ج-اگر مشاعر او بجا بوده وصيت ثانيه معتبر و وصى قبلى معزول است و در نزاع موضوعى مرافعه شرعيه لازم است.
س-شخصى با كمال صحت و سلامت بدن، وصيت نمود و بعد هم در حال شدت مرض و فشار درد وصيت ديگر نموده آيا وصيت در حال صحت معتبر است يا وصيت در حال مرض و فشار درد آنچه نظر مبارك است بيان فرمائيد؟
ج-در فرض مسئله وصيت ثانى معتبر است مگر آنكه مشاعر او بجا نباشد.
وصيت باطل
س-شخصى در حال حيات، فرزندش را از خودش جدا كرده و وصيت نموده كه از اموالش چيزى باو ندهند آيا اين وصيت صحيح است يا نه؟
ج-وصيت بحرمان وارث صحيح نيست و اگر وصيت كرده باشد كه به بعض ورثه علاوه بر سهم الارث چيزى بدهند بمقدار ثلث نافذ و در ما زاد بر ثلث محتاج بامضاء ورثه است.
س-زيد چند پسر دارد كه يكى مسمى بعمرو است و زيد وصيت مىكند كه عمرو نسبت به مال او حق ندارد چون سهم خود را برده ولى از اثاث رعيتى بايد سهم ببرد آيا گاو و الاغ جزء اثاثيه محسوب است يا نه؟
ج-وصيت باينكه عمرو به اموال بعد از خودش حق ندارد باطل است و عمرو هم با ساير ورثه شريك است.
س-شخصى از دنيا رفته و در وصيتنامه خود نوشته كه بيكى از اولاد او سيصد تومان وجه داده شود و از بقيه اموال ممنوع باشد اين وصيت چه حكمى دارد؟
ج-وصيت بدادن سيصد تومان اگر زائد بر ثلث نباشد صحيح است و اما وصيت باينكه از ما بقى اموال محروم باشد باطل است. و از ساير اموال حسب السهم ارث مىبرد.
وصيت شخصى كه اقدام به خودكشى كرده
س-وصيت شخصى كه خودكشى كرده نافذ است يا نه؟
ج-اگر وصيت قبل از اقدام به خودكشى بوده صحيح است اگرچه در حين وصيت بنابر خودكشى داشته باشد.
س-بعضى از فقها فرمودهاند اشخاصى كه زخمى بخود زدهاند و يا سمى خوردهاند و يقين بموت دارند وصيت ايشان نافذ نيست بعد از بيان فتوى و جهش را مرقوم فرمائيد.
ج-شخصى كه بقصد خودكشى سم خورده يا زخمى بخود زده و بعد وصيت كرده وصيت او نافذ نيست و دليل آن نص معتبرى است كه به آن عمل كردهاند.
تبديل و تغيير وصيت
س-شخصى وصيت كرده كه از ثلث مالش صرف مخارج مسجد و پلسازى بشود آيا ميشود از اين پول براى تكميل ساختمان كتابخانه كه داخل مسجد ساخته شده و چسبيده بمسجد است مصرف شود يا نه؟
ج-بايد طبق وصيت صرف مسجد و پلسازى شود و صرف آن در تكميل ساختمان كتابخانه برخلاف وصيت است و جايز نيست.
س-علماء اعلام كثر اللّه امثالهم عنوان دارند كه تا ثلث ميت را منجز نكنند تصرفات ورثه در تركه متوفى جايز نيست عمل نمودن باين مسئله در دو صورت ممكن است يا فروش قطعى و يا تقسيم قطعى باينكه شخص متوفى املاكى داشته باشد كه بحسب قسمت ميشود آنرا تقسيم نمود به سه قسمت و درآمد يك قسمت آنرا براى شخص متوفى مصرف نمود ولى اگر طورى باشد كه فروش آن مقدور نباشد يا از جهت عدم مشترى و يا جهات ديگر تكليف ورثه نسبت بعبادات و تصرفات ديگر چيست خواهشمند است نظر مبارك را مرقوم فرمائيد كه اين مسئله عام البلوى است.
ج-در فرض مسئله وصى يا ولى شرعى اگر ممكن است بعد از موت بوصيت عمل كند و الّا از اموال بمقدار ثلث جدا ميكنند و هر وقت ممكن شد ميفروشند و اگر ممكن نشد معذور هستند و در ما بقى اموال ميتوانند تصرفات كنند.
س-اگر نماز و روزه بر عهده ميت باشد چنانچه وصيت نكرده آيا از اصل مال خارج مىشود يا از ثلث؟
ج-بنظر حقير نماز و روز از اصل مال خارج نمىشود ليكن چنانچه وصيت به نماز و روزه شود بايد از ثلث خارج نمود و در زائد بر ثلث محتاج به امضاء ورثه است.
س-شخصى مستطيع بوده و وصيت نموده كه خصوصا يكى از اولادش به نيابت او حج بجا آورد آيا مبلغى را كه معيّن نموده بايد از مال و يا از ثلث بردارند و يا مازاد از متعارف را از ثلث بايد منظور داشت؟
ج-مقدار استيجار حج ميقاتى از اصل مال و زائد بر آن از ثلث خارج مىشود.
س-پدر اينجانب وصيت نموده و در وصيتنامه خود وصيت به نيابت حج نموده و نوشته است: (حجّى برايم خريدارى شود) آيا وجه اين حج بايد از اصل مال داده شود يا از ثلث مال؟
ج-در فرض سئوال اگر متوفى حج بر ذمه داشته بمقدار ميقاتى از اصل مال و ما به التفاوت حج بلدى و ميقاتى از محل ثلث برداشته مىشود و اگر حج واجب بر ذمه نداشته عمل بوصيت واجب است ولى تمام مخارج حج از ثلث پرداخت مىشود. و اللّه العالم.
س-پدرى وصيتنامهاى نوشته و در حاشيه آن ملكى را بعنوان ثلث خود معين كرده و به تنها فرزند ذكور خود بخشيده و نوشته كه اين ملك ثلث من است و از آن فرزندم ميباشد و كسى حق اعتراض ندارد.
ولى پس از وصيت ملك مزبور را كه مزرعهاى مىباشد فروخته، قدرى از وجه آنرا گرفته و بقيه باقى مانده پيش خريدار ملك مزبور است. حال اين وجه باقى مانده متعلق به همه ورثه است يا متعلق به موصى له؟
ج-با فرض اينكه بعد از وصيت، خود موصى ملك را فروخته وصيت را باطل كرده و باقيمانده پول آن بايد بين تمام ورثه كما فرض اللّه تقسيم شود و اللّه العالم.
س-شخصى در وصيتنامه نسبت به ثلث ذكرى بميان نياورده، فقط كفارات، مظالم نماز و روزه را بيان كرده، و نيز نوشته است در مراسم هفتم، چهلم، سال و ساختن مسجد اختيار با وصى است. آيا در فرض مذكور وصى مجاز است از ثلث معين نشده خرج سوم، هفتم، چهلم و سال را بدهد با توجّه به اينكه ميّت ورثه صغير هم دارد؟
ج-در فرض سئوال چنانچه ثلث مال در هنگام مرگ متوفى كافى بتمام موارد وصيت باشد از محل ثلث بدهند و اگر كافى نباشد، واجبات
آنرا مانند كفّارات و مظالم و تجهيزات لازمه را از اصل مال و بقيه را مثل نماز و روزه و مخارج هفته و چهلم و ساختن مسجد از محل ثلث تأمين نمايند. و اللّه العالم.
س-شخصى در وصيتنامه مىنويسد كه هركدام از ورثه بىنماز باشد ارث به او ندهيد و بر سر جنازهام گريه و زارى نكنيد آيا اين وصيت شرعا صحيح است؟
ج-وصيت مزبور صحيح نيست و او را بنماز تشويق نمائيد و سهم الارث را باو بدهيد و نيز در قسم دوّم هم صحيح نيست و عمل بآن واجب نمىباشد.
س-كسى بوصى خود وصيت مىكند كه ثلث مالم را براى من خرج كنيد ولى معين نكرده است كه بچه راهى صرف كند آيا در اين صورت وصى ميتواند آنرا در راه خيرات از قبيل تكيهسازى مسجدسازى و يا تعميرات آنها، كمك بجبهه، فقرا، پلسازى، و يا عزادارى مجلس ابا عبد اللّه الحسين (ع) و ديگر خيرات صرف كند يا نه بايد فقط براى و بابت نماز و روزه خرج شود؟
ج-در صورتيكه معلوم باشد كه دين و بدهى نداشته باشد و نماز و روزه هم بگردنش نباشد صرف آن در مطلق خيرات مانعى ندارد ولى اگر بدهى خمس و زكات يا نماز و روزه يا حج داشته باشد بايد صرف آنها شود. و اللّه العالم.
س-اگر بيشتر اموال ميت املاك باشد و وصيت كند كه ثلث اموالش را براى خود او خرج كنند و ورثه او اظهار مىدارند قطعهاى از ملك را براى هميشه كنار بگذاريم و از عوائدش سالبسال خرج كنيم آيا ميشود كه يك قطعه از آن ملك را كنار بگذارند يا لازم است بفروش برساند و خرج كنند؟
ج-با فرض وصيت به ثلث بايد خود مال را صرف نمايند نه اينكه كنار بگذارند و عوائدش را صرف كنند.
س-شخصى در حال حيات خود قدرى از ما يملك خود را بصلح واگذار بزوجه خود نموده و ما بقى املاك خود را وصيت نموده كه بمصارف معينى برسانند از قبيل نماز و روزه و خمس و سهم امام و مظالم عباد و عزادارى حضرت سيد الشهداء (ع) در اين صورت ورثه هيچگونه حقى نسبت به امور مزبوره و آنچه بزوجه بخشيده است دارند يا ميتوانند وصيت را قبول ننمايند؟
ج-آنچه را بنحو منجز بزوجه يا بديگرى بصلح و غيره منتقل نموده ورثه حقى به آن ندارند و آنچه را كه وصيت نموده در ثلث اموال هنگام مرگ نافذ و در زائد بر آن محتاج به امضاء ورثه است و اگر نزاع موضوعى در بين باشد محتاج به مرافعه شرعيه است[1].
[1]- مجمع المسائل حضرت آيت اللّه العظمى آقاى گلپايگانى جلد دوّم. باب وصيت.
مسائل متفرقه وصيّت ارث زوجه
س-شخصى وصيّت بثلث كرده و وصىّ هم تعيين نموده و عيال هم دارد و اولاد ندارد بفرمائيد آيا زوجه موصى از ديوار باغها و از سنگ چين و از كول چاه ارث مىبرد يا نه و از كلّ اموال چهاريك ارث مىبرد يا پس از اخراج ثلث، چهاريك ميبرد و ورثهايكه ميخواهند چهاريك بزوجه متوفى بدهند قيمت آنرا بايد بدهند و يا از اعيان آنها از خانه و اشجار؟
ج-زوجه از قيمت ديوار و سنگچين و كول ارث ميبرد. بلى اگر طرفين تراضى كنند كه از بابت قيمت از عين باو بدهند مانعى ندارد و زن بعد از اخراج ثلث، چهاريك مىبرد.
س-شخصى در اثر تصادف با ماشين فوت نموده و راننده ماشين خودش صاحب ماشينى است، با رضايت ورثه، وجهى بعنوان خونبهاء مقتول داده است آيا زن هم نسبت به هشتيك خود، از اين وجه، حق دارد يا نه؟
ج-بلى زن نيز از ديه ارث مىبرد.
س-شخصى در زمان حيات زمينى را ميفروشد بمبلغ ده هزار تومان و قرار ميگذارند كه پول آنرا خريدار پس از يك سال بپردازد و فروشنده ميگويد هر موقع پولى را آوردى و من نبودم بده به همسرم خريدار ميگويد پس سند را بنام همسرت بنويسم؟ ميگويد نخير، بنام خودم بنويس ولى اگر من نبودم پول را بهمسرم بپرداز البته سه نفر هم آنجا بودهاند كه اين حرف را گفته، آيا اين پول بهمسر شخص نامبره تعلق ميگيرد يا بوارث و همچنين در وصيتنامه خانه و اثاث خانه هرچه بوده بهمسرش داده است و بعد از فوت موصى، در غسالخانه مبلغى پول در جيب ميّت بوده و همچنين مقدارى پول نقد در خانه موصى بوده است آيا اين پولها بزوجه ميّت ميرسد يا بوارث؟
ج-در فرض سئوال پول زمين كما فرض اللّه بايد بين تمام ورثه تقسيم شود و همچنين پوليكه از جيب او درآمده و ميّت در خانه داشته، و همسر ميت هم از اين پولها سهم ميبرد.
س-شرع مقدس اسلام براى زن كار كردن در خانه شوهر را وظيفه قرار نداده و كارهاى معمولى خانهدارى كه مرسوم است، وظيفه اخلاقى زن است نه وظيفه شرعى، پس آن زنهائيكه از اوائل زندگى تا اواخر زندگى در خانه شوهر هم بچّهدارى ميكنند، هم بافندگى و هم در كارهائيكه مربوط به شوهر است كمك مىكنند آيا پس از فوت شوهر بجز سهم الارث چيزى به آنها داده مىشود يا خير؟
ج-اگر زن براى خود كار كرده آنچه از كاركردش موجود است مال خود او است و آنچه با رضايت خودش مصرف شده حق مطالبه ندارد و اگر