بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

حضرت مجتبى7، بود[1].

چنان كه خود در كشف المحجّة در تاريخ ولادت و تحصيلات خود مى‌گويد، پيش از نيم روز پنج شنبه 15 محرّم 589 ق در حلّه پاى به جهان گذاشت و در آن شهر بزرگ شد. آن گاه به بغداد كوچ كرد و حدود 15 سال در روزگار حكومت عبّاسيان در آن جا زيست. در اواخر دوره‌ى مستنصر عبّاسى (در گذشته به سال 640 ق) به حلّه بازگشت. چندى در زادگاه خويش بود تا به جوار مولاى متّقيان7هجرت كرد. سه سال در نجف اشرف ماند و پس از آن، سه سال نيز در كربلا مجاورت گزيد. آن گاه به كاظمين رفت و در آن شهر هم سه سال ماند. تصميم داشت سه سال نيز در سامرّا زندگى كند؛ ولى در آن روز و روزگار، سامرّا مانند صومعه‌اى بود در بيابان (و ماندن دراز مدّت در آن شدنى نبود). بنا به مصلحت، در 652 ق در دوره‌ى هجوم مغولان به بغداد بازگشت و تا هنگامه‌ى افتادن آن شهر به دست مغولان در آن ماند و از نزديك دردها و بيم‌ها را ديد. او خود در كشف المحجّة در اين باره مى‌گويد:

تاتار در 18 محرّم 656 ق بغداد را گرفتند. شبى را با هراس‌هاى دنيايى گذرانديم و خداوند بزرگ ما را از آن نگرانى‌ها رهاند.[2]به روزگار مستنصر عبّاسى گاهى پذيرش منصب افتاء بدو تحميل مى‌شد و گاه نقابت خاندان‌هاى سادات؛ حتّى وزارت را هم به او پيشنهاد كردند كه نپذيرفت. در سال 616 از سوى هولاكو توليت نقابت در كلّ عراق را از وى خواستند و اين تنها منصبى بود كه قبول كرد. به هنگام نصب در اين سمت، بر تختى سبز نشسته بود. علىّ بن حمزه‌ى شاعر به تبريك چنين سرود:

- اين على فرزند موسى بن جعفر چونان آن على زاده‌ى موسى بن جعفر [:‌] است.

[1]اين نسب بر اساس ثبت خود اوست در الإجازات( چاپ شده در بحار الأنوار 107: 37- 38) و آنچه در جاهاى ديگر آورده‌اند خلاصه يا كم دقّت يا نادرست مى‌نمايد.

[2]كشف المحجّة: 115؛ فرج المهموم: 147؛ اقبال: 568.


صفحه 11

- چنان كه آن حضرت، به گاه امامت، بر جايگاهى سبز نشست، او نيز در هنگام نقابت به جايگاهى سبز تكيه زده است.

داستان اين بود كه مأمون عبّاسى- وقتى امام هشتم7را به ولايت عهد خويش تعيين كرد- لباسى سبز رنگ بر حضرتش پوشاند و روى دو پشتى بزرگ سبز بر نشاند و مردم را فرمان داد تا لباس‌هاى سبز رنگ پوشند.[1]سه سال و يازده ماه از دوران نقابت ابن طاوس گذشته بود كه پيك اجل او را فراخواند.[2]سيّد با مؤيّد الدّين قمى‌[3]وزير سه خليفه‌ى عبّاسى، ناصر و پسرش ظاهر و مستنصر، رابطه و دوستى عميق داشت؛ چنان كه با ابن العلقمى‌[4]و فرزندش، محمّد بن محمّد بن احمد خزانه‌دار، بسيار پيوند داشت.

هنگامى كه هولاكو در سال 656 ق بغداد را فتح كرد فرمان داد تا از علما فتوا بخواهند: آيا پادشاه كافر دادگر بهتر است يا پادشاه مسلمان ستمگر؟

عالمان را براى پاسخ گويى در مستنصريّه گرد آوردند. وقتى مسأله را دانستند از پاسخ در ماندند. جناب سيّد در مجلس بود و مورد احترام همه. چون ديد همه خاموش مانده‌اند، برگه را گرفت و به خطّ خويش نوشت: كافر دادگر از مسلمان ستمگر بهتر است. همه‌ى علما به دنبال او پاسخ وى را كتبا تأييد كردند.[5]

خاندان، برادران و فرزندان شايسته‌

الف. پدرش‌

شريف سعد الدّين ابو ابراهيم سيّد موسى بن جعفر[6]بن محمّد بن احمد بن‌

[1]الكنى و الألقاب 1: 340.

[2]بحار الأنوار 107: 45.

[3]محمّد بن محمّد بن عبد الكريم بن برز( 557- 630).

[4]ابو طالب محمّد بن احمد بن محمّد بن على( 593- 656) استاد سراى مستنصر و مستعصم و وزير اين آخرين خليفه‌ى عبّاسى.

[5]الآداب السّلطانيّه: 11.

[6]داماد شيخ ابو جعفر طوسى.


صفحه 12

محمّد بن طاوس از راويان حديث بود. او روايات خويش را در برگه‌هايى پراكنده نوشت. فرزندش سيّد رضى الدّين (مؤلّف كتاب) آن را در 4 مجلّد گرد آورد و «فرحة النّاظر و بهجة الخاطر ممّا رواه والدي موسى بن جعفر» ناميد.

از چند محدّث از جمله علىّ بن محمّد مدائنى و حسين بن رطبه روايت مى‌كند و پسرش (مؤلّف كتاب) از وى. او در قرن هفتم در گذشت و در نجف اشرف به خاك سپرده شد.[1]

ب. مادرش‌

مادر سيّد ابن طاوس دختر جناب ابو الحسين ورّام بن ابى فراس (صاحب مجموعه‌ى ورّام) است.[2]بنا بر اين، آن عالم بزرگ- چنان كه سيّد خود در آثار خويش آورده است- نياى مادرى است. مادر پدرش (ابو ابراهيم) نيز دخترزاده‌ى شيخ طوسى بود. از اين رو خيلى جاها در نوشته‌ها شيخ طوسى را «جدّم» يا «جدّ پدرم» و شيخ ابو على حسن فرزند شيخ طوسى‌[3]را «دايى‌ام» يا «دايى پدرم» مى‌خواند.

ج. برادرانش‌

1. جمال الدّين احمد بن موسى فقيه سادات و بزرگ و پناه فقيهان بود. او آثار قلمى فراوان داشت كه به حدود 80 مى‌رسيد؛ از جمله: «البشرى» (6 جزء در فقه)، «شواهد القرآن»، «بناء المقالة العلويّة».

[1]بحار الأنوار 107: 39.

[2]سخن شيخ يوسف بحرانى در لؤلؤة البحرين و به تبع وى، خوانسارى در روضات الجنّات- مبنى بر اين كه مادر سيّد دختر شيخ طوسى بوده است- به چند دليل نادرست است. رك. خاتمة مستدرك الوسائل 3: 471.

[3]كه بخش نخست امالى( تا جزء 18) را از پدرش شيخ الطّائفه ابو جعفر محمّد بن حسن بن علىّ بن حسن طوسى خراسانى( رمضان 385- محرّم 460) روايت كرده است.


صفحه 13

او از استادان علّامه‌ى حلّى و ابن داود حلّى صاحب كتاب رجال بود.

ابن داود در رجال خويش‌[1]در باره‌ى او مى‌گويد:

او مرا بزرگ كرد و آموزش داد و به من نيكى نمود.

سيّد احمد 9 سال پس از برادرش، يعنى در سال 673، در گذشت.

2. سيّد محمّد شرف الدّين، در واقعه‌ى سقوط بغداد به دست مغول در سال 656 به شهادت رسيد.

3. سيّد حسن عزّالدّين، در سال 654 در گذشت.[2]

د. همسرش‌

همسرش زهرا خاتون دختر نصير الدّين ابو الحسن ناصر بن مهدى بن حمزه علوى رازى مازندرانى (- 617) وزير خليفه الناصر لدين اللَّه بود. پس از كوچ به كاظمين با او ازدواج كرد.

ه. فرزندانش‌

1. صفىّ الدّين محمّد ملقّب به مصطفى، او روز سه شنبه 9 محرّم 643 در حلّه پا به جهان گذاشت. پدرش «كشف المحجّة» را در سفارش به او نوشت. او پس از پدر عهده‌دار سمت نقابت شد. در سال 680 در گذشت و فرزندى از خود به جاى نگذاشت.

2. رضي الدّين على، وى- كه هم نام و هم لقب پدر بود- روز جمعه 8 محرّم 648 زاده شد. «زوائد الفوائد» را از وى دانسته‌اند كه در اعمال و آداب شايسته‌ى سال است. پس از برادر، نقابت را به عهده گرفت كه در خاندانش باقى ماند.

3. شرف الأشراف، پدرش در «سعد السّعود» در باره‌اش گويد:

دخترم، شرف الأشراف، قرآن مجيد را در 12 سالگى حفظ كرد.

[1]ص 46.

[2]عمدة الطّالب: 19.


صفحه 14

4. فاطمه، در باره‌ى او نيز در همان كتاب چنين گويد:

آن چه از مصحف بزرگ و كامل 4 جزئى نقل مى‌كنم و آن را براى دخترم فاطمه- كه پيش از 9 سالگى قرآن كريم را از بر داشته است- وقف كرده‌ام ...

ستايش‌ها

همه‌ى شرح حال نويسان پس از سيّد، او را ستوده و به دانش و فضيلت و پارسايى و عبادت و بزرگوارى ياد كرده‌اند.

علّامه حاجى نورى در خاتمة المستدرك‌[1]:

سيّد بسيار جليل و كامل و سعادتمند و پارساترين و زاهدترين، آن داراى كرامت‌هاى درخشان، رضي الدّين ابو القاسم و ابو الحسن علىّ بن سعد الدّين موسى بن جعفر، طاوس خاندان طاوس، آن كه همه‌ى بزرگان از هر طريقت و هر مشرب، به ظهور كرامت‌ها جز از او هم سخن نبوده‌اند؛ نه بر پيش‌تر از وى و نه پس از وى.

آن گاه به تبرّك، كرامت‌هايى از آن بزرگ مى‌آورد. همو مى‌گويد:

آن مرحوم از بزرگ‌ترين بزرگ دارندگان شعائر خداوندى است. در هيچ نوشته‌اش نام مبارك پروردگار را ياد نمى‌كند جز آن كه مى‌افزايد: جلّ جلاله.[2]شيخ حرّ عاملى در أمل الآمل مى‌گويد[3]:

جايگاه علمى و فضيلت و زهد و عبادت و وثوق و فقه و بزرگى و پارسايى او مشهورتر از آن است كه به ياد كردن نياز باشد. او شاعر و اديب و سخنورى بليغ نيز بود.

علّامه شيخ اسد اللَّه دزفولى كاظمينى شوشترى در مقابس الأنوار و نفائس الأسرار[4]مى‌گويد:

[1]ج 3، ص 367.

[2]همان 3: 469.

[3]ج 2، ص 205.

[4]ص 16.


صفحه 15

سيّد پر اعتبار، بزرگوار شايان اعتماد، عالم عبادتگر، زاهد پاك و پاكيزه، زمام دار فضيلت‌ها و افتخارات، صاحب دعاها و مقامات و مكاشفه‌ها و كرامت‌ها، مظهر فيض روشن و لطف نهان و آشكار (الهى).

شيخ ابو الحسن سليمان بن عبد اللَّه بحرانى ما حوزى در البلغة مى‌گويد:

صاحب كرامت‌ها و مقام‌ها كه در ميان علماى ما عابدتر و پارساتر از او نبوده است.[1]محدّث قمى مى‌گويد:

رضي الدّين ابو القاسم علىّ بن موسى بن جعفر بن طاوس حسنى حسينى، سرور شكوهمند و پارساترين و زاهدترين و الگوى عارفان .... او مجمع كمالات بلند مرتبه بود؛ حتّى شعر و ادب و سخن و اين فضل خداوندى است كه به هر كس خود بخواهد مى‌بخشد.[2]همو مى‌گويد:

سيّد رضي الدّين ابو القاسم، آن والاترين و پارساترين و زاهدترين و خجسته‌ترين، الگوى عارفان و روشنى بخش شب زنده‌داران، داراى كرامت‌هاى درخشان و امتيازات پر افتخار، طاوس خاندان طاوس، سيّد ابن طاوس كه خداوند تربتش را پاكيزه دارد و در جهان بالا نامش را بلند دارد![3]

استادان و صاحبان اجازه‌ى روايتى‌

1- شيخ اسعد بن عبد القاهر بن اسعد اصفهانى، مؤلّف رشح الولاء (شرح دعاى صنمي قريش) تاريخ اجازه: صفر 635.

2- بدر بن يعقوب مقرى اعجمى.[4]

[1]منتهى المقال: 357.

[2]الكنى و الألقاب 1: 339.

[3]الفوائد الرّضويّة: 330.

[4]نام او را به دو گونه‌ى بدر يا بدر( پدر) احتمال داده‌اند. رك. طبقات أعلام الشّيعة( الأنوار السّاطعة في المائة السّابعة): 24( پاورقى).


صفحه 16

3- تاج الدّين حسن بن علىّ دربى.

4- شيخ حسين بن احمد سوراوى. سيّد در فلاح السّائل گويد: «او در جمادى الآخر 609 به من اجازه‌ى نقل حديث داد.» 5- حسين بن عبد الكريم غروى.

6- كمال الدّين حيدر بن محمّد بن زيد بن محمّد بن عبد اللَّه حسينى، روز شنبه 16 جمادى الآخر 620 نزد او حديث خواند و اجازه گرفت.

7- سديد الدّين سالم بن محفوظ بن عزيزة بن وشّاح سوراوى حلّى، مؤلّف، تبصره و بخشى از منهاج اين استاد را نزد او خواند.

8- ابو الحسن علىّ بن يحيى بن علىّ حنّاط، (منسوب است به حنطة (گندم) بر اساس برخى نسخه‌ها) يا خيّاط (بر اساس نسخه‌ى ديگر) يا حافظ (بر اساس نسخه‌اى ديگر). مؤلّف خود گويد كه در سال 609 از او اجازه دريافت كرد.

9- شمس الدّين فخار بن معدّ بن فخار بن احمد بن محمّد بن محمّد موسوى [حائرى (- 630)].

10- نجيب الدّين محمّد سوراوى (نام بر اساس برخى اجازه‌هاست و بنا بر رياض: شيخ يحيى بن محمّد بن يحيى سوراوى‌[1]).

11- ابو حامد محيى الدّين محمّد بن عبد اللَّه بن علىّ بن زهره حسينى حلبى.

12- محبّ الدّين محمّد بن محمود بن حسن بن هبة اللَّه معروف به ابن النّجّار بغدادى (578- 643) صاحب كتاب «ذيل تاريخ بغداد».

13- صفىّ الدّين محمّد بن معدّ بن علىّ بن رافع بن معدّ بن علىّ موسوى.

14- شيخ نجيب الدّين محمّد بن جعفر بن هبة اللَّه بن نما.

15- پدرش، سيّد موسى بن جعفر بن محمّد طاوس.

[1]رياض العلماء 5: 375- 376.


صفحه 17

شاگردان و راويان‌

1- ابراهيم بن محمّد بن احمد بن صالح قسّينى. در 664 (همان سالى كه در گذشت) بدو اجازه‌ى نقل حديث داد.

2- فقيه نسب‌شناس سيّد احمد بن محمّد بن علىّ علوى.

3- جعفر بن محمّد بن احمد بن صالح قسّينى (برادر نام برده در رديف 1).

4- شيخ تقىّ الدّين حسن بن علىّ بن داود حلّى (647-).

5- علّامه جمال الدّين حسن بن يوسف بن علىّ بن محمّد بن مطهّر حلّى (648- 726).

6- سيّد غياث الدّين عبد الكريم بن احمد بن طاوس (648- 693) برادرزاده‌اش و صاحب فرحة الغريّ.

7- فرزندش، سيّد على بن على بن طاوس، صاحب زوائد الفوائد (647-).

8- علىّ بن محمّد بن احمد بن صالح قسّينى (برادر نام بردگان رديف 1 و 3) نيز در سال وفات خود او را اجازه داد.

9- شيخ شمس الدّين محمّد بن احمد بن صالح قسّينى (پدر نام بردگان رديف 1 و 3 و 8).

10- سيّد محمّد بن بشير حسينى علوى.

11- فرزند ديگرش سيّد محمّد بن علىّ بن طاوس (643-).

12- سيّد نجم الدّين محمّد موسوى نقيب كاظمين.

13- شيخ جمال الدّين يوسف بن حاتم شامى.

14- سديد الدّين يوسف بن علىّ بن مطهّر (پدر علّامه‌ى حلّى).

آثار گران بها

1- الإبانة في معرفة أسماء كتب الخزانة.

2- الإجازات لكشف طرق المفازات فيما يحصى من الإجازات.

3- أسرار الصّلاة و أنوار الدّعوات.