بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 93

باشد. گمان كنيد كه خودتان مريض هستيد و در يك مريضخانه رفته‌ايد از كارمندان، پزشكان و پرستار آنجا چه توقعى داريد؟ همان توقعى كه خود شما از آنها داريد ساير بيماران هم از شما دارند.[1]

برخى از نيازهاى بيمار كه پرستار متعهد و دلسوز بايد آنها را براى بازيافت سلامتى به بيمار برطرف سازد عبارتند از: كمك به بيمار در فعاليت‌هاى روزمرّه كه شامل خوردن، خوابيدن، حركت و ... مى‌شود و كمك براى انجام برنامه‌هاى عبادى و مذهبى و پر كردن اوقات فراغت بيمار. در روايتى در مورد غذا دادن به بيمار مى‌خوانيم:

مَنْ اطْعَمَ مَريضاً شَهْوَتَهُ، اطْعَمَهُ اللَّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ.[2]

كسى كه به بيمارى براساس ميل و اشتهايش غذا دهد، خداوند از ميوه‌هاى بهشتى به او مى‌خوراند.

3- انجام امور درمانى‌

از ديگر فعاليت‌ها و وظايف مهم پرستارى، مراقبت‌هاى درمانى پرستار از بيمار است؛ مراقبت‌هايى از قبيل دادن داروهاى تجويز شده، پانسمان و تزريقات، كنترل وضعيت بيمار و انجام كمك‌هاى اوليه در مورد افراد آسيب ديده و ديگر امورى كه به منظور بازيابى سلامت بيمار انجام مى‌گيرد.

[1]- صحيفه نور، امام خمينى (ره)، ج 18، ص 174.

[2]- بحار الانوار، ج 43، ص 77- 78.


صفحه 94

4- رعايت موازين شرعى‌

پزشكان و پرستاران كه به عناوين مختلف با بيمار سر كار دارند و ناچارند او را معاينه، مراقبت و احيانا مورد عمل جرّاحى قرار دهند و به نحوى با بيمار برخورد و تماس درمانى دارند، بايد بيش از سايرين حدود و موازين و ارزشهاى الهى را مراعات كنند. زيرا وضعيت بيمارى، زمينه نگاه‌هاى حرام و گناه را بيش از پيش براى دست اندر كاران مداواى بيماران، فراهم مى‌سازد و اينان بيش از ديگران نيازمند مراعات تقوا و خويشتندارى از گناه و محرمات هستند.

بنابراين، پرهيز از نگاه‌هاى حرام و نيز خوددارى از تماس بيش از حدِ ضرورت با اندام بيماران (غير همجنس) بايد همواره سرلوحه كار پزشكان و پرستاران باشد.[1]

از ديدگاه اسلام، فعّاليت زنان در اجتماع و حضور آنان در عرصه‌هاى اجتماعى تا آنجا آزاد است كه منافات و اصطكاكى با عفت و پاكدامنى آنان نداشته باشد و عفت عمومى را به خطر نيندازد. بر اين مبنا آنچه بيش از همه بايد مورد اهتمام زنان پرستار قرار گيرد، مراعات عفت و حفظ حيثيت و شئونات زن در جامعه است. اصل جدا سازى زن و مرد در جامعه اسلامى هم همين هدف را دنبال مى‌كند. استاد شهيد مرتضى مطهرى چنين مى‌نويسد:

اسلام در عين اين كه به زنان اجازه شركت در مساجد [و حضور در عرصه‌هاى اجتماعى‌] مى‌دهد، دستور مى‌دهد كه به صورت مختلط نباشد،

[1]- براى آشنايى با نگاه‌هاى حرام و حدود آن به بخش اول مراجعه شود.


صفحه 95

محل‌ها از يكديگر جدا باشد. مى‌گويند پيامبر اكرم در زمان حيات خويش اشاره كرد كه در ورودى زنان به مسجد از در ورودى مردان مجزا باشد ... و نيز مى‌گويند: پيغمبر اكرم دستور داد كه شب هنگام كه نماز تمام مى‌شود، اول زن‌ها بيرون روند، بعد مردها. رسول خدا خوش نمى‌داشت كه زن و مرد در حال اختلاط از مسجد بيرون روند. زيرا فتنه‌ها از همين اختلاطها برمى‌خيزد. رسول خدا براى اين كه برخورد و اصطكاكى رخ ندهد دستور مى‌داد مردان از وسط و زنان از كنار كوچه و خيابان بروند.[1]

از اين رو، اصل جداسازى مرد و زن در عرصه‌هاى فعاليت اجتماعى ايجاب مى‌كند كه در صورت امكان و فراهم بودن شرايط، پرستارى از زنان را بانوان پرستار و پرستارى از مردان را مردان، به عهد بگيرند. تا مرزها حفظ و موازين و ارزشها پاسدارى شود.

[1]- مسأله حجاب، استاد شهيد علامه مرتضى مطهرى، ص 233.


صفحه 96

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 97

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 98

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 99

بخش چهارم: عيادت كنندگان‌

فصل اوّل: اهمّيّت و ارزش عيادت‌

رفتار نيك عيادت از بيمار و ديدار او مورد رضايت خداوند بوده، نقش به سزايى در تحكيم روابط انسانى و صميميّت و اخوّت، ايفا مى‌كند.

به همين دليل، رسول خدا6در تفسير آيه‌ «(فَاذا قُضِيَتِ الصَّلوةُ فَانْتَشِرُوا فِى الْأَرْضِ)»[1]عيادت بيمار را در كنار ديگر رفتارهاى ارزشمند اخلاقى، ذكر كرده، مى‌فرمايد:

منظور آيه [از پراكنده شدن در زمين‌] طلب كارهاى دنيوى نيست، بلكه منظور عيادت بيمار، تشييع جنازه و ديدار برادر دينى در راه خداست.[2]

امير مؤمنان على7، اهمّيّت عيادت بيمار را نسبت به ديگر اعمال نيك يادآور شده، مى‌فرمايد:

مِنْ أَحْسَنِ الْحَسَناتِ عِيادَةُ الْمَريضِ.[3]

از جمله نيكوترين اعمال انسان، عيادت بيمار است.

[1]- جمعه (62)، آيه 10.

[2]- مجمع البيان، ج 10، ص 288.

[3]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 77.


صفحه 100

امام صادق7نيز جايگاه آن را در پيشگاه خداى متعال، چنين بازگو مى‌كند:

روز قيامت بنده مؤمنى به سوى خداى تعالى خوانده مى‌شود و حسابش به آسانى انجام نمى‌پذيرد. آنگاه خداوند خطاب به او مى‌فرمايد: اى مؤمن، چه چيز تو را مانع شد، هنگامى كه بيمار بودم به عيادتم بيايى؟ او مى‌گويد:

تو پروردگار من هستى و من بنده تو هستم، تو زنده و پايدارى و درد و ناراحتى به تو اصابت نمى‌كند! خداى عزّ و جلّ مى‌فرمايد: كسى كه مؤمنى را عيادت كند، مرا عيادت كرده است، سپس مى‌فرمايد: آيا فلانى پسر فلانى را مى‌شناسى؟ مى‌گويد: بلى! خداوند مى‌فرمايد: چه چيز مانع شد كه او را در هنگام بيمارى‌اش عيادت كنى؟ همانا اگر او را عيادت مى‌كردى مرا عيادت كرده بودى و مرا نزد وى مى‌يافتى. آن گاه اگر از من درخواست برآوردن حاجتى را داشتى، برايت برآورده ساخته، آن را ردّ نمى‌كردم.[1]

[1]- محجة البيضاء، ج 3، ص 410 و 411.