بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 19

اسلام براى تندرستى و سلامت انسان اهتمام زيادى قائل شده است تا جايى كه پيامبر گرامى اسلام6مى‌فرمايد:

لا خَيْرَ فِى الْحَياةِ إِلَّا مَعَ الصِّحَةِ.[1]

خير و خوش زندگى در گروِ سلامت و تندرستى انسان است.

و نيز امام صادق7فرمود:

خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَقَدَ مِنْهُنَّ واحِدَةً لَمْ يَزَلْ ناقِصَ الْعَيْشِ زايِلَ الْعَقْلِ مَشْغُولَ الْقَلْبِ فَاوَّلُها صِحَّةُ الْبَدَنِ.[2]

پنج خصلت است كه هر كس يكى را از دست بدهد هميشه در زندگى احساس نقص و در عقل و خرد احساس زوال مى‌كند و قلب را مشغول مى‌بيند، نخستين آنها تندرستى است.

در اين احاديث، خير و بركت و پيشرفت و تعالى انسان منوط به تندرستى بدن شده است و به راستى حقيقت نيز چنين است چرا كه انسان مبتلا به درد و ضعف ناشى از بيمارى، توان فكر كردن و درك حقايق را ندارد و گاه از انجام عبادات نيز باز مى‌ماند.

اسلام درباره رعايت بهداشت تأكيد فراوان نموده و از مسلمانان خواسته كه با اهتمام به آن، خود را از معرض ابتلا به بيمارى‌هاى مختلف بر حذر دارند تا جامعه داراى افراد سالم و شاداب باشد.

در اينجا به چند نمونه از توصيه‌هاى اسلام در زمينه بهداشت اشاره مى‌شود:

[1]- ر. ك: مستدرك سفينة البحار، ج 6، ص 241.

[2]- بحار الانوار، ج 78، ص 17.


صفحه 20

1- 2- بهداشت بدن و لباس‌

اسلام به نظافت و پاكيزگى اهميت بسيار زياد داده و هيچ آيينى تا اين حدّ براى نظافت و پاكيزگى ارزش قائل نشده است.

خداوند در آيات متعددى از قرآن كريم، انسان‌هاى پاكيزه را مدح و ستايش نموده است:

(انَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ)‌ (بقره: 222)

خداوند، توبه كنندگان را دوست دارد و پاكيزگان را نيز دوست دارد.

(فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ انْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ)‌ (توبه: 108)

در آن (اشاره به مسجد) مردانى هستند كه دوست مى‌دارند پاكيزه باشند و خداوند پاكيزگان را دوست دارد.

(وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ‌)(انفال: 11)

و آبى از آسمان فرستاد، تا شما را با آن پاك كند.

در سخنان پيشوايان دين نيز از انسان‌هاى نظيف و پاكيزه تمجيد فراوان شده است. چنان كه رسول گرامى اسلام6مى‌فرمايد:

تَنَظَّفُوا بِكُلِّ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَانَّ اللَّهَ تَعَالى‌ بَنَى الْاسْلامَ عَلَى النَّظافَةِ وَ لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا كُلُّ نَظيفٍ.[1]

تا مى‌توانيد پاكيزه باشيد كه خداى تعالى اسلام را بر پاكيزگى بنا فرموده و هرگز داخل بهشت نمى‌شود مگر شخص پاكيزه.

[1]- كنز العمال، ج 9، ص 277.


صفحه 21

نيز آن حضرت مى‌فرمايد:

تَنَظَّفُوا بِالْماءِ مِنَ الْمُنْتِنِ الرّيحِ الَّذى‌ يَتَأَذّى‌ بِهِ وَ تَعَهَّدُوا انْفُسَكُمْ فَانَّ اللَّهَ لِيُبْغِضُ مِنْ عِبادِهِ الْقاذُورَةَ الَّذى‌ يِتَأَنَّفُ بِهِ مَنْ جَلَسَ الَيْهِ.[1]

هر بوى زننده‌اى [بوى ناشى از عرق بدن‌] را كه موجب اذيّت [ديگران‌] مى‌شود با آب پاكيزه كنيد و خود را عهده‌دار اين كار سازيد زيرا خداوند آن كس را كه به سبب آلودگى و كثيفى موجب اذيت همنشين خويش مى‌گردد، دشمن مى‌دارد.

آن حضرت در مورد يكى از آثار پاكيزگى لباس مى‌فرمايد:

غَسْلُ الثِّيابِ يَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ الْحُزْنِ.[2]

شستن لباس [پاكيزگى لباس‌] غم و اندوه را زايل مى‌كند.

و همچنين امام رضا7درباره پاكيزگى مى‌فرمايد:

مِنْ اخْلاقِ الْانْبِياءِ التَّنْظيفُ.[3]

پاكيزگى از اخلاق انبيا است.

اسلام براى نظافت بدن، وضو و غُسل را مقرر نموده، به‌گونه‌اى كه بسيارى از اعمال عبادى مهم بدون وضو و يا غسل ناتمام و باطل است.

به عنوان مثال نماز كه ستون دين و معراج مؤمن است، بدون وضو اعتبار ندارد.

[1]- بحار الانوار، ج 73، ص 84.

[2]- همان، ج 76، ص 84.

[3]- همان، ج 78، ص 335.


صفحه 22

همچنين در شريعت اسلام براى نظافت بدن، غسل‌هاى مستحبى فراوانى- در برخى روايات تا چهل غسل- توصيه شده است. به عنوان مثال در مورد غسل جمعه تأكيد فراوان شده كه حتى اگر انسان مى‌تواند قوت روزش را صرف تهيه آب نمايد و غسل جمعه را انجام دهد.[1]اينها همه نشانگر مطلوبيت نظافت و بهداشت در آيين اسلام است.

2- 2- بهداشت دهان و دندان‌

از ديگر مواردى كه در اسلام بر آن تأكيد شده است، توصيه به مسواك و رعايت بهداشت دهان و دندان است. پيامبر گرامى اسلام6مى‌فرمايد:

ما زالَ جَبْرَئيلُ يُوصينى‌ بِالسِّواكِ حَتَّى خِفْتُ انْ يَجْعَلَهُ فَريضَةً.[2]

همواره جبرئيل به گونه‌اى مرا توصيه به مسواك زدن مى‌نمود كه ترسيدم مسواك زدن واجب شود [و اين أمر بر امت مشكل باشد].

حتى سفارش شده كه انسان در حال روزه ماه مبارك رمضان هم مسواك زدن را ترك نكند و هنگام رفتن به سفر هم مسواك را همراه داشته باشد. همچنين جهت ترغيب مسلمانان به مسواك زدن، احاديثى در مورد اجر معنوى و اخروى اين كار وارد شده است چنان كه در حديثى آمده است:

انَّ السِّواكَ يُضاعِفُ الْحَسَناتِ سَبْعينَ ضِعْفاً.[3]

مسواك زدن، پاداش كارهاى نيك را هفتاد برابر مى‌كند.

[1]- همان، ج 81، ص 129.

[2]- وسائل الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 4، ص 7.

[3]- بحار الانوار، ج 76، ص 128.


صفحه 23

و نيز

انَّ رَكْعَتَيْنِ بِالسِّواكِ افْضَلُ مِنْ خَمْسٍ وَ سَبعينَ رَكْعَةً بِدُونِهِ.[1]

به جا آوردن دو ركعت نماز در حالى كه مسواك زده باشد بهتر از هفتاد و پنج ركعت بدون مسواك است.

همچنين در سخنان معصومين‌:فوايد و آثار زيادى براى مسواك زدن بيان شده است- كه علم پزشكى بعد از قرنها به آن پى برده- از جمله:

1- دهان پاكيزه و خوش بو مى‌شود و بوى تعفن غذاهاى باقى مانده لاى دندانها از بين مى‌رود؛

2- غم و اندوه را از انسان زايل مى‌كند؛

3- بر انديشه و قوه تفكر انسان مى‌افزايد؛

4- امراضى مانند بلغم را از انسان مى‌زدايد؛

5- حافظه انسان تقويت مى‌شود و كمتر به او حالت نسيان دست مى‌دهد؛

6- چشم انسان را جلا مى‌دهد و بر قوه بينايى انسان مى‌افزايد؛

7- دندان‌ها را سفيد و زيبا و از پوسيدگى آنها جلوگيرى مى‌كند؛

8- اشتهاى به غذا را افزايش مى‌دهد؛

9- رويش مو را تقويت مى‌كند؛

10- فصاحت در سخن گفتن را افزايش مى‌دهد؛

[1]- همان، ج 80، ص 344.


صفحه 24

11- انسان را از فقر بى‌نياز مى‌كند (شايد مراد اين است كه از تحميل هزينه‌هاى سنگين درمان و رفع پوسيدگى دندان‌ها و ديگر امراض مربوط به دهان و ... جلوگيرى مى‌كند)؛

12- در كار معده كمك مى‌كند و سلامت آن را تضمين مى‌كند.[1]

[1]- ر. ك: من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 34؛ بحار الانوار، ج 76، ص 129- 133؛ وسائل الشيعه، ج 1، ص 347 و 349 و 350.


صفحه 25

فصل دوم: وظايف بيمار

بيمار در دوران بيمارى، تكاليف و وظايفى دارد كه به سه دسته تقسيم مى‌شود: درمانى، عبادى، اخلاقى.

در اين فصل به بررسى اين وظايف مى‌پردازيم:

1- وظايف درمانى‌

1- 1- مراجعه به پزشك‌

عقل انسان حكم مى‌كند كه هنگام بيمارى به پزشك مراجعه و با عمل به دستورات او، از خداوند شفا طلب كند؛ چرا كه درمان و شفا را اسبابى است كه بايد از طريق آن برآورده شود. پزشك براى بيمار به منزله ابر رحمت براى كشاورز است. بيمار و كشاورز هر دو تشنه آب حيات‌اند؛ ولى طلب باران و درمان از خداوند بدون وسايط و اسباب، نادرست و برخلاف حكمت الهى است.[1]

نقل شده است كه موسى بن عمران مريض شد. بنى اسرائيل به عيادتش آمدند و مرض او را تشخيص دادند و به ايشان گفتند: اگر فلان دارو (گياه‌

[1]- سخنى در باب اخلاق پزشكى، علامه حسن حسن‌زاده آملى، ص 2، مركز مطالعات و تحقيقات اخلاقى پزشكى، 1374.


صفحه 26

مخصوص) را مصرف كنى، بهبودى خواهى يافت. گفت: هرگز دارو استعمال نمى‌كنم تا خداوند بدون دارو مرا شفا دهد. مدتى گذشت و او همچنان مريض بود. از ناحيه خداوند به او وحى شد كه اى موسى! به عزت و جلالم سوگند شفايت نمى‌دهم مگر اينكه به وسيله همان دارويى كه بنى اسرائيل گفتند، خود را مداوا كنى. حضرت موسى داروى مخصوص را استفاده كرد و بعد از مدتى بهبهودى خود را بازيافت.

موسى7از گفته خود در دل بيمناك بود كه خطاب رسيد: موسى خيال دارى با توكّلِ خود، حكمت و اسرار خلقت را از بين ببرى؟ به جز من، چه كسى در ريشه گياهان اين فوايد با ارزش را قرار داده است‌[1]؟!

مفاد اين حديث و سخن خداوند خطاب به حضرت موسى، در قالب شعر چنين آمده است:

سخن بنيوش و مى‌كن حلقه گوش‌ مبادا كه بنمايى فراموش‌

نيايد تا به بالينت طبيبى‌ ندارى از شفاى من نصيبى‌

كه كار من به حكمت هست دائم‌ به حكمت نظم عالم هست قائم‌

تو بى‌اسباب خواهى نعمت من‌ بود اين عين نقض حكمت من‌

طبيب تو دوا داده خدا داد دواى تو شفا داده خدا داد[2]

2- 1- احكام مراجعه به پزشك‌

هرگاه معالجه و امور مربوط به طبابت نظير گرفتن نبض، جراحى، خون گرفتن، آمپول زدن، شكسته بندى و امثال آن متوقف بر نظر و لمس باشد؛

[1]- ر. ك: بحار الانوار، ج 62، ص 66

[2]- سخنى در باب اخلاق پزشكى، ص 3