مسأله 827-زنى كه عادت ماهانه نمىبيند، اگر در سنّ زنانى باشد كه عادت مىبينند، چنانچه شوهرش بعد از نزديكى كردن او را طلاق دهد بايد بعد از طلاق سه ماه عدّه نگه دارد. و منظور از سه ماه آن است كه اگر اوّل ماه است سه ماه تمام هلالى، و اگر روز ديگرى از ماه است، مانند پنجم يا دهم، هنگامى كه پنجم يا دهم ماه چهارم شود عدّه او تمام است؛ مثلا اگر پنجم ماه رجب او را طلاق داده، پنجم ماه شوّال عدّه او تمام است.
سؤال 828-عدّه زنان بدون رحم (زنى كه رحمش را برداشتهاند)، چقدر است؟
جواب:زنانى كه رحم ندارند و طبعاً حائض نمىشوند و به سنّ يائسگى نرسيدهاند بايد سه ماه عدّه طلاق نگه دارند.
مسأله 829-پايان عدّه زن باردار، متولّد شدن فرزند يا ساقط شدن آن است، حتّى اگر يك ساعت بعد از طلاق بچّه به دنيا آيد عدّه او تمام مىشود، و مىتواند شوهر كند.
سؤال 830-زوجهاى- العياذ بالله- از زنا حامله شده، و طلاق داده شده است. آيا عدّه او وضع حمل است، يا عدّه غير حامله دارد؟ حكم مسأله در صورتى كه حاملگى از طريق وطى به شبهه باشد، چيست؟
جواب:در صورتى كه مسلّم باشد حمل از زناست، و احتمال الحاق به زوج شرعى نباشد، عدّهاى براى حمل نيست، تنها عدّه طلاق دارد. و وطى به شبهه عدّه دارد، و در صورت حمل، عدّه آن وضع حمل است.
مسأله 831-عدّه ازدواج موقّت بعد از تمام شدن مدّت، در صورتى كه عادت ماهانه مىبيند، به مقدار دو حيض كامل است، و اگر عادت نمىبيند چهل و پنج روز تمام است.
سؤال 832-اگر زنى به عقد موقّت مردى در آيد و مطمئن باشد كه از آميزش با او حامله نشده است (مثلا مرد خواجه باشد، يا زن رحم خود را خارج كرده باشد) آيا بايد پس از پايان مدّت عقد موقّت، عدّه نگه دارد؟
جواب:اگر دخول حاصل شده، عدّه لازم است.
مسأله 833-ابتداى شروع عدّه طلاق از موقعى است كه صيغه طلاق خوانده مىشود، خواه زن بداند يا نداند، حتّى اگر بعد از تمام شدن مدّت عدّه بفهمد او را طلاق دادهاند، لازم نيست دوباره عدّه نگه دارد.
سؤال 834-ابتداى عدّه وطى به شُبهه چه زمانى است؟
جواب:مبدأ عدّه وطى به شُبهه زمان حصول علم به وطى به شُبهه است.
سؤال 835-لطفاً به دو سؤال زير پيرامون عدّه پاسخ فرماييد:
الف) خانمى در عدّه طلاق يا وفات بوده، كه با او وطى به شبهه مىشود. آيا لازم است دو عدّه نگه دارد، يا تكميل همان عدّه اوّل كافى است؟ و اگر دو عدّه لازم باشد، عدّه دوم (وطى به شبهه) از چه زمانى آغاز مىشود؟
جواب:احتياط واجب آن است كه دو عدّه نگه دارد. و عدّه دوم پس از انقضاى عدّه اوّل شروع مىشود.
ب) در فرض فوق، اگر از زوج اوّل، يا از واطى به شبهه حامله شود، آيا عدّه حمل مقدّم بر عدّه ديگرى است؟
جواب:عدّه حمل مقدّم است، و بعد عدّه دوّم را آغاز مىكند.
سؤال 836-در صورتى كه زمان فهميدن اشتباه در وطى به شُبهه مدّتى پس از وطى باشد، آيا در اين صورت نيز نگاه داشتن عدّه لازم است؟
جواب:احتياط نگه داشتن عدّه است.
سؤال 837-زن مطلّقهاى پس از انقضاء عدّه متعه مىشود، و پس از چندى با وساطت بزرگان فاميل قرار مىشود با شوهر اوّل ازدواج كند، جريان را به همسر دوم مىگويد، او بقيّه مدّت عقد موقّت را مىبخشد، سپس زن را به عقد دائم خويش در مىآورد، و قبل از دخول او را طلاق مىدهد، و زن با اين استدلال كه طلاقِ قبل از دخول عدّه ندارد، بلافاصله به عقد شوهر اوّل در مىآيد. آيا اين كار صحيح است؟
جواب:عدّه عقد سابق با اين امور از بين نمىرود، و تا عدّه پايان نيابد ازدواج مجدّد او صحيح نمىباشد، و نمىتواند بدون عدّه به عقد كسى در آيد.
سؤال 838-دوشيزهاى براى جوانى در نظر گرفته، و جهت حفظ جهات شرعى عقدشان خوانده مىشود، و آنها گاه از پشت آميزش مىكردند. متأسّفانه پس از مدّتى از هم جدا مىشوند، دختر بر اثر جهل به مسأله، بدون رعايت عدّه به عقد دائم شخص ديگرى
در مىآيد، حال پس از چند سال زندگى و با داشتن چند فرزند، مسأله را فهميده است، حكم شرعى او چيست؟
جواب:احتياط واجب آن است كه در فرض مسأله، بعد از عدّه مجدّداً صيغه عقد بخوانند، و حرام ابدى نيست.
سؤال 839-دو سال است اسلام را پذيرفته، و شش ماه است كه از شوهر زردشتىام جدا شدهام، عدّه اين جانبه چگونه خواهد بود؟
جواب:چنانچه مدّت دو سال است اسلام را پذيرفتهايد از همان زمان قبول اسلام، عدّه شما شروع شده است. و اگر شوهر شما از اين امر با خبر بوده، و در مدّت عدّه شما اسلام نياورده، عدّه شما پايان يافته و از آن شوهر جدا شدهايد. و نيازى هم به طلاق نيست.
سؤال 840-هرگاه زنى كه از زنا باردار شده با زانى يا غير او ازدواج كند، آيا احتياج به عدّه دارد؟ اگر شوهرش او را بعد از ازدواج طلاق دهد، آيا عدّه دارد؟ و در صورتى كه عدّه دارد، آيا عدّه او أبعد الأجلين است، يا عدّه اقراء؟
جواب:زنى كه حامل از زناست عدّه ندارد، و جايز است به عقد زانى يا غير او در آيد، و اگر او را طلاق داد عدّه او به اقراء يا سه ماه است، و وضع حمل معيار نيست. و امّا در مورد طُهر غير مواقعه چون اين شرط در حامل ساقط است مىتواند او را طلاق دهد، بنابراين اگر عادت ماهانه نمىبيند سه ماه صبر مىكند و ازدواج مىنمايد.
سؤال 841-فلسفه عدّه زنان مطلّقه چيست؟ آيا زنان نازا و يا كسانى كه رحم خود را برداشتهاند از اين قانون مستثنى هستند؟
جواب:مسأله عدّه زنان، فلسفههاى متعدّدى دارد، و منحصر به مسأله انعقاد فرزند نيست و لذا در تمام مواردى كه شرع گفته است، زن بايد عدّه نگهدارد؛ هر چند عقيم و نازا باشد، يا رحم خود را برداشته باشد، يا فرضاً چند سال است از شوهر خود جدا زندگى مىكند، در تمام اين صورتها بايد عدّه نگهدارد.
سؤال 842-آيا زن، در صورت يقين به عدم انعقاد نطفه، مىتواند قبل از سپرى شدن ايّام عادت اقدام به ازدواج كند؟
جواب:عدّه در واقع حريم زوجيّت است، و فلسفه و حكمت آن منحصر به انعقاد نطفه نيست؛ به همين دليل اگر مرد سالها از زن خود جدا زندگى كند، يا در مسافرت باشد، بعد از طلاق عدّه بر زن مدخوله غير يائسه واجب است.
سؤال 843-امروزه از نظر پزشكى امكانات آزمايشگاهى و تجهيزاتى نظير سونوگرافى وجود دارد كه در كوتاهترين زمان مىتوان بطور قطع، يقين حاصل نمود كه زنى در اثر همبسترى و نزديكى باردار شده، يا خير؟ حال با چنين فرضى، آيا مدّت عدّه طلاق همان است كه قبلا در احكام آورده شده، يا قابل تغيير است؟
جواب:همان گونه كه قبلا اشاره شد عدّه تنها مربوط به مسأله باردارى نيست، بلكه در واقع حريم زوجيّت است؛ لذا اگر زنى چند سال از شوهرش دور باشد سپس او را طلاق دهد، بايد عدّه نگه دارد.
سؤال 844-امروزه با استفاده از دارو (خوراكى- تزريقى)، يا به كار بردن وسايل پيشگيرى پزشكى، بطور قطع مىتوان از باردارى زن جلوگيرى كرد، با چنين فرضى آيا بر زنانى كه از امكانات فوق استفاده مىكنند، لازم است عدّه نگه دارند؟
جواب:از جواب بالا معلوم شد.
عدّه زنى كه شوهرش مرده
مسأله 845-زنى كه همسرش از دنيا رفته بايد چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد، خواه ازدواج دائم باشد يا موقّت، شوهرش با او نزديكى كرده باشد يا نه؛ حتّى زن يائسه نيز بايد عدّه وفات نگه دارد، و اگر باردار است بايد تا هنگام وضع حمل عدّه نگه دارد؛ ولى اگر پيش از گذشتن چهار ماه و ده روز فرزندش به دنيا آيد، بايد تا چهار ماه و ده روز بعد از مرگ شوهر عدّه را ادامه دهد.
مسأله 846-هرگاه زن يقين كند همسرش از دنيا رفته و عدّه وفات نگه دارد، و سپس شوهر كند، چنانكه معلوم شود شوهر او بعد مرده است، بايد از شوهر دوم جدا شود و احتياط واجب آن است كه اگر باردار است به مقدارى كه در عدّه طلاق گفته شد براى
شوهر دوم عدّه طلاق نگه دارد، و بعد از آن براى شوهر اوّل چهار ماه و ده روز عدّه وفات نگه دارد، و اگر باردار نيست براى شوهر اوّل عدّه وفات نگه دارد، و بعد براى شوهر دوم عدّه طلاق.
مسأله 847-ابتداى عدّه وفات، در صورتى كه شوهر غايب باشد و فوت كند، از موقعى است كه زن از مرگ شوهر با خبر مىشود.
مسأله 848-هرگاه زن بگويد: «عدّه من تمام شده است». از او قبول مىشود، به شرط آن كه مورد اتّهام نباشد، بلكه احتياط واجب آن است كه مورد وثوق باشد.
سؤال 849-آيا زنى كه از شوهر خود طلاق خلع گرفته، و شوهرش قبل از پايان يافتن عدّه طلاق از دنيا رفته، عدّه وفات نيز دارد؟
جواب:در اين گونه موارد كه طلاق، طلاق بائن است، عدّه وفات ندارد؛ هر چند احتياط بهتر است.
سؤال 850-شخصى زنى را در عدّه وفات عقد نموده، و پس از پايان عدّه عروسى مىكنند، در حالى كه زوجين جاهل به حرمتِ ازدواجِ در عدّه بودهاند، لطفاً بفرمائيد:
الف) آيا حرمت ابدى براى آنها ثابت است، يا فقط عقد باطل مىباشد؟
ب) در صورتى كه حرمت ابدى نباشد و بخواهند عقد جديد بخوانند، آيا براى همسر دوم عدّه لازم است؟
ج) آيا بايد عدّه وفات را براى همسر اوّل به انجام برساند؟
جواب:عقد ازدواج باطل است، ولى حرمت ابدى نمىآورد، و آن مرد مىتواند مجدّداً با آن زن صيغه عقد را جارى كند، ولى اگر زن بخواهد با شخص سومى ازدواج كند، بايد عدّه وطى به شبهه تمام شود.
سؤال 851-مردى زوجهاش را طلاق مىدهد، و پيش از تمام شدن مدّت عدّه، فوت مىكند. آيا زوجه بايد عدّه وفات نگه دارد، يا همان عدّه طلاق را تمام كند؟ آيا در اين مسأله فرقى ميان طلاق رجعى و بائن، يا طلاق حامله و غير حامله وجود دارد؟
جواب:اگر عدّه رجعى بوده، نگه داشتن عدّه وفات لازم است. ولى در عدّه بائن، تكميل همان عدّه كافى است.
سؤال 852-حدود 15 سال پيش از شوهر اوّلم طلاق گرفتم، و پس از حدود يك سال با مرد ديگرى مجدّداً ازدواج كردم. پنج ماه پس از ازدواج دوّم، شوهر سابقم فوت نمود. اكنون بعد از گذشت حدود 14 سال متوجّه شدم كه طلاق اوّلم باطل بوده، و به همين دليل از شوهر دوّمم جدا شدم. آيا بنده، كه يائسه نيز مىباشم، بايد بعد از 14 سال براى شوهر اوّلم عدّه وفات نگه دارم؟
جواب:هرگاه تازه از فوت او آگاه شده باشيد بايد عدّه نگه داريد، ولى اگر قبلا از فوت او با خبر شدهايد، و مدّت چهار ماه و ده روز گذشته، عدّه منقضى شده است.
ترك زينت در ايّام عدّه وفات
مسأله 853-زن بايد در مدّت عدّه وفات از پوشيدن لباسهاى زينتى، كشيدن سرمه در چشم و كارهاى ديگر، كه زينت حساب مىشود، خوددارى كند.
سؤال 854-زنى جوان (حدود 30 ساله) همسرش را از دست داده است، بخاطر فوت شوهر بيشتر از متعارف ترك زينت مىكند، و حتّى باندازه معمول نظافت هم نمىكند، و اگر كسى به خواستگارىاش برود جواب منفى مىدهد، و مىگويد: «با شوهر مرحومم عهد كردهام كه ديگر ازدواج نكنم، و بين ما شرط شده كه هر كس زودتر مُرد، ديگرى ازدواج نكند». آيا اين كارها صحيح، و اين شرط واجب الوفا مىباشد؟
جواب:حِداد، به معناى ترك زينت در ايّام وفات، لازم است؛ ولى ترك زينت، به معناى ترك نظافت نيست، و شرط مزبور اعتبارى ندارد، و سزاوار است زن بعد از گذشتن عدّه ازدواج كند.
سؤال 855-امروزه بعضى از امور زينتى بسيار مرسوم و متداول گشته است، آيا انجام اين گونه امور هم در عدّه وفات اشكال دارد؟
جواب:آرى هر گونه زينت در اين مدّت اشكال دارد.
مسائل متفرّقه طلاق
سؤال 856-اگر زنى شرط كرده باشد كه چنانچه شوهرش همسر ديگرى اختيار كند
وكالت در طلاق داشته باشد، آيا در صورتى كه شوهر به خاطر ناسازگارى زن، همسر ديگرى اختيار كند، بازهم همسر اوّل وكيل در طلاق خواهد بود؟
جواب:ظاهر اين است كه اين شرط، از چنين صورتى منصرف است؛ زيرا هدف از اين شرط، اين بوده كه به همسر اوّل قناعت كند، حال اگر همسر اوّل با پشت پا زدن به زندگى زناشوئى، مرد را در بلاتكليفى گذاشته، جايى براى تأمين آن شرط باقى نمىماند، يعنى زن وكالت در طلاق نخواهد داشت.
سؤال 857-اين كه گفته مىشود: «زن با چادر سفيد به خانه شوهر مىآيد، و فقط بايد با كفن از خانه او برود». آيا سخن درستى است؟ و آيا زن در هيچ شرايطى نبايد به فكر طلاق باشد؟
جواب:منظور اين است كه زن و همچنين مرد حتّى الامكان به سراغ تقاضاى طلاق نروند؛ مگر اينكه ادامه زندگى آنها با هم واقعاً مشكلات مهمّى ايجاد كند.
سؤال 858-وظيفه زنى كه شوهرش مفقود شده چيست؟ نفقه او در اين مدّت از كجا تأمين مىشود؟
جواب:زنى كه شوهرش مفقود شده، چند حالت دارد:
الف) اگر صبر كند تا خبرى آيد مانعى ندارد و بايد نفقه او را از مال شوهرش داد.
ب) اگر انفاق كنندهاى از ولىّ يا غير او باشد بايد صبر كند؛ مگر اين كه عسر و حرج شديد و ضرر مهمّى حاصل شود، كه حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد.
ج) در غير اين دو صورت، به حاكم شرع رجوع نموده، و او به مدّت چهار سال از اطراف محلّ فقدان وى تحقيق مىكند. اگر خبرى نشد، نخست به ولىّ او پيشنهاد طلاق مىدهد، اگر او طلاق نداد خودش طلاق مىدهد، سپس عدّه وفات نگه مىدارد (هر چند كفايت عدّه طلاق رجعى نيز قوى است، امّا احتياط در صورت امكان ترك نشود) و بعد شوهر مىكند. اگر شوهر اوّل مادام كه در عدّه است مراجعه كرد اولى است، و اگر بعد از عدّه- حتى قبل از ازدواج مجدّد- شوهر اوّل بيايد طلاق نافذ است، و تنها با رضايت طرفين و عقد جديد امكان بازگشت خواهد بود.
سؤال 859-هرگاه مردى زندگى را بر همسرش سخت بگيرد، و حاضر به طلاق او هم نباشد، قاضى در چه صورت مىتواند اين زن را طلاق دهد؟
جواب:طلاق از سوى قاضى در صورتى جايز است كه عدم امكان سازش در حدّى باشد كه منجر به عسر شديد و حرج أكيد گردد، و زوج شخصاً حاضر به طلاق نباشد، و طلاق قاضى طلاق رجعى است، ولى اگر رجوع واقع شود و باز موضوع عدم سازش باقى باشد، مجدّداً طلاق مىدهد تا سومين مرتبه كه طلاق بائن شود.
سؤال 860-خانمى 21 سال پيش با مردى به صورت لفظى و غير معلوم، از نظر دائمى و موقّتى، ازدواج نموده است، آن مرد بعد از چهار سال زندگى و تولّد اوّلين فرزندشان، اين خانم و بچّه را رها كرده و مفقود شده، و جستجو نيز بىفايده بوده است، آيا اين خانم مىتواند مجدّداً ازدواج كند؟
جواب:بايد به حاكم شرع مراجعه كند، هرگاه مأيوس از اطّلاع بر احوال او مىباشد مىتواند او را طلاق دهد، تا بعد از چهار ماه و ده روز ازدواج كند، و احتياطاً حاكم شرع باقيمانده مدّت را (به فرض موقّت بودن عقد) نيز مىبخشد. و اگر احتمال پيدا شدن شوهر وجود دارد، حاكم شرع چهار سال براى جستجو تعيين مىكند، هرگاه اثرى پيدا نشد اقدام به طلاق مىكند.
سؤال 861-هرگاه زوج بدون عذر شرعى از دادن نفقه خوددارى كند، آيا طلاق زوجه جايز است؟
جواب:حاكم شرع بايد از مال زوج نفقه را بپردازد، و اگر ميسّر نشود به او تكليف طلاق كند، و اگر طلاق ندهد، شخصاً او را طلاق مىدهد.
سؤال 862-اگر زنى پس از طلاق از شوهر اوّل، با مرد ديگرى ازدواج كند، و به علّتى ازدواج دوم باطل باشد، آيا اين زن مىتواند پيش شوهر دوم بماند؟ چون اگر شوهر دوم آن زن را طلاق بدهد و از هم جدا شوند مايه آبروريزى آن مرد، يا آن زن، خواهد بود.
جواب:مىتواند بماند، امّا نامحرم است، و نبايد روابط زن و شوهرى ميان آن دو باشد.