3- صاحب عادت عدديه
(مسأله 498) زنهايى كه عادت عدديه دارند دو دستهاند: «اول» زنى كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم يك اندازه باشد، ولى وقت خون ديدن او يكى نباشد كه در اين صورت هرچند روزى كه خون ديده عادت او ميشود.
مثلا اگر ماه اول از روز اول تا پنجم و ماه دوم از يازدهم تا پانزدهم خون ببيند عادت او پنج روز مىشود. «دوم» زنى كه دو ما پشت سر هم سه روز يا بيشتر خون ببيند و يكروز يا بيشتر پاك شود و دومرتبه خون ببيند و وقت ديدن خون، در ماه اول با ماه دوم فرق داشته باشد، كه اگر تمام روزهائى كه خون ديده و روزهائى كه خون ديده و روزهائى كه در وسط پاك بوده از ده روز بيشتر نشود، و شماره روزهاى آن هم بيك اندازه باشد، تمام روزهائى كه خون ديده با روزهاى وسط كه پاك بوده عادت حيض او ميشود، و لازم نيست روزهائى كه در وسط پاك بوده در هر دو ماه بيك اندازه باشد. مثلا اگر ماه اول از روز اول تا سوم خون ببيند و دو روز پاك شود و دوباره سه روز خون ببيند و ماه دوم از يازدهم تا سيزدهم خون ببيند و دو روز يا بيشتر يا كمتر پاك شود و دوباره خون ببيند، و روى هم هشت روز بشود، عادت او هشت روز ميشود. و اگر در يك ماه مثلا هشت روز خون ببيند و در ماه دوم چهار روز خون ديده و پاك شود و دوباره خون ببيند و مجموع ايام خون با پاكى وسط هشت روز باشد، عادت او هشت روز خواهد بود.
(مسأله 499) زنى كه عادت عدديه دارد، اگر با نشانههاى حيض كمتر يا بيشتر از شماره عادت خود خون ببيند و از ده روز تجاوز نكند تمام آنها را حيض قرار دهد اگرچه خون قطع نشود و بدون داشتن نشانههاى حيض از ده روز تجاوز كند، و اگر با نشانههاى حيض از ده روز تجاوز كرد بايد از موقع ديدن آن خون بشماره روزهاى عادتش حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.
مضطربه
(مسأله 500) مضطربه- يعنى زنى كه چند ماه خون ديده ولى عادت معينى پيدا نكرده- اگر بيش از ده روز خون ببيند و همه خونهائى كه ديده داراى نشانههاى حيض باشد شش يا هفت روز را حيض قرار دهد و بقيه استحاضه است.
(مسأله 501) مضطربه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه دارد، چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد، همه آن حيض است. و اگر همه آنرا كه نشانه حيض دارد نشود حيض قرار دهد، مثل آنكه پنج روز به نشانههاى حيض و پنج روز به نشانههاى استحاضه و پنج روز دوباره به نشانههاى حيض ببيند، پس اگر آنچه به نشانههاى حيض است هركدام را بشود حيض قرار دهد باينكه هركدام كمتر از سه روز و بيشر از ده روز نباشد بايد در هر دو خون احتياط كند، و آنچه در وسط است و به نشانههاى حيض نيست استحاضه قرار دهد و اگر فقط يكى از آنها را بشود حيض قرار داد همان را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.
5- مبتدئه
(مسأله 502) مبتدئه يعنى زنى كه دفعه اول خون ديدن او است اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خونهائى كه ديده داراى نشانههاى حيض باشد، بايد عادت خويشان خود را حيض و بقيه را ستحاضه قرار دهد و اگر خويشى نداشته يا عادت خويشانش مختلف باشد ماه اول را شش ياهفت روز حيض قرار داده و تا ده روز احتياط كند و در ماههاى بعد سه روز حيض قرار داده و تا شش يا هفت روز احتياط كند.
(مسأله 503) مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشد، چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد، همه آن حيض است، ولى اگر پيش از گذشتن ده روز از خونى كه نشانه حيض دارد دوباره خونى ببيند كه آن هم نشانه خون حيض داشته باشد. مثل آنكه پنج روز خون سياه و نه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند، بايد خون وسطى را استحاضه قرار دهد و در دو طرف آن احتياط كند چنانچه در مضطربه گذشت.
مسأله 504) ناسيه يعنى زنى كه مقدار عادت خود را فراموش كرده است.
اگر خونى بنشانه حيض ببيند كه كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد آنرا حيض قرار دهد، و اگر آن خون بيشتر از ده روز باشد تا هر زمانى كه احتمال؟؟؟
عادت را مىدهد حيض قرار داده و بقيه استحاضه است، ولى در صورتى كه احتمال بقاء عادتش در بيشتر از هفت تا ده روز باشد پس از روز هفتم احتياط كند.
مسائل متفرقه حيض
(مسأله 506) مبتدئه و مضطربه و ناسيه و زنى كه عادت عدديه دارد، اگر خونى ببينند كه نشانههاى حيض را داشته باشد، بايد عبادت را ترك كنند و چنانچه بعد بفهمند حيض نبوده بايد عبادتهائى را كه بجا نياوردهاند قضا نمايند.
(مسأله 507) زنى كه در حيض عادت دارد چه در وقت حيض عادت داشته باشد چه در عدد حيض يا هم در وقت و هم در عددآن، اگر دو ماه پشت سر هم بر خلاف عادت خود خونى ببيند كه وقت آن يا شماره روزهاى آن، يا هم وقت و هم شماره روزهاى آن يكى باشد، عادتش برميگردد بآنچه در اين دو ماه ديده است.
مثلا اگر از روز اول ماه تا هفتم خون ميديده و پاك مىشده چنانچه دو ماه از دهم تا هفدهم ماه خون ببيند و پاك شود از دهم تا هفدهم عادت او مىشود.
(مسأله 508) مقصود از يكماه، گذشتن سى روز از ابتداى خون ديدن استنه از روز اول ماه تا آخر ماه.
(مسأله 509) زنى كه معمولا ماهى يكمرتبه خون مىبيند، اگر در يكماه دو مرتبه خون ببيند و آن خون نشانههاى حيض را داشته باشد، چنانچه روزهائى كه در وسط پاك بوده از ده روز كمتر نباشد، بايد هر دو را حيض قرار دهد.
(مسأله 510) اگر سه روز يا بيشتر خون ببيند كه نشانه حيض را دارد بعد ده روز يا بيشتر خونى ببيند كه نشانه استحاضه را دارد و دوباره سه روز خونى به نشانههاى حيض ببيند، بايد خون اول و خون آخر را كه نشانههاى حيض داشته حيض قرار دهد.
(مسأله 511) اگر زن پيش از دهد روز پاك شود و بداند كه در باطن خون نيست، بايد براى عبادتهاى خود غسل كند، اگرچه گمان داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دوباره خون مىبيند، ولى اگر يقين داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دوباره خون مىبيند نبايد غسل كند.
(مسأله 512) اگر زن پيش از ده روز پاك شود و احتمال دهد كه در باطن خون هست، بايد قدرى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بيرون آورد، پس اگر پاك بود، غسل كند و عبادتهاى خود را بجا آورد و اگر پاك نبود چنانچه در حيض عادت ندارد و يا عادت او ده روز است، بايد صبر كند كه اگر پيش از ده روز پاك شد، غسل كند و اگر سر ده روز پاك شد، يا خون او از ده روز گذشت، سر ده روز غسل نمايد، و اگر عادتش كمتر از ده روز است، در صورتى كه بداند پيش از تمام شدن ده روز يا سر ده روز پاك ميشود نبايد غسل كند. و اگر احتمال دهد كه خون او از ده روز ميگذرد بايد يكروز عبادت را ترك كند، و بعد جائز است احكام مستحاضه را جارى كند، و احوط اينست كه تا روز دهم بين تروك حائض و اعمال مستحاضه جمع كند، و اين حكم مختص زنى است كه قبل از عادت مستمره الدم نبوده، و الا بعد از گذشتن عادت جائز نيست عبادت را ترك كند.
(مسأله 513) اگر چند روز را حيض قرار دهد و عبادت نكند، بعد بفهمد حيض نبوده است، بايد نماز و روزهاى كه در آنروزها بجا نياورده قضا نمايد. و اگر
چند روز را بگمان اينكه حيض نيست عبادت كند، بعد بفهمد حيض بوده، چنانچه آنروزها را روزه نيز گرفته باشد بايد قضا نمايد.
نفاس
(مسأله 514) از وقتى كه اولين جزء بچه از شكم مادر بيرون ميآيد، خونى كه زن مىبيند، اگر پيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود، خون نفاس است و زن را در حال نفساء ميگويند.
(مسأله 515) خونى كه زن پيش از بيرون آمدن اولين جزء بچه مىبيند نفاس نيست.
(مسأله 516) لازم نيست كه خلقت بچه تمام باشد، بلكه اگر ناتمام نيز باشد در صورتى كه زائيدن صدق كند، خونى كه تا ده روز ببيند خون نفاس است.
(مسأله 517) ممكن است خون نفاس يك آن بيشتر نيايد، ولى بيشتر از ده روز نميشود.
(مسأله 518) هرگاه شك كند كه چيزى سقط شده يا نه، يا چيزى كه سقط شده بچه است يا نه، لازم نيست وارسى كند، و خونى كه از او خارج ميشود شرعا خون نفاس نيست.
(مسأله 519) بنابر احتياط توقف در مسجد و كارهاى ديگرى كه بر حائض حرام است، بر نفساء هم حرام است. و آنچه بر حائض واجب است بر نفساء هم واجب ميباشد.
(مسأله 520) طلاق دادن زنى كه در حال نفاس است و نزديكى كردن با او حرام ميباشد، ولى اگر شوهرش با او نزديكى كند، بدون اشكال كفاره ندارد.
(مسأله 521) وقتى زن از خون نفاس پاك شد، بايد غسل كند، و عبادتهاى خود را بجا آورد. و اگر دوباره خون ببيند، چنانچه روزهائى را كه خون ديده با روزهائى كه در وسط پاك بوده، روى هم ده روز يا كمتر از ده روز باشد تمام آن نفاس است، و اگر روزهائى كه پاك بوده روزه نيز گرفته باشد لازم است قضا نمايد.
(مسأله 522) اگر زن از خون نفاس پاك شود و احتمال دهد كه در باطن خون هست، بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند، كه اگر پاك است، براى عبادتهاى خود غسل كند.
(مسأله 523) اگر خون نفاس زن از ده روز بگذرد، چنانچه در حيض عادت دارد باندازه روزهاى عادت او نفاس و بقيه استحاضه است. و اگر عادت ندارد بمقدار عادت خويشان خود نفاس قرار داده و تا ده ورز احتياط كند، و احتياط مستحب آنست كه كسى كه عادت دارد از روز بعد از عادت و كسى كه عادت ندارد بعد از روز دهم تا روز هيجدهم زايمان، كارهاى استحاضه را بجا آورد، و كارهائى را كه بر نفساء حرام است ترك كند.
(مسأله 524) زنى كه عادت حيضش كمتر از ده روز است، اگر بيشتر از روزهاى عادتش خون ببيند، بايد باندازه روزهاى عادت خود نفاس قرار دهد، و بعد از آن واجب است يك روز عبادت را ترك نمايد، و بعد جائز است احكام مستحاضه را جارى يا اينكه عبادت را تا ده روز ترك نمايد، و اگر خون را زده روز بگذرد، بايد روزهاى بعد از عادت تا روز دهم را هم استحاضه قرار دهد، و عبادتهائى را كه در آنروزها بجا نياورده قضا نمايد، مثلا زنى كه عادت او شش روز بوده اگر بيشتر از شش روز خون ببيند، بايد شش روز را نفاس قرار دهد و روز هفتم نيز عبادت را ترك كند و در روز هشتم و نهم و دهم مخير است بين اينكه عبادت را ترك كند يا كارهاى استحاضه را بجا آورد، و اگر بيشتر از ده روز خون ديد، از روز بعد از عادت او استحاضه مىباشد.
(مسأله 525) زنى كه در حيض عادت دارد، اگر بعد از زائيدن تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه پىدرپى خون ببيند، باندازه روزهاى عادت او نفاس است، و خونى كه بعد از نفاس تا ده روز مى بيند اگرچه در روزهاى عادت ماهانهاش باشد، استحاضه است، مثلا زنى كه عادت حيض او از بيستم هر ماه تا بيست و هفتم آن ماه است، اگر روز دهم ماه زائيد و تا يك ماه يا بيشتر پىدرپى خون ديد، تا روز هفدهم نفاس است، و از روز هفدهم تا ده روز حتى خونى كه در روزهاى عادت خود كه از بيستم تا بيست و هفتم است مىبيند، استحاضه ميباشد و بعد از گذشتن ده روز، اگر خونى را كه مىبيند در روزهاى عادتش باشد حيض است، چه نشانههاى حيض را داشته چه نداشته باشد و همچنين است اگر در روزهاى عادتش نباشد ولى نشانههاى حيض را داشته باشد، اما اگر خونى كه بعد از گذشتن ده روز از نفاس مىبيند، در روزهاى عادت حيض او نباشد و نشانههاى حيض را هم نداشته باشد استحاضه است.
(مسأله 526) زنى كه در حيض عادت عدديه ندارد، اگر بعد از زايمان تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه خون ببيند، حكم ده روز اول آن در مسأله (523) گذشت و ده روز دوم آن استحاضه است. و خونى كه بعد از آن مىبيند، اگر نشانه حيض را داشته باشد يا در وقت عادتش باشد حيض، وگرنه آن هم استحاضه ميباشد.
سخنان حضرت امام خمينى- رضوان اللّه تعالى عليه- درباره زنها
1- زنان بيش از پيش آزادى خود را در پوششى كه اسلام مىگويد يافتهاند.[1]
2- مردها در دامن شما تربيت شده اند، شما تربيتكننده مردها هستيد، قدر خودتان را بدانيد اسلام قدر شما را مىداند.[2]
3- زن آدمساز است، مربى انسان است.[3]
4- زنها مردان شجاع را در دامن خود بزرگ مىكنند.[4]
5- تربيت و تعليم شام و تمام بانوان اسلام از حقى وافر برخوردار است. دامنها بايد دامنهاى تربيتى باشد يعنى علاوه بر اينكه بچه را بزرگ مىكند او را تربيت انسانى هم بكند، بنابراين توجه داشته باشيد مكه يك بچه خوبى به جامعه تحويل بدهد.[5]
6- از خداوند متعال توفيق بانوان و دختران را خواستارم. اميد است تحت تأثير مخاليفن اسلام و انقلاب اسلامى واقع نشوند كه اسلام برا ى همه مفيد است.[6]
7- در دامن مادر، بچهها بهتر تربيت مىشوند تا در پيش استادان، علاقهاى كه بچه به مادر دارد به هيچكس ندارد ... مادرها بايد توجه به اين معنى كنند كه بچهها را خوب تربيت كنند، دامنهايشان يك مدرسه علمى و ايمانى باشد.[7]
8- زن يكتا موجودى است كه مىتواند از دامن خود افرادى به جامعه تحويل دهد كه از بركاتشان يك جامعه، يك جامعه، بلكه جامعهها به استقامت و ارزشهاى والاى انسانى كشيده شوند.[8]
9- زن با تربيت صحيح خودش انسان درست مىكند مبدأ همه سعادتهاى از دامن زن بلند مىشود.[9]
10- زنهاى ما بخاطر ادب اسلامى كه دارند چادر را انتخاب كردهاند.[10]
[1]- صحيفه نور ج 2، ص 259.
[2]- صحيفه نور ج 5، ص 178.
[3]- صحيفه نور ج 11، ص 253.
[4]- صحيفه نور ج 11، ص 253.
[5]- خط امام- كلام امام ج 2، ص 294.
[6]- خط امام- كلام امام ج 2، ص 11.
[7]- صحيفه نور ج 8، ص 162.
[8]- صحيفه نور ج 16، ص 125.
[9]- صحيفه نور ج 16، ص 125.
[10]- صحيفه نور ج 16، ص 125.