ترس و نگرانى هم هست؟
امام صادق7فرمود: آرى، اگر يكى از شما بخواهد از هر ترسى در امان باشد، تسبيحى از تربت حسين7با خود برگيرد و هنگام خفتن در بستر، دعاى وقت خفتن را سه مرتبه بخواند، آنگاه آن تربت را بوسيده، بر چشمان خود بگذارد و اين گونه بگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ صَاحِبِهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ بِحَقِّ أَبِيهِ وَ بِحَقِّ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ وَ بِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِينَ اجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ سُوءٍ».[1]
سپس آن تربت را در جيب خود گذارد. اگر در وقت عشا چنين كند تا صبحگاهان در پناه خدا خواهد بود.[2]
22- وظيفه ديگران نسبت به مسافر
مستحب است مردم مسافر را هنگام سفر بدرقه كنند؛ چرا كه مسافر در شرايط روحى خاصى بهسر
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 427
[2]- همان.
مىبرد، از فرزندان و خويشان و نزديكان و زندگى و خانه و كاشانه خويش جدا مىشود و تا مدتى از آنان دور مىماند. بدرقه مسافر و محبت نسبت به او و دعا كردن در حق او، از آلام سفر مىكاهد و روح مسافر را آرام مىكند.
امام صادق7فرمود:
«كَانَ إِذَا وَدَّعَ رَسُولُ اللَّهِ6رَجُلًا قَالَ:
أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ دِينَكَ وَ أَمَانَتَكَ وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِكَ وَ وَجَّهَكَ لِلْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ رَزَقَكَ التَّقْوَى وَ غَفَرَ لَكَ الذُّنُوبَ».[1]
«رسول خدا6هرگاه با مردى خداحافظى مىكرد، مىفرمود: دين و امانتت و سرانجام كارت را بهخدا بسپار و به هركجا مىروى، خداوند خير و خوبى را بهروى تو بگشايد و تقواى الهى را روزىات كند و گناهانت را بيامرزد.»
و نيز در حديث ديگرى امام باقر7فرمود:
رسول خدا6هرگاه با مسافرى خداحافظى مىكرد، دست او را مىگرفت، و مىفرمود:
«خداوند همسفران خوبى نصيبت كند و يارى تو را
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 407، ح 15119
كامل گرداند و مشكلات سفر را بر تو آسان كند، دور را براى تو نزديك و گرفتارىهايت را برطرف سازد و دين و امانت و فرجام كارت را حفظ كند و راه هر خيرى را بهروى تو بگشايد. بر تو باد به رعايت تقواى الهى. خودت را به خدا بسپار و به اميد بركت خداوند- عزّوجلّ- حركت كن».[1]
محمد بن على بن الحسين نيز گويد:
رسول خدا6هرگاه با مؤمنان خداحافظى مىكرد مىفرمود:
«زَوَّدَكُمُ اللَّهُ التَّقْوَى وَ وَجَّهَكُمْ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ وَ قَضَى لَكُمْ كُلَّ حَاجَةٍ وَ سَلَّمَ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ دُنْيَاكُمْ وَ رَدَّكُمْ سَالِمِينَ إِلَى سَالِمِينَ».[2]
«خداوند برتقواى شما بيافزايد و شما را بهسوى كارهاى خير متوجه سازد، حاجات شما را برآورد و دين و دنياى شما را سالم بدارد و شما را به سلامت بازگرداند.»
اين سيره حسنه، جوّ معنوى خاصى در مسافر و نيز بستگان و دوستان او ايجاد مىكند، به شكلى كه زائر در تمامى اماكن مقدس، بدرقهكنندگان را ياد و دعا
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 406، ح 15117
[2]- همان: 15116
خواهد كرد.
اميرمؤمنان و ديگر ائمه:بر اين سنت پايدار بودند. آنگاه كه ابو ذر، اين يار صادق و صميمى رسول خدا6توسط خليفه سوم به ربذه تبعيد گرديد، على بن ابىطالب7به همراه دو فرزندش حسن و حسين8و برادرشان عقيل بن ابىطالب و نيز عبداللَّه ابن جعفر و عمار بن ياسر به بدرقه ابوذر آمدند؛ سپس امير مؤمنان7فرمود: با برادرتان [ابوذر] وداع كنيد؛ زيرا آنكه آهنگ سفر دارد بايد برود و بدرقهكننده بايد بازگردد، پس هريك از بدرقهكنندگان آنچه در دل داشتند بازگو كردند؛ آنگاه حسن بن على8به ابوذر فرمود:
«اى ابوذر، خداوند تو را بيامرزد! همانا اين قوم تو را به رنج و بلا گرفتار كردند؛ زيرا كه تو جلو تعرّض آنها به دينت را گرفتى، آنان نيز دنياى خويش را از تو منع كردند. تو به آنچه آنها را جلوگيرى كردى، فرداى قيامت بسى نيازمندى و از آن چه تو را منع كردند بىنيازى».
ابوذر نيز در پاسخ گفت:
«خداوند لطفش را به شما اهل بيت ارزانى
دارد! من در دنيا جز شما مقصدى ندارم؛ هرگاه شمارا مىبينم، بهياد جدّتان رسولخدا6مىافتم.»[1]
23- مخفىكارى ممنوع
مرحوم فيض در آداب سفر كتاب محجّةالبيضاء به نقل از غزالى آورده است:
«شايسته است مسافر تمامى بار خود را مشخص نموده، آن را به رؤيت صاحب مركب برساند و با قرارداد و عقد صحيح، آن مركب را اجاره كند تا ميان آنها [در طول مسير] درگيرى رخ ندهد كه درنتيجه باعث كدورت و رنجش خاطر گردد. همچنين شايسته است از پرگويى و لجاجت با صاحب مركب پرهيز كند و روا نيست بيش از آنچه كه در قرار داد مشخص كرده بر آن بار زند، هرچند سبك باشد؛ زيرا هرچيزى از كم به زياد كشيده مىشود و كسى كه در اطراف منطقه ممنوعه بگردد ممكن است كه در درون آن قرار گيرد (يعنى از امورى كه ورود به آن، به نزاع و اختلاف منجر مىگردد پرهيز نمايد)».[2]
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 406، ح 15115
[2]- محجة البيضاء، ج 4، ص 72
24- يادآورى نعمتهاى خداوند
مستحب است مسافر به هنگام سوار شدن بر مركب و وسيله نقليه، نعمتهاى الهى را بهياد آورده، از خداوند سپاسگزارى نمايد. امام صادق7فرمود:
«هنگامى كه پا در ركاب نهادى بگو:
بِسْمِاللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، بِسْمِاللَّه وَ اللَّه اكْبَر؛ بهنام خدا و خدا بزرگتر است [از آن كه به وصف درآيد] و آنگاه كه بر مركب جاى گرفتى و استقرار يافتى بگو:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلامِ وَ عَلَّمَنَا الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ6، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأَمْرِ، اللَّهُمَّ بَلِّغْنَا بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى خَيْرٍ بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ، اللَّهُمَّ لا طَيْرَ إِلَّا طَيْرُكَ وَ لا خَيْرَ إِلَّا خَيْرُكَ وَ لا حَافِظَ غَيْرُكَ».[1]
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 387، ح 15080
سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد و به ما قرآن آموخت و با فرستادن رسولش محمد6بر ما منت نهاد؛ منزه است خدا، منزه است خدايى كه اين مركب را در اختيار ما نهاد و آن را مسخّر ما ساخت؛ ما توان آن را نداشتيم و همانا بهسوى پروردگارمان برمىگرديم و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است.
بارخدايا! تو ما را بر اين مركب سوار نمودى و تو در هر كارى پشتيبان هستى. بارخدايا! ما را به جايى رسان كه به خير و خوبى منتهى گردد، بهجايى كه به آمرزش و رضوان تو نائل گرديم. بارخدايا! هيچ امرى جز امر تو و هيچ خيرى جز خير تو و حافظ و نگهدارندهاى جز تو نيست.»
على بن ربيعه اسدى گويد:
امير مؤمنان على بن ابىطالب7بر مركب سوار شد، هنگام پانهادن در ركاب فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ، و پس از آنكه روى مركب استقرار يافت فرمود:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا وَ حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقَنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلًا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ».[1]
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 390
«سپاس خداوندى را كه ما را گرامى داشت و درخشكى و دريا ما را حمل نمود و از غذاهاى پاك و پاكيزه به ما روزى داد و ما را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى بخشيد، منزه است خدايى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت و ما توان تسخير آن را نداشتيم.»
سپس سه مرتبه «سبحاناللَّه» و سه مرتبه «الحمدللَّه» گفت و آنگاه فرمود:
«رَبِّ اغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».[1]
«پروردگارا! مرا ببخش، كه گناهان را جز تو كسى نمىبخشد.»
و در ادامه فرمود:
رسول خدا6[هنگام سفر] در حالى كه من كنار او قرار داشتم، اينچنين عمل مىكرد.[2]
بنابراين شايسته است حاجى هنگام حركت، لحظهاى با خود بيانديشد و نعمتهاى خداوند را بهياد آورد و پروردگار را بهخاطر نعمت سلامتى،
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 390
[2]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 390، ح 15085