1- 3- صبر در برابر درد
صبر، به معناى خوددارى از جزع و ناشكيبايى و از دست ندادن تدبير است.[1]صبر، يكى از خصائص پسنديده انسانى است كه در تعاليم حياتبخش اسلام، جايگاهى والا دارد. چنان كه امام على7در اهميت و نقش كليدى صبر در زندگى انسان مىفرمايد:
الصَّبْرُ فِى الْامُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاذا فارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ فَاذا فارَقَ الصَّبْرُ الْامُورَ فَسَدَتِ الْامُورُ[2]
نقش صبر در كارها همانند نقش سر در بدن است، همانطور كه وقتى سر از بدن جدا شود، بدن نابود مىشود هنگامى كه صبر از كارها (و امور زندگى) جدا شود، كارها تباه مىشود.
نيز آن حضرت مىفرمايد:
ايَّهُا النَّاسُ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَانَّهُ لا دينَ لِمَنْ لا صَبْرَ لَهُ[3]
اى مردم! صبر و شكيبايى پيشه خود سازيد، زيرا كسى كه صبر نداشته باشد، دين نخواهد داشت.
اقسام صبر
حضرت على7مىفرمايد:
الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: الصَّبْرَ عَلَى الْمُصيبَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الطَّاعَةِ وَ الصَّبْرُ عَنِ المعصِيَةِ[4]
[1]- الميزان، ج 1، ص 344.
[2]- بحار الانوار، ج 71، ص 73.
[3]- همان، ص 92.
[4]- تحف العقول، ص 146.
صبر بر سه گونه است: 1- صبر بر مصيبت. 2- صبر بر طاعت. 3- صبر (خوددارى) از معصيت.
بنابراين، يكى از اقسام صبر، تحمل مصائب و ناملايمات است كه از جمله مصائب و ناملايمات، بيمارى و درد و رنج ناشى از آن است. مؤمن بايد در مقابل اين درد و رنجها، ناگوارىها و حوادث، شكيبايى پيشه كند و با تحمل درد و رنج بيمارى و عدم جزع و فزع و با پايبندى به دستورات خداوند و با توكل و استمداد از او، همه مشكلات و ناملايمات را پشت سر گذاشته و از اين آزمون الهى سربلند بيرون آيد. امام صادق7فرمود:
الْمُؤْمِنُ صَبُورٌ فِى الشَّدائِدِ وَقُورٌ فِى الزَّلازِلِ، قَنُوعٌ بِما اوتِىَ لا يَعْظِمُ عَلَيْهِ الْمَصائِبُ[1]
مؤمن در سختىها صبور و در مقابل اضطرابها و بحرانها با وقار است به آنچه به او داده شده قانع و گرفتارىها پيش او بزرگ نيست.
آثار صبر در برابر درد
تحمل درد و رنج ناشى از بيمارى و حوادث ناگوار و باز داشتن نفس از جزع و بىتابى آثار و پيامدهاى ارزشمندى را براى بيمار در پى دارد كه به برخى اشاره مىكنيم:
الف- همنشينى با انبيا
رسول گرامى اسلام6فرمود:
مَنْ مَرِضَ يَوْماً وَ لَيْلَةً فَلَمْ يَشْكُ الى عُوّادِهِ بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ مَعَ
[1]- بحار الانوار، ج 82، ص 133.
خَليلِهِ ابْراهيمَ خَليلِ الرَّحْمنِ، حَتَّى يَجُوزَ الصِّراطَ كَالْبَرْقِ اللّامِعِ[1]
كسى كه يك شبانه روز بيمار گردد و وقتى به عيادت او مىآيند شكوهاى نداشته باشد، خداوند او را با حضرت ابراهيم خليل الرحمن7محشور خواهد نمود و همچون برق جهنده از صراط عبور خواهد كرد.
ب- پاداش اخروى
از مولاى متقيان على7، نقل شده است كه فرمود: ابو ذر بيمار شد.
من به خدمت رسول اكرم6رسيدم و عرض كردم يا رسول اللّه! ابو ذر بيمار است. به اتفاق رسول خدا6به عيادت ابو ذر رفتيم. رسول خدا6فرمود: اى ابو ذر حالت چطور است؟ عرض كرد يا رسول اللّه! بيمارم. حضرت فرمود:
اصْبَحْتَ فِى رَوْضَةٍ مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ قَدِ انْغَمَسْتَ فى ماءِ الْحَيَوانِ وَ قَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ ما يَقْدَحُ مِنْ دينِكَ فَابْشِرْ يا ابَا ذَرٍّ.[2]
در باغى از باغهاى بهشت جاى دارى كه آب زندگى آن را فرا گرفته و خدا آنچه را بر دينت زيان رسانده [به واسطه اين بيمارى] آمرزيده است! اى ابو ذر، تو را مژده باد!
همچنين عبد الله بن مسعود نقل مىكند كه در خدمت رسول اكرم6بوديم، حضرت تبسّم كرد، عرض كردم سبب لبخند شما چيست؟ حضرت فرمود:
[1]- مستدرك الوسائل، ج 9، ص 370.
[2]- همان، ج 1، ص 80.
عَجِبْتُ مِنَ الْمُؤْمِنِ وَ جَزَعِهِ مِنَ السُّقْمِ وَ لَوْ يَعْلَمُ ما لَهُ فِى السُّقْمِ مِنَ الثَّوابِ لَاحَبَّ الّا يَزالَ سَقيماً حَتَّى يَلْقى رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَ[1]
در شگفتم از مؤمن و از نالهاى كه به خاطر درد و بيمارى مىكند، اگر بداند كه در بيمارى چه اندازه ثواب و پاداش است دوست دارد كه هميشه تا به هنگام ديدار پروردگارش بيمار باشد!
ج- آمرزش گناهان
رسول گرامى اسلام6فرمود:
السُّقْمُ يَمْحُو الذُّنُوبَ[2]
بيمارى گناهان را نابود مىكند.
نيز امام على7فرمود:
اذَا ابْتَلَى اللَّهُ عَبْداً اسْقَطَ عَنْهُ مِنَ الذُّنُوبِ بِقَدَرِ عِلَّتِهِ[3]
چون خدا بندهاى را مبتلا (به بيمارى يا گرفتارى) كند به همان اندازه گناهانش را ساقط مىكند.
همچنين از امام على7سؤال شد كه رنج و گرفتارى را كه پدر و مادر به خاطر بيمارى اطفالشان متحمل مىشوند چه مىشود؟ حضرت فرمودند:
بيمارى اطفال كفاره (و سبب بخشش) گناهان پدر و مادر است.[4]
[1]- نور الثقلين، حويزى، ج 4، ص 56.
[2]- بحار الانوار، ج 64، ص 244.
[3]- همان، ج 78، ص 176.
[4]- ثواب الاعمال، شيخ صدوق، ص 422، تصحيح علىاكبر غفارى.قاسميان، حسن، احكام بيماران، پزشكان و پرستاران، 1جلد، زمزم هدايت - قم، چاپ: اول، 1383 ه.ش.
د- صعود به درجات عالى
انسان با تحمل درد و رنج بيمارى و موفقيّت در اين آزمون الهى با عدم شكايت به مردم در مورد بيمارى خود و نيز با توجه تام به خداى متعال مىتواند به درجات عالى معنوى و اخروى صعود كند. به عبارت ديگر، بيمارى اگر منجر به بيدارى انسان از غفلت گردد مىتواند نردبان صعود به مقامها و درجات عالى اخروى گردد. چنان كه امام صادق7فرمود:
انَّ الْعَبْدَ يَكُونُ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ دَرَجَةٌ لا يَبْلُغُها بِعَمَلِهِ فَيُبْتَلى فى جَسَدِهِ اوْ يُصابُ فى مالِهِ اوْ يُصابُ فِى وَلَدِهِ. فَانْ صَبَرَ بَلَغَهُ اللَّهُ ايَّاها[1]
انسان داراى مقامى ويژه نزد پروردگار است كه [گاه] با اعمالش به آن نمىرسد، در اين صورت به بدن يا مال يا فرزند او آسيبى مىرسد. اگر از خود بردبارى نشان دهد خداوند او را به اين مقام مىرساند.
2- 3- دعا و توسل
از ديگر وظايف اخلاقى بيمار، دعا و توسل به پيشگاه خداى متعال است.
«دعا» در لغت به معناى خواندن، حاجت خواستن و استمداد بوده[2]و در اصطلاح اهل شرع، گفت و گو كردن با خداوند سبحان به شكل طلب حاجت و درخواست حلّ مشكل از درگاه او يا به شكل مناجات و ذكر اوصاف جلال و جمال ذات پاكيزه اوست.[3]
[1]- مستدرك الوسائل، حسين نورى طبرسى، ج 1، ص 81.
[2]- قاموس القرآن، ج 2، ماده دعو.
[3]- مصباح المنير، على مشكينى، ص 11.
«توسل» از ريشه «وسل» به معناى واسطه قرار دادن چيزى از روى ميل و رغبت است.[1]منظور از توسل اين است كه شخص، انسان صالحى را در پيشگاه الهى وسيله و واسطه قرار بدهد و از خداوند به خاطر مقام و منزلت او خواسته خود را طلب كند.
در قرآن كريم مىخوانيم:
(يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا الَيْهِ الْوَسيلَةَ)(مائده: 35)
اى مؤمنان! تقواى الهى پيشه كنيد و براى رهيابى به سوى او، وسيله بيابيد.
در حديثى قدسى «وسيله» به پيامبر و اهل بيت:تفسير شده است[2]و حضرت زهرا (س) نيز در خطبه معروفش مىفرمايد:
نَحْنُ وَسيلَتَهُ فى خَلْقِهِ.[3]
ما وسيله خدا در ميان آفريدگانش هستيم.
شفاجويى با دعا و توسل
دعا و توسل از عوامل مؤثر در بهبود و بازيافت سلامتى بيمار است و به همان اندازه كه دارو براى بهبود وضع جسمانى مؤثر است، دعا و توسل نيز در بهبود وضع جسمى و روانى بيمار تأثير دارد. افزون بر اين كه در پارهاى موارد كه دارو و درمان مؤثر واقع نشده است و پزشكان از معالجه بيمار درماندهاند، دعا و توسل و نياز و نيايش به گونهاى
[1]- مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانى، واژه وسيله.
[2]- بحار الانوار، ج 94، ص 22.
[3]- شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 16، ص 211.
معجزهآسا سلامتى را به بيمار بازگردانده است.
عثمان بن حنيف نقل مىكند كه مرد نابينايى نزد رسول خدا6آمد و عرض كرد: از خداوند بخواه كه مرا عافيت بخشد و چشمان مرا بينا نمايد. حضرت فرمود: اگر صبر كنى براى تو بهتر است و اگر خواستى دعا مىكنم. آن مرد گفت: دعا بفرماييد. پيامبر اكرم6او را امر فرمود كه وضو بگيرد و اين دعا را بخواند:
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ وَ اتَوَجَّهُ الَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ يا مُحَمَّدُ انّى تَوَجَّهْتُ بِكَ الى رَبّى فى حاجَتى لِتَقْضِيَها لى، اللَّهُمَّ شَفِّعْهُ فِىَّ.[1]
خداوندا من از تو به خاطر پيامبرت- حضرت محمد6پيامبر رحمت- تقاضا مىكنم و به تو روى مىآورم، اى محمّد! به وسيله تو، به سوى پروردگارم براى انجام حاجتم متوجه مىشوم، خداوندا او را شفيع من ساز!
مرد نابينا پس از خواندن اين دعا، از جا برخاست در حالى كه چشمانش بينا شده بود.
نيز امام صادق7توصيه نموده است:
عَلَيْكَ بِالدَّعاءِ فَانَّ فيهِ شِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ.[2]
بر تو باد به دعا؛ زيرا درمان هر دردى در آن است.
دكتر «كارل» فيزيولوژيست، جراح، زيستشناس و محقق فرانسوى درباره نقش دعا و توسل در شفاى بيماران و بهبود و بازيافت سلامتى آنان مىگويد:
[1]- تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج 4، ص 367 به نقل از وفاء الوفاء، ج 3، ص 1371.
[2]- اصول كافى، ج 4، ص 216.
در همه اعصار، اثر درمانى دعا توجه آدميان را به خود جلب كرده و امروزه نيز در نيايشگاهها و زيارتگاهها اغلب از درمان بيمارىها گفتگو مىشود.
البته درباره بيمارانى كه با دارو يا خود به خود درمان پذيرند شناختن اثر واقعى دعا دشوار است؛ فقط در مورد بيمارانى كه تمام تلاشهاى درمانى بىنتيجه مانده، مىتوان درباره اثر درمانى دعا قضاوت كرد ... دعا گاهى اثر معجزهآسايى دارد. بيمارانى ديده شدهاند كه به ناگهان از بيمارىهايى چون سرطان، عفونت كليه، سل ريوى و استخوانى بهبود يافتهاند ... چنين است نتيجه درمانى دعا كه من با آن آشنايى قطعى دارم. در تاريخچه زندگى پاكان و اولياى حق حتّى امروز نيز مىتوان نكات شگفتآورى ديد. آنچه را كه امروز مىدانيم اين است كه دعا به راستى آثار بزرگ واقعى دارد و بايستى اين حقيقت را بپذيريم كه هر كس بجويد مىيابد و چون درى را بكوبند كسى آن را مىگشايد.[1]
[1]- نيايش، دكتر الكسيس كارل، ترجمه دكتر پرويز دبيرى، ص 13- 14.