نيز امام صادق7در مورد نياز جامعه به پزشك آگاه و امين مىفرمايد:
لا يَسْتَغْنى اهْلُ كُلِّ بَلَدٍ عَنْ ثَلاثَةٍ يَفْزَعُ الَيْهِ فى امْرِ دُنْياهُمْ وَ آخِرَتِهِمْ فَانْ عَدِمُوا ذلِكَ كانُوا هِمَجًا، فَقيهٌ عالِمٌ وارِعٌ وَ اميرٌ خَيِّرٌ مُطاعٌ وَ طَبيبٌ بَصيرٌ ثِقَةٌ.[1]
اهالى هر شهر و مملكتى به سه گروه در راه تأمين امور دنيا و دين خود نيازمندند، هر جا كه مردم فاقد اين سه گروه باشند زندگى آنان زندگى حشرات و حيوانات است نه زندگى انسان. اول فقيهى كه داراى علم و تقوا باشد، دوم زمامدار خيرخواه و فرمانروا، سوم طبيبى كه در كار خود بصير (حاذق و ماهر) و مورد اعتماد مردم باشد.
2- اصول اخلاق پزشكى
1- 2- رفق و مدارا
رفق و مدارا، از فضيلتهاى اخلاقى و كرامتهاى بزرگ انسانى است.
پيامبر اكرم، رفق را از صفات خداوند شمرده و آن را محبوب خدا دانسته است:
انَّ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ رَفيقٌ وَ يُحِبُّ الرِّفْقَ فِى الْامْرِ كُلِّهِ.[2]
خداوند بزرگ مدارا كننده است و مدارا در تمام امور را دوست دارد.
رفق و مدارا با بيمار به معناى نرمخويى، سخت نگرفتن، مسالمت و
[1]- تحف العقول، ابن شعبه حرّانى، ص 321.
[2]- ميزان الحكمه، محمد محمدى رى شهرى، ج 4، ص 159.
همراهى و همدلى با او است. مدارا، ناهنجارىهاى روحى و روانى بيمار را برطرف مىكند و از يك بيمار تندخو و بىحوصله فردى آرام و صبور مىسازد.
2- 2- احوالپرسى از بيمار
اطلاع و احوالپرسى مستمر از حال بيمار، افزون بر اين كه پزشك را به تغيير و تحوّل وضعيت بيمار واقف مىسازد و درمان را آسان مىكند، به بيمار نيز آرامش مىبخشد، چرا كه پزشك را مراقب وضعيت خود مىبيند.
3- 2- دعا براى بيمار
دعاى پزشك براى بهبود بيمار در كنار انجام امور درمانى و معاينات خاص، صرفنظر از آثار ارزندهاى كه دارد، نشانگر علاقه پزشك به بهبود و سلامت بيمار است. از امام صادق7نقل شده است كه پيامبر گرامى فرمود: براى بيمار دعا كنيد و اين چنين بگوييد:
اللَّهُمَّ اشْفِهِ بِشِفائِكَ وَ داوِهِ بِدَوائِكَ وَ عافِهِ مِنْ بَلائِكَ.[1]
خداوند، او را به شفاى خود شفابخش و به دواى خود مداوا كن و بيمارى او را به عافيت و سلامتى مبدل ساز!
4- 2- نگاه اميدبخش
روح حساس و لطيف بيمار، تمام كنشها و واكنشهاى اطراف خويش را دريافت مىكند و تحت نظر دارد. حركات، سخنان و حتى نگاههاى
[1]- بحار الانوار، ج 81، ص 224.
اطرافيان به خصوص پزشك و پرستار براى او معنادار است و اثر جدى بر روحيه او بر جاى مىگذارد. نگاهى كه از روى نشاط و خشنودى است به بيمار اميد مىبخشد و نگاه تند و تأثرآميز، روح اميد را از بيمار مىستاند كه هر يك از اين دو در بهبود و يا شدت بيمارى او تأثير بسزايى دارند. از اين رو بايد به كيفيت نگاه توجه نمود و از نگاههاى طولانى به بيمار، پرهيز كرد. پيامبر گرامى اسلام6مىفرمايد:
لا تُديمُوا النَّظَرَ الى اهْلِ الْبَلاءِ وَ الَمجْذُومينَ فَانَّهُ يَحْزُنُهُمْ.[1]
از نگاههاى پيوسته به مبتلايان و جذاميان پرهيز كنيد، چرا كه موجب اندوه و نگرانى آنان مىشود.
نيز امام صادق7مىفرمايند:
لا تَنْظُرُوا الى اهْلِ الْبَلاءِ فَانَّ ذلِكَ يَحْزُنُهُمْ.[2]
به اهل بلا و كسانى كه مبتلايند، خيره نشويد، كه موجب حزن و اندوه آنان مىگردد.
5- 2- تقواى پزشكى
پزشكان عزيز و ديگر كسانى كه دست اندر كار مداواى بيمارانند و به عناوين مختلفى با بيمار سر و كار دارند و ناچارند او را معاينه و يا مورد عمل جرّاحى قرار دهند، بايد بيش از سايرين، حدود الهى را مراعات نمايند. چرا كه وضعيت بيمارى، زمينه گناه را بيش از ديگران براى اين
[1]- همان، ج 75، ص 15.
[2]- همان، ص 16.
كسان فراهم مىآورد و اين عزيزان بيش از ديگران، نيازمند تقوا و خويشتندارى از گناه و محرمات الهى هستند. به همين جهت نخستين چيزى كه امير مؤمنان7براى پزشك و ديگر درمانكنندگان بيمار توصيه نموده است، پرهيز از گناه است:
مَنْ تَطَبَّبَ فَلْيَتَّقِ اللَّهِ وَ لْيَنْصَحْ وَ لْيَجْتَهِدْ.[1]
كسى كه بيماران را طبابت و درمان مىكند، بايد تقواى الهى پيشه كند و خيرخواه باشد و (براى بهبود بيمار) تلاش نمايد.
اصول اخلاقى ديگر نيز در اين زمينه وجود دارد، مانند: مهرورزى و عطوفت، مجالست و گفت و گو، اميدبخشى و به ويژه رازدارى، كه هم صفت پسنديده و لازم پزشكان است و هم پرستاران؛ كه در بحث اصول اخلاق پرستارى در فصل آتى مورد بحث قرار گرفته است.
[1]- الآداب الطبّيه، ص 119.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل دوّم: فقه پزشكى
مراقبتهاى درمانى پزشك از بيمار مانند: معاينه دقيق، تجويز داروهاى مورد نياز بيمار، كنترل مستمر وضعيت او، برطرف كردن علت درد، تخفيف آن و ساير فعاليتهايى كه به منظور بازيابى سلامت بيمار لازم است؛ بُعد ديگرى از روابط پزشك با بيمار است. به عبارت ديگر مهمترين مسئوليت پزشك أمر درمان بيمار است كه بايد در اين زمينه از تخصص و آگاهى لازم پزشكى برخوردار و با مسائل فقهى و حقوقى مرتبط با حرفه خود آشنا باشد.
در مورد رابطه درمانى پزشك و بيمار، مسائل فقهى و حقوقى زيادى مطرح است كه در اينجا به اختصار مورد بررسى قرار مىگيرد.
1- نگاه و لمس به منظور معاينه و درمان
چنانچه معاينه مرد بيمار، نياز به لمس (دست زدن به بدن) يا نگاه به بدن بيمار دارد، در صورتى مىتوان از پرستار يا پزشك زن استفاده كرد كه پرستار يا پزشك مرد نباشد. نيز، نگاه و لمس بدن زن بيمار توسط مرد
معالج (پزشك يا پرستار) در صورتى مجاز است كه پرستار يا پزشك زن نباشد.
اگر در حال ضرورت، زن نامحرم بخواهد مرد بيمار را معاينه كند: در صورتى كه معالجه بدون لمس امكان دارد، نبايد بدن بيمار را لمس كند و در صورتى كه از روى لباس و يا دستكش بتواند بدن را معاينه كند، لمس جايز نيست و بايد از روى لباس و يا با دستكش بدن را معاينه كند.[1]
نيز، اگر پزشك مرد (در صورت نبودن پزشك زن) جهت معالجه و يا كارهايى از قبيل تشخيص نبض، گرفتن خون و شكستهبندى ناچار شود به بدن زن نامحرم نگاه كند، يا دست بر بدن او بزند (و استفاده از دستكش و مانند آن، به منظور لمس غير مستقيم، ممكن نباشد)، در اين صورت، لمس و نگاه اشكال ندارد. البته در چنين مواردى اگر پزشك بتواند تنها با نگاه كردن و يا با لمس كردن مريض نامحرم را معالجه كند، بايد به همان نگاه يا لمس (آن هم به مقدار ضرورت) بسنده كند و زيادتر از آن جايز نيست.[2]
اگر پزشك براى معالجه بيمار ناچار شود به عورت او نگاه كند بنا بر احتياط واجب بايد آيينه را در مقابل گذاشته و در آن نگاه كند ولى اگر چارهاى جز نگاه كردن به عورت نباشد اشكال ندارد.[3]
2- ضمان پزشك
اگر بر اثر معالجه پزشك، ضررى متوجه بيمار شود، با توجه به نحوه
[1]- ر. ك: تحرير الوسيله، ج 2، ص 218، توضيح المسائل، ص 365.
[2]- ر. ك: تحرير الوسيله، ج 2، ص 243، مسأله 22.
[3]- توضيح المسائل، مسأله 2442.
دخالت پزشك در معالجه، ضمانت يا عدم ضمانت پزشك صورتهاى مختلفى دارد كه در زير بيان مىشود:
الف- پزشك مباشرت در عمل نداشته باشد، بلكه فقط دارو را توصيف نمايد، مثلًا بگويد فلان دارو براى فلان بيمارى مفيد است و به واسطه خوردن دارو ضررى به بيمار برسد يا بميرد، دكتر ضامن نيست.[1]
ب- پزشك مباشرت در عمل داشته باشد و شخصاً اقدام به معالجه و تجويز دارو كرده باشد، در اين مورد، صور زير متصور است:
1- پزشك از نظر علم و عمل قاصر باشد، (در زمينه علمى، تخصص لازم را نداشته باشد و در عمل هم كوتاهى كند)، چنانچه بر اثر معالجه وى، صدماتى به بيمار وارد گردد، در اين صورت ضامن است هر چند با اذن مريض (در شخص بالغ و عاقل) و يا اولياى مريض (در نابالغ و مجنون) اقدام به معالجه كرده باشد.[2]
2- اگر پزشك از نظر علمى و عملى در حرفه خود مهارت داشته باشد ولى بدون اجازه بيمار يا ولىّ او، اقدام به معالجه او نمايد، ضامن صدماتى است كه به بيمار مىرساند و حتى در صورت اجازه بيمار يا ولى او، اقوى اين است كه ضامن است.[3]
3- اگر پزشك در معالجه خطا كند و به مريض ضررى برسد يا منجر به فوت او شود، نيز ضامن است.[4]
[1]- همان، مسأله 2205.
[2]- تحرير الوسيله، ج 2، ص 505، مسأله 4.
[3]- همان.
[4]- توضيح المسائل، مسأله 2205.