بدن و لباس باشد، در صورتى كه روى هم كمتر از دِرهم باشد، نماز خواندن با آن اشكال ندارد.[1]
2- اگر بدن يا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسيدن به خون نجس شود، اگر چه مقدارى كه نجس شده كمتر از درهم باشد، نمىشود با آن نماز خواند.[2]
3- اگر خون روى لباسى كه آستر دارد بريزد و به آستر آن برسد و يا به آستر بريزد و روى لباس خونى شود، بايد هر كدام را جدا حساب نمود، پس اگر خون روى لباس و آستر كمتر از درهم باشد، نماز با آن صحيح است.[3]
4- اگر لباسهاى كوچك نمازگزار مثل عرقچين و جوراب كه نمىشود با آنها عورت را پوشانيد، نجس باشد، چنانچه از مردار و حيوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آنها صحيح و نيز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند اشكال ندارد.[4]
5- اگر در بدن يا لباس نمازگزار، خون زخم يا جراحت يا دمل باشد، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص او سخت است، تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده مىتواند با آن خون، نماز بخواند و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشتهاند و پخش شده، در بدن يا لباس او باشد.[5]
[1]- همان، مسأله 855.
[2]- همان، مسأله 859.
[3]- همان، مسأله 857.
[4]- همان، مسأله 861.
[5]- همان، مسأله 849.
نمازش باطل است
1- اگر كسى عمداً با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
2- كسى كه نمىداند با بدن و لباس نجس نماز باطل است و بخواند.
3- اگر بهواسطه ندانستن مسأله چيز نجسى را نداند، نجس است و با آن نماز بخواند.
بايد قضا يا اعاده كند
4- اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته است، قضا نمايد.
احكام پاك بودن لباس 5- اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بدن در حال نماز و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نماز او صحيح است ولى احتياط مستحب آن است كه اگر وقت دارد دوباره آن نماز را بخواند.
نمازش صحيح است
6- كسى كه در پاك بودن بدن يا لباس خود شك دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده، نماز او صحيح است.
7- اگر لباس را آب بكشد و يقين كند كه پاك شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، پاك نشده، نمازش صحيح
است.[1]
3- 2- احكام نماز
نماز، رابطه انسان با خداست و مايه صفاى روح و پاكى دل و پيدايش روح تقوا و تربيت انسان و پرهيز از گناهان است. نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خدا شود، عبادات ديگر نيز قبول خواهد شد و اگر پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمىشود[2]و همان گونه كه اگر انسان شبانه روز پنج مرتبه در نهر آبى شستشو كند، اثرى از آلودگى در بدنش نمىماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مىكند.
سزاوار است انسان نماز را در اول وقت بخواند و به آن اهميّت بسيار دهد و از تند خواندن نماز كه ممكن است مايه خرابى نماز يا سبكى آن گردد بپرهيزد. چرا كه كسى كه نماز را سبك بشمارد و ضايع سازد، خداوند حق دارد او را با قارون و هامان محشور كند و با منافقان وارد جهنم سازد.[3]روزى پيامبر گرامى اسلام، در مسجد بود، مردى وارد و مشغول نماز شد و ركوع و سجودش را كاملًا بجا نياورد، حضرت فرمود:
اگر اين مرد در حالى كه نمازش اينگونه است از دنيا برود به دين من از دنيا نرفته است.[4]
روح نماز، حضور قلب است و سزاوار است كه انسان نماز را با حال خضوع و خشوع انجام دهد، بداند با چه كسى سخن مىگويد و خود را در مقابل
[1]- همان، مسأله 779- 808.
[2]- وسائل الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 2، ص 22، حديث 10، مكتبه اسلاميه تهران، چاپ ششم.
[3]- همان، ص 19.
[4]- همان، ص 25.
عظمت و بزرگى خداوند بسيار كوچك ببيند. در حالات معصومين:آمده است به هنگام نماز آن چنان غرق ياد خدا مىشدند كه از خود بىخبر مىگشتند تا آنجا كه پيكان تيرى در پاى امير المؤمنين على7مانده بود و در حال نماز بيرون آوردند و آن حضرت متوجه نشد.
ديگر فروع دين، مانند روزه، حج، امر به معروف و نهى از منكر، جهاد و ... استثناپذيرند، يعنى اگر انسان روزه برايش ضرر داشته باشد، از او ساقط است و اگر استطاعت بدنى يا مالى نداشته باشد، حج بر او واجب نيست و نيز اگر در امر به معروف و نهى از منكر احتمال تأثير ندهد يا خوف ضرر براى او يا خانوادهاش داشته باشد و ... وجوب آن برداشته مىشود و حتى در مورد جهاد، نيز انسانى كه بيمار و عليل است و توان جنگيدن ندارد، جهاد از او ساقط است؛ امّا نماز استثناپذير نيست؛ در بستر بيمارى، در بحبوحه جنگ و حتى در حال غرق شدن، نماز از مسلمان ساقط نمىشود، گرچه كيفيت انجام آن در حالات مختلف متفاوت است.
در اينجا به پارهاى از احكام نماز و نحوه انجام آن در حال بيمارى، ناتوانى و اضطرار اشاره مىكنيم:
«تا انسان مىتواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند. مثلًا كسى كه در موقع ايستادن، بدنش حركت مىكند يا مجبور است به چيزى [مثلًا عصا] تكيه دهد يا بدنش را كج كند، يا خم شود يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد، بايد به هر طور كه مىتواند ايستاده نماز بخواند ولى اگر به هيچ وجه حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد، بايد راست بنشيند و نماز بخواند.»[1]
[1]- توضيح المسائل، مسأله 970.
كسى كه به خاطر عذرى نشسته نماز مىخواند، بايد براى ركوع به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.[1]
تا انسان مىتواند نشسته نماز بخواند، نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند، بايد هر طور مىتواند بنشيند و اگر به هيچ وجه نمىتواند بنشيند بايد به پهلوى راست بخوابد و اگر نمىتواند به پهلوى چپ و اگر آن هم ممكن نيست به پشت بخوابد به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.[2]
كسى كه تكليف او خواندن نماز در حال خوابيدن و دراز كش است، واجب است براى ركوع و سجود با سر اشاره كند و اگر اين هم امكان نداشت با بستن و باز كردن چشمها ركوع و سجود را انجام دهد. مثلًا چشم را به علامت ركوع رفتن ببندد و به علامت سر برداشتن از ركوع باز كند. نيز احتياط واجب است كه چيزى را كه سجده بر آن صحيح است، هنگام سجده، بر پيشانى بگذارد.[3]
كسى كه نشسته نماز مىخواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و ركوع را ايستاده به جا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند، بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد.[4]
كسى كه خوابيده نماز مىخواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند، بايد مقدارى را كه مىتواند نشسته بخواند و نيز اگر مىتواند بايستد بايد
[1]- عروة الوثقى، سيد محمد طباطبايى يزدى، ج 1، ص 671، مكتبه الاسلاميه، 1358.
[2]- توضيح المسائل، مسأله 971.
[3]- عروة الوثقى، ج 1، ص 637.
[4]- توضيح المسائل، مسأله 972.
مقدارى را كه مىتواند ايستاده بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.[1]
كسى كه نشسته نماز مىخواند اگر در بين نماز بتواند بايستد بايد مقدارى را كه مىتواند ايستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته، بايد چيزى نخواند.[2]
كسى كه مىتواند بايستد اگر بترسد كه به واسطه ايستادن مريض شود يا ضررى به او برسد [مثلًا بيمارىاش طولانى مىشود يا زخم و شكستگى استخوان او دير التيام پيدا مىكند] مىتواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، مىتواند خوابيده نماز بخواند.[3]
4- 2- احكام روزه
يكى از شرايط صحت و وجوب روزه، نداشتن بيمارى است. البته بيمارى و مرضى كه روزه برايش ضرر دارد: يعنى درد آن شديدتر يا بهبودىاش را ديرتر و يا بيمارى را شديدتر و مزمن مىسازد. حال چه يقين به اين آثار سوء داشته باشد و يا تنها احتمال آن را بدهد كه باعث نگرانى و ترسش باشد و همچنين بر كسى كه مىترسد اگر روزه بگيرد، دچار بيمارى شود روزه واجب نيست. البته اين در صورتى است كه ترس او منشأ عقلايى و قابل اعتنا نزد عقلا داشته باشد [مثلًا دكترى متخصص و متعهد به او بگويد روزه برايش ضرر دارد و موجب بيمارى او مىشود] كه
[1]- همان، مسأله 973.
[2]- همان، مسأله 974.
[3]- همان، مسأله 975.
در اين صورت نيز روزهاش صحيح نيست و جايز بلكه واجب است بر او كه افطار كند.[1]
امّا صرف ضعف و سستى، هر چند كه ضعف مفرط باشد، مجوّز افطار نيست، مگر به حدّى برسد كه عادتاً قابل تحمل نيست كه در اين صورت جايز است افطار نمايد.[2]
اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاى روزههايى را كه نگرفته بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز يك مد طعام كه تقريباً ده سير [750 گِرم] است از گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، ولى اگر به واسطه عذر ديگر مثلًا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزههايى را كه نگرفته با يد قضا كند و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.[3]
اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد بايد روزههايى را كه نگرفته قضا نمايد و نيز اگر در ماه رمضان، غير مرض عذر ديگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد، روزههايى را كه نگرفته بايد قضا كند.[4]
[1]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 267.
[2]- همان، ص 268.
[3]- توضيح المسائل، مسأله 1703.
[4]- همان، مسأله 1704.
اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آن كه خوب شد اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد، بايد [تنها] قضاى رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز از سالهاى پيش يك مد طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.[1]
در اينجا لازم است به چند مورد از استفتائات درباره احكام روزه بيماران اشاره كنيم:
س 1: اگر پزشك، شخصى را از روزه گرفتن منع كند آيا با توجه به اين كه بعضى از پزشكان اطلاعى از مسائل شرعى ندارند، عمل به گفته او واجب است؟
ج: اگر مكلّف از گفته پزشك يقين پيدا كند كه روزه براى او ضرر دارد و يا از گفته وى يا منشأ عقلايى ديگر براى او خوف از ضرر حاصل شود، روزه گرفتن براى او واجب نيست.[2]
س 2: من از عينك طبى استفاده مىكنم و در حال حاضر چشمانم بسيار ضعيف است. هنگامى كه به پزشك مراجعه كردم به من گفت كه اگر براى تقويت چشمانم تلاش نكنم، ضعيفتر خواهند شد، بنابراين اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظيفهاى دارم؟
ج: اگر روزه براى چشمان شما ضرر دارد، واجب نيست روزه بگيريد، بلكه واجب است افطار كنيد و اگر بيمارى شما تا ماه رمضان آينده استمرار پيدا كرد، قضاى روزه بر شما واجب نيست، ولى واجب است كه عوض هر روز يك مد طعام به فقير بدهيد.[3]
[1]- اجوبة الاستفتائات، ص 156.
[2]- همان.
[3]- همان، ص 157.