بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

محمّد بن طاوس از راويان حديث بود. او روايات خويش را در برگه‌هايى پراكنده نوشت. فرزندش سيّد رضى الدّين (مؤلّف كتاب) آن را در 4 مجلّد گرد آورد و «فرحة النّاظر و بهجة الخاطر ممّا رواه والدي موسى بن جعفر» ناميد.

از چند محدّث از جمله علىّ بن محمّد مدائنى و حسين بن رطبه روايت مى‌كند و پسرش (مؤلّف كتاب) از وى. او در قرن هفتم در گذشت و در نجف اشرف به خاك سپرده شد.[1]

ب. مادرش‌

مادر سيّد ابن طاوس دختر جناب ابو الحسين ورّام بن ابى فراس (صاحب مجموعه‌ى ورّام) است.[2]بنا بر اين، آن عالم بزرگ- چنان كه سيّد خود در آثار خويش آورده است- نياى مادرى است. مادر پدرش (ابو ابراهيم) نيز دخترزاده‌ى شيخ طوسى بود. از اين رو خيلى جاها در نوشته‌ها شيخ طوسى را «جدّم» يا «جدّ پدرم» و شيخ ابو على حسن فرزند شيخ طوسى‌[3]را «دايى‌ام» يا «دايى پدرم» مى‌خواند.

ج. برادرانش‌

1. جمال الدّين احمد بن موسى فقيه سادات و بزرگ و پناه فقيهان بود. او آثار قلمى فراوان داشت كه به حدود 80 مى‌رسيد؛ از جمله: «البشرى» (6 جزء در فقه)، «شواهد القرآن»، «بناء المقالة العلويّة».

[1]بحار الأنوار 107: 39.

[2]سخن شيخ يوسف بحرانى در لؤلؤة البحرين و به تبع وى، خوانسارى در روضات الجنّات- مبنى بر اين كه مادر سيّد دختر شيخ طوسى بوده است- به چند دليل نادرست است. رك. خاتمة مستدرك الوسائل 3: 471.

[3]كه بخش نخست امالى( تا جزء 18) را از پدرش شيخ الطّائفه ابو جعفر محمّد بن حسن بن علىّ بن حسن طوسى خراسانى( رمضان 385- محرّم 460) روايت كرده است.


صفحه 13

او از استادان علّامه‌ى حلّى و ابن داود حلّى صاحب كتاب رجال بود.

ابن داود در رجال خويش‌[1]در باره‌ى او مى‌گويد:

او مرا بزرگ كرد و آموزش داد و به من نيكى نمود.

سيّد احمد 9 سال پس از برادرش، يعنى در سال 673، در گذشت.

2. سيّد محمّد شرف الدّين، در واقعه‌ى سقوط بغداد به دست مغول در سال 656 به شهادت رسيد.

3. سيّد حسن عزّالدّين، در سال 654 در گذشت.[2]

د. همسرش‌

همسرش زهرا خاتون دختر نصير الدّين ابو الحسن ناصر بن مهدى بن حمزه علوى رازى مازندرانى (- 617) وزير خليفه الناصر لدين اللَّه بود. پس از كوچ به كاظمين با او ازدواج كرد.

ه. فرزندانش‌

1. صفىّ الدّين محمّد ملقّب به مصطفى، او روز سه شنبه 9 محرّم 643 در حلّه پا به جهان گذاشت. پدرش «كشف المحجّة» را در سفارش به او نوشت. او پس از پدر عهده‌دار سمت نقابت شد. در سال 680 در گذشت و فرزندى از خود به جاى نگذاشت.

2. رضي الدّين على، وى- كه هم نام و هم لقب پدر بود- روز جمعه 8 محرّم 648 زاده شد. «زوائد الفوائد» را از وى دانسته‌اند كه در اعمال و آداب شايسته‌ى سال است. پس از برادر، نقابت را به عهده گرفت كه در خاندانش باقى ماند.

3. شرف الأشراف، پدرش در «سعد السّعود» در باره‌اش گويد:

دخترم، شرف الأشراف، قرآن مجيد را در 12 سالگى حفظ كرد.

[1]ص 46.

[2]عمدة الطّالب: 19.


صفحه 14

4. فاطمه، در باره‌ى او نيز در همان كتاب چنين گويد:

آن چه از مصحف بزرگ و كامل 4 جزئى نقل مى‌كنم و آن را براى دخترم فاطمه- كه پيش از 9 سالگى قرآن كريم را از بر داشته است- وقف كرده‌ام ...

ستايش‌ها

همه‌ى شرح حال نويسان پس از سيّد، او را ستوده و به دانش و فضيلت و پارسايى و عبادت و بزرگوارى ياد كرده‌اند.

علّامه حاجى نورى در خاتمة المستدرك‌[1]:

سيّد بسيار جليل و كامل و سعادتمند و پارساترين و زاهدترين، آن داراى كرامت‌هاى درخشان، رضي الدّين ابو القاسم و ابو الحسن علىّ بن سعد الدّين موسى بن جعفر، طاوس خاندان طاوس، آن كه همه‌ى بزرگان از هر طريقت و هر مشرب، به ظهور كرامت‌ها جز از او هم سخن نبوده‌اند؛ نه بر پيش‌تر از وى و نه پس از وى.

آن گاه به تبرّك، كرامت‌هايى از آن بزرگ مى‌آورد. همو مى‌گويد:

آن مرحوم از بزرگ‌ترين بزرگ دارندگان شعائر خداوندى است. در هيچ نوشته‌اش نام مبارك پروردگار را ياد نمى‌كند جز آن كه مى‌افزايد: جلّ جلاله.[2]شيخ حرّ عاملى در أمل الآمل مى‌گويد[3]:

جايگاه علمى و فضيلت و زهد و عبادت و وثوق و فقه و بزرگى و پارسايى او مشهورتر از آن است كه به ياد كردن نياز باشد. او شاعر و اديب و سخنورى بليغ نيز بود.

علّامه شيخ اسد اللَّه دزفولى كاظمينى شوشترى در مقابس الأنوار و نفائس الأسرار[4]مى‌گويد:

[1]ج 3، ص 367.

[2]همان 3: 469.

[3]ج 2، ص 205.

[4]ص 16.


صفحه 15

سيّد پر اعتبار، بزرگوار شايان اعتماد، عالم عبادتگر، زاهد پاك و پاكيزه، زمام دار فضيلت‌ها و افتخارات، صاحب دعاها و مقامات و مكاشفه‌ها و كرامت‌ها، مظهر فيض روشن و لطف نهان و آشكار (الهى).

شيخ ابو الحسن سليمان بن عبد اللَّه بحرانى ما حوزى در البلغة مى‌گويد:

صاحب كرامت‌ها و مقام‌ها كه در ميان علماى ما عابدتر و پارساتر از او نبوده است.[1]محدّث قمى مى‌گويد:

رضي الدّين ابو القاسم علىّ بن موسى بن جعفر بن طاوس حسنى حسينى، سرور شكوهمند و پارساترين و زاهدترين و الگوى عارفان .... او مجمع كمالات بلند مرتبه بود؛ حتّى شعر و ادب و سخن و اين فضل خداوندى است كه به هر كس خود بخواهد مى‌بخشد.[2]همو مى‌گويد:

سيّد رضي الدّين ابو القاسم، آن والاترين و پارساترين و زاهدترين و خجسته‌ترين، الگوى عارفان و روشنى بخش شب زنده‌داران، داراى كرامت‌هاى درخشان و امتيازات پر افتخار، طاوس خاندان طاوس، سيّد ابن طاوس كه خداوند تربتش را پاكيزه دارد و در جهان بالا نامش را بلند دارد![3]

استادان و صاحبان اجازه‌ى روايتى‌

1- شيخ اسعد بن عبد القاهر بن اسعد اصفهانى، مؤلّف رشح الولاء (شرح دعاى صنمي قريش) تاريخ اجازه: صفر 635.

2- بدر بن يعقوب مقرى اعجمى.[4]

[1]منتهى المقال: 357.

[2]الكنى و الألقاب 1: 339.

[3]الفوائد الرّضويّة: 330.

[4]نام او را به دو گونه‌ى بدر يا بدر( پدر) احتمال داده‌اند. رك. طبقات أعلام الشّيعة( الأنوار السّاطعة في المائة السّابعة): 24( پاورقى).


صفحه 16

3- تاج الدّين حسن بن علىّ دربى.

4- شيخ حسين بن احمد سوراوى. سيّد در فلاح السّائل گويد: «او در جمادى الآخر 609 به من اجازه‌ى نقل حديث داد.» 5- حسين بن عبد الكريم غروى.

6- كمال الدّين حيدر بن محمّد بن زيد بن محمّد بن عبد اللَّه حسينى، روز شنبه 16 جمادى الآخر 620 نزد او حديث خواند و اجازه گرفت.

7- سديد الدّين سالم بن محفوظ بن عزيزة بن وشّاح سوراوى حلّى، مؤلّف، تبصره و بخشى از منهاج اين استاد را نزد او خواند.

8- ابو الحسن علىّ بن يحيى بن علىّ حنّاط، (منسوب است به حنطة (گندم) بر اساس برخى نسخه‌ها) يا خيّاط (بر اساس نسخه‌ى ديگر) يا حافظ (بر اساس نسخه‌اى ديگر). مؤلّف خود گويد كه در سال 609 از او اجازه دريافت كرد.

9- شمس الدّين فخار بن معدّ بن فخار بن احمد بن محمّد بن محمّد موسوى [حائرى (- 630)].

10- نجيب الدّين محمّد سوراوى (نام بر اساس برخى اجازه‌هاست و بنا بر رياض: شيخ يحيى بن محمّد بن يحيى سوراوى‌[1]).

11- ابو حامد محيى الدّين محمّد بن عبد اللَّه بن علىّ بن زهره حسينى حلبى.

12- محبّ الدّين محمّد بن محمود بن حسن بن هبة اللَّه معروف به ابن النّجّار بغدادى (578- 643) صاحب كتاب «ذيل تاريخ بغداد».

13- صفىّ الدّين محمّد بن معدّ بن علىّ بن رافع بن معدّ بن علىّ موسوى.

14- شيخ نجيب الدّين محمّد بن جعفر بن هبة اللَّه بن نما.

15- پدرش، سيّد موسى بن جعفر بن محمّد طاوس.

[1]رياض العلماء 5: 375- 376.


صفحه 17

شاگردان و راويان‌

1- ابراهيم بن محمّد بن احمد بن صالح قسّينى. در 664 (همان سالى كه در گذشت) بدو اجازه‌ى نقل حديث داد.

2- فقيه نسب‌شناس سيّد احمد بن محمّد بن علىّ علوى.

3- جعفر بن محمّد بن احمد بن صالح قسّينى (برادر نام برده در رديف 1).

4- شيخ تقىّ الدّين حسن بن علىّ بن داود حلّى (647-).

5- علّامه جمال الدّين حسن بن يوسف بن علىّ بن محمّد بن مطهّر حلّى (648- 726).

6- سيّد غياث الدّين عبد الكريم بن احمد بن طاوس (648- 693) برادرزاده‌اش و صاحب فرحة الغريّ.

7- فرزندش، سيّد على بن على بن طاوس، صاحب زوائد الفوائد (647-).

8- علىّ بن محمّد بن احمد بن صالح قسّينى (برادر نام بردگان رديف 1 و 3) نيز در سال وفات خود او را اجازه داد.

9- شيخ شمس الدّين محمّد بن احمد بن صالح قسّينى (پدر نام بردگان رديف 1 و 3 و 8).

10- سيّد محمّد بن بشير حسينى علوى.

11- فرزند ديگرش سيّد محمّد بن علىّ بن طاوس (643-).

12- سيّد نجم الدّين محمّد موسوى نقيب كاظمين.

13- شيخ جمال الدّين يوسف بن حاتم شامى.

14- سديد الدّين يوسف بن علىّ بن مطهّر (پدر علّامه‌ى حلّى).

آثار گران بها

1- الإبانة في معرفة أسماء كتب الخزانة.

2- الإجازات لكشف طرق المفازات فيما يحصى من الإجازات.

3- أسرار الصّلاة و أنوار الدّعوات.


صفحه 18

4- الأسرار المودعة في ساعات اللّيل و النّهار.

5- الاصطفاء في تاريخ الملوك و الخلفاء.

6- إغاثة الدّاعي و إعانة السّاعي.

7- الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرّة في السّنة.

8- الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان. ترجمه‌ى اين كتاب را پيش رو داريد.

9- أنوار أخبار أبي عمرو الزّاهد.

10- الأنوار الباهرة في انتصار العترة الطّاهرة.

11- البهجة لثمرة المهجة.

12- التّحصين في أسرار ما زاد على كتاب اليقين.

13- التّعريف للمولد الشريف.

14- التّوفيق للوفاء بعد التفريق في دار الفناء.

15- جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع.

16- الدّروع الواقية في الأخطار في ما يعمل في كلّ شهر على التّكرار.

17- ربيع الألباب.

18- روح الأسرار و روح الأسمار.

19- ريّ الظّمآن من مرويّ محمّد بن عبد اللَّه بن سليمان.

20- زهرة الرّبيع في أدعية الأسابيع.

21- سعد السّعود.

22- شفاء العقول من داء الفضول؛ در اعتقادات.

23- الطّرائف في معرفة مذاهب الطّوائف.

24- طرف من الأنباء و المناقب.

25- غياث سلطان الورى لسكّان الثرى.

26- فتح الأبواب بين ذوي الألباب و بين ربّ الأرباب.

27- فتح محجوب الجواب الباهر في شرح وجوب خلق الكافر.


صفحه 19

28- فرج المهموم في معرفة الحلال و الحرام من علم النجوم.

29- فرحة النّاظر و بهجة الخاطر.

30- فلاح السّائل و نجاح المسائل.

31- القبس الواضح من كتاب الجليس الصّالح‌[1].

32- كشف المحجّة لثمرة المهجة.

33- لباب المسرّة من كتاب مزار ابن أبي قرّة.

34- المجتنى من الدّعاء المجتبى.

35- محاسبة النّفس محاسبة الملائكة الكرام آخر كلّ يوم من الذّنوب و الآثام.

36- مسالك المحتاج إلى مناسك الحاجّ.

37- مصباح الزّائر و جناح المسافر.

38- مضمار السّبق في ميدان الصّدق.

39- الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر.

40- الملهوف على قتلى الطّفوف.

41- المنتقى من العوذ و الرّقى.

42- المواسعة و المضايقة.

43- مهج الدّعوات و منهج العنايات.

44- اليقين باختصاص مولانا أمير المؤمنين عليّ7بإمرة المؤمنين.

درگذشت و آرامگاه‌

مؤلّف سترگ كتاب صبح دوشنبه 5 ذى القعده‌ى 664 در بغداد از جهان خاكى ديده فرو بست. در باره‌ى مدفن آن مرحوم چند قول است:

[1]يا النفيس الواضح( بحار الأنوار 107: 41) كه گزيده‌اى است ظاهرا از كتاب الجليس الصّالح الكافي و الأنيس النّاصح الشّافي از معافى بن زكريّا بن يحيى بن حمّاد نهروانى( 305- 390) معروف به الجليس و الأنيس. رك. الذّريعة 5: 128.