بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 252

آنان قيّم امينى معين نمايد.

718- اگر كسى در مرضى كه به آن مرض مى‌ميرد، مقدارى از مالش را به كسى ببخشد و وصيّت كند كه بعد از مردن او هم مقدارى به كسى ديگر بدهند، آنچه را كه در حال زندگى بخشيده از اصل مال است و احتياج به اذن ورثه ندارد و چيزى را كه وصيّت كرده، اگر زيادتر از ثلث باشد، زيادى آن محتاج به اذن ورثه است.

719- اگر در مرضى كه به آن مرض مى‌ميرد، بگويد مقدارى به كسى بدهكار است، چنانچه متهم باشد كه براى ضرر زدن به ورثه گفته است، بايد مقدارى را كه معين كرده، از ثلث او بدهند و اگر متّهم نباشد و كسى هم منكر گفته او نشود، بايد از اصل مالش بدهند.

720- اگر انسان در مرضى كه به آن مرض از دنيا مى‌رود، زنى را عقد كند ولى با او نزديكى نكند، آن زن از او ارث نمى‌برد و حق مهر هم ندارد.

721- اگر زن در حال مرض، شوهر كند و به همان مرض بميرد، شوهرش اگر چه با او نزديكى نكرده باشد، از او ارث مى‌برد. و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين‌