همسفران اين نكات را رعايت كنند:
امام صادق7به نقل از رسول خدا7فرمود:
«سه چيز پايههاى دوستى مرد با برادر دينى خود را محكم مىكند:
1- هميشه با خوشرويى با او برخورد كند؛
2- در مجلس هرگاه بهسوى او آمد، برايش جا باز كند و او را در كنار خود بنشاند؛
3- او را به هر نامى كه خودش دوست دارد صدا بزند».[1]
امام باقر7نيز فرمود:
«روزى يكى از اعراب بنىتميم به حضور رسول خدا6شرفياب شد و گفت: يا رسولاللَّه مرا سفارشى كن.
حضرت در ضمن سفارشهايى به او فرمود: با مردم دوستى كن و آنان را دوست بدار تا تو را دوست بدارند».[2]
30- احترام به سال خوردگان
در هر كاروانى معمولًا تعدادى از افراد سال خورده وجود دارند كه نيازمند كمك همسفران خويشاند.
[1]- كافى، ج 2، ص 643
[2]- كافى، ج 2، ص 642
هنگام سوار شدن و پياده شدن از اتوبوس و يا هواپيما و رفتن و برگشتن به حرم و بالأخره هنگام انجام اعمال، سزاوار است ديگر حاجيان آنها را يارى دهند.
امام صادق7فرمود:
«احترام به مرد سال خورده، احترام به خدا است».[1]
در حديثى ديگر رسول خدا6فرمود:
«هركس، سالمندى را كه در اسلام موى خود را سپيد كرده احترام كند، خداوند او را از هراس روز قيامت آسوده سازد».[2]
31- سلام كردن به همسفران
انس و علاقه ميان برادران و خواهران دينى، يكى از زيباترين هديههاى دين مقدس اسلام به مردم است و از جمله امورى كه مىتواند اين پيوند را استوار سازد، سلام كردن به يكديگر است. در برخوردهاى داخل كاروان و نيز در ديدار با مسلمانان ديگر كشورها، سخن را با سلام آغاز كنيد.
رسول خدا6فرمود:
«پيش از سخن گفتن سلام كنيد و كسى كه بدون
[1]- كافى، ج 2، ص 658
[2]- همان.
سلام سخن آغاز كرد پاسخش را ندهيد».[1]
آن حضرت در حديث ديگرى فرمود:
«نزديكترين مردم به خدا و رسولش كسى است كه آغاز به سلام كند».[2]
هنگام سلام گفتن نيز بلند سلام دهيد تا طرف مقابل صداى شما را بشنود.
امام باقر7فرمود:
«خداوند، آشكار سلام كردن را دوست مىدارد».[3]
امام صادق7نيز فرمود:
«هرگاه يكى از شما به ديگرى سلام دهد، صدا به سلام بلند كند و نگويد: من سلام كردم، آنها جوابم را ندادند. شايد سلام كرده و آنها نشنيده باشند! هريك از شما نيز كه جواب سلام را مىدهد، بلند جواب دهد تا مسلمانى نگويد: من سلام كردم و پاسخ من را ندادند ...».[4]
[1]- كافى، ج 2، ص 644
[2]- همان.
[3]- همان، ص 645
[4]- همان.
روش اجرايى سلام كردن را نيز پيشوايان دينى، خود به ما آموختهاند.
امام صادق7فرمود:
«كوچك بر بزرگ، رهگذر بر كسى كه نشسته و آنان كه تعدادشان كم است بر كسانى كه تعدادشان بيشتر است سلام كنند.»[1]
همچنين اگر تعدادى در مجلسى نشستهاند آنان كه تازه به مجلس وارد مىشوند به آنان كه قبلا در آن مجلس حضور يافتهاند سلام دهند.[2]
اما اگر جمعى نشستهاند و گروهى به مجلس وارد شده و سلام كنند، كافى است يك نفر آن را پاسخ دهد.[3]
32- لبخند به همسفران
حاجيان در طول سفر حج تلاش كنند تا در برخورد با همسفران به روى آنان لبخند بزنند.
امام باقر7فرمود:
[1]- كافى، ج 2، ص 646
[2]- همان، ص 647
[3]- همان.
«تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَى عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ».[1]
«لبخند هر مردى بهروى برادر مؤمن خود حسنه است و پاداش دارد و برگرفتن خار و خاشاك از چشم او [و برداشتن مانع از سر راه او] حسنه است و خدا به چيزى محبوبتر ازمسرورساختن مؤمن پرستش نشده است.»
امام صادق7نيز فرمود:
«كسى از شما گمان مبرد كه اگر مؤمنى را شاد كند فقط او را خوشحال كرده، بلكه به خدا ما را شاد كرده و بلكه بهخدا سوگند رسول خدا6را شادمان كرده است».[2]
33- كمك به همسفران
مستحب است مسافر به همراهان خود در طول سفر كمك كند و بار خويش را بهدوش ديگران نياندازد.
در حضور رسول خدا6سخن از مردى بهميان آمد و درباره او گفته شد:
او آدم خوبى است. سپس درباره اوصاف وى به
[1]- كافى، ج 2، ص 188
[2]- كافى، ج 2، ص 189
پيامبر6عرض شد:
او با ما به حج آمد، هر زمان در مكانى منزل مىكرديم، پيوسته ذاكر خدا بود و «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» مىگفت و آنگاه كه حركت مىكرديم، پيوسته خدا را ياد مىكرد و ذكر خدا مىگفت تا باز در منزلى ديگر فرود مىآمديم.
رسول خدا6فرمود:
پس چه كسى شترش را علوفه مىداد و غذايش را آماده مىكرد؟
پاسخ دادند: همه ما.
رسول خدا6فرمود: همه شما از او بهتريد![1]
پيامبر6در اين زمينه براى اصحاب و ياران خويش الگو بود. در روايت آمده است كه آن حضرت در سفرى به اصحاب خود فرمودند تا گوسفندى قربانى كنند، يكى از مردان همراه گفت: ذبح گوسفند بهعهده من؛ ديگرى گفت: پوستكندن آن نيز با من؛ سوّمى گفت: قطعهقطعه كردن گوشتها با من و چهارمى گفت پختن آن نيز با من.
رسول خدا6نيز فرمود: فراهم كردن هيزم نيز با من! اصحاب گفتند يا رسولاللَّه، پدران و مادران ما
[1]- مكارمالاخلاق، ج 1، ص 564، ح 1955؛ ميزانالحكمة، ح 8614
فداى شما باد! نبايد شما بهزحمت بيفتيد، ما بهجاى شما كارها را انجام مىدهيم!
حضرت فرمود: مىدانم كه شما بهجاى من انجام مىدهيد، ليكن خداوند عزّوجل دوست نمىدارد بندهاى را كه اگر با گروهى مسافرت كرد، گوشهاى بنشيند [و كار نكند]. حضرت اين سخن را فرمود و برخاست تا براى آنها هيزم جمعآورى كند.[1]
بنابراين، گرچه هماكنون كارها به مدير و خدمه كاروان واگذار گرديده، ليكن حاجى نبايد خود را از فيض خدمتگزارى به حاجيان محروم سازد.
امام سجاد7مسافرت نمىرفتند مگر با كسانى كه آن حضرت را نمىشناختند و از همان آغاز نيز با آنها شرط مىكردند كه در طول سفر كار كنند و نيازهاى كاروان را برآورده سازند.
در يك سفرى كه حضرت با گروهى همراه شد، مردى آن حضرت را ديد و شناخت، سپس به كاروانيان گفت:
آيا مىدانيد اين مرد كيست؟ گفتند: نه.
گفت: اين على بن الحسين8است!
آن جمع بهطرف آن حضرت آمده، دست و پاى
[1]- بحارالانوار، ج 76، ص 273، ح 31
ايشان را بوسه زدند و گفتند:
فرزند رسول خدا! آيا مىخواستى آتش دوزخ ما را، بهدليل رفتار نادرست ما با شما، فرا گيرد؟ و در پايان عمر به هلاكت گرفتار آييم؟ چه باعث شده تا شما اينچنين عمل كنيد؟
حضرت فرمود: يكوقت با گروهى كه مرا مىشناختند همسفر شدم؛ آنها بهخاطر رسول خدا بيش از حد به من احترام و كمك كردند و من نگران تكرار آن توسط شما بودم، بنابراين مخفى بودن كارم را بيشتر دوست دارم![1]
پيامبر6فرمود:
«كسى كه مؤمنِ مسافرى را يارى دهد، خداوند هفتاد و سه ناراحتى را از وى دفع كند و در دنيا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و بلاى بزرگى را كه در روز اجتماع مردم [فرداى قيامت]، با آن روبهرو است مرتفع سازد».[2]
اسماعيل خَثْعَمى گويد: به امام صادق7عرض كردم: وقتى ما [در سفر حج] به مكه مىرسيم، همراهان ما مرا نزد اثاثيه گذاشته، خود به طواف مىروند.
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177
[2]- همان.