و ... جان مسافرانِ تنها را تهديد مىكرد، علاوه بر آن، ايجاد اضطراب و وحشت و درنهايت افسردگى، از ديگر نتايج سفرهاى فردى بود و پيشوايان معصوم براى پيشگيرى از اينگونه عوارض، به مردم توصيه كردهاند كه بهتنهايى مسافرت نكنند.
11- همراهان شايسته و همشأن
انتخاب همسفران شايسته و همشأن، يكى ديگر از آداب سفر است. كسانى كه از نظر سلوك و خصوصيات رفتارى و سطح زندگى با يكديگر همگون هستند، مناسب است در يك كاروان ثبتنام نموده و با هماهنگى مدير كاروان، آنها كه با هم سنخيت بيشترى دارند در يك اتاق جاى گيرند.
امام باقر7فرمود:
«إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَكْفِيكَ فَإِنَّ ذَلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ».[1]
«هنگامى كه با كسى همراه و همسفر شدى، پس با مثل خودت همراه شو و با آنكس كه زندگى تو را اداره مىكند همسفر مشو، كه اين كار موجب ذلت مؤمن است.»
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 412/ 15135
همچنين براى اينكه حاجى در جمع همراهان تحقير نشود نبايد، با كسانى كه براى او قدر و منزلتى قائل نيستند همسفر شود. على7در اين زمينه فرمود:
«لا تَصْحَبَنَّ فِي سَفَرِكَ مَنْ لا يَرَى لَكَ مِنَ الْفَضْلِ عَلَيْهِ كَمَا تَرَى لَهُ عَلَيْكَ».[1]
«با كسى كه در تو فضيلتى نسبت به خود احساس نمىكند و تو نيز در او فضيلتى نسبت به خود نمىبينى در سفر همراه مشو.»
امام صادق7نيز فرمود:
«إصْحَبْ مَنْ تَتَزَيَّنُ بِهِ وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَتَزَيَّنُ بِكَ».[2]
«با كسى همسفر شو كه موجب افتخار و زينت تو باشد و با آنكس كه تو باعث افتخار او باشى همراهى مكن.»
فردى بهنام شهاب بن عبدربّه گويد:
به امام صادق7گفتم:
شما از حال من آگاهيد و دست و دلبازى و بذل و بخششم را نسبت به برادران دينىام مىدانيد، آيا
[1]- كافى، ج 4، ص 286
[2]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 412، ح 15133
مىتوانم با بعضى از آنها در راه مكه همراه شوم و به آنان بذل و بخشش كنم؟ حضرت فرمود:
اى شهاب، چنين مكن. اگر تو آنچه دارى بر آنان ببخشايى و آنان نيز در هزينه كردن زيادهروى كنند، به آنان ستم كردهاى، و [اگر تو ببخشايى] و آنان از خرج كردن خوددارى كنند، آنها را ذليل كردهاى، پس با امثال خود همسفر شو.[1]
حسين بن ابىالعلا نيز گويد:
همراه با بيست و چند نفر مرد بهطرف مكه حركت كرديم، در ميان راه، در هر منزلى گوسفندى براى آنان قربانى مىكردم، پس زمانى كه به محضر امام صادق7شرفياب شدم، آنحضرت خطاب به من فرمود:
اى حسين، مؤمنان را خوار و ذليل مىكنى؟
گفتم: از چنين كارى به خداوند پناه مىبرم!
حضرت فرمود: به من خبر رسيده است كه در هر منزلى براى آنان گوسفندى كشتهاى!
گفتم: قصدى جز خدا نداشتم.
حضرت فرمود: آيا ندانستى كه در ميان همراهان تو كسانى هستند كه دوست دارند مانند تو عمل كنند، ليكن بهدليل نداشتن توانايى مالى، نمىتوانند و
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 413، ح 15137
درنتيجه احساس كوچكى و حقارت مىكنند؟
گفتم: از خداوند طلب مغفرت مىكنم و از اين پس چنين نخواهم كرد.[1]
رعايت اين نكته اخلاقى باعث مىشود كه افراد كاروان و همسفران، از چشموهمچشمى و ايجاد تنشهاى روحى و اخلاقى پرهيز نموده، در محيطى سالم و آرام بهسر ببرند و بيشتر به دنبال كسب معرفت و بهره معنوى باشند.
12- مشوّقان خوبىها
در سفر حج، دوستانِ ديندار و عاشقِ خداوند، در ترغيب و تشويق همراهان بهعبادت و بهرهورى بيشتر از سفر، سهم مؤثر و بهسزايى دارند. گاهى شيطان حاجيان را وسوسه نموده، بهخواب و استراحتِ بيشتر فرامىخواند، ليكن دوست صميمى و ديندار، با رفتار و گفتار خوبِ خود، همسفران را به حركت واداشته، شيطان را در دستيابى به اهداف خود ناكام مىكند.
از اينرو، در روايات به مؤمنان توصيه شده تا دوستانى را براى خود برگزينند كه آنان را در انجام كارهاى مربوط به آخرت يار و ياور باشند.
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 415، ح 15142
رسول خدا6فرمود:
بهترين برادرت كسى است كه تو را به پيروى از خدا كمك نموده، از نافرمانى او بازدارد و تو را به خشنود ساختن او وادار كند.[1]
على7نيز فرمود:
بهترين برادرات كسى است كه بهسوى خير شتاب كند و تو را نيز بهدنبال خود بكشد و تو را به نيكى فرمان دهد و بر انجام آن ياريت رساند.[2]
بنابراين، سزاوار است حاجى همسفران خود را بهحضور در حرمين شريفين و خواندن قرآن و نماز و دعا و نيز كمك و يارى همسفران و ديگر امور خير تشويق نموده، خود نيز در انجام اين كارها پيشقدم گردد.
13- وصيت
يكى ديگر از مستحبات سفر، وصيت كردن پيش از رفتن به مسافرت است، سفر هميشه با خطر همراه بوده و هست، در گذشته راههاى طولانى و ناهموار، دزدان مسلح، نبود امكانات غذايى و بهداشتى، ناامن بودن راهها و امثال آن، موجب مىشد كه تعدادى از
[1]- المحبة في الكتاب و السنه، ص 109، ح 462
[2]- همان: 110، ص 478
مسافران، جان به جانآفرين بسپارند و مظلومانه در گوشهاى بهخاك سپرده شوند.
در عصر كنونى نيز كه امكانات فراوانى براى مسافران فراهم شده است، باز خطرهاى بسيارى جان انسانها را تهديد مىكند و افراد بشر نه در زمين و نه در آسمان امنيت لازم را ندارند. گاهى هواپيماى مسافربرى بهعلت نقصفنى سقوط مىكند و تعدادى كشته مىشوند، گاهى دو اتومبيل با هم برخورد مىكنند و جان سرنشينان بىگناهشان را مىگيرند و گاهى اتومبيلى به عابر پياده مىزند و ...
بنابراين، هيچكس از آينده خود خبر ندارد و نمىتواند آن را پيشبينى كند و به بازگشت قطعى خود از سفر مطمئن باشد. از اين رو، نوشتن و تنظيم وصيت نامه در شرايط عادى كاملًا مطلوب است، ليكن در سفر حج، مطلوبتر و لازمتر است تا وارثان و بازماندگان دچار مشكل نشوند و تكليف خود را بشناسند و براساس آن عمل كنند.
امام صادق7فرمود:
«مَنْ رَكِبَ رَاحِلَةً فَلْيُوصِ».[1]
«كسى كه بر مركبى سوار مىشود لازم است
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 369
وصيت كند.»
رسول خدا6فرمود:
«الْوَصِيَّةُ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ».[1]
«وصيت كردن وظيفه هر مسلمانى است.»
در حديث ديگرى فرمود:
«مَا يَنْبَغِي لِامْرِئٍ مُسْلِمٍ أَنْ يَبِيتَ لَيْلَةً إِلَّا وَ وَصِيَّتُهُ تَحْتَ رَأْسِهِ».[2]
«بر هيچ مسلمانى سزاوار نيست كه شب سر بر بالين بگذارد مگرآنكه وصيت او زير سرش باشد.»
رسول خدا6در حديث ديگرى فرمود:
«مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ وَصِيَّةٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً».[3]
«كسى كه بدون وصيت بميرد، به مرگ جاهلى مرده است.»
از مشكلاتى كه گاهى در موسم حج و عمره، در كاروانها پديد مىآيد، اين است كه نمىدانند فرد
[1]- وسائلالشيعه، ج 19، ص 257، ح 24544
[2]- وسائلالشيعه، ج 19، ص 258، ح 24545
[3]- وسائلالشيعه، ج 19، ص 259، ح 24546
فوتشده در رابطه با محل دفن خود چه وصيت كرده است؟ لذا چند روزى جنازه باقى مىماند تا بازماندگان تصميم بگيرند به ايران حمل شود و يا در مكه و مدينه بهخاك بسپارند؟
از اين رو، مناسب است كه در وصيت نامه، علاوه بر امور جارىِ زندگى، محلّ دفن نيز مشخص شود.
14- غسل
مستحب است انسان پيش از رفتن به مسافرت غسل كند و هنگام غسل اين دعا را بخواند:
«بِسْمِ اللَّهِ و باللَّهِ و لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ وَ على مِلَّةِ رَسُولِ اللَّه وَ الصَّادِقينَ عَنِ اللَّه صَلَواتُ اللَّه عَلَيْهِم اجْمَعينَ.
أللّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبي واشْرَحْ بِهِ صَدْري وَ نَوِّر بِهِ قَبْري.
اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرْزاً وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ آفَةٍ وَ عاهَةٍ وسُوءٍ مِمَّا أَخافُ و احْذَرُ، وَ طَهِّرْ بِهِ قَلْبِي وَجَوَارِحِي وَ عِظَامِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَشَعْرِي وَ بَشَرِي وَ مُخِّي وَ عَصَبِي وَ مَا