بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 121

انجام دهد. اما براى خواندن نماز احتياط و سجده فراموش شده و تشهد فرامش شده، اگر آنها را بعد از نماز فورا به جا آوردو همچنين براى سجده سهو در هر حال، لازم نيست كارهاى استحاضه را انجام دهد.

(مسأله 409) زن مستحاضه بعد از آن كه خونش قطع شد، فقط براى نماز اولى كه مى‌خواند، بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد، و براى نمازهاى بعدى لازم نيست.

(مسأله 410) اگر زن نداند استحاضه او چه قسم است، موقعى كه مى‌خواهد نماز بخواند، بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد، و كمى صبر كند و بيرون آورد و بعد از آن كه فهميد استحاضه او كدام يك از آن سه قسم است كارهائى را كه براى آن قسم دستور داده شده انجام دهد، ولى اگر بداند تا وقتى كه مى‌خواهد نماز بخوانداستحاضه او تغيير نمى‌كند، پيش از داخل شدن وقت هم مى‌تواند خود را وارسى كند.

(مسأله 411) زن مستحاضه اگر پيش از آن كه خود را وارسى كند مشغول نماز شود، چنانچه قصد قربت داشته و به وظيفه خود عمل كرده مثلا استحاضه‌اش قليله بوده و به وظيفه استحاضه قليله عمل نموده، نماز او صحيح است، و اگر قصد قربت نداشته يا عمل او مطابق وظيفه‌اش نبوده مثل آن‌كه استحاضه او متوسطه بوده و به وظيفه قليله رفتار كرده، نماز او باطل است.

(مسأله 412) زن مستحاضه اگر نتواند خود را وارسى نمايد، بايد به آنچه مسلما وظيفه او است عمل كند، مثلا اگر نمى‌داند استحاضه او قليله است يا متوسطه، بايد كارهاى استحاضه قليله را انجام دهد، و اگر نمى‌داند متوسطه است يا كثيره، بايد كارهاى استحاضه متوسطه را انجام دهد، ولى اگر بداند سابقا كدام يك از آن سه قسم بوده بايد به وظيفه همان قسم رفتار نمايد.

(مسأله 413) اگر خون استحاضه در اول ظهور در باطن باشد و بيرون نيايد، وضو يا غسل را كه زن داشته باطل نمى‌كند، و اگر بيرون بيايد هرچند كم باشد، وضو و غسل را باطل مى‌كند.

(مسأله 414) زن مستحاضه كه بعد از وضو يا غسل در اثناء آنها خون ديده اگر بعد از نماز خود را وارسى كند و خون نبيند چنانچه وقت وسعت داشته باشد، بنابر احتياط لازم است بر حسب وظيفه‌اش وضو گرفته ياغسل نمايدو آن نماز را اعاده كند اگرچه بداند دوباره خون مى‌آيد.

(مسأله 415) زن مستحاضه اگر بداند از وقتى كه مشغول وضو يا غسل شده خونى از او بيرون نيامده مى‌تواند خواندن نماز را تا وقتى كه مى‌داند پاك مى‌ماند تأخير بيندازد.

(مسأله 416) اگر مستحاضه بداند كه پيش از گذشتن وقت نماز بكلى پاك مى‌شود، يا به اندازه خواندن نماز، خون بند مى‌آيد، بايد صبر كند و نماز را در وقتى كه پاك است بخواند.

(مسأله 417) اگر بعد از وضو و غسل، خون و در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند كه اگر نماز را تأخير بيندازد، به مقدارى كه وضو و غسل و نماز را بجا آورد بكلى پاك مى‌شود، بايد نماز را تأخير بيندازد و موقعى كه بكلى پاك شد، دوباره وضو و غسل را بجا آورد و نماز را بخواند. و اگر موقعى كه خون در ظاهر قطع شود وقت نماز تنگ شد لازم نيست وضو و غسل را دوباره بجا آورد، بلكه با وضو و غسلى كه دارد مى‌تواند نماز بخواند.

(مسأله 418) مستحاضه كثيره و متوسطه وقتى بكلى از خون پاك شد بايد غسل كند، ولى اگر بداند از وقتى كه براى نماز پيش، مشغول غسل شده ديگر خون نيامده لازم نيست دوباره غسل نمايد.

(مسأله 419) مستحاضه قليله بعد از وضو، و مستحاضه متوسطه بعد از غسل و وضو، ومستحاضه كثيره بعد از غسل بايد فورا مشغول نماز شود، ولى گفتن اذان و اقامه قبل از نماز اشكال ندارد. و در نماز هم مى‌تواند كارهاى مستحب مثل قنوت و غير آن را بجا آورد.

(مسأله 420) زن مستحاضه اگر بين وظيفه‌اى كه دارد از وضو يا غسل و نماز فاصله بيندازد، بايد مطابق وظيفه‌اش دوباره وضو گرفته يا غسل كند و بلافاصله مشغول نماز شود.

(مسأله 421) اگر خون استحاضه زن جريان دارد و قطع نمى‌شود، چنانچه براى او ضرر ندارد، بايد بعد از غسل از بيرون آمدن خون جلوگيرى نمايد، و چنانچه كوتاهى كند و خون بيرون آيد، بايد دوباره غسل كند، و اگر نماز هم خوانده بايد دوباره بخواند.

(مسأله 422) اگر در موقع غسل، خون قطع نشود، غسل صحيح است، ولى اگر در بين غسل، استحاضه متوسطه كثيره شود، لازم است كه غسل را از سر بگيرد.

(مسأله 423) احتياط مستحب آن است كه زن مستحاضه در تمام روزى كه روزه است، به مقدارى كه مى‌تواند، از بيرون آمدن خون جلوگيرى كند.

(مسأله 424) بنابر احتياط روزه زن مستحاضه كثيره، در صورتى صحيح است كه غسل نماز مغرب و عشاى شبى كه مى‌خواهد فرداى آن را روزه بگيرد بجا آورد و نيز در روز غسلهائى را كه براى نمازهاى روز واجب است انجام دهد ولى اگر مستحاضه متوسطه باشد، بعيد نيست كه در صحت روزه‌اش غسل شرط نباشد.

(مسأله 425) اگر بعد از نماز عصر، مستحاضه شود و تا غروب غسل نكند روزه او صحيح است.

(مسأله 426) اگر استحاضه قليله زن پيش از نماز، متوسطه يا كثيره شود بايد كارهاى متوسطه يا كثيره را كه گفته شد انجام دهد. و اگر استحاضه متوسطه كثيره شود بايد كارهاى استحاضه كثيره را انجام دهد، و چنانچه براى استحاضه متوسطه غسل كرده باشد فائده ندارد و بايد دوباره براى كثيره غسل كند.

(مسأله 427) اگر در بين نماز، استحاضه متوسطه زن كثيره شود، بايد نماز را بشكند، و براى استحاضه كثيره غسل كند، و كارهاى ديگر آن را انجام دهد، و همان نماز را بخواند، و بنابر احتياط استحبابى قبل از غسل وضو بگيرد و اگر براى غسل وقت ندارد لازم است وضو گرفته و عوض غسل تيمم كند، و اگر براى تيمم نيز وقت ندارد، بنابر احتياط نماز را بشكند و به همان حال نماز كند، ولى لازم است در خارج وقت قضا نمايد، و همچنين است اگر در بين نماز، استحاضه قليله او متوسطه يا كثيره شود. مگر اينكه غسل استحاضه متوسطه كفايت از وضو نمى‌كند چنانكه گذشت.

(مسأله 428) اگر در بين نماز خون بند بيايد و مستحاضه نداند كه در باطن هم قطع شده يا نه، چنانچه بعد از نماز بفهمد به كلى قطع شده بوده، و وقت وسعت اين را داشته باشد كه در حال پاكى نماز را دوباره بخواند، لازم است برحسب وظيفه‌اش وضو گرفته يا غسل نموده و نماز را دوباره بجا آورد.

(مسأله 429) اگر استحاضه كثيره زن متوسطه شود، بايد براى نماز هاى بعدى عمل متوسطه را بجا آورد. مثلا اگر پيش از نماز ظهر استحاضه كثيره متوسطه شود، بايد براى نماز ظهر وضو گرفته و غسل كند، و براى نماز عصر و مغرب و عشاء فقط وضو بگيرد ولى اگر براى نماز ظهر غسل نكند و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد، بايد براى نماز عصر غسل نمايد، و اگر براى نماز عصر هم غسل نكند بايد براى نماز مغرب غسل كند. و اگر براى آن هم غسل نكند و فقط به مقدار نماز عشا وقت داشته باشد، بايد براى عشاء غسل نمايد.

(مسأله 430) اگر پيش از هر نماز خون مستحاضه كثيره، قطع شود و دوباره بيايد، بنابر احتياط براى هر نماز، بايد يك غسل به جا آورد.

(مسأله 431) اگر استحاضه كثيره قليله شود، بايد براى نماز اول عمل كثيره و براى نمازهاى بعد عمل قليله را انجام دهد. و نيز اگر استحاضه متوسطه قليله شود، بايد براى نماز اول، عمل متوسطه و براى نمازهاى بعد عمل قليله را بجا آورد.

(مسأله 432) اگر مستحاضه يكى از كارهايى را كه بر او واجب مى‌باشد ترك كند نمازش باطل است.

(مسأله 433). مستحاضه‌ايكه برا ينماز وضو گرفته يا غسل كرده بنابر احتياط نمى‌تواند در حال اختيار جائى از بدن خود را به خط قرآن برساند، و در حال اضطرار جائز است ولى بنابر احتياط بايد وضو بگيرد.

(مسأله 434) مستحاضه‌اى كه غسلهاى واجب خود را بجا آورده رفتن او در مسجد و توقف در آن و خواندن آيه‌اى كه سجده واجب دارد و نزديكى شوهر با او


صفحه 122

حلال است، اگرچه كارهاى ديگرى را كه براى نماز انجام مى‌داد، مثل عوض كردن پنبه و دستمال انجام نداده باشد، و بعيد نيست كه اين كارها بدون غسل نيز جائز باشد اگرچه احتياط در ترك است.

(مسأله 435) اگر زن در استحاضه كثيره يا متوسطه بخواهد پيش از وقت نماز، آيه‌اى كه سجده واجب دارد بخواند يا مسجد برود، بنابر احتياط مستحب بايد غسل نمايد، و همچنين است اگر شوهرش بخواهد با او نزديكى كند.

(مسأله 436) نماز آيات بر مستحاضه واجب است. و بايد براى نماز آيات وضو بگيرد، و بنابر احتياط پيش از وضو در استحاضه متوسطه و كثيره غسل نيز بنمايد.

(مسأله 437) هرگاه در وقت نماز يوميه نماز آيات بر مستحاضه واجب شود، اگرچه بخواهد هر دو را پشت سر هم بجا آورد، نمى‌تواند هر دو را با يك غسل و وضو بخواند.

(مسأله 438) اگر زن مستحاضه بخواهد نمازى را كه قضاى آن مضيق شده بخواند، بايد براى هر نماز، كارهايى را كه براى نماز ادا بر او واجب است بجا آورد.

(مسأله 439) اگر زن بداند خونى كه از او خارج مى‌شود خون زخم نيست و شرعا حكم حيض و نفاس را ندارد، بايد به دستور استحاضه عمل كند، بلكه اگر شك داشته باشد كه خون استحاضه است يا خونهاى ديگر، چنانچه نشانه آنها را نداشته باشد، بنابر احتياط واجب بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد.

حيض‌

حيض خونى است كه غالبا در هر ماه چند روزى از رحم زنها خارج مى‌شود و زن را در موقع ديدن خون حيض، حائض مى‌گويند.

(مسأله 440) خون حيض در بيشتر اوقات، غليظ و گرم و رنگ آن، سياه يا سرخ است و با فشار و كمى سوزش بيرون مى‌آيد.

(مسأله 441) زنهايى كه سيده نيستند، بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مى‌شوند. بنابر مشهور، و لكن واجب است بر زنهاى غير سيّده. و زنهاى سيده بعد از تمام شدن پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال چنانچه با نشانه‌هاى حيض يا در روزهاى عادت خون ببينند احتياط كنند.

(مسأله 442) خونى كه دختر پيش ازتمام شدن نه سال و زن بعد از يائسه شدن مى‌بيند حيض نيست.

(مسأله 443) زن حامله و زنى كه بچه شير مى‌هد، ممكن است حيض ببيند و حكم زن حامه و غير حامله يكسان فقط زن حامله در صورتى كه بعد از گذشتن بيست روز از اول عادتش اگر خونى ببيند كه صفات حيض را دارد لازم است بنابر احتياط بين تروك حائض و اعمال استحاضه جمع نمايد.

(مسأله 444) دخترى كه نمى‌داند نه سالش تمام شده يا نه، اگر خونى ببيند چه داراى نشانه‌هاى حيض باشد چه نباشد حكم به حيض بودن آن نمى‌شود كرد.

(مسأله 445) زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه، اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه، بايد نبا بگذارد كه يائسه نشده است.

(مسأله 446) مدّت حيض كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نمى‌شود و اگر مختصرى هم از سه روز كمتر باشد، حيض نيست.

(مسأله 447) بايد سه روز اول حيض، پشت سر هم باشدپس اگر مثلا دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند حيض نيست.

(مسأله 448) ابتداء حيض لازم است خون بيرون بيايد ولى لازم نيست در تمام سه روز خون بيرون بيايد، بلكه اگر در فرج خون باشد كافى است و چنانچه در بين سه روز مختصرى پاك شود به نحوى كه در بين زنها تماما يا بعضا متعارف است باز هم حيض است.

(مسأله 449) لازم نيست شب اول و شب چهارم را خون ببيند، ولى بايد در شب دوم و سوم خون قطع نشود، پس اگر از اول صبح روز اول تا غروب روز سوم پشت سر هم خون بيايد و هيچ قطع نشود، حيض است و همچنين است اگر در وسطهاى روز اول شروع شود و در همان موقع از روز چهارم قطع گردد.

(مسأله 450) اگر سه روز پشت سر هم با نشانه‌هاى حيض يا روزهاى عادت خون ببيند و پاك شود، چنانچه دوباره خونى كه داراى نشانه‌هاى حيض است يا در روزهاى عادت است ببيند و روزهائى كه خون ديده و در وسط پاك بوده روى هم از ده روز بيشتر نشود، روزهائى هم كه در وسط پاك بوده حيض است.

(مسأله 451) اگر خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد و نداند خون دمل و زخم است يا خون حيض، نبايد آن را خون حيض قرار دهد.

(مسأله 452) اگر خونى ببيند كه نداند خون زخم است يا حيض، بايد عبادتهاى خود را بجا آورد مگر اين‌كه حالت سابقه اش حيض باشد.

(مسأله 453) اگر خونى ببيند و شك كند كه خون حيض است يا استحاضه چنانچه شرايط حيض را داشته باشد، بايد حيض قرار دهد.

(مسأله 454) اگر خونى ببيند كه نداند خون حيض است يا بكارت بايد خود را وارسى كند، يعنى مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند، بعد بيرون آورد پس اگر اطراف آن آلوده باشد، خون بكارت است و اگر به همه آن رسيده، حيض مى‌باشد.

(مسأله 455) اگر كمتر از سه روز خون ببيند و پاك شود و بعد از سه روز خون در عادت يا با نشانه‌هاى حيض ببيند، خون دوم حيض است و خون اول اگرچه در روزهاى عادتش باشد، حيض نيست.

احكام حائض‌

(مسأله 456) چند چيز بر حائض حرام است: «اول» عبادتهائى كه مانند نماز بايد با وضو يا غسل يا تيمم بجا آورده شود، ولى بجا آوردن عبادتهايى كه وضو و غسل و تيمم براى آنها لازم نيست، مانند، نماز ميّت، مانعى ندارد. «دوم»: تمام چيزهائى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد. «سوم»: جماع كردن در فرج، كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن، اگرچه به مقدار ختنه‌گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد، بلكه احتياط واجب آنست كه مقدار كمتر از ختنه‌گاه را هم داخل نكند و بنابر احتياط لازم وطى زن در دبر چه حائض باشد چه نباشد حرام است.

(مسأله 457) جماع كردن در روزهائى هم كه حيض زن قطعى نيست ولى شرعا بايد براى خود حيض قرار دهد حرام است، پس زنى كه بيشتر از ده روز خون مى‌بيند و بايد به دستورى كه بعدا گفته مى‌شود روزهاى عادت خويشان خود را حيض قرار دهد، شوهرش نمى‌تواند در آن روزها با او نزديكى نمايد.

(مسأله 458) اگر مرد با زن خود در حال حيض نزديكى كند چه از؟؟؟

باشد چه از دبر لازم است استغفار كند، و احتياط مستحب آنست كه كافره بدهد و كفاره آن بعدا بيان مى‌شود.

(مسأله 459) غير ا زنزديكى كردن با زن حائض ساير استمتاعات مانند بوسيدن و ملاعبه نمودن مانعى ندارد.

(مسأله 460) كفاره نزديك در حال حيض در قسمت اول آن هيجده نحود طلاى سكه‌دار و در قسمت دوم، نه نخود، و در قسمت سوم چهار نخود و نيم است.

مثلا نزى كه شش روز خون حيض مى‌بيند، اگر شوهرش در شب يا روز اول و دوم با او جماع كند، هيجده نخود طلا و در شب يا روز سوم و چهارم نه نخود، و در شب يا روز پنجم و ششم چهار نخود و نيم بدهد.

(مسأله 461) اگر طلاى سكه‌دار ممكن نباشد، قيمت آن را بدهد و اگر قيمت طلا در وقتى كه جماع كرده با وقتى كه همى‌خواهد به فقير بدهد فرق كرده باشد، بايد قيمت وقتى را كه مى‌خواهد به فقير بدهد حساب كند.

(مسأله 462) اگر كسى هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوم حيض، با زن خود جماع كند، بايد هر سه كفاره را كه روى هم سى و يك نخود و نيم مى‌شود بدهد.

(مسأله 463) اگر با زن حائض چند مرتبه جماع كند بهتر آنست كه براى هر جماع يك كفاره بدهد.


صفحه 123

(مسأله 464) اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده، بايد فورا از او جدا شود و اگر جدا نشود نيز احتياط مستحب اين است كه كفاره بدهد.

(مسأله 465) اگر مرد با زن حائض زنا كند يا با زن حائض نامحرمى به گمان اين‌كه عيال خودش است جماع نمايد، نيز احتياط مستحب اين است كه كفاره بدهد.

(مسأله 466) كسى كه از روى نادانى يا فراموشى با زن در حال حيض نزديكى كندكفاره ندارد.

(مسأله 467) اگر مرد به اعتقاد اين‌كه زن حائض است با او نزديكى كندو بعدا معلوم شود كه حائض نبوده است كفاره ندارد.

(مسأله 468) طلاق دادن زن در حال حيض، به طورى كه در احكام طلاق گفته مى‌شود باطل است.

(مسأله 469) اگر زن بگويد حائضم يا از حيض پاك شده‌ام، بايد حرف او را قبول كرد.

(مسأله 470) اگر زن در بين نماز حائض شود، نمازش باطل است.

(مسأله 471) اگر زن در بين نماز شك كند كه حائض شده يا نه، نمازش صحيح است ولى اگر بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز حائض شده نمازى كه خوانده باطل است.

(مسأله 472) بعد از آن‌كه زن از خون پاك شد، واجب است براى نماز و عبادتهاى ديگرى كه بايد با وضو يا غسل يا تيمم بجا آورده شود، غسل كند. و دستور آن مثل غسل جنابت است، و بهتر آنست كه پيش از غسل وضو هم بگيرد.

(مسأله 473) بعد از آن‌كه زن از خون حيض، پاك شد، اگرچه غسل نكرده باشد، طلاق او صحيح است، و شوهرش هم مى‌تواند با او جماع كند و اولى اينست كه جماع پس از شستن فرج باشد، ولى احتياط مستحب آنست كه پيش از غسل از جماع با او خودارى نمايد. اما كارهاى ديگرى كه در وقت حيض بر او حرام بوده مانند توقف در مسجد و مس خط فرآن تا غسل نكند بر او حلال نمى‌شود.

(مسأله 474) اگر آب براى وضو و غسل كافى نباشد و به اندازه‌اى باشد كه بتواند غسل كند بايد غسل كند و بهتر آنست كه بدل از وضو تيمم نمايد، و اگر فقط براى وضو كافى باشد و به اندازه غسل نباشدبايد وضو بگيردو عوض غسل تيمم نمايد. و اگر براى هيچ‌يك از آنها آب ندارد، بايد دو تيمم كند، يكى بدل از غسل و ديگرى بدل از وضو.

(مسأله 475) نمازهاى كه زن در حال حيض نخوانده، قضا ندارد، ولى روزه هاى واجب را كه در حال حيض نگرفته بايد قضا نمايد.

(مسأله 476) هرگاه وقت نماز داخل شود و بداند يا احتمال دهد كه اگر نماز راتأخير بيندازد حائض مى‌شود، بايد فورا نماز بخواند.

(مسأله 477) اگر زن نماز را تأخير بيندازد و از اول وقت به اندازه خواندن يك نماز با تحصيل طهارت از حدث بگذرد و حائض شود، قضاى آن نماز بر او واجب است، ولى در تند خواندن و كند خواندن و چيزهاى ديگر، بايد ملاحظه حال خود را بكند، مثلا زنى كه مسافر نيست اگر در اول ظهر نماز نخواند، قضاى آن در صورتى واجب مى‌شود كه به مقدار خواندن چهار ركعت نماز با تحصيل طهارت از حدث از اوّل ظهر بگذرد و حائض شود، و براى كسى كه مسافر است گذشتن وقت به مقدار خواندن دو ركعت با تحصيل طهارت كافيست.

(مسأله 478) اگر زن در آخر وقت نماز از خون پاك شود و به اندازه غسل و خواندن يك ركعت نماز يا بيشتر از يك ركعت وقت داشته باشد، بايد نماز را بخواند و اگر نخواند بايد قضاى آن را به جا آورد.

(مسأله 479) اگر زن حائض بعد از پاكى به اندازه غسل وقت ندارد، ولى مى‌تواند با تيمّم نماز را در وقت بخواند، احتياط واجب آنست كه آن نماز را با تيمم بخواند، ولى در صورتى كه نخواند قضا بر او واجب نيست، اما اگر گذشته از تنگى وقت از جهت ديگر تكليفش تيمم است، مثل آن‌كه آب برايش ضرر دارد، بايد تيمم كند و نماز را بخواند و در صورتى كه نخواند لازم است قضا نمايد.

(مسأله 480) اگر زن حائض بعد از پاك شدن شك كند كه براى نماز وقت دارد يا نه، بايد نمازش را بخواند.

(مسأله 481) اگر به خيال اين كه به اندازه تهيه مقدمات نماز و خواندن يك ركعت وقت ندارد نماز نخواند، و بعد بفهمد وقت داشته، بايد قضاى آن نماز را بجا آورد.

(مسأله 482) مستحب است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاك نمايد و پنبه و دستمال را عوض كند و وضو بگيرد، و اگر نمى‌تواند وضو بگيرد تيمّم نمايد و در جاى نماز رو به قبله بنشيند و مشغول ذكر و دعا و صلوات شود.

(مسأله 483) خواندن و همراه داشتن قرآن و رساندن جايى از بدن را به مابين خطهاى قرآن و نيز خصابكردن بحنا (حنا بستن) و مانند آن، براى حائض مكروه است.

اقسام زنهاى حائض‌

(مسأله 484) زنهاى حائض بر شش قسمند:

«اول» صاحب عادت وقتيه و عدديه، و آن زنى است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن خون حيض ببيند و شماره روزهاى حيض او هم در هر دو ماه يك اندازه باشد، مثل آن كه دو ماه پشت سر هم از اوّل ماه تا هفتم خون ببيند.

«دوم» صاحب عادت وقتيه، و آن زنيست كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين، خون حيض ببيند ولى شماره روزهاى حيض او در هر دو ماه يك اندازه نباشد، مثلا در دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه خون ببيند ولى ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم از خون پاك شود.

«سوم» صاحب عادت عدديه، و آن زنى است كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم به يك اندازه باشد، ولى وقت ديدن آن دو خون يكى نباشد. مثل آن كه ماه اول از پنجم تا دهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم خون ببيند.

«چهارم» مضطربه و آن زنى است كه چند ماه خون ديده، ولى عادت معينى پيدا نكرده يا عادتش بهم خورده و عادت تازه‌اى پيدا نكرده است.

«پنجم» مبتدئه و آن زنى استكه دفعه اول خون ديدن او است.

«ششم» ناسيه، و آن زنى است كه عادت خود را فراموش كرده است. و هر كدام اينها احكامى دارند كه در مسائل آينده گفته مى‌شود.

1- صاحب عادت وقتيه و عدديه:

(مسأله 485) زنهايى كه عادت وقتيه و عدديه دارند دو دسته‌اند:

«اول» زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين، خون حيض ببيند و در وقت معين هم پاك شود، مثلا دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه، خون ببيند و روز هفتم پاك شود كه عادت حيض اين زن از اوّل ماه تا هفتم است.

«دوم» زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين، خون حيض ببيند، و بعد از آنكه سه روز يا بيشتر خون ديد يك روز يا بيشتر پاك شود و دوباره خون ببيند و تمام روزهائى كه خون ديده با روزهائى كه در وسط پاك بوده از ده روز بيشترنشود، و در هر دو ماه همه روزهائى كه خون ديده و در وسط پاك بوده روى هم يك اندازه باشد كه عادت او به اندازه تمام روزهائى است كه خون ديده و در وسط پاك بوده است، و لازم نيست روزهائى كه در وسط پاك بوده در هر دو ماه به يك اندازه باشد، مثلا اگر در ماه اوّل از روز اوّل ماه تا سوّم خون ببيند و سه روز پاك شود و دوباره سه روز خون ببيند و در ماه دوّم بعد از آنكه سه روز خون ديد، كمتر از سه روز يا بيشتر پاك شود و دوباره خون ببيند و روى هم از نه روز شود در اين صورت همه نه روز حيض است و عادت اين زن نه روز روز ميشود.

(مسأله 486) زنى كه عادت وقتيه دارد، اگر در وقت عادت يك يا دو روز جلوترخون ببيند، اگرچه آن خون نشانه‌هاى حيض را نئداشته باشد، بايد باحكامى كه براى زن حائض گفته شد عمل كند. و چنانچه بعد بفهمد حيض نبوده مثل اينكه پيش از سه روز پاك شود بايد عبادتهائى را كه بجا نياوزده قضا نمايد.

(مسأله 487) زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد اگر همه روزهاى عادت و چند روز؟؟؟ نشانه‌هاى حيض پيش از عادت و بعد از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است. و اگر از ده روز بيشتر شود، فقط خونى را كه در روزهاى عادت خود ديده، حيض است و خونى كه پيش از آن و بعد از آن‌


صفحه 124

ديده استحاضه ميباشد، و بايد عبادتهائى را كه در روزهاى پيش از عادت و بعد از عادت بجا نياورده قضا نمايد، و اگر همه روزهاى عادت را با چند روز پيش از عادت با نشانه‌هاى حيض خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود همه حيض است، و اگر از ده روز بيشتر شود، فقط روزهاى عادت او حيض است، و خونى كه جلوتر از آن ديده استحاضه ميباشد و چنانچه در آنروزها عبادت نكرده بايد قضا نمايد. و اگر همه روزهاى عادت را با چند روز بعد از عادت با نشانه‌هاى حيض خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است. و اگر بيشتر شود فقط روزهاى عادت حيض و باقى استحاضه است.

(مسأله 488) زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد اگر مقدارى از روزهاى عادت را با چند روز پيش از عادت با نشانه‌هاى حيض خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود همه حيض است و اگر از ده روز بيشتر شود روزهائى كه در عادت خون ديده كمتر از سه روز باشد با چند روز پس از آن كه روز هم؟؟؟

عادت او شود، حيض، و روزهاى اول را استحاضه قرار ميدهد. چنانچه سه روز يا بيشتر باشد آنخون را حيض قرار دهد و روزهاى قبل از زمان عادت را تا باندازه‌اى كه بمقدار عادت برسد احتياط كند، و اگر مقدارى از روزهاى عادت را با چند روز بعد از عادت با نشانه‌هاى حيص خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است و اگر بيشتر شود، بايد روزهائى كه در عادت خون ديده چنانچه كمتر از سه روز باشد با چند روز بعد از آن كه روى هم بمقدار عادت او شود، حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد. و در صورتى كه خونى را كه در عادت ديده سه روز يا بيشتر باشد در مقدار زيادى تا مقدار عادت احتياط كند.

(مسأله 489) زنى كه عادت دارد، اگر بعد از آنكه سه روز يا بيشتر خون ديد پاك شود و دوباره خون ببيند و فاصله بين دو خون كمتر از ده روز باشد و همه روزهائى كه خون ديده با روزهائيكه در وسط پاك بوده از ده روز بيشتر باشد، مثل آنكه پنج روز خون ببيند و پنج روز پاك شود و دوباره پنج روز خون ببيند، چند صورت دارد:

1- آنكه تمام خونى كه دفعه اول ديده، در روزهاى عادت باشد و خون دوم كه بعد از پاك شدن مى‌بيند در روزهاى عادت نباشد، در اين صورت بايد همه خون اول را حيض، و خون دوم را استحاضه قرار دهد. و همچنين است اگر مقدارى از خون اول را در عادت و مقدارى از آن را قبل از عادت بيك يا دو روز ببيند يا اينكه داراى نشانه‌هاى حيض باشد چه قبل از عادت باشد چه بعد از آن.

2- آنكه خون اول در روزهاى عادت نباشد، و تمام خون دوم يا مقدارى از آن بطورى كه در صورت اول گفته شد در روزهاى عادت باشد كه بايد همه خون دوم را حيض، و خون اول را استحاضه قرار دهد.

3- آنكه مقدارى از خون اول و دوم در روزهاى عادت باشد و خون اولى كه در روزهاى عادت بوده از سه روز كمتر نباشد در اين صورت آن مقدار با پاكى وسط و مقدارى از خون دوم كه آن هم در روزهاى عادت بوده و مجموع از ده روز بيشتر نيست همه آنها حيض است، و مقدارى از خون اول كه پيش از روزهاى عادت بوده و مقدارى از خون دوم كه بعد از روزهاى عادت بوده استحاضه است مثلا اگر عادتش از سوم ماه تا دهم بوده، در صورتى كه يك ماه از اول تا ششم خون ببيند و دو روز پاك شود و بعد تا پانزدهم خون ببيند، از سوم تا دهم حيض است و روز اول و دوم و همچنين از يازدهم تا پانزدهم استحاضه ميباشد.

4- آنكه مقدارى از خون اول و دوم در روزهاى عادت باشد ولى خون اولى كه در روزهاى عادت بوده از سه روز كمتر باشد در اين صورت بعيد نيست مقدارى را كه در عادت خود ديده با تمام كردن كسرى آن را ماقبل تا سه روز شود بايد حيض قرار دهد، پس اگر بشود مقدارى را كه از خون دوم در بين عادت ديده حيض قرار دهد (باين معنى كه مجموع اين مقدار با مقدارى كه از اول حيض قرار داده با پاكى مابين آنها از ده روز تجاوز نكند) تمام آنها حيض است و الا خون اول را حيض و باقى را استحاضه قرار دهد.

(مسأله 490) زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد، اگر در وقت عادت خون نبيند و در غير آن وقت بشماره روزهاى حيضش با نشانه‌هاى حيض خون ببيند بايد همانرا حيض قرار دهد، چه پيش از وقت عادت ديده باشد چه بعد از آن.

(مسأله 491) زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد، اگر در وقت عادت خود خون ببيند ولى شماره روزهاى آن كمتر يا بيشتر از روزهاى عادت او باشد و بعد از پاك شدن، دوباره بشماره روزهاى عادتى كه داشته با نشانه‌هاى حيض خون ببيند، چنانچه مجموع اين دو خون با پاكى مابين آنها از ده روز بيشتر نشود همه را حيض قرار دهد. و در صورتى كه بيشتر شود خونى را كه در عادت ديده حيض و خون ديگر استحاضه است، و چنانچه خون اول بيشتر از عادت بوده و مقدار زيادى نشانه‌هاى حيض را داشته همه آن خون حيض است.

(مسأله 492) زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند، خونى كه در روزهاى عادت ديده اگرچه نشانه‌هاى حيض را نداشته باشد حيض است، و خونى كه بعد از روزهاى عادت ديده اگرچه نشانه‌هاى حيض را داشته باشد استحاضه است. مثلا زنى كه عادت حيض او از اول ماه تا هفتم است، اگر از اول ماه تا دوازدهم حون ببيند، هفت روز اول آن حيض و پنج روز بعد استحاضه ميباشد.

2- صاحب عادت وقتيه‌

(مسأله 493) زنهائى كه عادت وقتيه دارند دو دسته‌اند: «اول» زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين خون حيض ببيند، و بعد از چند روز پاك شود، ولى شماره روزهاى آن در هر دو ماه يك اندازه نباشد، مثلا دو ماه پشت سر هم روز اول ماه خون ببيند ولى ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هششتم از خون پاك شود، كه اين زن بايد روز اول ماه را عادت حيض خود قرار دهد. «دوم» زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين سه روز يا بيشتر خون حيض ببيند و بعد پاك شود دو مرتبه خون ببيند و تمام روزهائى كه خون ديده با روزهائى كه در وسط پاك بوده از ده روز بيشتر نشود ولى ماه دوم كمتر يا بيشتر از ماه اول باشد، مثلا در ماه اول هشت روز و در ماه دوم نه روز باشد كه اين زن هم بايد روز اول ماه را روز اول عادت حيض خود قرار دهد.

(مسأله 494) زنى كه عادت وقتيه دارد و شماره روزهاى او بيك اندازه نيست چنانچه خونى ببيند كه مقدارى از آن نشانه‌هاى حيض داشته و مقدارى نداشته باشد، در صورتى كه خون نشانه‌دار از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد لازم است آنرا حيض، و خونى كه نشانه‌هاى حيض ندارد استحاضه قرار دهد، ولى چناچه در وقت عادتش خون ببيند داشنن نشانه‌هاى حيض در حيض بودن آن معتبر نيست پس خونى كه در وقت عادتش ديده چنانچه ممكن است حيض باشد لازم است حيض قرار دهد. مثلا در وقت عادت خود سه روز خون ديد اگرچه نشانه حيض را نداشته باشد حيض است. و همچنين است اگر در عادت خود مثلا يكروز و پيش از عادت بدو روز خون ببيند يا اينكه در عادت خود مثلا يك روز و پس از آن با نشانه‌هاى حيض دو روز خون ببيند در اين دو صورت نيز لازم است آن سه روز را حيض قرار دهد پس اگر خون نشانه‌دار قبل از ده روز از اول خون ديدن قطع شد تمام آن خون حيض است و اگر بعدا نيز خون ديد چنانچه آن خون داراى نشانه‌هاى حيض و فصل بين آن و آخر خون اول ده روز يا بيشتر باشد آن خون نيز حيض است و الا استحاضه است.

(مسأله 495) زنى كه عادت وقتيه دارد، اگر در غير وقت عادت با نشانه‌هاى حيض بيشتر از ده روز خون ببيند و نتواند حيض را بواسطه نشانه‌هاى آن تشخيص دهد، بايد تا شش يا هفت روز حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.

(مسأله 496) زنى كه هر ماه، روز اول ماه مثلا خون مى‌ديده و گاهى روز پنجم و گاهى روز هفتم پاك مى‌شده، چنانچه يك ماه دوازده روز خون ببيند و نتواند با نشانه‌هاى حيض مقدار او را معين نمايد، بايد از اول ماه تا شش يا هفت روز حيض و باقى را استحاضه قرار دهد.

(مسأله 497) صاحب عادت اگر وسط يا آخر عادت او معلوم است چنانچه خون او از دوازده روز تجاوز كند شش يا هفت روز را طورى قرار دهد كه آخر يا وسط آن موافق با آن وقت باشد.


صفحه 125

3- صاحب عادت عدديه‌

(مسأله 498) زنهايى كه عادت عدديه دارند دو دسته‌اند: «اول» زنى كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم يك اندازه باشد، ولى وقت خون ديدن او يكى نباشد كه در اين صورت هرچند روزى كه خون ديده عادت او ميشود.

مثلا اگر ماه اول از روز اول تا پنجم و ماه دوم از يازدهم تا پانزدهم خون ببيند عادت او پنج روز مى‌شود. «دوم» زنى كه دو ما پشت سر هم سه روز يا بيشتر خون ببيند و يكروز يا بيشتر پاك شود و دومرتبه خون ببيند و وقت ديدن خون، در ماه اول با ماه دوم فرق داشته باشد، كه اگر تمام روزهائى كه خون ديده و روزهائى كه خون ديده و روزهائى كه در وسط پاك بوده از ده روز بيشتر نشود، و شماره روزهاى آن هم بيك اندازه باشد، تمام روزهائى كه خون ديده با روزهاى وسط كه پاك بوده عادت حيض او ميشود، و لازم نيست روزهائى كه در وسط پاك بوده در هر دو ماه بيك اندازه باشد. مثلا اگر ماه اول از روز اول تا سوم خون ببيند و دو روز پاك شود و دوباره سه روز خون ببيند و ماه دوم از يازدهم تا سيزدهم خون ببيند و دو روز يا بيشتر يا كمتر پاك شود و دوباره خون ببيند، و روى هم هشت روز بشود، عادت او هشت روز ميشود. و اگر در يك ماه مثلا هشت روز خون ببيند و در ماه دوم چهار روز خون ديده و پاك شود و دوباره خون ببيند و مجموع ايام خون با پاكى وسط هشت روز باشد، عادت او هشت روز خواهد بود.

(مسأله 499) زنى كه عادت عدديه دارد، اگر با نشانه‌هاى حيض كمتر يا بيشتر از شماره عادت خود خون ببيند و از ده روز تجاوز نكند تمام آنها را حيض قرار دهد اگرچه خون قطع نشود و بدون داشتن نشانه‌هاى حيض از ده روز تجاوز كند، و اگر با نشانه‌هاى حيض از ده روز تجاوز كرد بايد از موقع ديدن آن خون بشماره روزهاى عادتش حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.

مضطربه‌

(مسأله 500) مضطربه- يعنى زنى كه چند ماه خون ديده ولى عادت معينى پيدا نكرده- اگر بيش از ده روز خون ببيند و همه خونهائى كه ديده داراى نشانه‌هاى حيض باشد شش يا هفت روز را حيض قرار دهد و بقيه استحاضه است.

(مسأله 501) مضطربه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه دارد، چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد، همه آن حيض است. و اگر همه آنرا كه نشانه حيض دارد نشود حيض قرار دهد، مثل آنكه پنج روز به نشانه‌هاى حيض و پنج روز به نشانه‌هاى استحاضه و پنج روز دوباره به نشانه‌هاى حيض ببيند، پس اگر آنچه به نشانه‌هاى حيض است هركدام را بشود حيض قرار دهد باينكه هركدام كمتر از سه روز و بيشر از ده روز نباشد بايد در هر دو خون احتياط كند، و آنچه در وسط است و به نشانه‌هاى حيض نيست استحاضه قرار دهد و اگر فقط يكى از آنها را بشود حيض قرار داد همان را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.

5- مبتدئه‌

(مسأله 502) مبتدئه يعنى زنى كه دفعه اول خون ديدن او است اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خونهائى كه ديده داراى نشانه‌هاى حيض باشد، بايد عادت خويشان خود را حيض و بقيه را ستحاضه قرار دهد و اگر خويشى نداشته يا عادت خويشانش مختلف باشد ماه اول را شش ياهفت روز حيض قرار داده و تا ده روز احتياط كند و در ماههاى بعد سه روز حيض قرار داده و تا شش يا هفت روز احتياط كند.

(مسأله 503) مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشد، چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد، همه آن حيض است، ولى اگر پيش از گذشتن ده روز از خونى كه نشانه حيض دارد دوباره خونى ببيند كه آن هم نشانه خون حيض داشته باشد. مثل آنكه پنج روز خون سياه و نه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند، بايد خون وسطى را استحاضه قرار دهد و در دو طرف آن احتياط كند چنانچه در مضطربه گذشت.

مسأله 504) ناسيه يعنى زنى كه مقدار عادت خود را فراموش كرده است.

اگر خونى بنشانه حيض ببيند كه كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد آنرا حيض قرار دهد، و اگر آن خون بيشتر از ده روز باشد تا هر زمانى كه احتمال؟؟؟

عادت را مى‌دهد حيض قرار داده و بقيه استحاضه است، ولى در صورتى كه احتمال بقاء عادتش در بيشتر از هفت تا ده روز باشد پس از روز هفتم احتياط كند.

مسائل متفرقه حيض‌

(مسأله 506) مبتدئه و مضطربه و ناسيه و زنى كه عادت عدديه دارد، اگر خونى ببينند كه نشانه‌هاى حيض را داشته باشد، بايد عبادت را ترك كنند و چنانچه بعد بفهمند حيض نبوده بايد عبادتهائى را كه بجا نياورده‌اند قضا نمايند.

(مسأله 507) زنى كه در حيض عادت دارد چه در وقت حيض عادت داشته باشد چه در عدد حيض يا هم در وقت و هم در عددآن، اگر دو ماه پشت سر هم بر خلاف عادت خود خونى ببيند كه وقت آن يا شماره روزهاى آن، يا هم وقت و هم شماره روزهاى آن يكى باشد، عادتش برميگردد بآنچه در اين دو ماه ديده است.

مثلا اگر از روز اول ماه تا هفتم خون ميديده و پاك مى‌شده چنانچه دو ماه از دهم تا هفدهم ماه خون ببيند و پاك شود از دهم تا هفدهم عادت او مى‌شود.

(مسأله 508) مقصود از يكماه، گذشتن سى روز از ابتداى خون ديدن استنه از روز اول ماه تا آخر ماه.

(مسأله 509) زنى كه معمولا ماهى يكمرتبه خون مى‌بيند، اگر در يكماه دو مرتبه خون ببيند و آن خون نشانه‌هاى حيض را داشته باشد، چنانچه روزهائى كه در وسط پاك بوده از ده روز كمتر نباشد، بايد هر دو را حيض قرار دهد.

(مسأله 510) اگر سه روز يا بيشتر خون ببيند كه نشانه حيض را دارد بعد ده روز يا بيشتر خونى ببيند كه نشانه استحاضه را دارد و دوباره سه روز خونى به نشانه‌هاى حيض ببيند، بايد خون اول و خون آخر را كه نشانه‌هاى حيض داشته حيض قرار دهد.

(مسأله 511) اگر زن پيش از دهد روز پاك شود و بداند كه در باطن خون نيست، بايد براى عبادتهاى خود غسل كند، اگرچه گمان داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دوباره خون مى‌بيند، ولى اگر يقين داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دوباره خون مى‌بيند نبايد غسل كند.

(مسأله 512) اگر زن پيش از ده روز پاك شود و احتمال دهد كه در باطن خون هست، بايد قدرى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بيرون آورد، پس اگر پاك بود، غسل كند و عبادتهاى خود را بجا آورد و اگر پاك نبود چنانچه در حيض عادت ندارد و يا عادت او ده روز است، بايد صبر كند كه اگر پيش از ده روز پاك شد، غسل كند و اگر سر ده روز پاك شد، يا خون او از ده روز گذشت، سر ده روز غسل نمايد، و اگر عادتش كمتر از ده روز است، در صورتى كه بداند پيش از تمام شدن ده روز يا سر ده روز پاك ميشود نبايد غسل كند. و اگر احتمال دهد كه خون او از ده روز ميگذرد بايد يكروز عبادت را ترك كند، و بعد جائز است احكام مستحاضه را جارى كند، و احوط اينست كه تا روز دهم بين تروك حائض و اعمال مستحاضه جمع كند، و اين حكم مختص زنى است كه قبل از عادت مستمره الدم نبوده، و الا بعد از گذشتن عادت جائز نيست عبادت را ترك كند.

(مسأله 513) اگر چند روز را حيض قرار دهد و عبادت نكند، بعد بفهمد حيض نبوده است، بايد نماز و روزه‌اى كه در آنروزها بجا نياورده قضا نمايد. و اگر


صفحه 126

چند روز را بگمان اينكه حيض نيست عبادت كند، بعد بفهمد حيض بوده، چنانچه آنروزها را روزه نيز گرفته باشد بايد قضا نمايد.

نفاس‌

(مسأله 514) از وقتى كه اولين جزء بچه از شكم مادر بيرون ميآيد، خونى كه زن مى‌بيند، اگر پيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود، خون نفاس است و زن را در حال نفساء ميگويند.

(مسأله 515) خونى كه زن پيش از بيرون آمدن اولين جزء بچه مى‌بيند نفاس نيست.

(مسأله 516) لازم نيست كه خلقت بچه تمام باشد، بلكه اگر ناتمام نيز باشد در صورتى كه زائيدن صدق كند، خونى كه تا ده روز ببيند خون نفاس است.

(مسأله 517) ممكن است خون نفاس يك آن بيشتر نيايد، ولى بيشتر از ده روز نميشود.

(مسأله 518) هرگاه شك كند كه چيزى سقط شده يا نه، يا چيزى كه سقط شده بچه است يا نه، لازم نيست وارسى كند، و خونى كه از او خارج ميشود شرعا خون نفاس نيست.

(مسأله 519) بنابر احتياط توقف در مسجد و كارهاى ديگرى كه بر حائض حرام است، بر نفساء هم حرام است. و آنچه بر حائض واجب است بر نفساء هم واجب ميباشد.

(مسأله 520) طلاق دادن زنى كه در حال نفاس است و نزديكى كردن با او حرام ميباشد، ولى اگر شوهرش با او نزديكى كند، بدون اشكال كفاره ندارد.

(مسأله 521) وقتى زن از خون نفاس پاك شد، بايد غسل كند، و عبادتهاى خود را بجا آورد. و اگر دوباره خون ببيند، چنانچه روزهائى را كه خون ديده با روزهائى كه در وسط پاك بوده، روى هم ده روز يا كمتر از ده روز باشد تمام آن نفاس است، و اگر روزهائى كه پاك بوده روزه نيز گرفته باشد لازم است قضا نمايد.

(مسأله 522) اگر زن از خون نفاس پاك شود و احتمال دهد كه در باطن خون هست، بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند، كه اگر پاك است، براى عبادتهاى خود غسل كند.

(مسأله 523) اگر خون نفاس زن از ده روز بگذرد، چنانچه در حيض عادت دارد باندازه روزهاى عادت او نفاس و بقيه استحاضه است. و اگر عادت ندارد بمقدار عادت خويشان خود نفاس قرار داده و تا ده ورز احتياط كند، و احتياط مستحب آنست كه كسى كه عادت دارد از روز بعد از عادت و كسى كه عادت ندارد بعد از روز دهم تا روز هيجدهم زايمان، كارهاى استحاضه را بجا آورد، و كارهائى را كه بر نفساء حرام است ترك كند.

(مسأله 524) زنى كه عادت حيضش كمتر از ده روز است، اگر بيشتر از روزهاى عادتش خون ببيند، بايد باندازه روزهاى عادت خود نفاس قرار دهد، و بعد از آن واجب است يك روز عبادت را ترك نمايد، و بعد جائز است احكام مستحاضه را جارى يا اينكه عبادت را تا ده روز ترك نمايد، و اگر خون را زده روز بگذرد، بايد روزهاى بعد از عادت تا روز دهم را هم استحاضه قرار دهد، و عبادتهائى را كه در آنروزها بجا نياورده قضا نمايد، مثلا زنى كه عادت او شش روز بوده اگر بيشتر از شش روز خون ببيند، بايد شش روز را نفاس قرار دهد و روز هفتم نيز عبادت را ترك كند و در روز هشتم و نهم و دهم مخير است بين اينكه عبادت را ترك كند يا كارهاى استحاضه را بجا آورد، و اگر بيشتر از ده روز خون ديد، از روز بعد از عادت او استحاضه مى‌باشد.

(مسأله 525) زنى كه در حيض عادت دارد، اگر بعد از زائيدن تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه پى‌درپى خون ببيند، باندازه روزهاى عادت او نفاس است، و خونى كه بعد از نفاس تا ده روز مى بيند اگرچه در روزهاى عادت ماهانه‌اش باشد، استحاضه است، مثلا زنى كه عادت حيض او از بيستم هر ماه تا بيست و هفتم آن ماه است، اگر روز دهم ماه زائيد و تا يك ماه يا بيشتر پى‌درپى خون ديد، تا روز هفدهم نفاس است، و از روز هفدهم تا ده روز حتى خونى كه در روزهاى عادت خود كه از بيستم تا بيست و هفتم است مى‌بيند، استحاضه ميباشد و بعد از گذشتن ده روز، اگر خونى را كه مى‌بيند در روزهاى عادتش باشد حيض است، چه نشانه‌هاى حيض را داشته چه نداشته باشد و همچنين است اگر در روزهاى عادتش نباشد ولى نشانه‌هاى حيض را داشته باشد، اما اگر خونى كه بعد از گذشتن ده روز از نفاس مى‌بيند، در روزهاى عادت حيض او نباشد و نشانه‌هاى حيض را هم نداشته باشد استحاضه است.

(مسأله 526) زنى كه در حيض عادت عدديه ندارد، اگر بعد از زايمان تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه خون ببيند، حكم ده روز اول آن در مسأله (523) گذشت و ده روز دوم آن استحاضه است. و خونى كه بعد از آن مى‌بيند، اگر نشانه حيض را داشته باشد يا در وقت عادتش باشد حيض، وگرنه آن هم استحاضه ميباشد.


صفحه 127

سخنان حضرت امام خمينى- رضوان اللّه تعالى عليه- درباره زنها

1- زنان بيش از پيش آزادى خود را در پوششى كه اسلام مى‌گويد يافته‌اند.[1]

2- مردها در دامن شما تربيت شده اند، شما تربيت‌كننده مردها هستيد، قدر خودتان را بدانيد اسلام قدر شما را مى‌داند.[2]

3- زن آدم‌ساز است، مربى انسان است.[3]

4- زنها مردان شجاع را در دامن خود بزرگ مى‌كنند.[4]

5- تربيت و تعليم شام و تمام بانوان اسلام از حقى وافر برخوردار است. دامن‌ها بايد دامنهاى تربيتى باشد يعنى علاوه بر اينكه بچه را بزرگ مى‌كند او را تربيت انسانى هم بكند، بنابراين توجه داشته باشيد مكه يك بچه خوبى به جامعه تحويل بدهد.[5]

6- از خداوند متعال توفيق بانوان و دختران را خواستارم. اميد است تحت تأثير مخاليفن اسلام و انقلاب اسلامى واقع نشوند كه اسلام برا ى همه مفيد است.[6]

7- در دامن مادر، بچه‌ها بهتر تربيت مى‌شوند تا در پيش استادان، علاقه‌اى كه بچه به مادر دارد به هيچ‌كس ندارد ... مادرها بايد توجه به اين معنى كنند كه بچه‌ها را خوب تربيت كنند، دامن‌هايشان يك مدرسه علمى و ايمانى باشد.[7]

8- زن يكتا موجودى است كه مى‌تواند از دامن خود افرادى به جامعه تحويل دهد كه از بركاتشان يك جامعه، يك جامعه، بلكه جامعه‌ها به استقامت و ارزشهاى والاى انسانى كشيده شوند.[8]

9- زن با تربيت صحيح خودش انسان درست مى‌كند مبدأ همه سعادتهاى از دامن زن بلند مى‌شود.[9]

10- زنهاى ما بخاطر ادب اسلامى كه دارند چادر را انتخاب كرده‌اند.[10]

[1]- صحيفه نور ج 2، ص 259.

[2]- صحيفه نور ج 5، ص 178.

[3]- صحيفه نور ج 11، ص 253.

[4]- صحيفه نور ج 11، ص 253.

[5]- خط امام- كلام امام ج 2، ص 294.

[6]- خط امام- كلام امام ج 2، ص 11.

[7]- صحيفه نور ج 8، ص 162.

[8]- صحيفه نور ج 16، ص 125.

[9]- صحيفه نور ج 16، ص 125.

[10]- صحيفه نور ج 16، ص 125.