1- خدمت به بندگان خدا را وسيله كسب رضاى او و تقرب به او مىداند و به همين دليل از كار خود لذت فوقالعاده مىبرد.
2- خسته نمىشود، از بدخلقى و بدرفتارى بيمار دلزده و دلسرد نمىگردد.
3- هرگز كوتاهى و سهلانگارى در معالجه نمىنمايد به خصوص در مورد افراد بىبضاعتى كه جز خدا كسى را ندارند.
4- براى ثروتمندان و مستكبران از خدا بىخبر تعظيم و خدمت بيشتر نمىكند.
5- سعادت دنيا و آخرت را يكجا دارد.
ولى در مقابل كسانى هستند كه از خدا غافل مىشوند و پول و ماديات فكر و جان آنها را وابسته مىكند و علم خود را در خدمت جهانخواران و گرگها قرار مىدهند و فقيران و مستمندان را مىرانند و ... ولى هرگز از زندگى لذتى نمىبرند، زيرا وابستگان به غير خدا (دنيا) هرگز سيرى و آرامش و اطمينان ندارند و هرچه بيشتر بخورند تشنهتر و حريصتر مىشوند و اين خاصيت لا يتغير دنياست صد حيف كه انسان موقعى بيدار مىشود كه فرصت و زمان از دست رفته است و جز حسرت چيزى نصيب او نمىگردد.
الحمد للّه از بركت رهبرى الهى امام (ره) و انقلاب اسلامى و خون شهيدان خداجو، امروز در اين مملكت اسلامى، پزشكان متعهد و دانشمند هستند كه تلاش دارند براى آينده نيز اين نمونهها را تربيت نمايند. در هر صورت جزوه حاضر با زحمات محققان محترم پژوهشكده تحقيقات اسلامى و با پيشنهاد و مايه اوليه مسئولين نمايندگى ولى فقيه در دانشگاه تهيه شده كه از همه عزيزان به ويژه «حضرت حجة الاسلام و المسلمين حاج آقاى موسوى» تشكر و قدردانى مىشود. اميد است براى همه دستاندركاران مثمر ثمر و مفيد فايده باشد و مورد قبول صاحب اصلى اين دانشگاه كه به نام او وزين شده قرار بگيرد.
و السلام
نمايندگى ولى فقيه در دانشگاه علوم پزشكى بقية اللّه و معاوتت بهداشت و درمان
سيد رضا فقيهى
روز عيد قربان 1425
مقدمه
اسلام، پزشكى را وظيفهاى شرعى و از واجبات مهم مىداند كه تساهل در فراگيرى آن روا نيست. سخنان پيامبر6و ائمه معصومين:در مورد بيماريها و راه درمان آنها، گواهى روشن بر اهتمام خاص اسلام به علم پزشكى است. تا آنجا كه آن را در كنار علم دين بيان نموده است.
چنان كه امام على7مىفرمايد:
الْعِلْمُ عِلْمانِ، عِلْمُ الْادْيانِ وَ عِلْمُ الْابْدانِ[1]
علم در دو چيز خلاصه مىشود، علم اديان و علم بدنها (پزشكى).
افزون بر اين كه طب، از واجبات كفايى و مسئوليتى دينى است، مسئوليتى اجتماعى، اخلاقى و عقلى نيز هست. انسان در زندگى اجتماعى خود در پى رسيدن به اهداف و برنامههاى خود و نيز رسيدن به بالاترين مرتبه
[1]- بحار الانوار، ج 1، ص 220.
كمال انسانى است و تحقق اين أمر معمولًا زمانى ميسر مىشود كه شخص از درد و رنج و سستى حاصل از بيمارى، فارغ باشد و كاهش و علاج درد و رنج بيمارى، كار پزشك است. از طرف ديگر عقل انسان حكم مىكند كه براى بقاى نوع انسان، نياز به طب يك ضرورت انكارناپذير است. نيز، طب رسالتى اخلاقى است، زيرا هيچ كس طبيبى را كه توان علاج بيمار را دارد ولى از اين كار اجتناب مىكند، معذور نمىداند و همه مردم او را فاقد اخلاق فاضله و انسانى مىدانند و بر عكس پزشك وظيفهشناس و متعهد را به ديده احترام مىنگرند.
پزشكى از ديدگاه اسلام، يك شغل تجارى نيست كه هدف از آن جمعآورى مال و منال باشد، بلكه يك رسالت انسانى و مسئوليت شرعى در درجه بالا است. چرا كه صاحبان مشاغل تجارى و مالى، مخير هستند با هر كس نفع بيشترى به آنها مىرساند، معامله كنند ولى براى طبيب چنين چيزى قطعاً صحيح نيست و پزشك مسلمان نمىتواند به خاطر گرفتن اجرت زياد يا هر دليل ديگرى در معالجه بيمار خود سهلانگارى يا تعلل ورزد.
بنابراين پزشكى و مشاغل مرتبط با آن، مسئوليتى شرعى، عقلى و اخلاقى است و پزشك و پرستار و ديگر كسانى كه به نوعى با بيماران سر و كار دارند، داراى جايگاهى خاص در پيشگاه الهى مىباشند.
كتاب حاضر، گزيدهاى از معارف اسلامى در رابطه با پزشكان، پرستاران و ديگر كاركنان مراكز درمانى و بهداشتى و نيز وظايف بيماران در دوران بسترى و نقاهت را تبيين مىكند. مسائل فقهى اين كتاب، براساس
فتاواى امام خمينى (ره) و نيز فتاواى حضرت آيت ا ... خامنهاى و در پارهاى از موارد، فتاواى ديگر مراجع عظام، تنظيم شده است.
انتقادات و پيشنهادات جامعه محترم پزشكى و كاركنان مراكز درمانى را، راهگشاى پژوهشهاى بعدى مىدانيم و به ديده منت مىپذيريم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش اول بيماران
فصل اول: طب و بهداشت در اسلام
1- تاريخچه طب در اسلام
به هنگام ظهور اسلام، طب مراحل طفوليّت خود را مىگذراند. اعراب در همه علوم و به خصوص در علم طب، از ساير ملتها ضعيفتر بودند.
در ميان آنها به جز حارث بن كلده و ابن خديم كه اطلاعات ناچيزى در زمينه طب داشتند، شخص ديگرى از اين علم، بهره نداشت. پس از آن نيز، با وجود سخنان پيامبر اكرم6و ائمه معصومين:كه گنجينهاى گرانبها در زمينه طب بود، متأسفانه اين علم در قرن اول و نيمه اول قرن دوم هجرى در ميان مسلمانان پيشرفت چندانى نداشت و بيشتر تلاشها و توجهها به سمت و سوى جنگها و فتوحات معطوف مىشد و حاكمان سياسى بعد از رسول گرامى اسلام- به استثناى امام على7- اهميتى به علم و دانش و نيز اجراى تعاليم نبى گرامى اسلام، ندادند و حكّام و خلفا از اطباى غير مسلمان- يهود، مسيحيان و مجوس- استفاده مىكردند، چنان كه نقل شده است «متوكل» خليفه عباسى، پنجاه و شش طبيب را به خدمت گرفته بود كه همگى مسيحى بودند.[1]
[1]- الآدابُ الطبيه فى الاسلام، جعفر مرتضى عاملى، ص 28- 29، جامعه مدرسين قم، 1362.