(م 641)جايز نيست، انسان در مرگ كسى صورت و بدن را بخراشد و بخود لطمه بزند.
(م 642)پاره كردن يقه در مرگ غير پدر و برادر و شوهر جايز نيست.
(م 643)اگر زن در عزاى ميّت صورت خود را بخراشد و يا موى خود را بكند و يا مرد در مرگ زن و يا بچّه خود يقه و لباس خود را پاره كند بايد يك بنده آزاد كند يا ده فقير را طعام دهد و يا آنها را بپوشاند و اگر بر هيچ يك از آنها قدرت نداشته باشد سه روز روزه بگيرد. و اگر زن موى خود را در عزاى ميّت ببرّد كفّاره آن دو ماه پىدرپى روزه گرفتن و يا يك بنده آزاد كردن و يا شصت مسكين طعام دادن است.
(م 644)احتياط واجب آنست كه در گريه بر ميّت صدا را خيلى بلند نكنند.
س-شخصى مىميرد مجلس عزاى مردانه و زنانه، در يك حياط تشكيل ميشود، زنى باسواد در مجلس زنانه، قرآن و روضه و مصيبت و نوحه بخواند بطورى كه مردهائى كه آنجا هستند صداى او را بشنوند چه صورت دارد؟
ج-با اينكه خداوند متعال ميفرمايد:(فاسئلوهنّ من وراء حجاب)خوب است كه مجلس زنانه طورى باشد كه كاملا مراعات عفّت شود[1].
احكام كفّارات
(م 3)در بريدن و قيچى كردن زن موى خود را در مصيبت، فرقى نمىكند كه تمام موى خود را ببرد و يا بعضى از آن را بطورى كه صدق كند كه موى خود را در مصيبت بريده است چنانچه فرقى نيست بين اينكه در مصيبت شوهرش موى خود را ببرد و يا در مصيبت غير شوهر، و همچنين فرق
[1]. مجمع المسائل احكام اموات جلد اوّل.
نميكند كه آن غير شوهر از لحاظ نسبت، قريب به زن باشد و يا بعيد.
س-آيا تراشيدن زن سر خود را و يا سوزاندن آن حكم بريدن دارد يا خير؟
ج-تراشيدن و سوزاندن موى، حكم بريدن را ندارد اگرچه احتياط خوبست.
(م 5)در خراش صورت، كه كفّاره دارد معتبر نيست كه تمام صورت را خراش دهد بلكه مسمّاى خراش صورت، براى ثبوت كفّاره كافى است.
بلى معتبر است كه در اثر خدش و خراش، خون بيايد. و خراش غير صورت مانند بدن، حكم خراش صوت را ندارد اگرچه موجب آمدن خون شود.
س-اينكه فرمودهايد پاره كردن مرد لباس خود را در مصيبت اولاد كفّاره دارد آيا در اين جهت فرقى بين اولاد ذكور و اناث نيست؟
ج-در اين جهت فرقى بين اولاد ذكور و اناث نيست.
س-در حكم مذكور اولاد اولاد هم حكم اولاد بلا واسطه را دارند اگرچه اولاد دختر انسان باشند يا خير؟
ج-بلى بنابر احتياط واجب.
س-خراش صورت در مصيبت زوجه غير دائمى حكم زوجه دائمى را دارد يا خير؟
ج-بعيد نيست مخصوصا اگر مدّت طولانى باشد.
س-اگر زن در مصيبت، لباس خود را پاره كند كفّاره دارد يا خير؟
ج-پاره كردن زن لباس خود را در مصيبت كفّاره ندارد اگرچه در مصيبت شوهر و يا اولاد خودباشد.
س-آيا خراش و خدش مرد، صورت خود را در مصيبت و همچنين قيچى كردن و بريدن موى خود در مصيبت كفّاره دارد يا خير؟
ج-كفّاره ندارد.
س-فرمودايد كه پاره كردن مرد لباس خود را در مصيبت اولاد و زوجه، كفّار دارد، بفرمائيد آيا پاره كردن مرد لباس خود را در مصيبت غير اولاد و زوجه نيز كفّاره دارد يا خير؟
ج-در فرض سئوال كفّار ندارد[1].
[1]. مجمع المسائل جلد 3 احكام كفّارات.
احكام متفرقه اموات
س-كسيكه در حال غسل دادن ميّت است اگر دست تر به لباس ديگرى بگذارد آيا آن لباس نجس ميشود يا نه؟
ج-ميّت، قبل از تمام شدن غسل نجس است و اگر چيزى با رطوبت سرايتكننده با آن ملاقات كند نجس مىشود.
س-اگر غسل مس ميّت بر كسى واجب شد و حمّام رفت و بعد از مدّتى شك كرد كه آيا غسل كرده يا نه وظيفهاش چيست؟
ج-بايد دو مرتبه غسل نمايد و نمازهاى قبلىاش صحيح است و اگر بعد از مسّ ميّت غسل جنابت كرده غسل مسّ ميّت، ساقط ميشود.
س-ميّت را قبل از غسل در مسجد بگذارند چه صورت دارد و به مسجد توهين و بىاحترامى ميشود يا نه؟
ج-در صورتيكه موجب نجس شدن مسجد نشود جائز است هرچند خلاف احتياط است.
س-ميتى كه بدنش بنجاستى مثل خون و بول و غائط آلوده باشد غسل نداده در مسجد بگذارند جائز است يا نه؟
ج-هرگاه طورى باشد كه موجب توهين شود جايز نيست[1].
(م 1399)اگر پدر بجهت عذرى نماز يا روزهاش را بجا نياورده باشد، بعد از فوت او بر پسر بزرگتر واجب است قضا نمايد و يا براى انجام آن اجير بگيرد هرچند پدر نتوانسته قضاء كند، و بنابر احتياط واجب اگر از روى نافرمانى هم ترك كرده باشد، پسر بزرگتر بايد آنرا قضا نمايد و در مورد مادر نيز احتياط واجب رعايت اين حكم است بلكه در صورتيكه وصيّت نكرده باشد، و پسر هم نداشته باشد احتياط واجب اين است كه اكبر ذكور از اولياء ميّت نماز و روزه او را قضا كند و با نبود ذكور اناث از آنها انجام دهند.
(م 1400)اگر پسر بزرگتر شك دارد كه پدر و مادرش نماز و روزه قضا داشتهاند يا نه، چيزى بر او واجب نيست.
(م 1401)اگر پسر بزرگتر بداند كه پدر و مادرش نماز قضا داشتهاند و شك كند كه بجا آوردهاند يا نه، بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.
(م 1402)اگر معلوم نباشد كه پسر بزرگتر كدام است، قضاى نماز و روزه پدر و مادر بر هيچكدام از پسرها واجب نيست. ولى احتياط مستحب آنست كه نماز و روزه آنان را بين خودشان قسمت كنند، يا براى انجام آن قرعه بزنند.
(م 1403)اگر ميّت وصيت كرده باشد كه براى نماز و روزه او
[1]. مجمع المسائل جلد اوّل احكام اموات.
اجير بگيرند، بعد از آنكه اجير، نماز و روزه او را بطور صحيح بجا آورد، بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست.
(م 1403)اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر و مادر را بخواند، بايد بتكليف خود عمل كند، مثلا قضاى نماز صبح و مغرب و عشاء مادرش را بايد بلند بخواند.
(م 1405)كسيكه خودش نماز و روزه قضا دارد اگر نماز و روزه پدر و مادر هم بر او واجب شود، هركدام را اوّل بجا آورد صحيح است.
(م 1406)اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر يا مادر نابالغ يا ديوانه باشد، وقتيكه بالغ شد يا عاقل گرديد، بايد نماز و روزه پدر و مادر را قضا نمايد و چنانچه پيش از بالغ و يا عاقل شدن بميرد، بر پسر دوّم واجب است بنابر احتياط.
(م 1407)اگر پسر بزرگتر پيش از آنكه نماز و روزه پدر يا مادر را قضا كند بميرد، چنانچه بين مرگ پدر يا مادر و مرگ او بقدرى طول كشيده كه ميتوانسته قضاى نماز و روزه آنها را بجا آورد، بر پسر دوّم چيزى واجب نيست و اگر اين مقدار طول نكشيده قضاى آنها بر پسر دوم واجب است بنابر احتياط.
اجير گرفتن براى نماز
(م 1542)بعد از مرگ انسان، ميشود براى نماز و عبادتهاى ديگر او كه در زندگى بجا نياورده، ديگرى را اجير كنند يعنى باو مزد دهند كه آنها را بجا آورد و اگر كسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحيح است.
(م 1543)انسان ميتواند براى بعضى از كارهاى مستحبى مثل زيارت قبر پيغمبر و امامان (ع)، از طرف زندگان اجير شود. و نيز ميتواند كار مستحبى را انجام دهد و ثواب آنرا براى مردگان يا زندگان هديه نمايد.
(م 1544)كسيكه براى نماز قضاى ميت اجيز شده، بايد يا مجتهد باشد يا مسائل نماز را از روى تقليد صحيح بداند يا عمل باحتياط كند.
(م 1545)اجير بايد موقع نيت، ميت را معين نمايد. و لازم نيست اسم او را بداند، پس اگر نيت كند از طرف كسى نماز ميخوانم كه براى او اجير شدهام كافيست.
(م 1546)اجير بايد يا خود را بجاى ميت فرض كند و عبادتهاى او را قضا نمايد و يا عمل خود را عمل ميت فرض كند و يا قصد كند واجب ميت را بجا آورد ولى اگر عملى را انجام دهد و ثواب آن را براى او هديه كند كافى نيست.
(م 1547)بايد كسيرا اجير كنند كه اطمينان داشته باشند عمل را بطور صحيح انجام ميدهد.
(م 1548)كسيكه ديگرى را براى نمازهاى ميت اجير كرده، اگر بفهمد كه عمل را بجا نياورده، يا باطل انجام داده، بايد دوباره اجير بگيرد.
(م 1549)هرگاه شك كند كه اجير عمل را انجام داده يا نه بايد دوباره اجير بگيرد ولى اگر اجير بگويد عمل را انجام دادهام كافى است و دوباره اجير گرفتن لازم نيست و اگر شك كند كه عمل او صحيح بوده يا نه، گرفتن اجير لازم نيست.
(م 1550)كسيرا كه عذرى دارد و مثلا با تيمم يا نشسته نماز ميخواند، نميشود براى نمازهاى ميّت اجير كرد، اگرچه نماز ميت هم همانطور قضا شده باشد.
(م 1551)مرد براى زن و زن براى مرد ميتواند اجير شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز بايد بتكليف خود عمل نمايد.
(م 1552)لازم نيست قضاى نمازهاى ميت بترتيب خوانده شود مگر در آنچه در اداء آن ترتيب لازم است مثل ظهر و عصر يك روز.
(م 1553)اگر با اجير شرط كنند كه عمل را بطور مخصوص انجام دهد بايد همانطور بجا آورد. و اگر با او شرط نكنند. بايد در آن عمل بتكليف خود رفتار نمايد و احتياط مستحب آنست كه از وظيفه خودش و ميت هركدام باحتياط نزديكتر است بآن عمل كند مثلا اگر وظيفه ميت گفتن سه مرتبه تسبيحات اربع بوده، و تكليف او يك مرتبه است، سه مرتبه بگويد.
(م 1554)اگر با اجير شرط نكنند كه نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، بايد مقدارى از مستحبات نماز را كه معمول است بجا آورد.
(م 1555)اگر انسان چند نفر را براى نماز قضاى ميت اجير كند و بخواهد احتياط كند و ترتيب را مراعاة نمايد بايد براى هركدام آنها وقتى را معين نمايد، مثلا اگر با يكى از آنها قرار گذاشت كه از صبح تا ظهر نماز قضا بخواند، با ديگرى قرار بگذارد كه از ظهر تا شب بخواند، و نيز بايد نمازى را كه در هر دفعه شروع ميكند معين نمايد مثلا قرار بگذارد، اوّل