بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 76

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 77

بخش سوم: كاركنان و پرستاران‌

فصل اوّل: اهميت و ارزش پرستارى‌

فصل دوّم: اخلاق پرستارى‌

فصل سوم: وظايف پرستار


صفحه 78

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 79

فصل اوّل: اهميت و ارزش پرستارى‌

در فرهنگ غنى اسلام، پرستارى اهميت و جايگاه والايى دارد و پيشوايان دينى همواره با گفتار و سيره عملى خود به تبيين آن جايگاه والا پرداخته‌اند كه در اينجا به شمه‌اى از آن اشاره مى‌كنيم.

1- عظمت مقام پرستارى‌

پيامبر گرامى اسلام6، در آخرين خطبه‌اى كه در واپسين لحظات عمر پر بركت خود در مدينه ايراد نمود، در ضمن سخنانى روشنگرانه به امت اسلامى، فرمود:

مَنْ قامَ عَلى مَريضٍ يَوْماً وَ لَيْلَةً بَعَثَهُ اللَّهُ مَعَ ابْراهيمَ الْخَليلِ عَلَيْهِ السَّلامُ فَجازَ عَلَى الصِّراطِ كَالْبَرْقِ اللّامِعِ.[1]

كسى كه يك روز و يك شب پرستارىِ فرد بيمارى را برعهده بگيرد، خداوند او را با ابراهيم خليل7محشور مى‌كند، و همچون درخشش برقى از صراط عبور مى‌كند.

[1]- بحار الانوار، ج 76، ص 368.


صفحه 80

در اين روايت، برانگيخته شدن با حضرت ابراهيم7يكى از آثار ارزشمند پرستارى شمرده شده است و اين پاداش عظيم و جايگاه رفيع به دليل مشكلاتى است كه پرستاران در أمر پرستارى بيمار متحمل مى‌شوند؛ بيمار بر اثر احساس درد و ضعف و عوامل ديگر روحى و روانى بى‌حوصله و زود رنج مى‌شود و گاه رفتار تند و ناهنجارى از خود بروز مى‌دهد، امّا پرستار با صبر و تحمل و با برخوردهاى محبّت‌آميز او را به سلامتى و آرامش خاطر اميدوار مى‌سازد.

2- پرستارى، تولدى دوباره‌

رسول گرامى اسلام، پرستارى از بيمار را موجب پاك شدن از گناهان مى‌داند:

مَنْ سَعى‌ لِمَريضٍ فى‌ حاجَةٍ قَضاها اوْ لَمْ يَقْضِها خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمٍ وَلَدَتْهُ امُّهُ ...[1]

كسى كه براى برآوردن نياز بيمارى تلاش كند، خواه نياز او برآورده شود يا نه، همانند روزى كه از مادر متولد شده است از گناهان پاك مى‌گردد.

اين سخن نغز و زيبا، حاكى از اهميّت رسيدگى به امر بيماران و حقيقت زيباى پرستارى و جايگاه والاى پرستاران و ديگر كاركنان بيمارستان‌ها است.

3- پرستارى، عبادتى برتر

ارزش و منزلت پرستارى در فرهنگ اسلامى، به قدرى است كه حتى‌

[1]- بحار الانوار، ج 81، ص 217.


صفحه 81

بر نماز در مسجد- كه از مهم‌ترين و ارزشمندترين عبادت‌ها است- برترى دارد. مَرازم بن حكم مى‌گويد:

با محمد بن مُصادف، همسفر بودم. چون به مدينه رسيديم، بيمار شدم، ولى همسفرم مرا تنها گذاشته، به مسجد مى‌رفت. من نزد پدرش شكوه كردم و او هم جريان را به حضرت صادق7خبر دارد. امام7به دنبال محمّد بن مصادف، فرستاد و به او فرمود: نشستن تو نزد همسفر بيمارت [و مواظبت از او] ارزشمندتر از نماز خواندن در مسجد است.[1]

مرحوم مجلسى در شرح اين حديث، مى‌نويسد:

اين حديث دلالت مى‌كند كه پرستارى از بيماران و انس با آنها بر نماز در مسجد النبى كه فضيلت بسيار دارد، برترى دارد.[2]

امام خمينى (ره) مى‌فرمايد:

اين شغل پرستارى از شغل‌هاى بسيار شريف است و اگر انسان اين وظيفه را با رعايت جوانب انسانى و شرعى‌اش انجام دهد، عبادتى بالاتر از عبادت‌هاى درجه اول انجام داده است. ... پرستارى از بيمار امر بسيار مشكلى است، لكن خيلى ارزشمند است. وقتى انسان با يك بيمار به طور محبّت‌آميز، برخورد كند و برادرانه و خواهرانه مراعات احوال بيمار را بكند و اين كار را براى خود يك وظيفه انسانى- الهى بداند، پرستارى او از عبادات بسيار ارزشمند است.[3]

[1]- وسائل الشيعه، ج 9، ص 400.

[2]- مرآة العقول، محمدباقر مجلسى، ج 18، ص 252.

[3]- صحيفه نور، ج 12، ص 81. (نقل مضمون)


صفحه 82

4- پرستارى در سيره معصومين7

پيشوايان دين كه گفتار و كردارشان الگو و اسوه براى بشريت است، افزون بر اين كه از مقام و منزلت پرستار تجليل و تكريم كرده‌اند، خود نيز در مواقع لازم به پرستارى از بيماران و مجروحان و آسيب‌ديدگان اقدام مى‌كرده‌اند كه گوشه‌اى از آن در تاريخ و كتب روايى آمده است. در اينجا به چند نمونه اشاره مى‌شود:

1/ 4- پرستارى پيامبر6

امام على7نقل مى‌كند كه:

شبى تب وجودم را فرا گرفت و خواب را از من ربود. بدين جهت، رسول خدا نيز تا صبح بيدار بود و شب را بين من و نماز تقسيم مى‌كرد. مقدارى نماز مى‌خواند سپس نزد من مى‌آمد و از حالم جويا مى‌شد و رسيدگى مى‌كرد، و تا طلوع صبح اين امر ادامه داشت.[1]

نيز، نقل شده است كه «سعد بن معاذ»- كه از بزرگان اصحاب بود و در راه خدا و حفظ نهال نوپاى اسلام جان‌فشانى‌هاى زيادى كرد- در جنگ خندق، جراحت سختى برداشت؛ پيامبر6، فرمان داد تا خيمه‌اى در مسجد به پا كردند و شخصاً مراقبت‌هاى درمانى و پرستارى از او را به عهده گرفت.[2]

در روايتى از امام سجاد7نقل شده است:

[1]- بحار الانوار، ج 40، ص 2.

[2]- همان، ج 22، ص 506- 507.


صفحه 83

چون فاطمه زهرا (س)، بيمار شد به على بن ابى طالب7سفارش كرد بيمارى ا و را- بنا بر دلايل و مصالحى- كتمان كند و اجازه ملاقات به كسى داده نشود. حضرت على7اين گونه عمل كرد و خود عهده‌دار پرستارى از فاطمه (س) شد و اسماء دختر عميس ايشان را يارى مى‌كرد.[1]

2/ 4- پرستارى حضرت فاطمه (س)

در جنگ احد، دندان پيامبر اسلام شكست و كلاهخود بر سر ايشان زخم وارد كرد. در آن هنگام على7با سپر آب مى‌آورد و فاطمه (س) خون جراحت پيامبر را مى‌شست. چون فاطمه (س) ديد خون بند نمى‌آيد، تكه‌اى حصير را سوزاند و خاكستر آن را روى زخم گذارد تا خون بند آمد.[2]

3/ 4- پرستارى زينب (س)

حضرت زينب (س)، با وجود مسئوليت بزرگ كاروان كربلا و ابلاغ پيام آزادى و آزادگى عاشورا و در اوج نظاره مصيبت‌هاى جانكاه و جانسوز، پرستارى حضرت سجاد7را- كه بنا به مصلحت الهى در واقعه كربلا بيمار بود- بر عهده داشت.

پرستارى حضرت زينب (س) در كربلا به لحاظ اين كه در بحرانى‌ترين اوضاع و به بهترين وجه انجام گرفته است، از زيباترين جلوه‌هاى پرستارى به شمار مى‌رود و الگويى تمام عيار براى همه پرستاران است كه با تحمل‌

[1]- همان، ج 43، ص 211.

[2]- همان، ج 20، ص 31.