مبتدئه
يعنى زنى كه دفعه اول خون ديدن اوست
زنهاى مبتدئه به چند دسته تقسيم مىشوند
1 آن زنى كه خون ببيند و نشانههاى حيض در او باشد و از سه روز بيشتر و از ده روز تجاوز نكند.حكم حيض را دارد.
2 آن زنى كه از ده روز بيشتر خون ببيند
1- اگر همه خونهايى كه ديده يكجور باشد (بايد عادت خويشان خود را حيض وبقيه را استحاضه قرار دهد).
امام (مسئله 496) گلپايگانى (مسئله 503)
2- خونهايى كه ديده اگر يكجور نباشد دو صورت دارد. 1- اگر بيشتر از ده روز خون ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه داشته باشد چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد از سه روز كمتر يا از ده روز بيشتر باشد (بايد[1]از اولى كه خون نشانه حيض دارد حيض قرار دهد و در عدد، رجوع به خويشاوندان خود كند و بقيه را استحاضه قرار دهد).
امام (مسئله 498) گلپايگانى (مسئله 504)
2- ولى اگر پيش از گذشتن ده روز از خونى كه نشانه حيض دارد دوباره خونى ببيند كه آن هم نشانه خون حيض داشته باشد.
(مثل اينكه پنج روز خون سياه و نه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند)[2]بايد از اول خون اول كه نشانه حيض دارد حيض قرار دهد و در عدد، رجوع به خويشاوندان خود كند و بقيه را استحاضه قرار دهد.
امام (مسئله 497) گلپايگانى (مسئله 503)
[1]- گلپايگانى: بايد عادت خويشان خود حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.( مسئله 504)
[2]- گلپايگانى: بايد در هر دو خون كه نشانه حيض دارد احتياط كند به ترك آنچه بر حائض حرام است و انجام كارهاى مستحاضه.
( مسئله، 503)
ناسيه
يعنى زنى كه عادت خود را فراموش كرده است:
اگر بيشتر از ده روز خون ببيند بايد روزهايى كه خون او نشانه حيض را دارد، تا ده روز حيض قرار دهد و بقيه را استحاضه قرار دهد.
و اگر نتواند حيض را بواسطه نشانههاى آن تشخيص دهد[1]در صورتى كه خويشانى نداشته باشد كه عادتشان يكجور باشد. بنابر احتياط واجب بايد هفت روز اول را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و اگر خويشانى داشته باشد بايد به عدد ايّام عادت خويشان خود حيض قرار دهد.
امام (مسئله 499 و تحرير الوسيله، ج 1، ص 45)
گلپايگانى (مسئله 505)
احكام مشترك مبتدئه و مضطربه و ناسيه و زنى كه عادت عدديه دارد.
اگر خونى ببينند
اگر خونى ببينند كه نشانههاى حيض داشته باشد يا يقين كنند كه سه روز طول مىكشد (بايدعبادت را ترك كنند و چنانچه بعد بفهمند حيض نبوده بايد عبادتهايى را كه بجا نياوردهاند قضاء نمايند).
ولى اگر يقين نكنند كه تا سه روز طول مىكشد و نشانههاى حيض را هم نداشته باشد (بنابر احتياط واجب بايد تا سه روز كارهاى استحاضه را بجا آورند و كارهايى را كه بر حائض حرام است ترك نمايند[2]و چنانچه پيش از سه روز پاك نشدند بايد آن را حيض قرار دهند).
امام (مسئله 500) گلپايگانى (مسئله 506)
[1]- گلپايگانى: بايد سه روز يا شش روز يا هفت روز اول را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و اختيار اول بنابر احتياط است و اقوى تخيير بين سه عدد است مطلقا يعنى مقيّد به اول نيست.( مسئله 505)
[2]- گلپايگانى: اگرچه تا ده روز طول بكشد.( مسئله 506)
نفاس (خون ولادت)
از وقتى كه اوّلين جزء بچه از شكم مادر بيرون مىآيد (هنگام زائيدن) هر خونى كه زن مىبيند اگر پيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود خون نفاس است و زن را در حال نفاس نفساء مىگويند. امام (مسئله 508) گلپايگانى (مسئله 514)
خونى كه زن در ايام زائيدن مىبيند
1- قبل از زائيدن
2- بعد از ده روز نفاس نيست.
3- در اولى هنگام كه اولين جزء بچه از شكم مادر بيرون مىآيد (هر خونى بيايد نفاس است).
4- ممكن است خون نفاس يك آن بيشتر نيايد ولى بيشتر از ده روز نمىشود. امام (مسئله 511) گلپايگانى (مسئله 517)
5- اگر خون بستهاى از رحم خارج شود: و معلوم شود كه اگر در رحم مىماند انسان مىشد خونى كه اين زن تا ده روز مىبيند نفاس است. امام (مسئله 510) گلپايگانى (مسئله 516)
زنى كه شك دارد چيزى سقط شده يا نه، يا چيزى كه سقط شده اگر مىماند انسان مىشد يا نهخونى كه از او خارج مىشود نفاس نيست.
امام (مسئله 512) گلپايگانى (مسئله 518)
اگر زن نفساء بيشتر از ده روز خون ديد
1- يا در حيض عادت معينى داشته
1- بعد از زائيد همان روزهاى عادت را نفاس و بقيه را استحاضه حساب كند. امام (مسئله 517) گلپايگانى (مسئله 523)
2- و اگر بعد از زائيدن تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه پىدرپى خون ببيند به اندازه روزهاى عادت او نفاس است و ده روز بعد استحاضه است. اگرچه در روزهاى عادت ماهانهاش باشد.
مثلا زنى كه عادت حيض او از بيستم هر ماه تا بيست و هفتم آن است اگر روز دهم ماه زاييد و تا يك ماه يا بيشتر پىدرپى خون ديد تا روز هفدهم نفاس، و از روز هفدهم تا ده روز حتى خونى كه در روزهاى عادت خود كه از بيستم تا بيست و هفتم مىبيند استحاضه مىباشد و بعد از گذشتن ده روز اگر خونى را كه مىبيند در روزهاى عادتش باشد حيض است چه نشانههاى حيض را داشته باشد يا نداشته باشد، و اگر در روزهاى عادتش نباشد[1]اگرچه نشانههاى حيض را داشته باشد بايد آن را استحاضه قرار دهد.
امام (مسئله 519) گلپايگانى (مسئله 525)
2- ياعادت معينى نداشته
1- تا ده روز نفاس و بقيه استحاضه مىباشد.
امام (مسئله 517) گلپايگانى (مسئله 523)مسئله
احتياط مستحب آن است كه كسى كه عادت دارد از روز بعد از عادت و كسى كه عادت ندارد بعد از روز دهم تا روز هيجدهم زايمان كارهاى استحاضه را بجا آورد و كارهايى را كه بر نفساء حرام است ترك كند.
امام (مسئله 517) گلپايگانى (مسئله 523)
[1]- گلپايگانى: ولى نشانه حيض داشته باشد و اگر بعد از گذشتن ده روز از نفاس، در روزهائى كه عادت حيض او نباشد، خونى بيند كه نشانه حيض نداشته باشد، بايد احتياطا تا وقتى كه ممكن است آن خون حيض باشد آنچه را بر حائض حرام است ترك كند و كارهاى مستحاضه را بجا آورد.( مسئله 525)
2- و اگر بعد از زايمان تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه خون ببيند. ده روز اول آن نفاس
و ده روز بعد عمل كند به وظيفه مستحاضه، اگرچه احتياط تا هيجده روز جمع است بين وظيفه نفساء و مستحاضه و ترك سزاوار نيست.
گلپايگانى (وسيلة النجاة، ج 1، ص 70، مسئله 2)
و خونى كه بعد از آن مىبيند.[1]
اگر نشانه حيض را داشته باشد (حيض است) و اگر نشانه حيض را نداشته باشد اگر خويشانى دارد بعدد ايام آنها حيض قرار دهد و اگر ندارد بايد هفت روز اول حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.
امام (تحرير الوسيله، ج 1، ص 55) گلپايگانى (وسيلة النجاة، ج 1، ص 70)
تذكر: 1- اگر هنگام ولادت تا روز دهم خون نبيند ولى روز يازدهم خون ببيند و يا اصلا خون نبيند آن خون نفاس نيست. (تحرير الوسيله، ج 1، ص 61) (وسيله النجاة، ج 1، ص 69)
تذكر: 2- خون نفاس بيشتر از ده روز نمىشود و ابتداء حساب كردن بعد از بدنيا آمدن بچه است. (تحرير الوسيله، ج 1، ص 61) (وسيلة النجاة، ج 1، ص 69)
احكام بعد از زايمانآنچه بر حائض حرام و واجب و مستحب و مكروه بود بر زن نفساء هم هست.
امام (تحرير الوسيله، ج 1، ص 62، مسئله 6) گلپايگانى (وسيلة النجاة، ج 1، ص 70، مسئله 5)
[1]- گلپايگانى: و بعد از گذشتن ده روز( دوم) اگر خونى را كه مىبيند در روزهاى عادتش باشد حيض است چه نشانه حيض داشته باشد يا نداشته باشد. و هم همچنين است اگر در روزهاى عادتش نباشد ولى نشانه حيض داشته باشد و اگر بعد از گذشتن ده روز از نفاس در روزهايى كه عادت حيض او نباشد خونى ببيند كه نشانه حيض نداشته باشد بايد احتياطا تا وقتى كه ممكن است آن خون حيض باشد آنچه را بر حائض حرام است ترك كند و كارهاى مستحاضه را بجا آورد.( توضيح المسائل، مسئله 525)
چيزهايى كه بر نفساء حرام است
احكام و وظايف زن نفساء
در حال نفاس
1- توقف در مساجد. (عروة الوثقى، ج 1، ص 364، مسئله 10)
2- رفتن در مسجد الحرام و مسجد پيغمير (ص) اگرچه از يك در داخل و از ديگر خارج شود.
3- گذاشتن چيزى در مسجد.
4- رساندن جايى از بدن را به خط قرآن يا به اسم خدا و بنابر احتياط واجب به اسم پياميران و امامان (ع).
5- خواندن سورههايى كه سجده واجب دارد.[1]
6- جماع (نزديكى) كردن و اگر جماع كرد بنابر احتياط واجب كفاره دارد.[2]امام (مسئله 514) گلپايگانى (مسئله 520)
7- عبادتهايى كه مانند نماز با وضو يا غسل يا تيمم بجا آورده شود.
امام (مسئله 513) گلپايگانى (مسئله 519)
توجّهطلاق دادن زن هم در حال نفاس باطل مىباشد. امام (مسئله 514)
گلپايگانى (مسئله 530)
كارهايى كه بايد انجام دهد
وقتى در ظاهر پاك
شد اگر احتمال دهد كه در باطن خون هست بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند كه اگر پاك است براى عبادتهاى خود غسل كند. امام (مسئله 516) گلپايگانى (مسئله 522)
وقتى پاك شد
1- بايد غسل كند (به نيست غسل نفاس).
2- عبادتهاى خور را بجا آورد.
3- اگر دوباره خون ببيند چنانچه روزهايى كه خون ديده با
[1]- گلپايگانى: خواندن آيههائى كه سجده واجب دارند.( مسئله 520)
[2]- گلپايگانى: بنابر احتياط مستحب كفاره دارد. مسئله 520)
روزهايى كه در وسط پاك بوده روى هم ده روز يا كمتر از ده روز باشد، تمام آن نفاس است و اگر روزهايى كه پاك بوده روزه گرفته بايد قضا نمايد.[1]امام (مسئله 515) گلپايگانى (مسئله 512)
4- اگر نفساء روزه از او قضاء شده بعدا بايد قضاى روزههاى را بگيرد.
(عروة الوثقى، ج 1، ص 364)
به دو حديث توجه فرمائيد:
1- پيامبر (ص) فرمود:
از هنگامى كه زن آبستن مىشود سپس وضع حمل مىكند، آنگاه بچه را شير مىدهد تا از شير خوردن باز گرفته شود در تمام اين مدت زن همانند مردى است كه در ميدان جنگ جهاد مىنمايد، اگر در اين مدت بميرد درست به منزله يك شهيد است.[2]
2- امام صادق (ع) از امام باقر (ع) نقل فرموده:
بدرستى كه خداوند تبارك و تعالى قرار داد براى زن صبر ده مرد را (ده برابر مرد) پس هنگامى كه زايمان نمود خداوند به اندازه ده برابر مرد ديگر صبر و استقامت او را زياد مىگرداند.[3]
برخى از آداب فرزنددارى
خوب است بانوان بدانند كه در ايام باردارى و بعد از آن آدابى وجود دارد كه عمل به آنها ثمرههاى شايان و نتايج قابل توجهى در بر خواهد داشت كه در اينجا به مناسبت بحث نفاس به گوشهاى از آنها اجمالا اشاره مىشود:
قبل از زايمان
چون بدن انسان به انواع ويتامينها نيازمند است و زن باردار علاوه بر خود، حامل فرزند
[1]- گلپايگانى: بنابر احتياط واجب روزهايى را كه خون ديده نفاس قرار دهد و در روزهايى كه در بين پاك بوده آنچه را بر نفساء حرام است ترك كند و عبادتهاى خود را بجا آورد.( مسئله 521)
[2]- مكارم الاخلاق، ج 1، ص 268)
[3]- سفينة البحار، ج 2، ص 586)
هم مىباشد و طبيعتا استخوانبندى و تغذيه بچه در شكم مادر با حكمت الهيه از همان غذايى كه مادر استفاده مىكند تأمين مىگردد(غذاؤه ممّا يأكل امّه و يشرب ممّا يشرب)[1]و از سوى ديگر به دليل تأثير غذا در رحم و روح، مادر بايد توجه داشته باشد كه اوّلا لقمهاى كه به دهان مىگذارد حلال بوده و از غذاهاى شبههناك خصوصا در آن ايام جدّا پرهيز نمايد كه بى توجهى به اين امر قطعا آثار سوء دربر خواهد داشت و شيطان هم از راه غذاى حرام در انعقاد نطفه شركت مىكند، ثانيا از غذاهايى كه پروتئين فراون دارد مانند گوشت گوسفند، ماهى، مرغ، تخممرغ، پنير و بطور كلى حبوبات و كلسيم كه براى ساخته شدن استخوان لازم بوده و در شير بيشتر وجود دارد يا آهن كه براى رفع كمخونى در گوشت و جگر و سبزيها (خصوصا اسفناج) و سيبزمنى و عدس و لوبيا و بادام و فندق هست استفاده كند كه تجربه نشان داده در رشد و نمو جنين و سلامتى ماد و لطافت جسمى طفل تأثير مثبت خواهد داشت و علاوه اثر روحى هم دارد، مادر در هنگام آبستنى اگر از غذاهاى مقوّى مثل سيب و خرما استفاده كند در شكيبايى وشجاعت فرزند مؤثر خواهد بود و در رواياتى اشاره شده خوردن «به»- خصوصا صبح ناشتا- فرزند را خوشبو و زيبا مىنمايد و مايه قوّت قلب و روشنايى ضمير مىباشد، و همجنين مكيدن كندر موجب ازدياد عقل و قوه حافظه و شجاعت طفل مىگردد، و سفارش شده در همان ماهى كه وضع حمل مىكند خرما بخورد كه فرزند را بردبار و پرهيزگار خواهد نمود.[2](بديهى است براى زن آبستن افراط در خوردن از هر نوعى كه باشد ممنوع است).
گذشته از همه اينها آن حالات روحى مادر از اهميّت بيشترى برخوردار است، بطور مثال اگرچه فكر گناه، گناه محصوب نمىشود ولى زن آبستن در ايّامى كه بچّه در شكم دارد اگر فكر گناه بكند مسلّم در قلب و روح جنين اثر سوء خواهد داشت و اگر نطفه فرزند در
[1]- بحار، ج 60، ص 342، حديث 23)
[2]- مكارم الاخلاق، ص 87- حلية المتّقين، ص 82- فروع كافى، ج 6، ص 23 و 24 و كتابهاى نظير طب و بهداشت، ص 32 و طب الصادق( ع).