بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 45

معاش آنان نمى‌زند و پس از مراجعت از حج قدرت بر ادامه و اداره زندگى را دارند و در مسير راه، خطرى آنان را تهديد نمى‌كند و راه به رويشان باز است (كه همه اينها در كلمه استطاعت نهفته است)، حج به صورت يك بدهى الهى شمرده مى‌شود و هر كه اين بدهى را نپردازد و از رفتن به حج سرباز زند، كافر محسوب مى‌شود.[1]چنان كه امام صادق7در اين زمينه مى‌فرمايد:

هر كس از دنيا برود و حَجة الاسلام را بجا نياورد بدون اين كه او را حاجتى ضرورى باشد يا آن كه به جهت بيمار شدن از آن باز ماند يا آن كه پادشاهى از رفتن آن جلوگيرى نمايد چنين كسى (مسلمان نخواهد مرد بلكه) يهودى يا مسيحى از دنيا خواهد رفت.[2]

در مورد فريضه حج نيز، براى بيماران تسهيلاتى در نظر گرفته شده است كه به اختصار بيان مى‌شود:

يكى از شرايط وجوب حج، داشتن استطاعت بدنى است (سلامت مزاج و توانايى انجام سفر و انجام اعمال حج). پس براى شخص مريض كه قادر به مسافرت نيست يا سوار شدن بر مركب (مثلًا هواپيما) براى او بسيار مشقت دارد، حج واجب نمى‌باشد.[3]البته اگر در حال سلامت جسمى، حج بر او واجب شده باشد و در انجام فريضه حج كوتاهى كرده و اكنون به واسطه بيمارى اميد خوب شدن را تا آخر عمر ندارد، براى انجام‌

[1]- حجّ، محسن قرائتى، ص 5، جامعه مدرسين قم.

[2]- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، ص 282.

[3]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 348، مسأله 42.


صفحه 46

حج واجب است نايب بگيرد.[1]

همچنين در فقه اسلامى، براى اشخاصى كه در اثناى اعمال حج دچار بيمارى شوند و از انجام مناسك حج باز مانند، احكامى مقرر داشته شده و از آنان تعبير به محصورين شده است، به پاره‌اى از اين احكام اشاره مى‌كنيم:

1- كسى كه احرام عمره بست و به واسطه بيمارى نتوانست به مكه برود اگر بخواهد مُحّل (از احرام خارج) شود، بايد هدى (قربانى: ذبح گوسفند، گاو يا شتر) كند و به احتياط واجب هدى يا پول آن را به وسيله شخص امينى به مكه بفرستد و با او قرار داد كند كه در چه روز و چه ساعتى آن را در مكه ذبح كند و وقتى كه روز و ساعت موعد رسيد، تقصير كند، پس از آن، هر چه بر او به خاطر مُحرم شدن، حرام شده بود، حلال مى‌شود، مگر زن و احتياط آن است كه ذابح در هنگام ذبح قصد تحليل (از احرام خارج شدن) منوب عنه (شخص بيمار) نمايد.[2]

2- كسى كه احرام بست و به واسطه مرض نتوانست (براى انجام وقوفين) به عرفات و مشعر برود، بايد هدى كند و به احتياط واجب هدى يا پول آن را به منى بفرستد تا در آنجا در روز عيد قربان ذبح انجام گيرد و پس از (وقت مقرر) تقصير (چيدن مقدارى از موى سر يا صورت و گرفتن مقدارى از ناخن‌ها) كند. پس هر چه به واسطه احرام بر او حرام شده بود،

[1]- توضيح المسائل، مسأله 2048.

[2]- مناسك حج، امام خمينى (ره)، ص 400، چاپ اول، نشر مشعر، 1372.


صفحه 47

حلال مى‌شود مگر زن.[1]

3- كسى كه حج واجب به عهده او است ولى به واسطه مرض، محصور شد (پس از محرم شدن از انجام ادامه اعمال ناتوان شد) زن بر او حلال نمى‌شود مگر آن كه خودش بيايد و اعمال حج را به جا آورد و طواف نساء بكند ولى اگر عاجز شد از آمدن، بعيد نيست كه عمل نايب براى تحليل زن بر او كفايت كند ....[2]

همچنين در فقه براى كسانى كه بر اثر بيمارى بخشى از اعمال را نمى‌توانند انجام بدهند احكامى مقرر شده است به عنوان نمونه وقوف در مشعر يكى از اعمال حج تمتع است كه بايد از طلوع فجر تا طلوع آفتاب انجام گيرد ولى بيماران و مراقبين و پرستاران آنان، مى‌توانند وقوف اضطرارى شبانه مشعر را درك نمايند و به سوى منا حركت كنند، نيز افراد مريض مى‌توانند شبانه رمى كنند و يا نايب بگيرند.[3]

آنچه در اين فصل بيان شد، خلاصه‌اى از مسايل و احكام مورد نياز بيماران در باب طهارت و عبادت بود كه تفصيل اين امور را بايد با تناسب به نوع بيمارى به رساله يا استفتائات مرجع تقليد خود، مراجعه نمايند.

3- وظايف اخلاقى‌

بيمار با توجه به وضعيت خاصى كه در آن قرار دارد، وظايف اخلاقى و رفتارى خاصى دارد كه به دو مورد از مهم‌ترين آنها اشاره مى‌كنيم:

[1]- همان، ص 401.

[2]- همان، مسأله 14.

[3]- همان، ص 286، مسأله 6 و ص 298، مسأله 14 و 17.


صفحه 48

1- 3- صبر در برابر درد

صبر، به معناى خوددارى از جزع و ناشكيبايى و از دست ندادن تدبير است.[1]صبر، يكى از خصائص پسنديده انسانى است كه در تعاليم حياتبخش اسلام، جايگاهى والا دارد. چنان كه امام على7در اهميت و نقش كليدى صبر در زندگى انسان مى‌فرمايد:

الصَّبْرُ فِى الْامُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاذا فارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ فَاذا فارَقَ الصَّبْرُ الْامُورَ فَسَدَتِ الْامُورُ[2]

نقش صبر در كارها همانند نقش سر در بدن است، همان‌طور كه وقتى سر از بدن جدا شود، بدن نابود مى‌شود هنگامى كه صبر از كارها (و امور زندگى) جدا شود، كارها تباه مى‌شود.

نيز آن حضرت مى‌فرمايد:

ايَّهُا النَّاسُ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَانَّهُ لا دينَ لِمَنْ لا صَبْرَ لَهُ‌[3]

اى مردم! صبر و شكيبايى پيشه خود سازيد، زيرا كسى كه صبر نداشته باشد، دين نخواهد داشت.

اقسام صبر

حضرت على7مى‌فرمايد:

الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: الصَّبْرَ عَلَى الْمُصيبَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الطَّاعَةِ وَ الصَّبْرُ عَنِ المعصِيَةِ[4]

[1]- الميزان، ج 1، ص 344.

[2]- بحار الانوار، ج 71، ص 73.

[3]- همان، ص 92.

[4]- تحف العقول، ص 146.


صفحه 49

صبر بر سه گونه است: 1- صبر بر مصيبت. 2- صبر بر طاعت. 3- صبر (خوددارى) از معصيت.

بنابراين، يكى از اقسام صبر، تحمل مصائب و ناملايمات است كه از جمله مصائب و ناملايمات، بيمارى و درد و رنج ناشى از آن است. مؤمن بايد در مقابل اين درد و رنج‌ها، ناگوارى‌ها و حوادث، شكيبايى پيشه كند و با تحمل درد و رنج بيمارى و عدم جزع و فزع و با پايبندى به دستورات خداوند و با توكل و استمداد از او، همه مشكلات و ناملايمات را پشت سر گذاشته و از اين آزمون الهى سربلند بيرون آيد. امام صادق7فرمود:

الْمُؤْمِنُ صَبُورٌ فِى الشَّدائِدِ وَقُورٌ فِى الزَّلازِلِ، قَنُوعٌ بِما اوتِىَ لا يَعْظِمُ عَلَيْهِ الْمَصائِبُ‌[1]

مؤمن در سختى‌ها صبور و در مقابل اضطراب‌ها و بحران‌ها با وقار است به آنچه به او داده شده قانع و گرفتارى‌ها پيش او بزرگ نيست.

آثار صبر در برابر درد

تحمل درد و رنج ناشى از بيمارى و حوادث ناگوار و باز داشتن نفس از جزع و بى‌تابى آثار و پيامدهاى ارزشمندى را براى بيمار در پى دارد كه به برخى اشاره مى‌كنيم:

الف- همنشينى با انبيا

رسول گرامى اسلام6فرمود:

مَنْ مَرِضَ يَوْماً وَ لَيْلَةً فَلَمْ يَشْكُ الى‌ عُوّادِهِ بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ مَعَ‌

[1]- بحار الانوار، ج 82، ص 133.


صفحه 50

خَليلِهِ ابْراهيمَ خَليلِ الرَّحْمنِ، حَتَّى يَجُوزَ الصِّراطَ كَالْبَرْقِ اللّامِعِ‌[1]

كسى كه يك شبانه روز بيمار گردد و وقتى به عيادت او مى‌آيند شكوه‌اى نداشته باشد، خداوند او را با حضرت ابراهيم خليل الرحمن7محشور خواهد نمود و همچون برق جهنده از صراط عبور خواهد كرد.

ب- پاداش اخروى‌

از مولاى متقيان على7، نقل شده است كه فرمود: ابو ذر بيمار شد.

من به خدمت رسول اكرم6رسيدم و عرض كردم يا رسول اللّه! ابو ذر بيمار است. به اتفاق رسول خدا6به عيادت ابو ذر رفتيم. رسول خدا6فرمود: اى ابو ذر حالت چطور است؟ عرض كرد يا رسول اللّه! بيمارم. حضرت فرمود:

اصْبَحْتَ فِى رَوْضَةٍ مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ قَدِ انْغَمَسْتَ فى‌ ماءِ الْحَيَوانِ وَ قَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ ما يَقْدَحُ مِنْ دينِكَ فَابْشِرْ يا ابَا ذَرٍّ.[2]

در باغى از باغ‌هاى بهشت جاى دارى كه آب زندگى آن را فرا گرفته و خدا آنچه را بر دينت زيان رسانده [به واسطه اين بيمارى‌] آمرزيده است! اى ابو ذر، تو را مژده باد!

همچنين عبد الله بن مسعود نقل مى‌كند كه در خدمت رسول اكرم6بوديم، حضرت تبسّم كرد، عرض كردم سبب لبخند شما چيست؟ حضرت فرمود:

[1]- مستدرك الوسائل، ج 9، ص 370.

[2]- همان، ج 1، ص 80.


صفحه 51

عَجِبْتُ مِنَ الْمُؤْمِنِ وَ جَزَعِهِ مِنَ السُّقْمِ وَ لَوْ يَعْلَمُ ما لَهُ فِى السُّقْمِ مِنَ الثَّوابِ لَاحَبَّ الّا يَزالَ سَقيماً حَتَّى يَلْقى‌ رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‌[1]

در شگفتم از مؤمن و از ناله‌اى كه به خاطر درد و بيمارى مى‌كند، اگر بداند كه در بيمارى چه اندازه ثواب و پاداش است دوست دارد كه هميشه تا به هنگام ديدار پروردگارش بيمار باشد!

ج- آمرزش گناهان‌

رسول گرامى اسلام6فرمود:

السُّقْمُ يَمْحُو الذُّنُوبَ‌[2]

بيمارى گناهان را نابود مى‌كند.

نيز امام على7فرمود:

اذَا ابْتَلَى اللَّهُ عَبْداً اسْقَطَ عَنْهُ مِنَ الذُّنُوبِ بِقَدَرِ عِلَّتِهِ‌[3]

چون خدا بنده‌اى را مبتلا (به بيمارى يا گرفتارى) كند به همان اندازه گناهانش را ساقط مى‌كند.

همچنين از امام على7سؤال شد كه رنج و گرفتارى را كه پدر و مادر به خاطر بيمارى اطفالشان متحمل مى‌شوند چه مى‌شود؟ حضرت فرمودند:

بيمارى اطفال كفاره (و سبب بخشش) گناهان پدر و مادر است.[4]

[1]- نور الثقلين، حويزى، ج 4، ص 56.

[2]- بحار الانوار، ج 64، ص 244.

[3]- همان، ج 78، ص 176.

[4]- ثواب الاعمال، شيخ صدوق، ص 422، تصحيح على‌اكبر غفارى.قاسميان، حسن، احكام بيماران، پزشكان و پرستاران، 1جلد، زمزم هدايت - قم، چاپ: اول، 1383 ه.ش.


صفحه 52

د- صعود به درجات عالى‌

انسان با تحمل درد و رنج بيمارى و موفقيّت در اين آزمون الهى با عدم شكايت به مردم در مورد بيمارى خود و نيز با توجه تام به خداى متعال مى‌تواند به درجات عالى معنوى و اخروى صعود كند. به عبارت ديگر، بيمارى اگر منجر به بيدارى انسان از غفلت گردد مى‌تواند نردبان صعود به مقام‌ها و درجات عالى اخروى گردد. چنان كه امام صادق7فرمود:

انَّ الْعَبْدَ يَكُونُ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ دَرَجَةٌ لا يَبْلُغُها بِعَمَلِهِ فَيُبْتَلى‌ فى‌ جَسَدِهِ اوْ يُصابُ فى‌ مالِهِ اوْ يُصابُ فِى وَلَدِهِ. فَانْ صَبَرَ بَلَغَهُ اللَّهُ ايَّاها[1]

انسان داراى مقامى ويژه نزد پروردگار است كه [گاه‌] با اعمالش به آن نمى‌رسد، در اين صورت به بدن يا مال يا فرزند او آسيبى مى‌رسد. اگر از خود بردبارى نشان دهد خداوند او را به اين مقام مى‌رساند.

2- 3- دعا و توسل‌

از ديگر وظايف اخلاقى بيمار، دعا و توسل به پيشگاه خداى متعال است.

«دعا» در لغت به معناى خواندن، حاجت خواستن و استمداد بوده‌[2]و در اصطلاح اهل شرع، گفت و گو كردن با خداوند سبحان به شكل طلب حاجت و درخواست حلّ مشكل از درگاه او يا به شكل مناجات و ذكر اوصاف جلال و جمال ذات پاكيزه اوست.[3]

[1]- مستدرك الوسائل، حسين نورى طبرسى، ج 1، ص 81.

[2]- قاموس القرآن، ج 2، ماده دعو.

[3]- مصباح المنير، على مشكينى، ص 11.