ج-وصيت بر كسى واجب است كه دين يا امانتى از مردم نزد او باشد يا واجباتى بر عهده او باشد و اما كسيكه هيچيك از آنها بر ذمه او نيست وصيت بر او واجب نيست.
س-اقسام وصيت را بنحو اختصار بيان فرمائيد.
ج-وصيت گاهى تمليك عين است و گاهى تمليك منفعت و گاهى جعل ولايت يا وكالت و گاهى ابراء دين و گاهى اسقاط حق و گاهى عهد و اذن و درخواست است مانند وصيت به مراسم تجهيز و غسل و نماز و وصيت به قضاء نماز و روزه و حج و رد امانات و امثال اينها.
عمل بوصيت واجب است
س-زيد فوت كرده و عيالش را وصى خود قرار داده كه ثلث اموال او را در امور خيريه مصرف نمايد ولى اولادش كه دو پسر و چهار دختر هستند راضى نشدند كه مادرشان ثلث اموال مزبوره را در امور خيريه خرج نمايد و مقدارى پول هم شخصى به متوفى مديون بوده و بعيالش داده در اين صورت عيال متوفى ميتواند اين پول را بفرزندان متوفى ندهد و در راه شوهرش عوض ثلث كه اولادش مانع شدند در امور خيريه خرج نمايد يا نه؟
ج-در فرض مسئله تا مقدار ثلث مجموع تركه كه از جمله همين پول است ميتواند بلكه لازم است بمصرف وصيت برساند در صورتيكه وصيت مسلّم باشد.
س-متوفى وصيت به حمل نعش كرده ولى ورثه او را عصيانا در محل دفن نمودهاند در اينصورت بايد او را حمل كرد يا نه؟
ج-اگر وصيت بحمل بمشاهد مشرفه باشد عمل بوصيت واجب
است.
س-شخصى وصيت نموده كه پس از فوت من يكدانك و نيم از جمله ششدانك خانه مسكونى مرا قيمت نموده بفروشيد و وجه آنرا بمصرف حضرت ابو الفضل العباس (ع) برسانيد ولى ورثه باين وصيت عمل نكردند و سهميه حضرت ابو الفضل (ع) را نپرداختهاند در اين صورت خانه مذكوره براى خريدار بعدى شرعا اشكال دارد يا نه؟
ج-در فرض مسئله اگر موصى اذن در فروش خانه داده باين نحو كه قيمت آنرا بمصرف حضرت ابو الفضل (ع) برسانند صحت بيع با فرض آنكه قيمت را بمصرف نرسانند مشكل و تصرف در آن مقدار از خانه تا وجه آن بمصرف نرسد خالى از اشكال نيست.
س-زنى قبل از فوت بطور عادى وصيت نموده كه ورثه، ماترك وى را صرف نماز و روزه و خمس و سهم امام (ع) و روضهخوانى و زكات بنمايند در اين صورت عمل بوصيت وى واجب است يا نه و هرگاه يكى از ورثه از عمل بوصيت امتناع نموده تكليف وصى چيست؟
ج-با فرض تحقق وصيّت مذكوره بر وصى واجب است آنچه را كه بعنوان زكات و خمس و سهم امام وصيت شده از اصل مال خارج نمايد و نسبت به بقيه موارد وصيت در زائد بر ثلث محتاج به امضاء ورثه است. و اگر بعضى از ورثه امتناع نمايد با علم بوصيت بر وصىّ در صورت قدرت لازم است او را اجبار نمايد به عمل بوصيت بوسيله ارجاع بحاكم شرع و در صورت حجر يا انكار بعضى از ورثه واجب است عمل به نسبت به سهام سائر ورثه كه امتناع ندارند و در نزاع موضوعى مرافعه شرعيه لازم است.
س-شخصى وصيت كرده كه پس از فوت او بابت مهريه زوجه او
خانه مسكونى او را بدهند در اين صورت ورثه مكلّفند كه حتما خانه مسكونى را بدهند و يا وجه نقد هم ميتوانند بابت مهريه به پردازند و اگر ورثه بوصيت عمل نكنند فقط اثر تكليفى دارد كه معصيت كرده يا در موضوع خانه مورد وصيت غاصب است؟
ج-در فرض سئوال اگر وصيت بفعل بوده واجب است ورثه عمل به آن وصيت نمايند و لكن اگر معصيت كنند و مهريه او را از غير خانه ادا كنند ذمّه موصى برى ميشود و خانه نيز ملك ورثه است و اگر وصيت كند كه خانه ملك زن باشد در مقابل مهر و زن نيز قبول كند ملك زن است و احكام ملك بر آن مرتب است و اين حكم در صورتى است كه خانه زائد بر ثلث تركه نباشد و الا در مقدار زائد موقوف به امضاء ورثه است.
س-شخصى با اينكه خودش مكه رفته باز هم وصيت كرده كه برايش يك حج بلدى بخرند آيا ميشود اين حج را به ميقاتى تبديل كرد يا نه؟
ج-چنانچه وصيت كرده كه حج بلدى استيجار شود واجب است طبق وصيت حج بلدى استيجار شود.
س-شخصى يك نفر را وصى خود قرار داد كه پس از مرگ او خمس او را بپردازند و بعد از فوتش ورثه او از دادن خمس خوددارى كردند و اظهار ميدارند كه متوفى داراى اولاد صغار است و اگر بوصيت موصى عمل نشود و از اين اموال برداشته شود اولاد صغار او مستأصل ميشوند بنابراين از دادن خمس استنكاف دارند در اين صورت وصى مقصر است يا نه؟
ج-اگر وصى قدرت عمل بوصيت متوفى را ندارد بر او تكليفى نيست و ليكن بر ورثه لازم است ممانعتى از پرداخت حقوق واجبه ميت
ننمايند و اشخاصى كه ممانعت از عمل بوصيت مينمايند معصيت كارند.
تأخير در عمل بوصيت جائز نيست
س-آيا خود ورثه ميتوانند سهم ثلث را از ملك مورث بردارند و بتدريج در ظرف چند سال پول آنرا بپردازند تا در مصارفيكه مورث تعيين نموده خرج شود يا اينكه لازم است بدون تأخير خرج نمود؟
ج-در صورتيكه موصى اذن در تأخير نداده تأخير در عمل به وصيت جايز نيست.
س-زيد شخصى را وصى قرار داده كه بعد از فوت او چند سال نماز و روزه و يك حج از اموالش استيجار نمايند و همچنين وجوه و مظالم و بدهكاريهاى او را از مالش جدا نموده و بمصاف شرعيه برساند فعلا موصى فوت كرده و اموال در دست ورثه است و اگر بخواهند همه اموال وصيت شده را يكدفعه بدهند چون نقد نيست بايد املاك معينى را بفروشند آيا وصى ميتواند ورثه را اجبار نمايد يا نه؟
ج-بر وصى واجب است عمل بوصيت و اگر موصى اذن در تأخير نداده تأخير جايز نيست و ورثه حق ممانعت از عمل بوصيت را ندارند مگر در زائد بر ثلث مال كه نفوذ وصيت در آن موقوف بامضاء ورثه است.
اثبات وصيت
س-زنى است داراى سيصد تومان وجه نقد و وصيت نموده كه مبلغ مذكور را بدهند به شخص معينى كه مصرف خيرات بنمايد و براى اثبات وصيت چند نفر زن شهادت ميدهند آيا بر ورثه لازم است اجراء
وصيت نسبت بتمام يا ثلث آن يا نه آنچه حكم اللّه است بيان فرمائيد.
ج-وصيت در ثلث تركه نافذ است و در زائد بر ثلث محتاج بامضاء ورثه است و شهادت زن در وصيت باموال اگر يكنفر باشد نسبت به 4/ 1 و اگر دو نفر باشند نسبت به نصف و اگر سه نفر باشند نسبت به 4/ 3 و چهار نفر باشند نسبت بتمام آنچه به آن شهادت مىدهند با رعايت شرائطى كه در شاهد معتبر است پذيرفته ميشود.
س-زنى فوت شده وارث او سه برادر و سه خواهر و شوهر است و در حال حيات بواسطه ناسازگارى زوج كرارا و صراحتا اظهار ميداشته كه از اموالم چيزى باو ندهيد ولى اين موضوع را در حين وصيت چه كتبى و چه شفاهى بيان نكرده در اين صورت شوهر ميتواند از اموال زن ارث ببرد يا نه و چون وصيت نماز و روزه نموده از ثلث مال خود حق دارد يا نه و از حيث وصيت فرقى بين كتبى و شفاهى هست يا نه؟
ج-وصيت در ثلث نافذ است چه براى نماز و روزه باشد و يا غير آن و در مورد سؤال در صورت وصيت از دو ثلث باقيمانده اموال كه مورد وصيت نيست نصف آنرا شوهر ارث ميبرد و در صورت عدم وصيت از تمام اموال ارث ميبرد و در وصيت كتابت و نوشته لازم نيست، بهر نحوى كه ثابت شود عمل بآن واجب است.
وصيت در ثلث نافذ است
س-شخصى چند سال قبل وصيتى نموده و در وصيتنامه ثلث مال خود را به يكى از ورثه بخشيده ولى اين شخص بعد از وصيت چند سال ديگر زندگى نموده و اموال خود را زيادتر كرده و هم داراى اولادى
غير از اولاد قبلى شده و اكنون آن اولاد صغير ميباشند و آنشخص از دنيا رفته آيا وصيتنامهاى كه چند سال قبل بطريق مذكور نوشته شده در اموال حين الوصيه نافذ است و يا اموال فعلى را شامل ميشود؟
ج-در صورتيكه از وصيتنامه قبل برنگشته باشد اموال بعد را شامل است و در ثلث مال فعلى نافذ است.
س-شخصى نسبت باموال خوش وصيت به ثلث نموده كه بعد از فوت او بمصارفيكه معن كرده خرج نمايند و بعد از فوتش ورثه منكر وصيت شدند و نگذاشتند كه ثلث مصرف شود الحال ورثه ميخواهند بوصيت متوفى عمل نمايند در اين صورت بايد قيمت زمان متوفى حساب شود يا بقيمت حاليه كه املاك و اشجار ترقى كرده است، و اگر كسى اينها را خريدارى نمايد، صحيح است يا نه؟
ج-در صورتيكه خود موصى ثلث را در اعيان مخصوصى معين نموده همان عين ثلث حين الموت است و بايد بقيمت فعلى حساب شود و اگر وجه معين نموده مثلا گفته هزار تومان ثلث خرج كنيد همان هزار تومان فعلى بايد مصرف شود و ترقى قيمت مال ورثه است.
س-شخصى مبلغى را كه زائد بر ثلث اموالش مىباشد جهت نماز و روزه وصيت كرده و ورثه بيش از ثلث را امضاء نمىنمايند در اين صورت بر وصى واجب است طبق وصيت، تمام آن مبلغ را صرف نماز و روزه كند و لو ورثه راضى نباشند يا نه؟
ج-نفوذ وصيت در زائد بر ثلث اموالش موقوف به امضاء ورثه است ولى در وصيت زائد بر ثلث اگر واجب و غير واجب هر دو ذكر شده واجب مقدم است.
س-اگر كسى وصيت بكند كه از اموال خودم برايم خرج كنيد ولى تعيين مقدار نكرده و مقيد بثلث هم ننموده و صغير هم دارد در اين صورت وصى بعد از فوت موصى چه مقدار مىتواند از مال او برايش خرج كند.
ج-اگر بحسب وجود بعض قرائن و معمول و متعارف وصيت منصرف بمبلغ معينى نباشد ظاهر آنست كه وصى بنظر خودش تا مقدارى كه زائد بر ثلث نباشد ميتواند عمل نمايد.
س-اگر پدر نماز و روز و رد مظالمى را وصيت كرده آيا پرداخت پول آنها بصغير هم تعلق مىگيرد يا نه؟
ج-وصيت تا مقدار ثلث كه نافذ است از تمام مال برداشته مىشود و ما بقى بين ورثه تقسيم مىشود چه صغير باشند و چه كبير يا مختلط.
اگر مال الوصاية براى موارد وصيت كافى نباشد
س-شخصى فوت نموده و وصيت كرده كه از ثلث مالش بيست سال نماز و روزه استيجار كنند و اندازه معينى هم از ثلث به پسر بچه صغيرى كه دارد بدهند حال براى هر دو كافى نيست كدام از آنها مقدم است؟
ج-ظاهرا نماز و روزه مقدم است.
وصى و ناظر
س-شخصى عمارت مسكونى خود را بابت ثلث معين نموده و
عمارت هم وفاء به ثلث مىنمايد و فرزند ارشد خود را وصى خود قرار داده در اين صورت فرزند مزبور كه وصى پدر است مىتواند خانه را تصرف نمايد و نماز و روزه را خودش انجام دهد و ورثه ديگر حق مداخله در اين عمارت دارند يا نه؟
ج-در فرض مسئله اگر عمارت را بابت ثلث معين كرده باشد كه بمصرف نماز و روزه برسد و بغير وصى منصرف نباشد، وصى مىتواند عمارت را خودش بردارد و نماز و روزه را بجا آورد و در نزاع موضوعى محتاج بمرافعه شرعيه است.
س-شخصى در وصيتنامه خود نوشته عوائد ملكى را كه ثلث قرار دادهام صرف نماز و روزه و رد مظالم و كفارات مطلقه و امور خيريه نمائيد آيا بايد عوائد ثلث بطور مساوى در مصارف مزبوره صرف شود يا بتفاوت و بر طبق نظر وصى، ضمناّ مراد از كفارات مطلقه چيست؟
ج-اگر در وصيتنامه تعيين نشده بطور تساوى در موارد مذكوره صرف نمائيد و نسبت به كفارات مطلقه اگر از حال او ظاهر باشد كه خصوص كفارات معينى بذمه دارد در همان كفارات صرف شود و الّا در كفاراتى كه محتمل است بذمه او باشد صرف شود.
س-اگر شخصى وصيت كند كه عوائد ملكى را كه ثلث قرار دادهام صرف در عزادارى و اطعام نمائيد و مازادش در امور خيريه مطابق نظر وصى صرف شود و لكن كمّ و كيف سوگوارى و اطعام را بيان نكرده تا مازاد آن معلوم باشد بنابراين آيا وصى در عمل باين وصيت در كمّ و كيف مجاز است يا نه؟
ج-بلى مختار است مگر آنكه وصيت منصرف به نحو خاصى