بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 102

2- همدردى‌

همراهى و همدردى با مسلمانى كه بيمارى و درد و رنج وجودش را فرا گرفته، از وظايف مهمّ عيادت كننده، بلكه جامعه اسلامى است؛ زيرا اسلام، جامعه را چون پيكر واحدى مى‌داند كه در يك مسير (به سوى خدا) در حركت و تكاپوست به گونه‌اى كه اگر عضوى از آن، دچار مشكل و ناراحتى شود، ديگر اعضا به يارى‌اش شتافته، با رسيدگى، محبّت و كمك خود، درمانش مى‌كنند.

پيامبر اكرم6، ضمن اشاره به جامعه اسلامى و تشبيه آن به يك پيكر، همدردى با بيمار را مورد تأكيد قرار داده است:

همانا مؤمنان در مهربانى و عطوفت به يكديگر همانند يك پيكرند كه وقتى عضوى از آن به درد آيد، ساير اعضا در تب‌دارى و بيدارى با او همراهى و همدردى مى‌كنند.[1]

سعدى نيز با توجّه به مضمون همين حديث، شعر معروفش را سروده:

بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

تو كز محنت ديگران بى‌غمى‌ نشايد كه نامت نهند آدمى‌

3- هديه دادن‌

از جمله نشانه‌هاى محبّت و توجّه خاص به طرف مقابل، دادن هديّه‌

[1]- سفينة البحار، ج 1، ص 56.


صفحه 103

است. عيادت كننده با هديّه خود- اگر چه ناچيز باشد- صفا و صميميّت قلبى‌اش را به بيمار نشان داده، او را خوشحال خواهد كرد.

امام صادق7در سخنى با يارانش كه قصد عيادت بيمارى را داشتند؛ اهمّيّت هديّه و تأثير آن را بازگو مى‌كند:

يكى از ياران امام مى‌گويد: ما به عيادت فردى از دوستان ايشان كه بيمار بود، مى‌رفتيم. در بين راه، آن حضرت به ما برخورد و فرمود: كجا مى‌رويد؟

گفتيم: به عيادت فلانى. فرمود: بايستيد! چون ايستاديم، فرمود: آيا قدرى سيب، گلابى، بالنگ يا اندكى عطر و عود به همراه داريد؟ گفتيم: خير، چيزى از اين‌ها را با خود نداريم، فرمود: آيا نمى‌دانيد كه بيمار به خاطر آنچه كه برايش مى‌آورند، خوشحال مى‌شود؟[1]

4- دعا

از ديدگاه اسلام، استفاده از پزشك و دارو براى بهبودى بيمار، كارى مقدّماتى و به عنوان ابزار و وسيله است و در حقيقت، سلامتى واقعى و شفاى كامل به دست خداست از اين رو، همانطور كه در هيچ حالى نبايد خدا را فراموش كرد، در مرض و بيمارى نيز بايد به ياد او بود و از او استمداد جست و چه دعايى برتر و مؤثّرتر از دعاى عيادت‌كنندگانى كه براى رضاى خدا به ديدار بيمار مى‌روند.

امام كاظم7با توجّه به تأثير دعاى عيادت‌كننده، از بيمار مى‌خواهد كه اجازه دهد تا مردم به ديدارش آمده، جهت شفا و سلامتى‌اش دعا كنند:

[1]- محجة البيضاء، ج 3، ص 411.


صفحه 104

هر زمان كه يكى از شما بيمار شد، به مردم اجازه دهد تا به ديدارش بيايند؛ زيرا كسى (از عيادت كنندگان) نيست مگر آن كه دعاى اجابت شده‌اى (براى بيمار) در پيشگاه خدا دارد.[1]

امام صادق7نيز به كيفيّت دعا اشاره كرده، مى‌فرمايد:

دست خود را بر سر بيمار نهاده، مى‌گويى: «بِسْمِ اللَّهِ، وَ مِنَ اللَّهِ، وَ الَى اللَّهِ، وَ ما شاءَ اللَّهُ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بِاللَّهِ» ... آنگاه آية الكرسى و سوره‌هاى حمد، فلق، ناس، توحيد و ده آيه از آغاز سوره يس را مى‌خوانى و پس از آن مى‌گويى: «اللَّهُمَّ اشْفِهِ بِشِفائِكَ وَ داوِهِ بِدَوائِكَ وَ عافِهِ مِنْ بَلائِكَ» آن گاه به حق محمد و آل محمد:استجابت دعا را از خداى متعال درخواست مى‌كنى.[2]

5- اطعام بيمار

بيمارى از سويى سبب ضعف و ناتوانى فرد در انجام كارهاى شخصى‌اش مى‌شود و از سوى ديگر دست او را از فعّاليت و امرار معاش كوتاه مى‌كند، در چنين وضعيتى غذا دادن به بيمار و نيز خوددارى از خوردن چيزى در نزد او از جمله وظايف و رفتارهاى پسنديده‌اى است كه در پيشگاه خداى تعالى‌ پاداش بزرگى دارد.

رسول خدا6در اين باره مى‌فرمايد:

[1]- فروع كافى، ج 3، ص 117.

[2]- بحار الانوار، ج 95، ص 16.


صفحه 105

هر كس، بيمارى را طبق خواسته‌اش اطعام كند، خداوند با ميوه‌هاى بهشت او را پذيرايى خواهد كرد.[1]

امام على7، ضمن تأكيد بر خوددارى از چيز خوردن در نزد بيمار، سخن پيامبر6در اين زمينه را بازگو مى‌كند:

رسول خدا6، عيادت كننده را از خوردن چيزى [به ويژه اگر براى بيمار ضرر داشته باشد] در نزد بيمار نهى فرمود؛ زيرا اين كار موجب از ميان رفتن پاداش عيادتش مى‌شود.[2]

6- رعايت زمان عيادت‌

استراحت و آرامش از جمله نيازهاى اساسى و نخستين يك بيمار بوده، در بهبودى‌اش تأثير قابل توجّه و شايانى دارد. از اين رو عيادت كننده بايد زمان ديدار را كوتاه كند، تا محيط براى استراحت بيمار، آماده شود.

پيامبر اكرم6با اشاره به سنگينى و سبكى بيمارى، زمان عيادت را مشخّص كرده است:

يك روز در ميان [در صورتى كه بيمارى سخت و سنگين باشد] يا هر چهار روز، يك بار، بيمار را عيادت كنيد.[3]

[1]- مستدرك الوسائل، ج 3، ص 93.

[2]- بحار الانوار، ج 81، ص 228.

[3]- محجّة البيضاء، ج 3، ص 410.


صفحه 106

امير مؤمنان على7نيز بيش‌ترين پاداش را براى كسى مى‌داند كه زمان عيادتش كوتاه باشد، مگر آن كه خود بيمار از او درخواست ماندن كند:

همانا پاداش عيادت‌كننده‌اى در پيشگاه خدا بيش‌تر است كه هنگام عيادت از برادر دينى‌اش، تنها اندكى نزد او بنشيند، مگر آن كه خود بيمار آن را دوست داشته، از او بخواهد (كه زمان بيش‌ترى را در كنارش باشد).[1]

[1]- فروع كافى، ج 3، ص 118، 119.


صفحه 107

فصل سوم: آثار عيادت‌

عيادت بيمار و دل‌جويى از او به عنوان يك رفتار پسنديده اخلاقى و اجتماعى كه با عواطف و احساسات درونى و فطرى انسان نيز هماهنگ است، آثار و بركات دنيوى و اخروى فراوانى دارد. اين كار نيك از سويى موجب مى‌شود كه روحيّه بيمار تقويت شده، از بار سنگين بيمارى كه جسم و جانش را فرا گرفته، كاسته شود و زودتر سلامت از دست رفته را بازيابد و از سوى ديگر دل‌هاى افراد جامعه را به هم نزديك‌تر كرده، برادرى و همدلى را در بينشان افزايش مى‌دهد، تا آن جا كه هم فرد و هم جامعه به واسطه اين رفتار الهى و انسانى مورد لطف و رحمت پروردگار قرار مى‌گيرد.

رسول خدا6با تأكيد بر عيادت بيمار، پاداش آن را در پيشگاه خداى متعال چنين يادآور مى‌شود:

كسى كه بيمارى را عيادت كرده، ساعتى نزد او بنشيند، خداوند پاداش عمل هزار سال را كه لحظه‌اى در آن معصيت نكرده باشد، به او ارزانى مى‌دارد.[1]

[1]- فروع كافى، ج 3، ص 118- 119.


صفحه 108

امام صادق7، غوطه‌ور شدن عيادت كننده در رحمت الهى و استغفار فرشتگان براى او را، از آثار عيادت مى‌داند:

هر مؤمنى كه برادر دينش‌اش را در هنگام بيمارى، عيادت كند، اگر صبح باشد، هفتاد هزار فرشته او را همراهى مى‌كنند و هنگامى كه كنار بيمار بنشيند، رحمت الهى او را فرا گرفته، تمامى آن فرشتگان تا شب برايش طلب آمرزش مى‌كنند و اگر شب باشد همين پاداش (رحمت و استغفار) تا صبح ادامه خواهد داشت.[1]

در جاى ديگر با اشاره به نيّت خالص عيادت كننده، دعاى بيمار براى او را اثربخش و اجابت شده قلمداد مى‌كند:

كسى كه براى رضاى خدا، بيمارى را عيادت كند، هر چيزى را بيمار براى او درخواست كند، خداوند برآورده خواهد كرد.[2]

[1]- مكارم الاخلاق، ص 361.

[2]- محجة البيضاء، ج 3، ص 411.


صفحه 109

منابع و مآخذ

قرآن كريم‌

نهج البلاغه (فيض الاسلام)

الآداب الطبّيه، سيد جعفر مرتضى، عاملى، جامعه مدرسين قم.

اجوبة الاستفتائات، آيت‌اللّه خامنه‌اى، ترجمه فارسى، انتشارات بين‌المللى الهدى.

استفتائات، امام خمينى (ره)، جامعه مدرسين قم.

بحار الانوار، محمدباقر مجلسى، بيروت.

تاريخ تمدن اسلامى، على‌اصغر حلبى، بنياد.

تاريخ طبرى، محمد بن جرير طبرى، اساطير.

تحرير الوسيله، امام خمينى (ره)، جامعه مدرسين قم.

تحف العقول، شعبه الحرانى، بيروت.

تفسير مجمع البيان، فضل بن حسن طبرسى، بيروت.

تفسير نمونه، زير نظر آيت ا ... ناصر مكارم شيرازى، دار الكتب الاسلاميه.

احكام بيماران، پزشكان و پرستاران، ص: 110

توضيح المسائل، امام خمينى (ره)، آستان قدس رضوى.

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، مكتبه صدوق.

حج، محسن قرائتى، جامعه مدرسين حوزه علميه قم.

دائرة المعارف القرن العشرين، محمد فريد وجدى، بيروت.

راهنماى پزشكى خانواده، ترجمه احمد آرام، بنياد فرهنگى امام رضا7.

رساله نوين فقهى پزشكى، عبد الكريم بى‌آزار شيرازى، فرهنگ اسلامى.

سخنى درباره اخلاق پزشكى، علامه حسن حسن‌زاده آملى، مركز مطالعات و تحقيقات اخلاق پزشكى.

سفينة البحار، شيخ عباس قمى، دار الاسوه (اوقاف).

سنن ابى داود، سليمان بن اشعث سجستانى، بيروت.

شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، بيروت.

صحيفه نور، امام خمينى (ره)، مركز مدارك فرهنگى انقلاب، وزارت ارشاد اسلامى.

عروة الوثقى، سيد محمدكاظم طباطبايى يزدى، مكتبه اسلاميه.

شرح غرر الحكم و درر الكلم، آمدى، دانشگاه تهران.

فروع كافى، كلينى، ترجمه سيد جواد مصطفوى، مكتبه اسلاميه.

فرهنگ پرستارى، اكبر اسدى، بنياد جانبازان.

فرهنگ فارسى معين، محمد معين، امير كبير.

قاموس القرآن، على‌اكبر قرشى بنايى، دار الكتب الاسلاميه.

كشف الاسرار، امام خمينى (ره)، آزادى.

كنز العمال، حسام الدين الهندى، حيدرآباد.

مجمع المسائل، سيد محمدرضا گلپايگانى، دار القرآن.

محجّة البيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، مكتبة الصدوق.

احكام بيماران، پزشكان و پرستاران، ص: 111

مرآة العقول، محمدباقر مجلسى، دار الكتب الاسلاميه.

مسأله حجاب، شهيد مرتضى مطهرى، صدرا، قم.

مستدرك الوسائل، حسين نورى طبرسى، اسماعيليان.

مستدرك سفينة البحار، على نمازى شاهرودى، بنياد بعثت.

مصباح المنير، على مشكينى، ياسر، قم.

مغازى، واقدى، مركز نشر دانشگاهى.

مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، مرتضوى.

مكارم الاخلاق، طبرسى، بيروت.

مناسك حج، امام خمينى با حواشى مراجع، انتشارات مشعر، سال 1372.

من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، بيروت.

مهارت‌هاى اساسى در مراقبت‌هاى پرستارى، لوورن ولف ولويس، ترجمه هيأت مترجمان، مركز نشر دانشگاهى.

الميزان فى تفسير القرآن، علامه طباطبائى، جامعه مدرسين قم.

ميزان الحكمه، محمد محمّدى رى‌شهرى، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.

نور الثقلين، على بن جمعه حويزى، اسماعيليان.

نهج الفصاحه (مجموعه كلمات قصار پيامبر6)، مترجم ابو القاسم پاينده، جاويدان نيايش، دكتر الكيس كارل، ترجمه پرويز دبيرى.

وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، بيروت.

قاسميان، حسن، احكام بيماران، پزشكان و پرستاران، 1جلد، زمزم هدايت - قم، چاپ: اول، 1383 ه.ش.