فهرست مطالب
مقدمه9
بخش اوّل: بيماران
فصل اول: طب و بهداشت در اسلام
1- تاريخچه طب در اسلام152- بهداشت در اسلام181- 2- بهداشت بدن و لباس202- 2- بهداشت دهان و دندان22
فصل دوم: وظايف بيمار
1- وظايف درمانى251- 1- مراجعه به پزشك25
2- 1- احكام مراجعه به پزشك263- 1- پنهان نكردن بيمارى نزد پزشك272- وظايف و تكاليف عبادى282- 2- احكام طهارت282- 2- احكام نجاسات353- 2- احكام نماز384- 2- احكام روزه415- 2- احكام حج453- وظايف اخلاقى481- 3- صبر و در برابر درد492- 3- دعا و توسل53
بخش دوّم: پزشكان
فصل اول: اخلاق پزشكى
1- مقام و منزلت پزشك592- اصول اخلاق پزشكى601- 2- رفق و مدارا602- 2- احوالپرسى از بيمار613- 2- دعا براى بيمار614- 2- نگاه اميدبخش615- 2- تقواى پزشكى62
فصل دوم: فقه پزشكى
1- نگاه و لمس به منظور معاينه و درمان652- ضمان پزشك653- رفع مسئوليت از پزشك (ابراء)684- معالجه با چيزهاى حرام685- معالجه با مواد مستكننده696- معالجه با چيزهاى مضر697- تشريح ميّت و پيوند اعضا708- انتقال و اهداى خون739- احكام آزمايشگاه و تزريقات74
بخش سوم: كاركنان و پرستاران
فصل اول: اهميت و ارزش پرستارى
1- عظمت مقام پرستارى792- پرستارى، تولدى دوباره803- پرستارى، عبادتى برتر80
4- پرستارى در سيره معصومين.....................................782
فصل دوم: اخلاق پرستارى
1- مهرورزى و عطوفت852- مجالست و گفتوگو87
3- اميدبخشى874- رازدارى89
فصل سوم: وظايف پرستار
1- مواظبت از بيمار912- تلاش براى رفع نياز بيمار923- انجام امور درمانى934- رعايت موازين شرعى94
بخش چهارم: عيادتكنندگان
فصل اول: اهميت و ارزش عيادت
فصل دوم: آداب عيادت
1- دلجويى1012- همدردى1023- هديه دادن1024- دعا1035- اطعام بيمار1046- رعايت زمان عيادت105
فصل سوم: آثار عيادت
منابع و مآخذ 109
پيشگفتار
در ارزش و شرافت پزشكى همين بسكه:
1- يكى از اسماء خداوند، طبيب است.
2- يكى از اسماء او شافى است.
3- حضرت ابراهيم در معرفى خداوند مىفرمود:(وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ)(شعراء/ 80)
4- على7در وصف رسول اللّه6مىفرمايد:طبيب دوّار بطبه قد احكم مراهمه و احمى مواسمه(نهج البلاغه، خطبه 107) پيامبر پزشكى بود سيار (در پى بيماران و معالجه آنها گردش مىكرد هم دارو و مرهم داشت و هم تيغ جراحى و وسيله داغ كردن).
5- على7در مورد خودش نيز تعبير به طبيب دارد. (نهج البلاغه، خطبه 121)
6- علم پزشكى را در رديف علم دين ذكر كردهاند و فرمودهاند: العلم علمان علم الاديان و علم الابدان.
7- خداوند در قرآن در مورد شفا دادن و زنده كردن يك انسان مىفرمايد:
(مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً)
كسى كه انسانى را زنده كند گويا همه مردم را زنده كرده است.
اين نوع تشبيه و تشريف پزشكان، در عين حال مسئوليت سنگين آنها را گوشزد مىنمايد كه: طبيب با نيت خدمتگزارى به سراغ بيماران خود برود؛ چه با نيّتى جز اين، كار او بىارزش و گاهى ضد ارزش و گاهى خيانتى بزرگ مىشود. اين نيت خالص خدمتگزارى نيز وقتى حاصل مىشود كه ريشه در عمق بينش، عقيده و انديشه او داشته باشد و بزرگترين حقيقت و واقعيت جهان هستى يعنى خداوند را بشناسد و با او رابطه داشته باشد، در اين صورت است كه:
1- خدمت به بندگان خدا را وسيله كسب رضاى او و تقرب به او مىداند و به همين دليل از كار خود لذت فوقالعاده مىبرد.
2- خسته نمىشود، از بدخلقى و بدرفتارى بيمار دلزده و دلسرد نمىگردد.
3- هرگز كوتاهى و سهلانگارى در معالجه نمىنمايد به خصوص در مورد افراد بىبضاعتى كه جز خدا كسى را ندارند.
4- براى ثروتمندان و مستكبران از خدا بىخبر تعظيم و خدمت بيشتر نمىكند.
5- سعادت دنيا و آخرت را يكجا دارد.
ولى در مقابل كسانى هستند كه از خدا غافل مىشوند و پول و ماديات فكر و جان آنها را وابسته مىكند و علم خود را در خدمت جهانخواران و گرگها قرار مىدهند و فقيران و مستمندان را مىرانند و ... ولى هرگز از زندگى لذتى نمىبرند، زيرا وابستگان به غير خدا (دنيا) هرگز سيرى و آرامش و اطمينان ندارند و هرچه بيشتر بخورند تشنهتر و حريصتر مىشوند و اين خاصيت لا يتغير دنياست صد حيف كه انسان موقعى بيدار مىشود كه فرصت و زمان از دست رفته است و جز حسرت چيزى نصيب او نمىگردد.
الحمد للّه از بركت رهبرى الهى امام (ره) و انقلاب اسلامى و خون شهيدان خداجو، امروز در اين مملكت اسلامى، پزشكان متعهد و دانشمند هستند كه تلاش دارند براى آينده نيز اين نمونهها را تربيت نمايند. در هر صورت جزوه حاضر با زحمات محققان محترم پژوهشكده تحقيقات اسلامى و با پيشنهاد و مايه اوليه مسئولين نمايندگى ولى فقيه در دانشگاه تهيه شده كه از همه عزيزان به ويژه «حضرت حجة الاسلام و المسلمين حاج آقاى موسوى» تشكر و قدردانى مىشود. اميد است براى همه دستاندركاران مثمر ثمر و مفيد فايده باشد و مورد قبول صاحب اصلى اين دانشگاه كه به نام او وزين شده قرار بگيرد.
و السلام
نمايندگى ولى فقيه در دانشگاه علوم پزشكى بقية اللّه و معاوتت بهداشت و درمان
سيد رضا فقيهى
روز عيد قربان 1425
مقدمه
اسلام، پزشكى را وظيفهاى شرعى و از واجبات مهم مىداند كه تساهل در فراگيرى آن روا نيست. سخنان پيامبر6و ائمه معصومين:در مورد بيماريها و راه درمان آنها، گواهى روشن بر اهتمام خاص اسلام به علم پزشكى است. تا آنجا كه آن را در كنار علم دين بيان نموده است.
چنان كه امام على7مىفرمايد:
الْعِلْمُ عِلْمانِ، عِلْمُ الْادْيانِ وَ عِلْمُ الْابْدانِ[1]
علم در دو چيز خلاصه مىشود، علم اديان و علم بدنها (پزشكى).
افزون بر اين كه طب، از واجبات كفايى و مسئوليتى دينى است، مسئوليتى اجتماعى، اخلاقى و عقلى نيز هست. انسان در زندگى اجتماعى خود در پى رسيدن به اهداف و برنامههاى خود و نيز رسيدن به بالاترين مرتبه
[1]- بحار الانوار، ج 1، ص 220.
كمال انسانى است و تحقق اين أمر معمولًا زمانى ميسر مىشود كه شخص از درد و رنج و سستى حاصل از بيمارى، فارغ باشد و كاهش و علاج درد و رنج بيمارى، كار پزشك است. از طرف ديگر عقل انسان حكم مىكند كه براى بقاى نوع انسان، نياز به طب يك ضرورت انكارناپذير است. نيز، طب رسالتى اخلاقى است، زيرا هيچ كس طبيبى را كه توان علاج بيمار را دارد ولى از اين كار اجتناب مىكند، معذور نمىداند و همه مردم او را فاقد اخلاق فاضله و انسانى مىدانند و بر عكس پزشك وظيفهشناس و متعهد را به ديده احترام مىنگرند.
پزشكى از ديدگاه اسلام، يك شغل تجارى نيست كه هدف از آن جمعآورى مال و منال باشد، بلكه يك رسالت انسانى و مسئوليت شرعى در درجه بالا است. چرا كه صاحبان مشاغل تجارى و مالى، مخير هستند با هر كس نفع بيشترى به آنها مىرساند، معامله كنند ولى براى طبيب چنين چيزى قطعاً صحيح نيست و پزشك مسلمان نمىتواند به خاطر گرفتن اجرت زياد يا هر دليل ديگرى در معالجه بيمار خود سهلانگارى يا تعلل ورزد.
بنابراين پزشكى و مشاغل مرتبط با آن، مسئوليتى شرعى، عقلى و اخلاقى است و پزشك و پرستار و ديگر كسانى كه به نوعى با بيماران سر و كار دارند، داراى جايگاهى خاص در پيشگاه الهى مىباشند.
كتاب حاضر، گزيدهاى از معارف اسلامى در رابطه با پزشكان، پرستاران و ديگر كاركنان مراكز درمانى و بهداشتى و نيز وظايف بيماران در دوران بسترى و نقاهت را تبيين مىكند. مسائل فقهى اين كتاب، براساس