بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 38

عظمت و بزرگى خداوند بسيار كوچك ببيند. در حالات معصومين‌:آمده است به هنگام نماز آن چنان غرق ياد خدا مى‌شدند كه از خود بى‌خبر مى‌گشتند تا آنجا كه پيكان تيرى در پاى امير المؤمنين على7مانده بود و در حال نماز بيرون آوردند و آن حضرت متوجه نشد.

ديگر فروع دين، مانند روزه، حج، امر به معروف و نهى از منكر، جهاد و ... استثناپذيرند، يعنى اگر انسان روزه برايش ضرر داشته باشد، از او ساقط است و اگر استطاعت بدنى يا مالى نداشته باشد، حج بر او واجب نيست و نيز اگر در امر به معروف و نهى از منكر احتمال تأثير ندهد يا خوف ضرر براى او يا خانواده‌اش داشته باشد و ... وجوب آن برداشته مى‌شود و حتى در مورد جهاد، نيز انسانى كه بيمار و عليل است و توان جنگيدن ندارد، جهاد از او ساقط است؛ امّا نماز استثناپذير نيست؛ در بستر بيمارى، در بحبوحه جنگ و حتى در حال غرق شدن، نماز از مسلمان ساقط نمى‌شود، گرچه كيفيت انجام آن در حالات مختلف متفاوت است.

در اينجا به پاره‌اى از احكام نماز و نحوه انجام آن در حال بيمارى، ناتوانى و اضطرار اشاره مى‌كنيم:

«تا انسان مى‌تواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند. مثلًا كسى كه در موقع ايستادن، بدنش حركت مى‌كند يا مجبور است به چيزى [مثلًا عصا] تكيه دهد يا بدنش را كج كند، يا خم شود يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد، بايد به هر طور كه مى‌تواند ايستاده نماز بخواند ولى اگر به هيچ وجه حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد، بايد راست بنشيند و نماز بخواند.»[1]

[1]- توضيح المسائل، مسأله 970.


صفحه 39

كسى كه به خاطر عذرى نشسته نماز مى‌خواند، بايد براى ركوع به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.[1]

تا انسان مى‌تواند نشسته نماز بخواند، نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند، بايد هر طور مى‌تواند بنشيند و اگر به هيچ وجه نمى‌تواند بنشيند بايد به پهلوى راست بخوابد و اگر نمى‌تواند به پهلوى چپ و اگر آن هم ممكن نيست به پشت بخوابد به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.[2]

كسى كه تكليف او خواندن نماز در حال خوابيدن و دراز كش است، واجب است براى ركوع و سجود با سر اشاره كند و اگر اين هم امكان نداشت با بستن و باز كردن چشم‌ها ركوع و سجود را انجام دهد. مثلًا چشم را به علامت ركوع رفتن ببندد و به علامت سر برداشتن از ركوع باز كند. نيز احتياط واجب است كه چيزى را كه سجده بر آن صحيح است، هنگام سجده، بر پيشانى بگذارد.[3]

كسى كه نشسته نماز مى‌خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و ركوع را ايستاده به جا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند، بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد.[4]

كسى كه خوابيده نماز مى‌خواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند، بايد مقدارى را كه مى‌تواند نشسته بخواند و نيز اگر مى‌تواند بايستد بايد

[1]- عروة الوثقى، سيد محمد طباطبايى يزدى، ج 1، ص 671، مكتبه الاسلاميه، 1358.

[2]- توضيح المسائل، مسأله 971.

[3]- عروة الوثقى، ج 1، ص 637.

[4]- توضيح المسائل، مسأله 972.


صفحه 40

مقدارى را كه مى‌تواند ايستاده بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.[1]

كسى كه نشسته نماز مى‌خواند اگر در بين نماز بتواند بايستد بايد مقدارى را كه مى‌تواند ايستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته، بايد چيزى نخواند.[2]

كسى كه مى‌تواند بايستد اگر بترسد كه به واسطه ايستادن مريض شود يا ضررى به او برسد [مثلًا بيمارى‌اش طولانى مى‌شود يا زخم و شكستگى استخوان او دير التيام پيدا مى‌كند] مى‌تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، مى‌تواند خوابيده نماز بخواند.[3]

4- 2- احكام روزه‌

يكى از شرايط صحت و وجوب روزه، نداشتن بيمارى است. البته بيمارى و مرضى كه روزه برايش ضرر دارد: يعنى درد آن شديدتر يا بهبودى‌اش را ديرتر و يا بيمارى را شديدتر و مزمن مى‌سازد. حال چه يقين به اين آثار سوء داشته باشد و يا تنها احتمال آن را بدهد كه باعث نگرانى و ترسش باشد و همچنين بر كسى كه مى‌ترسد اگر روزه بگيرد، دچار بيمارى شود روزه واجب نيست. البته اين در صورتى است كه ترس او منشأ عقلايى و قابل اعتنا نزد عقلا داشته باشد [مثلًا دكترى متخصص و متعهد به او بگويد روزه برايش ضرر دارد و موجب بيمارى او مى‌شود] كه‌

[1]- همان، مسأله 973.

[2]- همان، مسأله 974.

[3]- همان، مسأله 975.


صفحه 41

در اين صورت نيز روزه‌اش صحيح نيست و جايز بلكه واجب است بر او كه افطار كند.[1]

امّا صرف ضعف و سستى، هر چند كه ضعف مفرط باشد، مجوّز افطار نيست، مگر به حدّى برسد كه عادتاً قابل تحمل نيست كه در اين صورت جايز است افطار نمايد.[2]

اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاى روزه‌هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز يك مد طعام كه تقريباً ده سير [750 گِرم‌] است از گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، ولى اگر به واسطه عذر ديگر مثلًا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه‌هايى را كه نگرفته با يد قضا كند و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.[3]

اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد بايد روزه‌هايى را كه نگرفته قضا نمايد و نيز اگر در ماه رمضان، غير مرض عذر ديگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد، روزه‌هايى را كه نگرفته بايد قضا كند.[4]

[1]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 267.

[2]- همان، ص 268.

[3]- توضيح المسائل، مسأله 1703.

[4]- همان، مسأله 1704.


صفحه 42

اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آن كه خوب شد اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد، بايد [تنها] قضاى رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز از سال‌هاى پيش يك مد طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.[1]

در اينجا لازم است به چند مورد از استفتائات درباره احكام روزه بيماران اشاره كنيم:

س 1: اگر پزشك، شخصى را از روزه گرفتن منع كند آيا با توجه به اين كه بعضى از پزشكان اطلاعى از مسائل شرعى ندارند، عمل به گفته او واجب است؟

ج: اگر مكلّف از گفته پزشك يقين پيدا كند كه روزه براى او ضرر دارد و يا از گفته وى يا منشأ عقلايى ديگر براى او خوف از ضرر حاصل شود، روزه گرفتن براى او واجب نيست.[2]

س 2: من از عينك طبى استفاده مى‌كنم و در حال حاضر چشمانم بسيار ضعيف است. هنگامى كه به پزشك مراجعه كردم به من گفت كه اگر براى تقويت چشمانم تلاش نكنم، ضعيف‌تر خواهند شد، بنابراين اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظيفه‌اى دارم؟

ج: اگر روزه براى چشمان شما ضرر دارد، واجب نيست روزه بگيريد، بلكه واجب است افطار كنيد و اگر بيمارى شما تا ماه رمضان آينده استمرار پيدا كرد، قضاى روزه بر شما واجب نيست، ولى واجب است كه عوض هر روز يك مد طعام به فقير بدهيد.[3]

[1]- اجوبة الاستفتائات، ص 156.

[2]- همان.

[3]- همان، ص 157.


صفحه 43

س 3: در كليه‌هاى من سنگ جمع مى‌شود و تنها راه جلوگيرى از جمع شدن سنگ در كليه، نوشيدن مستمر مايعات است و از آنجايى كه پزشكان معتقدند كه من نبايد روزه بگيرم، تكليف واجب من نسبت به روزه ماه مبارك رمضان چيست؟

ج: اگر جلوگيرى از بيمارى كليه مستلزم نوشيدن آب يا ساير مايعات در طول روز باشد، روزه گرفتن بر شما واجب نيست.[1]

س 4: از آنجا كه مبتلايان به مرض قند مجبورند هر روز يك يا دو بار آمپول انسولين تزريق كنند و نبايد در وعده‌هاى غذايى آنها تأخير و فاصله بيفتد، زيرا باعث پايين آمدن ميزان قند خون و در نتيجه نوعى تشنج و بيهوشى مى‌شود، لذا گاهى پزشكان به آنها توصيه مى‌كنند كه در روز چهار نوبت غذا بخورند، خواهشمنديم نظر شريف خود را درباره روزه اين افراد بيان فرماييد.

ج: اگر بدانند كه خوددارى از خوردن و آشاميدن از طلوع فجر تا غروب، به آنان ضرر مى‌رساند يا خوف ضرر داشته باشند، روزه گرفتن بر آنها واجب نبوده و بلكه جايز نيست.[2]

س 5: نوعى داروى طبى براى اشخاص مبتلا به تنگى نفس شديد وجود دارد كه عبارت است از يك قوطى كه در آن مايع فشرده شده وجود دارد و با فشار دادن آن داروى مايع به صورت پودر گاز از طريق دهان وارد ريه شخص بيمار شده و موجب تسكين حال وى مى‌گردد. گاهى بيمار مجبور مى‌شود در يك روز چندين بار از آن استفاده كند، آيا با وجود استفاده از اين دارو، روزه گرفتن جايز است؟ با توجه به اين كه بدون استفاده از آن روزه گرفتن غير ممكن و يا بسيار سخت‌

[1]- همان.

[2]- همان، ص 158.


صفحه 44

خواهد بود؟

ج: اگر ماده مذكور هواى فشرده همراه با دارويى هر چند به صورت گاز يا پودر باشد و وارد حلق شود، صحت روزه محل اشكال است و در صورتى كه روزه گرفتن بدون استعمال آن، ممكن نيست يا مشقت دارد، جايز است از آن استفاده كند، لكن احتياط آن است كه مبطل ديگرى انجام ندهد و در صورت تمكن (بدون استفاده از آن) روزه‌ها را قضا كند.[1]

5- 2- احكام حج‌

حج، يكى از اركان دين و از ضروريات آن بشمار مى‌آيد. ترك حج با اقرار به وجوب، يكى از گناهان كبيره و با انكار، موجب كفر است. خداوند متعال در قرآن كريم مى‌فرمايد:

(وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ الَيْهِ سَبيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَانَّ اللَّهَ غَنِىُّ عَنِ الْعالَمينَ)‌ (آل عمران: 97)

و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن را دارند. و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى‌نياز است.

از اين آيه شريفه استفاده مى‌شود كه حق خداوند بر مردم اين است:

آنان كه استطاعت و توان دارند، آهنگ زيارت خانه او نمايند؛ يعنى آنان كه توان مالى و فكرى و جسمى دارند و مسافرت لطمه‌اى به زندگى و امر

[1]- همان، ص 159. حضرت امام خمينى (ره)، استفاده از اين وسيله را مضرر به روزه نمى‌داند؛ ر. ك: استفتائات، ج 1، ص 306، سؤال 6 و 7.


صفحه 45

معاش آنان نمى‌زند و پس از مراجعت از حج قدرت بر ادامه و اداره زندگى را دارند و در مسير راه، خطرى آنان را تهديد نمى‌كند و راه به رويشان باز است (كه همه اينها در كلمه استطاعت نهفته است)، حج به صورت يك بدهى الهى شمرده مى‌شود و هر كه اين بدهى را نپردازد و از رفتن به حج سرباز زند، كافر محسوب مى‌شود.[1]چنان كه امام صادق7در اين زمينه مى‌فرمايد:

هر كس از دنيا برود و حَجة الاسلام را بجا نياورد بدون اين كه او را حاجتى ضرورى باشد يا آن كه به جهت بيمار شدن از آن باز ماند يا آن كه پادشاهى از رفتن آن جلوگيرى نمايد چنين كسى (مسلمان نخواهد مرد بلكه) يهودى يا مسيحى از دنيا خواهد رفت.[2]

در مورد فريضه حج نيز، براى بيماران تسهيلاتى در نظر گرفته شده است كه به اختصار بيان مى‌شود:

يكى از شرايط وجوب حج، داشتن استطاعت بدنى است (سلامت مزاج و توانايى انجام سفر و انجام اعمال حج). پس براى شخص مريض كه قادر به مسافرت نيست يا سوار شدن بر مركب (مثلًا هواپيما) براى او بسيار مشقت دارد، حج واجب نمى‌باشد.[3]البته اگر در حال سلامت جسمى، حج بر او واجب شده باشد و در انجام فريضه حج كوتاهى كرده و اكنون به واسطه بيمارى اميد خوب شدن را تا آخر عمر ندارد، براى انجام‌

[1]- حجّ، محسن قرائتى، ص 5، جامعه مدرسين قم.

[2]- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، ص 282.

[3]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 348، مسأله 42.