بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

كمال انسانى است و تحقق اين أمر معمولًا زمانى ميسر مى‌شود كه شخص از درد و رنج و سستى حاصل از بيمارى، فارغ باشد و كاهش و علاج درد و رنج بيمارى، كار پزشك است. از طرف ديگر عقل انسان حكم مى‌كند كه براى بقاى نوع انسان، نياز به طب يك ضرورت انكارناپذير است. نيز، طب رسالتى اخلاقى است، زيرا هيچ كس طبيبى را كه توان علاج بيمار را دارد ولى از اين كار اجتناب مى‌كند، معذور نمى‌داند و همه مردم او را فاقد اخلاق فاضله و انسانى مى‌دانند و بر عكس پزشك وظيفه‌شناس و متعهد را به ديده احترام مى‌نگرند.

پزشكى از ديدگاه اسلام، يك شغل تجارى نيست كه هدف از آن جمع‌آورى مال و منال باشد، بلكه يك رسالت انسانى و مسئوليت شرعى در درجه بالا است. چرا كه صاحبان مشاغل تجارى و مالى، مخير هستند با هر كس نفع بيشترى به آنها مى‌رساند، معامله كنند ولى براى طبيب چنين چيزى قطعاً صحيح نيست و پزشك مسلمان نمى‌تواند به خاطر گرفتن اجرت زياد يا هر دليل ديگرى در معالجه بيمار خود سهل‌انگارى يا تعلل ورزد.

بنابراين پزشكى و مشاغل مرتبط با آن، مسئوليتى شرعى، عقلى و اخلاقى است و پزشك و پرستار و ديگر كسانى كه به نوعى با بيماران سر و كار دارند، داراى جايگاهى خاص در پيشگاه الهى مى‌باشند.

كتاب حاضر، گزيده‌اى از معارف اسلامى در رابطه با پزشكان، پرستاران و ديگر كاركنان مراكز درمانى و بهداشتى و نيز وظايف بيماران در دوران بسترى و نقاهت را تبيين مى‌كند. مسائل فقهى اين كتاب، براساس‌


صفحه 11

فتاواى امام خمينى (ره) و نيز فتاواى حضرت آيت ا ... خامنه‌اى و در پاره‌اى از موارد، فتاواى ديگر مراجع عظام، تنظيم شده است.

انتقادات و پيشنهادات جامعه محترم پزشكى و كاركنان مراكز درمانى را، راه‌گشاى پژوهشهاى بعدى مى‌دانيم و به ديده منت مى‌پذيريم.


صفحه 12

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 13

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 14

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 15

بخش اول بيماران‌

فصل اول: طب و بهداشت در اسلام‌

1- تاريخچه طب در اسلام‌

به هنگام ظهور اسلام، طب مراحل طفوليّت خود را مى‌گذراند. اعراب در همه علوم و به خصوص در علم طب، از ساير ملت‌ها ضعيف‌تر بودند.

در ميان آنها به جز حارث بن كلده و ابن خديم كه اطلاعات ناچيزى در زمينه طب داشتند، شخص ديگرى از اين علم، بهره نداشت. پس از آن نيز، با وجود سخنان پيامبر اكرم6و ائمه معصومين‌:كه گنجينه‌اى گران‌بها در زمينه طب بود، متأسفانه اين علم در قرن اول و نيمه اول قرن دوم هجرى در ميان مسلمانان پيشرفت چندانى نداشت و بيشتر تلاش‌ها و توجه‌ها به سمت و سوى جنگ‌ها و فتوحات معطوف مى‌شد و حاكمان سياسى بعد از رسول گرامى اسلام- به استثناى امام على7- اهميتى به علم و دانش و نيز اجراى تعاليم نبى گرامى اسلام، ندادند و حكّام و خلفا از اطباى غير مسلمان- يهود، مسيحيان و مجوس- استفاده مى‌كردند، چنان كه نقل شده است «متوكل» خليفه عباسى، پنجاه و شش طبيب را به خدمت گرفته بود كه همگى مسيحى بودند.[1]

[1]- الآدابُ الطبيه فى الاسلام، جعفر مرتضى عاملى، ص 28- 29، جامعه مدرسين قم، 1362.


صفحه 16

اما در نيمه دوم قرن دوم و اوايل قرن سوم هجرى، كه عصر ترجمه آغاز شد و كتاب‌هاى مختلف طبى به عربى ترجمه گرديد، مسلمانان عنايت و توجهى خاص به اين علم نمودند و از ميان مسلمانان دانشمندان بزرگى برخاستند و ابتكارات بزرگى از خود نشان دادند به گونه‌اى كه برخى از آنان پدر اين علم ناميده شدند و در اقصى نقاط ممالك اسلامى علوم پزشكى، رواج يافت. ايرانيان در اين ميان سهم بزرگى داشتند و خدمات ارزنده‌اى به مسلمانان ديگر ممالك اسلامى و حتى مردم جهان ارائه نمودند.

چنان كه در كتاب آداب الطبّيه از قول دكتر فيليب نقل شده است كه:

در قرن دهم ميلادى، اطباى مسلمان در مرتبه‌اى عالى، خود را نشان دادند و با تأليفات خود، شرق و غرب عالم را غنى ساختند. و بزرگان اين پزشكان از اهل فارس بودند گرچه كتاب‌هاى خود را با زبان عربى مى‌نوشتند.[1]

از بزرگان اين علم مى‌توان از ابن سينا نام برد كه در علم پزشكى كتاب «قانون» را تأليف نمود. اين دانشمند بلند آوازه، در طب انقلابى شگرف ايجاد كرد. در قرن دوازدهم ميلادى، كتاب او به لاتين ترجمه شده و جايگزين كتاب‌هاى درسى پزشكى گرديد و قرن‌هاى پياپى به عنوان كتاب درسى در دانشگاههاى اروپا و ديگر نقاط دنيا تدريس مى‌شد. اين كتاب ارزشمند به زبان‌هاى فرانسوى، آلمانى، انگليسى و ديگر زبان‌هاى اروپايى ترجمه شده است.

علامه ساربورى در كتاب «تاريخ علم»، از كتاب «قانون ابن سينا» به عنوان تورات طب ياد كرده است.[2]

[1]- الآداب الطبيه، جعفر مرتضى عاملى، ص 44.

[2]- همان، ص 45.


صفحه 17

همچنين مى‌توان از كتاب «الحاوى» تأليف دانشمند بزرگ جهان اسلام، رازى، نام برد. اين كتاب در علم پزشكى عصر خود، تحولى ژرف ايجاد كرد و به لاتين ترجمه شد و در اروپا به عنوان كتاب درسى در علم پزشكى مورد بهره‌بردارى قرار گرفت.

نيز مى‌توان از دانشمندان ديگرى مانند ابن رشد، الزهراوى اندلسى صاحب كتاب‌هاى التصريف و التيسير نام برد كه ابتكارات و اختراعات ارزشمندى در علم پزشكى به جامعه پزشكى ارزانى داشتند.[1]

همچنين گفتنى است در تأسيس بيمارستان، مسلمانان، بهترين و بهداشتى‌ترين بيمارستان‌ها را در عصر خود، بنا كردند. اولين مكانى كه براى درمان بيماران، در زمان پيامبر اسلام6تأسيس شد، چادرى بود در داخل مسجد النبى كه در آن بيماران و مجروحين جنگ، معالجه مى‌شدند و پيامبر6از آنان عيادت مى‌كرد و آنها را مورد تفقد قرار مى‌داد.

اولين بيمارستانى كه به صورت رسمى بنا شد، بيمارستانى در دمشق بود كه توسط وليد بن عبد الملك در سال 88 ه. تأسيس شد و او پزشكانى را در اين بيمارستان به كار گرفت و حقوق به آنها پرداخت نمود. نيز در آن بيمارستان مكان مخصوصى براى نگهدارى از مجذومين قرار داشت تا از آنها نگهدارى و مراقبت شود و از ورود آنها به اجتماع و آلوده شدن محيط جامعه به اين بيمارى، جلوگيرى گردد.[2]

[1]- الآداب الطبّيّه فى الاسلام، جعفر مرتضى العاملى، ص 46- 47 به نقل از كتاب: تاريخ التمدن الاسلامى، تأليف جرجى زيدان، ج 2، ص 200.

[2]- تاريخ طبرى، محمد بن جرير طبرى، ج 5، ص 224.