بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 58

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 59

فصل اول: اخلاق پزشكى‌

1- مقام و منزلت پزشك‌

طبيب در شريعت اسلام، از مقامى والا و شامخ برخوردار است.

پزشك با كار ارزشمند خود كه احياى نفوس است، مظهر اسم شريف «محيى»- از اسمهاى بزرگ الهى- است. مهم‌تر اين كه طبيب واقعى خداوند است، چنان كه پيامبر6خطاب به يكى از پزشكان فرمود:

اللَّهُ الطَّبيبُ بَلْ انْتَ رَجُلٌ رَفيقٌ طَبيبُهَا الَّذى خَلَقَها.[1]

طبيب خداوند است و تو مردى هستى مدارا كننده [با بيمار]، طبيب كسى است كه او را آفريده است.

نيز نقل شده است كه در زمان پيامبر6، طبيبى يهودى در گذشت.

خبر به آن حضرت رسيد، ايشان اظهار تأسف كرد. عرض كردند يا رسول الله اين متوفى يهودى بوده است، حضرت فرمود: مگر نمى‌گوييد طبيب بوده است.[2]

[1]- سنن ابى داود، ج 4، ص 83.

[2]- ر. ك: سخنى در باب اخلاق پزشكى، ص 3.


صفحه 60

نيز امام صادق7در مورد نياز جامعه به پزشك آگاه و امين مى‌فرمايد:

لا يَسْتَغْنى‌ اهْلُ كُلِّ بَلَدٍ عَنْ ثَلاثَةٍ يَفْزَعُ الَيْهِ فى‌ امْرِ دُنْياهُمْ وَ آخِرَتِهِمْ فَانْ عَدِمُوا ذلِكَ كانُوا هِمَجًا، فَقيهٌ عالِمٌ وارِعٌ وَ اميرٌ خَيِّرٌ مُطاعٌ وَ طَبيبٌ بَصيرٌ ثِقَةٌ.[1]

اهالى هر شهر و مملكتى به سه گروه در راه تأمين امور دنيا و دين خود نيازمندند، هر جا كه مردم فاقد اين سه گروه باشند زندگى آنان زندگى حشرات و حيوانات است نه زندگى انسان. اول فقيهى كه داراى علم و تقوا باشد، دوم زمامدار خيرخواه و فرمانروا، سوم طبيبى كه در كار خود بصير (حاذق و ماهر) و مورد اعتماد مردم باشد.

2- اصول اخلاق پزشكى‌

1- 2- رفق و مدارا

رفق و مدارا، از فضيلت‌هاى اخلاقى و كرامت‌هاى بزرگ انسانى است.

پيامبر اكرم، رفق را از صفات خداوند شمرده و آن را محبوب خدا دانسته است:

انَّ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ رَفيقٌ وَ يُحِبُّ الرِّفْقَ فِى الْامْرِ كُلِّهِ.[2]

خداوند بزرگ مدارا كننده است و مدارا در تمام امور را دوست دارد.

رفق و مدارا با بيمار به معناى نرمخويى، سخت نگرفتن، مسالمت و

[1]- تحف العقول، ابن شعبه حرّانى، ص 321.

[2]- ميزان الحكمه، محمد محمدى رى شهرى، ج 4، ص 159.


صفحه 61

همراهى و همدلى با او است. مدارا، ناهنجارى‌هاى روحى و روانى بيمار را برطرف مى‌كند و از يك بيمار تندخو و بى‌حوصله فردى آرام و صبور مى‌سازد.

2- 2- احوال‌پرسى از بيمار

اطلاع و احوال‌پرسى مستمر از حال بيمار، افزون بر اين كه پزشك را به تغيير و تحوّل وضعيت بيمار واقف مى‌سازد و درمان را آسان مى‌كند، به بيمار نيز آرامش مى‌بخشد، چرا كه پزشك را مراقب وضعيت خود مى‌بيند.

3- 2- دعا براى بيمار

دعاى پزشك براى بهبود بيمار در كنار انجام امور درمانى و معاينات خاص، صرف‌نظر از آثار ارزنده‌اى كه دارد، نشانگر علاقه پزشك به بهبود و سلامت بيمار است. از امام صادق7نقل شده است كه پيامبر گرامى فرمود: براى بيمار دعا كنيد و اين چنين بگوييد:

اللَّهُمَّ اشْفِهِ بِشِفائِكَ وَ داوِهِ بِدَوائِكَ وَ عافِهِ مِنْ بَلائِكَ.[1]

خداوند، او را به شفاى خود شفابخش و به دواى خود مداوا كن و بيمارى او را به عافيت و سلامتى مبدل ساز!

4- 2- نگاه اميدبخش‌

روح حساس و لطيف بيمار، تمام كنش‌ها و واكنش‌هاى اطراف خويش را دريافت مى‌كند و تحت نظر دارد. حركات، سخنان و حتى نگاههاى‌

[1]- بحار الانوار، ج 81، ص 224.


صفحه 62

اطرافيان به خصوص پزشك و پرستار براى او معنادار است و اثر جدى بر روحيه او بر جاى مى‌گذارد. نگاهى كه از روى نشاط و خشنودى است به بيمار اميد مى‌بخشد و نگاه تند و تأثرآميز، روح اميد را از بيمار مى‌ستاند كه هر يك از اين دو در بهبود و يا شدت بيمارى او تأثير بسزايى دارند. از اين رو بايد به كيفيت نگاه توجه نمود و از نگاههاى طولانى به بيمار، پرهيز كرد. پيامبر گرامى اسلام6مى‌فرمايد:

لا تُديمُوا النَّظَرَ الى‌ اهْلِ الْبَلاءِ وَ الَمجْذُومينَ فَانَّهُ يَحْزُنُهُمْ.[1]

از نگاههاى پيوسته به مبتلايان و جذاميان پرهيز كنيد، چرا كه موجب اندوه و نگرانى آنان مى‌شود.

نيز امام صادق7مى‌فرمايند:

لا تَنْظُرُوا الى‌ اهْلِ الْبَلاءِ فَانَّ ذلِكَ يَحْزُنُهُمْ.[2]

به اهل بلا و كسانى كه مبتلايند، خيره نشويد، كه موجب حزن و اندوه آنان مى‌گردد.

5- 2- تقواى پزشكى‌

پزشكان عزيز و ديگر كسانى كه دست اندر كار مداواى بيمارانند و به عناوين مختلفى با بيمار سر و كار دارند و ناچارند او را معاينه و يا مورد عمل جرّاحى قرار دهند، بايد بيش از سايرين، حدود الهى را مراعات نمايند. چرا كه وضعيت بيمارى، زمينه گناه را بيش از ديگران براى اين‌

[1]- همان، ج 75، ص 15.

[2]- همان، ص 16.


صفحه 63

كسان فراهم مى‌آورد و اين عزيزان بيش از ديگران، نيازمند تقوا و خويشتن‌دارى از گناه و محرمات الهى هستند. به همين جهت نخستين چيزى كه امير مؤمنان7براى پزشك و ديگر درمان‌كنندگان بيمار توصيه نموده است، پرهيز از گناه است:

مَنْ تَطَبَّبَ فَلْيَتَّقِ اللَّهِ وَ لْيَنْصَحْ وَ لْيَجْتَهِدْ.[1]

كسى كه بيماران را طبابت و درمان مى‌كند، بايد تقواى الهى پيشه كند و خيرخواه باشد و (براى بهبود بيمار) تلاش نمايد.

اصول اخلاقى ديگر نيز در اين زمينه وجود دارد، مانند: مهرورزى و عطوفت، مجالست و گفت و گو، اميدبخشى و به ويژه رازدارى، كه هم صفت پسنديده و لازم پزشكان است و هم پرستاران؛ كه در بحث اصول اخلاق پرستارى در فصل آتى مورد بحث قرار گرفته است.

[1]- الآداب الطبّيه، ص 119.


صفحه 64

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 65

فصل دوّم: فقه پزشكى‌

مراقبت‌هاى درمانى پزشك از بيمار مانند: معاينه دقيق، تجويز داروهاى مورد نياز بيمار، كنترل مستمر وضعيت او، برطرف كردن علت درد، تخفيف آن و ساير فعاليت‌هايى كه به منظور بازيابى سلامت بيمار لازم است؛ بُعد ديگرى از روابط پزشك با بيمار است. به عبارت ديگر مهم‌ترين مسئوليت پزشك أمر درمان بيمار است كه بايد در اين زمينه از تخصص و آگاهى لازم پزشكى برخوردار و با مسائل فقهى و حقوقى مرتبط با حرفه خود آشنا باشد.

در مورد رابطه درمانى پزشك و بيمار، مسائل فقهى و حقوقى زيادى مطرح است كه در اينجا به اختصار مورد بررسى قرار مى‌گيرد.

1- نگاه و لمس به منظور معاينه و درمان‌

چنانچه معاينه مرد بيمار، نياز به لمس (دست زدن به بدن) يا نگاه به بدن بيمار دارد، در صورتى مى‌توان از پرستار يا پزشك زن استفاده كرد كه پرستار يا پزشك مرد نباشد. نيز، نگاه و لمس بدن زن بيمار توسط مرد