بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 25

فصل دوم: وظايف بيمار

بيمار در دوران بيمارى، تكاليف و وظايفى دارد كه به سه دسته تقسيم مى‌شود: درمانى، عبادى، اخلاقى.

در اين فصل به بررسى اين وظايف مى‌پردازيم:

1- وظايف درمانى‌

1- 1- مراجعه به پزشك‌

عقل انسان حكم مى‌كند كه هنگام بيمارى به پزشك مراجعه و با عمل به دستورات او، از خداوند شفا طلب كند؛ چرا كه درمان و شفا را اسبابى است كه بايد از طريق آن برآورده شود. پزشك براى بيمار به منزله ابر رحمت براى كشاورز است. بيمار و كشاورز هر دو تشنه آب حيات‌اند؛ ولى طلب باران و درمان از خداوند بدون وسايط و اسباب، نادرست و برخلاف حكمت الهى است.[1]

نقل شده است كه موسى بن عمران مريض شد. بنى اسرائيل به عيادتش آمدند و مرض او را تشخيص دادند و به ايشان گفتند: اگر فلان دارو (گياه‌

[1]- سخنى در باب اخلاق پزشكى، علامه حسن حسن‌زاده آملى، ص 2، مركز مطالعات و تحقيقات اخلاقى پزشكى، 1374.


صفحه 26

مخصوص) را مصرف كنى، بهبودى خواهى يافت. گفت: هرگز دارو استعمال نمى‌كنم تا خداوند بدون دارو مرا شفا دهد. مدتى گذشت و او همچنان مريض بود. از ناحيه خداوند به او وحى شد كه اى موسى! به عزت و جلالم سوگند شفايت نمى‌دهم مگر اينكه به وسيله همان دارويى كه بنى اسرائيل گفتند، خود را مداوا كنى. حضرت موسى داروى مخصوص را استفاده كرد و بعد از مدتى بهبهودى خود را بازيافت.

موسى7از گفته خود در دل بيمناك بود كه خطاب رسيد: موسى خيال دارى با توكّلِ خود، حكمت و اسرار خلقت را از بين ببرى؟ به جز من، چه كسى در ريشه گياهان اين فوايد با ارزش را قرار داده است‌[1]؟!

مفاد اين حديث و سخن خداوند خطاب به حضرت موسى، در قالب شعر چنين آمده است:

سخن بنيوش و مى‌كن حلقه گوش‌ مبادا كه بنمايى فراموش‌

نيايد تا به بالينت طبيبى‌ ندارى از شفاى من نصيبى‌

كه كار من به حكمت هست دائم‌ به حكمت نظم عالم هست قائم‌

تو بى‌اسباب خواهى نعمت من‌ بود اين عين نقض حكمت من‌

طبيب تو دوا داده خدا داد دواى تو شفا داده خدا داد[2]

2- 1- احكام مراجعه به پزشك‌

هرگاه معالجه و امور مربوط به طبابت نظير گرفتن نبض، جراحى، خون گرفتن، آمپول زدن، شكسته بندى و امثال آن متوقف بر نظر و لمس باشد؛

[1]- ر. ك: بحار الانوار، ج 62، ص 66

[2]- سخنى در باب اخلاق پزشكى، ص 3


صفحه 27

جايز نيست زن به دكتر مرد و مرد به دكتر زن مراجعه كند؛ مگر آنكه دكتر هم نوع پيدا نشود و امكان تشخيص بيمارى و درمان با استفاده از وسايل و ابزار بدون نظر و لمس وجود نداشته باشد.

مراجعه مرد به دكتر زن و بر عكس، در صورتى كه معالجه و امور مربوط به طبابت مستلزم نظر و لمس نباشد، اشكال ندارد.[1]

س: آيا مراجعه زن به پزشك مرد كه متخصص بيمارى‌هاى زنان است در صورتى كه تخصص او از پزشكان زن بيشتر باشد و يا مراجعه به پزشك زن مشقت داشته باشد، جايز است؟

ج: اگر معاينه و درمان منوط به نظر و لمسِ حرام باشد، جايز نيست به پزشك مرد مراجعه كنند، مگر در صورتى كه مراجعه به پزشك زن حاذق و متخصص غير ممكن و يا خيلى سخت باشد.[2]

3- 1- پنهان نكردن بيمارى نزد پزشك‌

بيمار، بايد هنگام مراجعه به پزشك، بيمارى خود را به طور كامل با پزشك در ميان بگذارد و تمام نشانه‌هاى بيمارى خود را بازگو نمايد؛ چرا كه در غير اين صورت پزشك در تشخيص نوع بيمارى و علاج آن دچار مشكل و اشتباه خواهد شد و ضربه آن به خود بيمار خواهد خورد. چنان كه امام على7مى‌فرمايد:

مَنْ كَتَمَ مَكْنُونَ دائِهِ عَجَزَ طَبيبُهُ عَنْ شِفائِهِ.[3]

كسى كه درد درونى خود را پنهان نمايد، پزشك از درمانش ناتوان خواهد شد.

[1]- ر. ك: تحرير الوسيله، كتاب النكاح، مسأله 22.

[2]- اجوبة الاستفتائات، آيت‌الله خامنه‌اى، ترجمه فارسى، ج 2، ص 77.

[3]- شرح غرر الحكم، ج 5، ص 332.


صفحه 28

در حديثى ديگر مى‌فرمايد:

مَنْ كَتَمَ الْاطِبَّاءَ مَرَضَهُ خانَ بَدَنَهُ.[1]

هر كس بيمارى خود را از پزشكان پنهان كند، به بدن خود خيانت كرده است.

2- وظايف و تكاليف عبادى‌

برخى تصور مى‌كنند، در دوران بيمارى و بسترى شدن در بيمارستان، انسان از انجام عبادات معاف است و يا لازم نيست مراعات طهارت و پاكيزگى را بكند؛ در حالى كه چنين نيست؛ چرا كه همان گونه كه بدن در هنگام بيمارى نياز به آب و غذا دارد، روح نيز به تغذيه (عبادت، دعا، نيايش و ...) نيازمند است. گرچه در كيفيت و نحوه انجام عبادات با تناسب به نوع بيمارى تسهيلاتى براى بيمار در نظر گرفته شده است.

در اينجا احكام مربوط به بيماران و چگونگى اداى تكليف و تحصيل طهارت در هنگام بيمارى و گذران دوره نقاهت را به اختصار بيان مى‌كنيم:

1- 2- احكام طهارت‌

1/ 1- احكام وضوى جبيره‌

س: جبيره چيست؟

ج: چيزى كه با آن زخم و شكسته را مى‌بندند و دوائى كه روى زخم و مانند آن مى‌گذارند!

[1]- همان، ص 317.


صفحه 29

1- اگر آب براى همه دست و صورت ضرر دارد بايد تيمم بكند و احتياط مستحب آن است كه وضوى جبيره هم بگيرد.[1]

2- در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده و امكان موانعى غير از جبيره در برداشتن نيست يا به‌قدرى مشقت دارد كه نمى‌شود اعضاى وضو و غسل تحمل كرد بايد به دستور جبيره عمل كند.[2]

3- اگر جايى از اعضاى وضو را رگ زده است و نمى‌تواند آن را آب بكشد يا آب براى آن ضرر دارد: اگر روى آن بسته است بايد به دستور جبيره عمل كند، اگر روى آن معمولًا باز است شستن اطراف آن كافى است.[3]

اگر در صورت يا دست‌ها چند جبيره باشد، بايد بين آن‌ها را بشويد و اگر جبيره‌ها در سر يا روى پاها باشد، بايد بين آن‌ها را مسح كند و در جاهايى كه جبيره است، به دستور جبيره عمل نمايد.[4]

س 1: رزمنده‌اى دو دست خود را تا آرنج از دست داده است، تكليف او از نظر وضو و تيمم چيست؟

ج: اگر هيچ از مرفق باقى نمانده، شستن دست‌ها در وضو و مسح آنها در تيمم ساقط است و بقيه اعمال وضو يا تيمم را بايد بجا آورد و لو به وسيله نايب گرفتن.[5]

[1]- توضيح المسائل، مسأله 336.

[2]- همان، مسأله 338.

[3]- همان، مسأله 337.

[4]- همان، مسأله 334.

[5]- استفتائات، امام خمينى (ره)، ص 33، س 28.


صفحه 30

س 2: در مورد اشخاصى كه دست يا پاى خود را از دست داده‌اند، براى نماز خواندن چگونه وضو بگيرند؟

ج: اعضاى باقى مانده را وضو دهد و اگر خودش نمى‌تواند از ديگران كمك بگيرد كه به نيابت او بقيه اعضاى او را وضو دهد.[1]

س 3: كسى كه در يكى از اعضاى وضويش زخمى است كه حتى اگر جبيره هم بر روى آن قرار دهد دائماً از آن خون مى‌آيد، چگونه بايد وضو بگيرد؟

ج: واجب است جبيره‌اى را بر روى زخم بگذارد كه خون از آن بيرون نمى‌آيد مثل نايلون.[2]

س 4: كسى كه محل مسح او زخم است چه وظيفه‌اى دارد؟

ج: اگر نمى‌تواند روى زخم محل مسح دستِ تر بكشد بايد به جاى وضو تيمم كند و در صورتى كه مى‌تواند پارچه‌اى روى زخم قرار دهد و بر آن دست بكشد، احتياط آن است كه علاوه بر تيمم وضو نيز بگيرد.[3]

2/ 1- احكام غسل جبيره‌اى‌

كسى كه بر بعضى از اعضاى او جبيره باشد و غسل بر او واجب شود بايد غسل جبيره‌اى كند مانند وضوى جبيره‌اى با در نظر گرفتن شرايطى كه در جبيره گذشت؛ به اين صورت كه روى جبيره را دست تر بكشد و احتياط واجب آن است كه در اين صورت غسل را ترتيبى انجام دهد نه ارتماسى.[4]

[1]- همان، ص 22، س 28.

[2]- اجوبة الاستفتائات، آيت ا ... خامنه‌اى، ترجمه فارسى، ج 1، ص 45.

[3]- همان، ص 44.

[4]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 31، مسأله 10.


صفحه 31

3/ 1- احكام تيمم جبيره‌اى‌

اگر جبيره تمام يا بيشتر اعضاى وضو را بگيرد بايد تيمم كند. كسى كه وظيفه او تيمم است اگر در بعضى از جاهاى تيمم او زخم يا دمل يا شكستگى باشد بايد به دستور وضوى جبيره‌اى تيمم جبيره‌اى نمايد. در چشم دردى كه وضو براى آن ضرر دارد بايد تيمم كند.[1]

س 1: كسى كه تمام پاى او گچ گرفته است و نجس است و جنب شده؛ آيا غسل بر او واجب است؟ يا تيمم؟ يا هر دو؟ و آيا مى‌تواند به مسجد براى نماز و غيره برود يا خير؟

ج: اگر مى‌تواند غسل جبيره‌اى كند و حرجى نيست بايد غسل كند و گرنه تيمم نمايد و بعد از انجام وظيفه (غسل يا تيمم) دخول مسجد مانعى ندارد.[2]

س 2: اگر تمامى يك دست گچ گرفته باشد و نصف انگشتان بيرون باشد و به علّت شكستگى دست را نمى‌توان حركت داد، تكليف چيست؟ اگر وظيفه‌اش تيمم است به چه صورت انجام دهد (مثلًا آيا به كمك [شخص ديگر] بايد پيشانى را هم دست بكشد)؟

ج- بايد ... وضوى جبيره‌اى بگيرد و اگر نوبت به تيمم رسيد و امكان ندارد دست گچ گرفته را حركت دهد بايد با دست ديگر تيمم كند.[3]

4/ 1- كيفيت تحصيل طهارت افراد ناتوان (قطع نخاعى، فلج و ...)

در حالت اختيار انسان بايد اعمال وضو، غسل و تيمم را خود انجام دهد؛ اما در حالت اضطرار جايز، بلكه واجب است كه نايب بگيرد، يعنى‌

[1]- همان، مسأله 12.

[2]- استفتائات، امام خمينى (ره)، ج 1، ص 91.

[3]- همان، ص 91 و 92.


صفحه 32

از فرد ديگرى كمك بگيرد.

وضوى نيابتى اين گونه است كه شخص ناتوان خود نيت وضو مى‌كند (و احتياط در اين است كه نايب هم نيت كند) سپس نايب صورت و دست‌هاى او را مى‌شويد و براى مسح سر و پا اگر خود شخص مى‌تواند با دست خود مسح كند و اگر نمى‌تواند نايب دست او را بگيرد و به سر و پايش بكشد و اگر اين هم ممكن نيست بايد نايب دست خود را خشك كند، سپس از دست ناتوان رطوبت گرفته و با آن رطوبت، سر و پاهاى او را مسح كند و بنا بر احتياط واجب در اين صورت كه نايب سر و پاهاى او را مسح مى‌كند، اگر مى‌تواند تيمم هم بكند.[1]

تيمم شخص ناتوان توسط نايب نيز بدين صورت است كه نايب دست‌هاى او را به زمين بزند و به پيشانى و پشت دست‌هايش بكشد و اگر اين ممكن نباشد نايب دست‌هاى خود را به زمين بزند و به مواضع تيمم ناتوان بكشد. اگر شخص ناتوان مجبور باشد در مقابل گرفتن نايب، اجرتى بپردازد، اگر چه اين اجرت چند برابر معمول باشد، در صورتى كه بتواند و ضررى به حال او نداشته باشد، بايد اجرت را پرداخته و نايب بگيرد.[2]

5/ 1- تحصيل طهارت افراد مسلوس و مبطون‌

كسى كه مسلوس (بول او بى‌اختيار مى‌آيد) و مبطون (كسى كه بى‌اختيار مدفوع او مى‌آيد) باشد و يا باد از او بى‌اختيار خارج مى‌شود به شرح زير بايد تحصيل طهارت نموده و نماز بخواند:

[1]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 23.

[2]- همان.