بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 85

هنگام سوار شدن و پياده شدن از اتوبوس و يا هواپيما و رفتن و برگشتن به حرم و بالأخره هنگام انجام اعمال، سزاوار است ديگر حاجيان آن‌ها را يارى دهند.

امام صادق7فرمود:

«احترام به مرد سال خورده، احترام به خدا است».[1]

در حديثى ديگر رسول خدا6فرمود:

«هركس، سالمندى را كه در اسلام موى خود را سپيد كرده احترام كند، خداوند او را از هراس روز قيامت آسوده سازد».[2]

31- سلام كردن به همسفران‌

انس و علاقه ميان برادران و خواهران دينى، يكى از زيباترين هديه‌هاى دين مقدس اسلام به مردم است و از جمله امورى كه مى‌تواند اين پيوند را استوار سازد، سلام كردن به يكديگر است. در برخوردهاى داخل كاروان و نيز در ديدار با مسلمانان ديگر كشورها، سخن را با سلام آغاز كنيد.

رسول خدا6فرمود:

«پيش از سخن گفتن سلام كنيد و كسى كه بدون‌

[1]- كافى، ج 2، ص 658

[2]- همان.


صفحه 86

سلام سخن آغاز كرد پاسخش را ندهيد».[1]

آن حضرت در حديث ديگرى فرمود:

«نزديك‌ترين مردم به خدا و رسولش كسى است كه آغاز به سلام كند».[2]

هنگام سلام گفتن نيز بلند سلام دهيد تا طرف مقابل صداى شما را بشنود.

امام باقر7فرمود:

«خداوند، آشكار سلام كردن را دوست مى‌دارد».[3]

امام صادق7نيز فرمود:

«هرگاه يكى از شما به ديگرى سلام دهد، صدا به سلام بلند كند و نگويد: من سلام كردم، آن‌ها جوابم را ندادند. شايد سلام كرده و آن‌ها نشنيده باشند! هريك از شما نيز كه جواب سلام را مى‌دهد، بلند جواب دهد تا مسلمانى نگويد: من سلام كردم و پاسخ من را ندادند ...».[4]

[1]- كافى، ج 2، ص 644

[2]- همان.

[3]- همان، ص 645

[4]- همان.


صفحه 87

روش اجرايى سلام كردن را نيز پيشوايان دينى، خود به ما آموخته‌اند.

امام صادق7فرمود:

«كوچك بر بزرگ، رهگذر بر كسى كه نشسته و آنان كه تعدادشان كم است بر كسانى كه تعدادشان بيشتر است سلام كنند.»[1]

همچنين اگر تعدادى در مجلسى نشسته‌اند آنان كه تازه به مجلس وارد مى‌شوند به آنان كه قبلا در آن مجلس حضور يافته‌اند سلام دهند.[2]

اما اگر جمعى نشسته‌اند و گروهى به مجلس وارد شده و سلام كنند، كافى است يك نفر آن را پاسخ دهد.[3]

32- لبخند به همسفران‌

حاجيان در طول سفر حج تلاش كنند تا در برخورد با همسفران به روى آنان لبخند بزنند.

امام باقر7فرمود:

[1]- كافى، ج 2، ص 646

[2]- همان، ص 647

[3]- همان.


صفحه 88

«تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَى عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ‌ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ».[1]

«لبخند هر مردى به‌روى برادر مؤمن خود حسنه است و پاداش دارد و برگرفتن خار و خاشاك از چشم او [و برداشتن مانع از سر راه او] حسنه است و خدا به چيزى محبوب‌تر ازمسرورساختن مؤمن پرستش نشده است.»

امام صادق7نيز فرمود:

«كسى از شما گمان مبرد كه اگر مؤمنى را شاد كند فقط او را خوشحال كرده، بلكه به خدا ما را شاد كرده و بلكه به‌خدا سوگند رسول خدا6را شادمان كرده است».[2]

33- كمك به همسفران‌

مستحب است مسافر به همراهان خود در طول سفر كمك كند و بار خويش را به‌دوش ديگران نياندازد.

در حضور رسول خدا6سخن از مردى به‌ميان آمد و درباره او گفته شد:

او آدم خوبى است. سپس درباره اوصاف وى به‌

[1]- كافى، ج 2، ص 188

[2]- كافى، ج 2، ص 189


صفحه 89

پيامبر6عرض شد:

او با ما به حج آمد، هر زمان در مكانى منزل مى‌كرديم، پيوسته ذاكر خدا بود و «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» مى‌گفت و آن‌گاه كه حركت مى‌كرديم، پيوسته خدا را ياد مى‌كرد و ذكر خدا مى‌گفت تا باز در منزلى ديگر فرود مى‌آمديم.

رسول خدا6فرمود:

پس چه كسى شترش را علوفه مى‌داد و غذايش را آماده مى‌كرد؟

پاسخ دادند: همه ما.

رسول خدا6فرمود: همه شما از او بهتريد![1]

پيامبر6در اين زمينه براى اصحاب و ياران خويش الگو بود. در روايت آمده است كه آن حضرت در سفرى به اصحاب خود فرمودند تا گوسفندى قربانى كنند، يكى از مردان همراه گفت: ذبح گوسفند به‌عهده من؛ ديگرى گفت: پوست‌كندن آن نيز با من؛ سوّمى گفت: قطعه‌قطعه كردن گوشت‌ها با من و چهارمى گفت پختن آن نيز با من.

رسول خدا6نيز فرمود: فراهم كردن هيزم نيز با من! اصحاب گفتند يا رسول‌اللَّه، پدران و مادران ما

[1]- مكارم‌الاخلاق، ج 1، ص 564، ح 1955؛ ميزان‌الحكمة، ح 8614


صفحه 90

فداى شما باد! نبايد شما به‌زحمت بيفتيد، ما به‌جاى شما كارها را انجام مى‌دهيم!

حضرت فرمود: مى‌دانم كه شما به‌جاى من انجام مى‌دهيد، ليكن خداوند عزّوجل دوست نمى‌دارد بنده‌اى را كه اگر با گروهى مسافرت كرد، گوشه‌اى بنشيند [و كار نكند]. حضرت اين سخن را فرمود و برخاست تا براى آن‌ها هيزم جمع‌آورى كند.[1]

بنابراين، گرچه هم‌اكنون كارها به مدير و خدمه كاروان واگذار گرديده، ليكن حاجى نبايد خود را از فيض خدمتگزارى به حاجيان محروم سازد.

امام سجاد7مسافرت نمى‌رفتند مگر با كسانى كه آن حضرت را نمى‌شناختند و از همان آغاز نيز با آن‌ها شرط مى‌كردند كه در طول سفر كار كنند و نيازهاى كاروان را برآورده سازند.

در يك سفرى كه حضرت با گروهى همراه شد، مردى آن حضرت را ديد و شناخت، سپس به كاروانيان گفت:

آيا مى‌دانيد اين مرد كيست؟ گفتند: نه.

گفت: اين على بن الحسين8است!

آن جمع به‌طرف آن حضرت آمده، دست و پاى‌

[1]- بحارالانوار، ج 76، ص 273، ح 31


صفحه 91

ايشان را بوسه زدند و گفتند:

فرزند رسول خدا! آيا مى‌خواستى آتش دوزخ ما را، به‌دليل رفتار نادرست ما با شما، فرا گيرد؟ و در پايان عمر به هلاكت گرفتار آييم؟ چه باعث شده تا شما اين‌چنين عمل كنيد؟

حضرت فرمود: يك‌وقت با گروهى كه مرا مى‌شناختند همسفر شدم؛ آن‌ها به‌خاطر رسول خدا بيش از حد به من احترام و كمك كردند و من نگران تكرار آن توسط شما بودم، بنابراين مخفى بودن كارم را بيشتر دوست دارم![1]

پيامبر6فرمود:

«كسى كه مؤمنِ مسافرى را يارى دهد، خداوند هفتاد و سه ناراحتى را از وى دفع كند و در دنيا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و بلاى بزرگى را كه در روز اجتماع مردم [فرداى قيامت‌]، با آن روبه‌رو است مرتفع سازد».[2]

اسماعيل خَثْعَمى گويد: به امام صادق7عرض كردم: وقتى ما [در سفر حج‌] به مكه مى‌رسيم، همراهان ما مرا نزد اثاثيه گذاشته، خود به طواف مى‌روند.

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177

[2]- همان.


صفحه 92

حضرت فرمود: «انْتَ اعْظَمُ اجْراً»؛ «پاداش و اجر تو از آن‌ها بيشتر است».[1]

شخص ديگرى به‌نام مُرازِم بن حكيم گويد:

با محمد بن مُصادِف همراه بودم، وقتى به مدينه رسيديم من بيمار شدم، وى نيز مرتب مرا تنها مى‌گذاشت و به مسجد مى‌رفت، من شكايت او را به پدرش مصادف كردم، او نيز مسأله را به امام صادق7خبر داد، حضرت براى محمد بن مصادف پيغام فرستاد و فرمود:

«قُعُودُكَ عِنْدَهُ أَفْضَلُ مِنْ صَلاتِكَ فِي الْمَسْجِدِ».[2]

«نشستن تو در كنار او، از نماز خواندنت در مسجد بالاتر و برتر است.»

رسول خدا6فرمود:

«سَيِّدُ الْقَوْمِ خادِمُهُمْ فِي السَّفَرِ».[3]

«بزرگ هر قومى كسى است كه در سفر خدمتگزار آنان باشد.»

[1]- كافى، ج 4، ص 545، ح 26

[2]- همان، ص 27

[3]- محجةالبيضاء، ج 4، ص 61