اطرافيان به خصوص پزشك و پرستار براى او معنادار است و اثر جدى بر روحيه او بر جاى مىگذارد. نگاهى كه از روى نشاط و خشنودى است به بيمار اميد مىبخشد و نگاه تند و تأثرآميز، روح اميد را از بيمار مىستاند كه هر يك از اين دو در بهبود و يا شدت بيمارى او تأثير بسزايى دارند. از اين رو بايد به كيفيت نگاه توجه نمود و از نگاههاى طولانى به بيمار، پرهيز كرد. پيامبر گرامى اسلام6مىفرمايد:
لا تُديمُوا النَّظَرَ الى اهْلِ الْبَلاءِ وَ الَمجْذُومينَ فَانَّهُ يَحْزُنُهُمْ.[1]
از نگاههاى پيوسته به مبتلايان و جذاميان پرهيز كنيد، چرا كه موجب اندوه و نگرانى آنان مىشود.
نيز امام صادق7مىفرمايند:
لا تَنْظُرُوا الى اهْلِ الْبَلاءِ فَانَّ ذلِكَ يَحْزُنُهُمْ.[2]
به اهل بلا و كسانى كه مبتلايند، خيره نشويد، كه موجب حزن و اندوه آنان مىگردد.
5- 2- تقواى پزشكى
پزشكان عزيز و ديگر كسانى كه دست اندر كار مداواى بيمارانند و به عناوين مختلفى با بيمار سر و كار دارند و ناچارند او را معاينه و يا مورد عمل جرّاحى قرار دهند، بايد بيش از سايرين، حدود الهى را مراعات نمايند. چرا كه وضعيت بيمارى، زمينه گناه را بيش از ديگران براى اين
[1]- همان، ج 75، ص 15.
[2]- همان، ص 16.
كسان فراهم مىآورد و اين عزيزان بيش از ديگران، نيازمند تقوا و خويشتندارى از گناه و محرمات الهى هستند. به همين جهت نخستين چيزى كه امير مؤمنان7براى پزشك و ديگر درمانكنندگان بيمار توصيه نموده است، پرهيز از گناه است:
مَنْ تَطَبَّبَ فَلْيَتَّقِ اللَّهِ وَ لْيَنْصَحْ وَ لْيَجْتَهِدْ.[1]
كسى كه بيماران را طبابت و درمان مىكند، بايد تقواى الهى پيشه كند و خيرخواه باشد و (براى بهبود بيمار) تلاش نمايد.
اصول اخلاقى ديگر نيز در اين زمينه وجود دارد، مانند: مهرورزى و عطوفت، مجالست و گفت و گو، اميدبخشى و به ويژه رازدارى، كه هم صفت پسنديده و لازم پزشكان است و هم پرستاران؛ كه در بحث اصول اخلاق پرستارى در فصل آتى مورد بحث قرار گرفته است.
[1]- الآداب الطبّيه، ص 119.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل دوّم: فقه پزشكى
مراقبتهاى درمانى پزشك از بيمار مانند: معاينه دقيق، تجويز داروهاى مورد نياز بيمار، كنترل مستمر وضعيت او، برطرف كردن علت درد، تخفيف آن و ساير فعاليتهايى كه به منظور بازيابى سلامت بيمار لازم است؛ بُعد ديگرى از روابط پزشك با بيمار است. به عبارت ديگر مهمترين مسئوليت پزشك أمر درمان بيمار است كه بايد در اين زمينه از تخصص و آگاهى لازم پزشكى برخوردار و با مسائل فقهى و حقوقى مرتبط با حرفه خود آشنا باشد.
در مورد رابطه درمانى پزشك و بيمار، مسائل فقهى و حقوقى زيادى مطرح است كه در اينجا به اختصار مورد بررسى قرار مىگيرد.
1- نگاه و لمس به منظور معاينه و درمان
چنانچه معاينه مرد بيمار، نياز به لمس (دست زدن به بدن) يا نگاه به بدن بيمار دارد، در صورتى مىتوان از پرستار يا پزشك زن استفاده كرد كه پرستار يا پزشك مرد نباشد. نيز، نگاه و لمس بدن زن بيمار توسط مرد
معالج (پزشك يا پرستار) در صورتى مجاز است كه پرستار يا پزشك زن نباشد.
اگر در حال ضرورت، زن نامحرم بخواهد مرد بيمار را معاينه كند: در صورتى كه معالجه بدون لمس امكان دارد، نبايد بدن بيمار را لمس كند و در صورتى كه از روى لباس و يا دستكش بتواند بدن را معاينه كند، لمس جايز نيست و بايد از روى لباس و يا با دستكش بدن را معاينه كند.[1]
نيز، اگر پزشك مرد (در صورت نبودن پزشك زن) جهت معالجه و يا كارهايى از قبيل تشخيص نبض، گرفتن خون و شكستهبندى ناچار شود به بدن زن نامحرم نگاه كند، يا دست بر بدن او بزند (و استفاده از دستكش و مانند آن، به منظور لمس غير مستقيم، ممكن نباشد)، در اين صورت، لمس و نگاه اشكال ندارد. البته در چنين مواردى اگر پزشك بتواند تنها با نگاه كردن و يا با لمس كردن مريض نامحرم را معالجه كند، بايد به همان نگاه يا لمس (آن هم به مقدار ضرورت) بسنده كند و زيادتر از آن جايز نيست.[2]
اگر پزشك براى معالجه بيمار ناچار شود به عورت او نگاه كند بنا بر احتياط واجب بايد آيينه را در مقابل گذاشته و در آن نگاه كند ولى اگر چارهاى جز نگاه كردن به عورت نباشد اشكال ندارد.[3]
2- ضمان پزشك
اگر بر اثر معالجه پزشك، ضررى متوجه بيمار شود، با توجه به نحوه
[1]- ر. ك: تحرير الوسيله، ج 2، ص 218، توضيح المسائل، ص 365.
[2]- ر. ك: تحرير الوسيله، ج 2، ص 243، مسأله 22.
[3]- توضيح المسائل، مسأله 2442.
دخالت پزشك در معالجه، ضمانت يا عدم ضمانت پزشك صورتهاى مختلفى دارد كه در زير بيان مىشود:
الف- پزشك مباشرت در عمل نداشته باشد، بلكه فقط دارو را توصيف نمايد، مثلًا بگويد فلان دارو براى فلان بيمارى مفيد است و به واسطه خوردن دارو ضررى به بيمار برسد يا بميرد، دكتر ضامن نيست.[1]
ب- پزشك مباشرت در عمل داشته باشد و شخصاً اقدام به معالجه و تجويز دارو كرده باشد، در اين مورد، صور زير متصور است:
1- پزشك از نظر علم و عمل قاصر باشد، (در زمينه علمى، تخصص لازم را نداشته باشد و در عمل هم كوتاهى كند)، چنانچه بر اثر معالجه وى، صدماتى به بيمار وارد گردد، در اين صورت ضامن است هر چند با اذن مريض (در شخص بالغ و عاقل) و يا اولياى مريض (در نابالغ و مجنون) اقدام به معالجه كرده باشد.[2]
2- اگر پزشك از نظر علمى و عملى در حرفه خود مهارت داشته باشد ولى بدون اجازه بيمار يا ولىّ او، اقدام به معالجه او نمايد، ضامن صدماتى است كه به بيمار مىرساند و حتى در صورت اجازه بيمار يا ولى او، اقوى اين است كه ضامن است.[3]
3- اگر پزشك در معالجه خطا كند و به مريض ضررى برسد يا منجر به فوت او شود، نيز ضامن است.[4]
[1]- همان، مسأله 2205.
[2]- تحرير الوسيله، ج 2، ص 505، مسأله 4.
[3]- همان.
[4]- توضيح المسائل، مسأله 2205.
3- رفع مسئوليت از پزشك (ابراء)
با توجه به آنچه گفته شد، پزشك ممكن است در بسيارى موارد با مسأله ضمان رو به رو گردد. از اين رو، در هنگام معالجه و يا عمل جراحى و مانند آن، پزشك مىتواند از خود رفع مسئوليت كند. توضيح اين كه:
چنانچه پزشك به مريض يا ولىّ او بگويد كه اگر ضررى به مريض برسد، ضامن نمىباشد و مريض يا ولىّ او نيز قبول كرده باشد، طبق شرايطى كه در زير مىآيد، از پزشك رفع مسئوليت مىشود و گرفتن اين رضايتنامه از مريض يا ولى او را در اصطلاح فقه، ابراء مىنامند. برخى از مسائل مربوط به ابراء چنيناند:
الف- اگر مريض بالغ و عاقل باشد، ابراء و رضايت او در صورتى كافى است كه (معالجه و مداوا يا عمل جراحى) منجر به مرگ او نشود ولى اگر (احتمال اين هست كه عمل پزشك) منجر به مرگ بيمار شود بايد رضايت ولى را هم جلب كرد. گرچه بعيد نيست كه اگر مريض بالغ و كامل العقل (رشيد كه مصالح و مفاسد خود را تشخيص مىدهد) باشد، رضايت خود او كفايت مىكند.[1]
ب- اگر مريض بالغ و عاقل نباشد، رضايت ولىّ او معتبر است، حتى اگر كار پزشك در نهايت به مرگ بيمار منجر شود.[2]
4- معالجه با چيزهاى حرام
مداوا كردن بيمارىها به وسيله چيز حرام، در صورتى كه علاج مرض
[1]- تحرير الوسيله، ج 2، ص 505، مسأله 6.
[2]- همان.
منحصر به آن باشد- به تشخيص دكترهاى حاذق و مورد اطمينان- جايز است و معيار آن است كه از ميان داروهاى موجود، مداواى مرض منحصر به آن چيز حرام باشد. حال اگر كسى مضطر شد كه از حرام استفاده كند بايد به مقدار ضرورت اكتفا نمايد.[1]
5- معالجه با مواد مست كننده
آشاميدن شراب، حرام و در بعضى از اخبار بزرگترين گناه شمرده شده است و نبايد در معالجه بيماران از آن استفاده كرد مگر در صورت تحقق سه شرط:
اول- مريضى قابل علاج باشد؛
دوم- در صورت معالجه نكردن منجر به هلاك يا قريب به هلاك بيمار شود، در غير اين صورت سختىهاى بيمارى را تحمل كند تا خداوند او را عافيت بخشد و دينش حفظ شود؛
سوم- يقين داشته باشد كه علاج مرض منحصر در مشروب است.[2]
6- معالجه با چيزهاى مضر
خوردن آنچه موجب هلاك انسان مىشود حرام است و خوردن آنچه موجب ضرر قابل توجه (معتد به) به بدن است نيز بنا بر احتياط حرام است. و در هر دو صورت فرقى نيست بين اين كه سببيّت آن شىء براى
[1]- همان، ص 150، مسأله 33 و 34.
[2]- تحرير الوسيله، ج 2، ص 151، مسأله 35.