مىترسد در روز جمعه آب پيدا نكند، مىتواند روز پنجشنبه يا شب جمعه غسل را انجام دهد ومستحبّ است انسان در موقع غسل جمعه بگويد:
«اشْهَدُ أَنْ لا إلهَ إلّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَأنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَاجْعَلْنى مِنَ التَّوابينَ وَاجْعَلْنى مِنَ المُتَطَهّرين».
2- غسل شب اوّل ماه رمضان وتمام شبهاى طاق مثل شب سوم وپنجم وهفتم ولىاز شب بيست ويكم مستحبّ است همه شبها را غسل كند وبراى غسل شب اوّل وپانزدهم وهفدهم ونوزدهم وبيست ويكم وبيست وسوم وبيست وپنجم وبيست وهفتم وبيست ونهم بيشتر سفارش شده است، ووقت غسل شبهاى ماه رمضان تمام شب است و بهتر است مقارن غروب بجا آورده شود ولى از شب بيست ويكم تا آخر ماه بهتر است غسل را بين نماز مغرب وعشا بجا آورد و نيز مستحبّ است در شب بيست وسوم غير از غسل اوّل شب، يك غسل هم در آخر شب انجام دهد.
3- غسل روز عيد فطر وعيد قربان ووقت آن از اذان صبح است تا غروب و بهتر است آن را پيش از نماز عيد بجا آورد.
4- غسل شب عيد فطر ووقت آن از اوّل مغرب است تا اذان صبح و بهتر است در اوّل شب بجا آورده شود.
5- غسل روز هشتم ونهم ذيحجه و در روز نهم بهتر است آن را نزديك ظهر بجا آورد.
6- غسل روز اوّل وپانزدهم وبيست وهفتم وآخر ماه رجب.
7- غسل روز عيد غدير و بهتر است پيش از ظهر آن را انجام دهند.
8- غسل روز بيست وچهازم ذيحجه.
9- غسل روز نوروز وپانزدهم شعبان ونهم وهفدهم ربيع الاول وروز بيست وپنجم ذيقعده.
10- غسل دادن بچهاى كه تازه به دنيا آمده.
11- غسل زنى كه براى غير شوهرش بوى خوش استعمال كردهاست.
12- غسل كسى كه در حال مستى خوابيده.
13- غسل كسى كه جايى از بدنش را به بدن ميّتى كه غسل دادهاندرسانده.
14- غسل كسى كه در موقع گرفتن خورشيد وماه نماز آيات را عمداً نخوانده، در صورتى كه تمام ماه وخورشيد گرفته باشد.
15- غسل كسى كه براى تماشاى دار آويخته رفته و آن را ديده باشد ولى اگر اتّفاقاً از روى ناچارى نگاهش بيفتد يا مثلا براى شهادت دادن رفته باشد، غسل مستحبّ نيست.
12- 10- پيش از داخل شدن در حرم مكّه، شهر مكّه، مسجد الحرام، خانه كعبه، حرم مدينه، شهر مدينه مسجد پيغمبر وحرم امامان:مستحبّ است انسان غسل كند و اگر در يك روز چند مرتبه مشرّف شود، يك غسل كافى است و كسى كه مىخواهد در يك روز داخل حرم مكّه و مسجد الحرام و خانه كعبه شود، اگر به نيّت همه، يك غسل كند كافى است و نيز اگر در يك روز بخواهد داخل حرم مدينه وشهر مدينه و مسجد پيغمبر شود، يك غسل براى همه كفايت مىكند و براىزيارت پيغمبر و امامان از دور يا نزديك و براى حاجت
خواستن از خداوند عالم و همچنين براى توبه و نشاط به جهت عبادت و براى سفر رفتن خصوصاً سفر زيارت حضرت سيّد الشهداء7مستحبّ است انسان غسل كند و اگر يكى از غسلهاىمكانى وبعضى از غسلهاى فعلى كه گفته شد بجا آورد، و بعد كارى كند كه وضو را باطل مىنمايد مثلا بخوابد، غسل او باطل مىشود ومستحبّ است دوباره غسل را بجا آورد.
12- 11- بنابر احتياط واجب، انسان نمىتواند با غسلهاى مستحبّى، كارى كه مانند نماز، وضو لازم دارد را انجام دهد.
12- 12- اگر چند غسل بر كسى مستحبّ باشد و به نيّت همه يك غسل بجا آورد كافى است.
تيمم
در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمم كرد.
13- 1- اول تهيّه آب به قدر وضو يا غسل ممكن نباشد دوّم اگر بواسطه پيرى يا ترس از دزد و جانور و مانند اينها نتواند به آب دسترسى پيدا كند سوم اگر استعمال آب براى او ضرر داشته باشد يا بترسد كه با استعمال آب مرضى يا عيبى در او به وجود آيد يا بيمارىاش طولانىتر يا شدت پذيرد يا به سختى معالجه شود ولى در صورتيكه آب گرم براى او ضرر نداشته باشد، بايد با آب گرم وضو يا غسل انجام دهد چهارم اگر آب را در وضو و غسل استفاده كند خود و ياكسانيكه به او مربوط مىشوند از تشنگى در خطر مرگ و يا بيمارىبيفتند.
پنجم كسى كه مقدارى آب دارد ولى بدن يا لباس او نجس است و اگر براى وضو و يا غسل استفاده كند نمىتواند بدن يا لباس را تطهير كند وظيفه او پاك كردن لباس و بدن است و بايد تيمم بگيرد.
ششم اگر آب او يا ظرفى كه در آن قرار دارد غصبى باشد بايد تيممكند.
هفتم وقت به مقدارى تنگ است كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند
وقت نماز تمام مىشود بايد تيمم كند.
13- 2- در مواردى كه آب ضرر دارد همين كه احتمال عقلايى بدهد كافى و لازم نيست و يقين به ضرر كند.
13- 3- اگر ناچار است براى تهيّه آب قرض نمايد بايد قرضكند.
13- 4- اگر عمداً نماز را به تأخير بيندازد كه وقت براى غسل يا وضو نداشته باشد معصيت كرده ولى اگر تيمم كند و نماز بخواند نماز و روزه او صحيح است.
13- 5- كسى كه شك دارد كه اگر وضو بگيرد وقت براى نماز باقى مىماند يا نه بايد تيمم كند.
چيزهايى كه تيمم بر آنها صحيح است
13- 6- تيمم به خاك و ريگ و كلوخ و سنگ صحيح است ولى احتياط مستحب آنست كه اگر خاك ممكن است بر چيز ديگر تيممنكند.
13- 7- تيمم بر سنگ گچ و سنگ آهك اشكال ندارد ولى با گچ و آهك پخته نمىشود تيمم كرد و لذا اگر چيز ديگرى غير از گچ يا آهك ندارد بر آن تيمم كند و نماز بخواند و به احتياط واجب بعد نماز را قضاء هم نمايد
13- 8- تيمم بر سنگهاى معدنى مثل عقيق و فيروزه باطل است.
13- 9- چيزى كه بر آن تيمّم مىكند بايد پاك باشد و اگر چيز پاكى كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، بنابر احتياط واجب نماز را بدون تيمّم بخواند و بعد هم قضاى آن را بجا آورد.
13- 10- تيمّم به زمين گود و خاك جاده و زمين شورهزار كه نمك آن را نگرفته، مكروه است و اگر نمك روى آن را گرفته باطل است.
دستور تيمم بدل از غسل و وضو
13- 11- در تيمّم بدل از وضو چهار چيز واجب است: اوّل نيّت، دوم زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمّم به آن صحيح است، سوم كشيدن تمام كف هر دو دست به تمام پيشانى و دو طرف آن، از جايى كه موى سر مىرويد تا ابروها وبالاى بينى و بنابر احتياط واجب بايد دستها روى ابروها هم كشيده شود، چهارم كشيدن تمام كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن كشيدن تمام كف دست راست به تمام پشت دست چپ.
13- 12- در تيمّم بدل از غسل، بعد از آن كه نيّت كرد و به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد، دستها را به زمين زد و به پيشانى وپشت دستها كشيد، به احتياط واجب بايد يك مرتبه ديگر دستها را به زمين بزند و به پشت دستها بكشد و احتياط آن است كه تيمّم را چه بدل از وضو باشد چه بدل از غسل، به اين ترتيب بجا آورد: يك مرتبه دستها را به زمين بزند و به پيشانى وپشت دستها بكشد ويك مرتبه ديگر به زمين بزند وپشت دستها را مسح نمايد.
احكام تيمم
13- 13- اگر مختصرى از پيشانى وپشت دستها را هم مسح نكند، تيمّم باطل است چه عمداً مسح نكند يا مسأله را نداند يا فراموش كرده باشد، ولى دقّت زياد هم لازم نيست وهمينقدر كه بگويند تمام پيشانى
وپشت دست مسح شده كافىاست.
13- 14- براى آن كه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده، بايد مقدارى بالاتر از مچ را هم مسح نمايد، ولى مسح بين انگشتان لازمنيست.
13- 15- پيشانى وپشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح نمايد و كارهاى آن را بايد پشت سر هم بجا آورد و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد، كه نگويند تيمّم مىكند باطل است.
13- 16- انسان بايد براى تيمّم انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشانىيا پشت دستها يا در كف دستها مانعى باشد مثلا چيزى به آنها چسبيده باشد، بايد برطرف نمايد.
13- 17- اگر وظيفه او تيمّم است ونمىتواند تيمّم كند بايد نايب بگيرد، و كسى كه نايب مىشود، بايد او را با دست خود او تيمّم دهد و اگر ممكن نباشد بايد نايب، دست خود را به چيزى كه تيمّم به آن صحيح است بزند و به پيشانى وپشت دستهاى او بكشد.
13- 18- اگر در بين تيمّم شك كند كه قسمتى از آن را فراموش كرده يا نه و از محلّ آن هم نگذشته است بايد آن قسمت را با آنچه بعد از آن است بجا آورد و اگر بعد از گذشتن از محل شك كند مثل اين كه در وقت مسح دست چپ شك كند كه پيشانى را مسح كرده است يا نه، احتياط واجب آن است كه پيشانى را مسح و بعد دست راست و بعد دست چپ را مسح كند.
13- 19- كسى كه نمىتواند وضو بگيرد، يا غسل كند، اگر احتمال ندهد كه عذرش بزودى برطرف شود، مىتواند نمازهاى قضاى خود را
با تيمّم بخواند، ولى اگر احتمال دهد، بزودى عذر او برطرف مىشود، خواندن نماز قضا براى او اشكال دارد.
13- 20- اگر به واسطه نداشتن آب يا عذر ديگرى تيمّم كند، بعد از برطرف شدن عذر تيمّم او باطل مىشود.
13- 21- چيزهائى كه وضو را باطل مىكند، تيمّم بدل از وضو را هم باطل مىكند وچيزهائى كه غسل را باطل مىنمايد، تيمّم بدل از غسل را هم باطل مىنمايد.
13- 22- كسى كه نمىتواند غسل كند اگر چند غسل بر او واجب باشد يك تيمم به نيّت همه انجام دهد كافى است.
13- 23- اگر بدل از غسل جنابت تيمّم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد ولى اگر بدل از غسلهاى ديگر تيمّم كند بايد وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمّم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.
13- 24- اگر بدل از غسل تيمّم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مىكند براى او پيش آيد، چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل كند، بايد وضو بگيرد، و بنابر احتياط مستحبّ بدل از غسل تيمّم نمايد، و اگر نمىتواند وضو بگيرد، بايد دو تيمّم كند: يكى بدل از غسل به احتياط مستحبّ و ديگرى بدل از وضو، ولى اگر تيمّم او بدل از غسل جنابت باشد، يك تيمم به قصد ما فى الذمّه انجام دهد.
13- 25- كسى كه وظيفهاش تيمّم است اگر براى كارى تيمّم كند، تا تيمّم و عذر او باقى است، كارهائى را كه بايد با وضو يا غسل انجام داد، مىتواند بجا آورد، ولى اگر عذرش تنگى وقت بوده، يا با داشتن آب براى نماز ميّت يا خوابيدن، تيمّم كرده فقط كارى را كه براى آن تيمّم