«تَوْباً تَوْباً لِرَبِّنا أوْباً، لايُغادِرُ عَلَيْنا حَوْباً».[3]

همچنين در روايت آمده است كه آن حضرت هنگام بازگشت از خيبر فرمود:

«آئِبُونَ تَائِبُونَ، إِنْ شاءَ اللَّهُ عَابِدُونَ، راكِعُونَ‌

[1]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 197

[2]- محجة البيضاء، ج 4، ص 76

[3]- همان.


صفحه 234

ساجِدُونَ، لِرَبِّنَا حَامِدُونَ، الَّلهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى‌ حِفْظِكَ إِيَّايَ فِي سَفَرِي وَ حَضَرِي، الَّلهُمَّ اجْعَلْ أَوْبَتِي هذِهِ مُبارَكَةً مَيْمُونَةً مَقْرُونَةً بِتَوبَةِ نَصُوحٍ تُوجِبُ لِي بِها السَّعادَةَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».[1]

90- خوش آمد گويى به حاجيان‌

امام صادق7فرمود:

رسول خدا6به آن كس كه ازمكه بازمى‌گشت مى‌فرمود:

«قَبِلَ اللَّهُ مِنْكَ وَ أَخْلَفَ عَلَيْكَ نَفَقَتَكَ وَغَفَرَ ذَنْبَكَ».[2]

«خداوند از تو بپذيرد و هزينه‌هاى سفرت را جبران نمايد و گناهت را ببخشايد.»

در حديث ديگرى امام صادق7فرمود:

«كسى‌كه با حاجى هنگام بازگشت از سفر حج ملاقات نموده، با وى دست دهد و مصافحه كند، مانند كسى است كه حجرالأسود را لمس‌

[1]- محجّة البيضاء، ج 4، ص 76.

[2]- من لايحضره الفقيه، ج 2/ 196.