در حديثى ديگر مىفرمايد:
مَنْ كَتَمَ الْاطِبَّاءَ مَرَضَهُ خانَ بَدَنَهُ.[1]
هر كس بيمارى خود را از پزشكان پنهان كند، به بدن خود خيانت كرده است.
2- وظايف و تكاليف عبادى
برخى تصور مىكنند، در دوران بيمارى و بسترى شدن در بيمارستان، انسان از انجام عبادات معاف است و يا لازم نيست مراعات طهارت و پاكيزگى را بكند؛ در حالى كه چنين نيست؛ چرا كه همان گونه كه بدن در هنگام بيمارى نياز به آب و غذا دارد، روح نيز به تغذيه (عبادت، دعا، نيايش و ...) نيازمند است. گرچه در كيفيت و نحوه انجام عبادات با تناسب به نوع بيمارى تسهيلاتى براى بيمار در نظر گرفته شده است.
در اينجا احكام مربوط به بيماران و چگونگى اداى تكليف و تحصيل طهارت در هنگام بيمارى و گذران دوره نقاهت را به اختصار بيان مىكنيم:
1- 2- احكام طهارت
1/ 1- احكام وضوى جبيره
س: جبيره چيست؟
ج: چيزى كه با آن زخم و شكسته را مىبندند و دوائى كه روى زخم و مانند آن مىگذارند!
[1]- همان، ص 317.
1- اگر آب براى همه دست و صورت ضرر دارد بايد تيمم بكند و احتياط مستحب آن است كه وضوى جبيره هم بگيرد.[1]
2- در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده و امكان موانعى غير از جبيره در برداشتن نيست يا بهقدرى مشقت دارد كه نمىشود اعضاى وضو و غسل تحمل كرد بايد به دستور جبيره عمل كند.[2]
3- اگر جايى از اعضاى وضو را رگ زده است و نمىتواند آن را آب بكشد يا آب براى آن ضرر دارد: اگر روى آن بسته است بايد به دستور جبيره عمل كند، اگر روى آن معمولًا باز است شستن اطراف آن كافى است.[3]
اگر در صورت يا دستها چند جبيره باشد، بايد بين آنها را بشويد و اگر جبيرهها در سر يا روى پاها باشد، بايد بين آنها را مسح كند و در جاهايى كه جبيره است، به دستور جبيره عمل نمايد.[4]
س 1: رزمندهاى دو دست خود را تا آرنج از دست داده است، تكليف او از نظر وضو و تيمم چيست؟
ج: اگر هيچ از مرفق باقى نمانده، شستن دستها در وضو و مسح آنها در تيمم ساقط است و بقيه اعمال وضو يا تيمم را بايد بجا آورد و لو به وسيله نايب گرفتن.[5]
[1]- توضيح المسائل، مسأله 336.
[2]- همان، مسأله 338.
[3]- همان، مسأله 337.
[4]- همان، مسأله 334.
[5]- استفتائات، امام خمينى (ره)، ص 33، س 28.
س 2: در مورد اشخاصى كه دست يا پاى خود را از دست دادهاند، براى نماز خواندن چگونه وضو بگيرند؟
ج: اعضاى باقى مانده را وضو دهد و اگر خودش نمىتواند از ديگران كمك بگيرد كه به نيابت او بقيه اعضاى او را وضو دهد.[1]
س 3: كسى كه در يكى از اعضاى وضويش زخمى است كه حتى اگر جبيره هم بر روى آن قرار دهد دائماً از آن خون مىآيد، چگونه بايد وضو بگيرد؟
ج: واجب است جبيرهاى را بر روى زخم بگذارد كه خون از آن بيرون نمىآيد مثل نايلون.[2]
س 4: كسى كه محل مسح او زخم است چه وظيفهاى دارد؟
ج: اگر نمىتواند روى زخم محل مسح دستِ تر بكشد بايد به جاى وضو تيمم كند و در صورتى كه مىتواند پارچهاى روى زخم قرار دهد و بر آن دست بكشد، احتياط آن است كه علاوه بر تيمم وضو نيز بگيرد.[3]
2/ 1- احكام غسل جبيرهاى
كسى كه بر بعضى از اعضاى او جبيره باشد و غسل بر او واجب شود بايد غسل جبيرهاى كند مانند وضوى جبيرهاى با در نظر گرفتن شرايطى كه در جبيره گذشت؛ به اين صورت كه روى جبيره را دست تر بكشد و احتياط واجب آن است كه در اين صورت غسل را ترتيبى انجام دهد نه ارتماسى.[4]
[1]- همان، ص 22، س 28.
[2]- اجوبة الاستفتائات، آيت ا ... خامنهاى، ترجمه فارسى، ج 1، ص 45.
[3]- همان، ص 44.
[4]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 31، مسأله 10.
3/ 1- احكام تيمم جبيرهاى
اگر جبيره تمام يا بيشتر اعضاى وضو را بگيرد بايد تيمم كند. كسى كه وظيفه او تيمم است اگر در بعضى از جاهاى تيمم او زخم يا دمل يا شكستگى باشد بايد به دستور وضوى جبيرهاى تيمم جبيرهاى نمايد. در چشم دردى كه وضو براى آن ضرر دارد بايد تيمم كند.[1]
س 1: كسى كه تمام پاى او گچ گرفته است و نجس است و جنب شده؛ آيا غسل بر او واجب است؟ يا تيمم؟ يا هر دو؟ و آيا مىتواند به مسجد براى نماز و غيره برود يا خير؟
ج: اگر مىتواند غسل جبيرهاى كند و حرجى نيست بايد غسل كند و گرنه تيمم نمايد و بعد از انجام وظيفه (غسل يا تيمم) دخول مسجد مانعى ندارد.[2]
س 2: اگر تمامى يك دست گچ گرفته باشد و نصف انگشتان بيرون باشد و به علّت شكستگى دست را نمىتوان حركت داد، تكليف چيست؟ اگر وظيفهاش تيمم است به چه صورت انجام دهد (مثلًا آيا به كمك [شخص ديگر] بايد پيشانى را هم دست بكشد)؟
ج- بايد ... وضوى جبيرهاى بگيرد و اگر نوبت به تيمم رسيد و امكان ندارد دست گچ گرفته را حركت دهد بايد با دست ديگر تيمم كند.[3]
4/ 1- كيفيت تحصيل طهارت افراد ناتوان (قطع نخاعى، فلج و ...)
در حالت اختيار انسان بايد اعمال وضو، غسل و تيمم را خود انجام دهد؛ اما در حالت اضطرار جايز، بلكه واجب است كه نايب بگيرد، يعنى
[1]- همان، مسأله 12.
[2]- استفتائات، امام خمينى (ره)، ج 1، ص 91.
[3]- همان، ص 91 و 92.
از فرد ديگرى كمك بگيرد.
وضوى نيابتى اين گونه است كه شخص ناتوان خود نيت وضو مىكند (و احتياط در اين است كه نايب هم نيت كند) سپس نايب صورت و دستهاى او را مىشويد و براى مسح سر و پا اگر خود شخص مىتواند با دست خود مسح كند و اگر نمىتواند نايب دست او را بگيرد و به سر و پايش بكشد و اگر اين هم ممكن نيست بايد نايب دست خود را خشك كند، سپس از دست ناتوان رطوبت گرفته و با آن رطوبت، سر و پاهاى او را مسح كند و بنا بر احتياط واجب در اين صورت كه نايب سر و پاهاى او را مسح مىكند، اگر مىتواند تيمم هم بكند.[1]
تيمم شخص ناتوان توسط نايب نيز بدين صورت است كه نايب دستهاى او را به زمين بزند و به پيشانى و پشت دستهايش بكشد و اگر اين ممكن نباشد نايب دستهاى خود را به زمين بزند و به مواضع تيمم ناتوان بكشد. اگر شخص ناتوان مجبور باشد در مقابل گرفتن نايب، اجرتى بپردازد، اگر چه اين اجرت چند برابر معمول باشد، در صورتى كه بتواند و ضررى به حال او نداشته باشد، بايد اجرت را پرداخته و نايب بگيرد.[2]
5/ 1- تحصيل طهارت افراد مسلوس و مبطون
كسى كه مسلوس (بول او بىاختيار مىآيد) و مبطون (كسى كه بىاختيار مدفوع او مىآيد) باشد و يا باد از او بىاختيار خارج مىشود به شرح زير بايد تحصيل طهارت نموده و نماز بخواند:
[1]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 23.
[2]- همان.
- اگر انسان مرضى دارد كه ادرار او قطره قطره مىريزد يا نمىتواند از بيرون آمدن مدفوع خوددارى كند، چنانچه يقين دارد كه از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پيدا مىكند، بايد نماز را در وقتى كه مهلت پيدا مىكند [يعنى ادرار و مدفوع نمىآيد] بخواند و اگر مهلت او به مقدار كارهاى واجب نماز است، بايد در وقتى كه مهلت دارد فقط كارهاى واجب نماز را به جاى آورد و كارهاى مستحب مانند اذان، اقامه و قنوت را ترك نمايد.
- اگر به مقدار وضو و نماز مهلت پيدا نمىكند و در بين نماز چند دفعه ادرار از او خارج مىشود، وضوى اول كافى است، ولى چنانچه مرضى دارد كه در بين نماز چند مرتبه مدفوع از او خارج مىشود و اگر بخواهد بعد از هر دفعه وضو بگيرد سخت نيست، بايد ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت مدفوع از او خارج شد، وضو بگيرد و بقيه نماز را بخواند.
- كسى كه ادرار پى در پى از او خارج مىشود اگر در بين دو نماز، ادرار از او خارج نشود مىتواند با يك وضو هر دو نماز را بخواند و قطرههايى كه بين نماز خارج مىشود اشكال ندارد.
- كسى كه ادرار او قطره قطره مىريزد بايد براى نماز به وسيله كيسهاى كه در آن، پنبه يا چيز ديگرى است كه از رسيدن ادرار به جاهاى ديگر جلوگيرى مىكند، خود را حفظ نمايد و احتياط واجب آن است كه پيش از هر نماز مخرج ادرار را كه نجس شده آب بكشد و نيز كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن مدفوع خوددارى كند، چنانچه ممكن باشد بايد به مقدار
نماز از رسيدن مدفوع به جاهاى ديگر جلوگيرى نمايد و احتياط واجب آن است كه اگر مشقت ندارد، براى هر نماز مخرج را آب بكشد.
- واجب نيست مبطون و مسلوس پس از بهبودى نمازهايش را دوباره بخواند.
- اگر مرضى دارد كه نمىتواند از خارج شدن باد جلوگيرى كند، بايد به وظيفه كسانى كه نمىتوانند از بيرون آمدن مدفوع خوددارى كنند، عمل نمايد.[1]
2- 2- احكام نجاسات
در 5 مورد اگر بدن يا لباس نمازگزار پاك نباشد، نماز او صحيح است:
1- لباسهاى كوچك او مانند جوراب و عرقچين نجس باشد؛
2- لباس زنى كه پرستار بچه است، نجس شده باشد؛
3- آن كه به واسطه زخم يا جراحت يا دملى كه در بدن اوست، لباس يا بدنش آلوده شود؛
4- بدن يا لباس او به مقدار كمتر از دِرهم (كه تقريباً به اندازه دو ريالى مىشود) به خون آلوده باشد.
5- ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.[2]
بعضى از احكام بدن يا لباسى كه به خون و غيره، نجس شده عبارت است از:
1- اگر خون بدن انسان يا حيوان حلالگوشت اگر چه در چند جاى
[1]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 26، مسأله 3- 5؛ توضيح المسائل، مسأله 306- 315.
[2]- توضيح المسائل، مسأله 848.
بدن و لباس باشد، در صورتى كه روى هم كمتر از دِرهم باشد، نماز خواندن با آن اشكال ندارد.[1]
2- اگر بدن يا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسيدن به خون نجس شود، اگر چه مقدارى كه نجس شده كمتر از درهم باشد، نمىشود با آن نماز خواند.[2]
3- اگر خون روى لباسى كه آستر دارد بريزد و به آستر آن برسد و يا به آستر بريزد و روى لباس خونى شود، بايد هر كدام را جدا حساب نمود، پس اگر خون روى لباس و آستر كمتر از درهم باشد، نماز با آن صحيح است.[3]
4- اگر لباسهاى كوچك نمازگزار مثل عرقچين و جوراب كه نمىشود با آنها عورت را پوشانيد، نجس باشد، چنانچه از مردار و حيوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آنها صحيح و نيز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند اشكال ندارد.[4]
5- اگر در بدن يا لباس نمازگزار، خون زخم يا جراحت يا دمل باشد، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص او سخت است، تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده مىتواند با آن خون، نماز بخواند و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشتهاند و پخش شده، در بدن يا لباس او باشد.[5]
[1]- همان، مسأله 855.
[2]- همان، مسأله 859.
[3]- همان، مسأله 857.
[4]- همان، مسأله 861.
[5]- همان، مسأله 849.