و اجعلني ناسكا بارّا و اجعل ما يتلقّاني في المعاد منهجا سارّا؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.
حمد خدايى را كه به من خوراك داد و سيرم كرد و آبم داد و سيرابم ساخت و نگهدارى و حمايتم كرد. خدايى را ثنا مىگويم كه بركت و ميمنت نعمتهايى را كه به آن رسيده و ترك كردهام، از جانب خود به من شناسانيد. پروردگارا، اين غذا را بر من گوارا گردان؛ نه ناگوار و بيمارىزا و پس از آن هم مرا نيرومند و سپاسگزار قرار ده و به كوشش و مراقبت بر انجام دستورهايت استوارم گردان و روزىاى نيكو و پر بركت و زيستى خوش و پاى دار نصيبم فرماى و نيكو كارم كن و آن چه را كه در روز رستاخيز به من رسد، راه خرسندىام قرار ده؛ به رحمتت، اى مهربانترين مهربانان.[1]در آداب آشاميدن آب فرموده است: وقت نوشيدن آب، از طرف دسته و از جاى شكستهى ظرف آب مخور؛ چون شياطين در آن موضع جاى دارند[2]و يك باره آب نياشام؛ بلكه خوب است با فاصلهى سه بار تنفّس آب بنوشى و هنگام نوشيدن آب بگويى:
الحمد للَّه منزل الماء من السّماء، مصرّف الأمر كيف يشاء، بسم اللَّه خير الأسماء.
سپاس خداى را كه آب را از آسمان فرو مىفرستد. كارها را هر گونه كه خود بخواهد، مىگرداند. به نام خدا كه بهترين نامهاست.[3]هم چنين در پايان آشاميدن آب مىگويى:
الحمد للَّه الّذي سقاني عذبا فراتا و لم يجعله ملحا أجاجا فله الشّكر على إنعامه و إحسانه و جوده و امتنانه. الحمد للَّه الّذي
[1]فقيه 3: 225؛ روضة المتّقين 9: 338؛ مكارم الأخلاق: 152؛ الآداب الدّينية: 21.
[2]تهذيب 9: 94؛ مكارم الأخلاق: 151.
[3]مكارم الأخلاق: 151.
سقاني فأرواني و أعطاني فأرضاني و عافاني و كفاني. اللّهمّ اجعلني ممّن تسقيه في المعاد من حوض محمّد6و تسعده بمرافقته. برحمتك يا أرحم الرّاحمين.
خداوندى را شكر مىكنم كه آب شيرين و گوارا را به من نوشانيد و آن را شور و تلخ نساخت. پس بر نعمتى كه داده و بخششى كه نموده و نيكىاى كه نسبت به من كرده است، او را مىستايم. خداوندى را ستايش مىكنم كه آبم داد و سيرابم نمود و با بخشش خود مرا شادمان و تن درست نمود و عهدهدار امورم گرديد. خدايا، مرا از كسانى قرار ده كه در روز رستاخيز از حوض محمّد6به آنان آب مىدهى و به هم راهى با او، آنها را خوش بخت مىگردانى؛ به رحمتت، اى مهربانترين مهربانان.
[طبرسى] در آداب خوردن و آشاميدن مىگويد: هر گاه عذرى در ميان نباشد، خوردن و آشاميدن در حال راه رفتن مكروه است و مستحبّ است اوّل ميزبان خوردن غذا را شروع كند و آخرين كسى باشد كه از غذا دست مىكشد و هر گاه خواستند دستها را بشويند، از آن كه در سمت راست اوست آغاز كند و تا آخرين نفر دست يك به يك را بشويد.[1]مستحبّ است آبى را كه به هنگام شستن دستها فرو مىريزد، در يك ظرف گرد آورند.[2]پيامبر اكرم6هر وقت خرما تناول مىكرد، هستهها را در كف دستش مىنهاد و سپس آنها را مىريخت. عبد اللَّه بن عبّاس رضى اللَّه عنه وقتى انارى را مىخورد، ديگرى را در آن شريك نمىساخت و مىگفت: در هر انارى يك دانهى بهشتى است. [طبرسى] مىافزايد: خوردن انار در روز جمعه مستحبّ است.
هم چنين مىگويد: در آداب مهمانى وارد شده است: مردى امير المؤمنين7را دعوت كرد. آن حضرت فرمود: «در صورتى كه سه چيز را از
[1]مكارم الأخلاق: 139؛ محاسن: 426.
[2]الآداب الدّينية: 22.
من بپذيرى، من هم دعوت تو را مىپذيرم.» گفت: يا امير المؤمنين، آنها چيست؟ فرمود: «از بيرون منزل چيزى برايم تهيّه نكنى و از آن چه در خانه دارى، از من دريغ نكنى و زن و فرزندت را به زحمت و فشار نيندازى.» عرض كرد: پذيرفتم. امير المؤمنين7هم دعوتش را قبول فرمود.[1]
[1]الآداب الدّينية: 23.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش چهارم در بيان آداب پوشيدن كفش و نعلين و برگرفتن اسلحه و وسايل ايمنى هنگام سفر
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل 1: آداب پوشيدن كفش و نعلين
از جملهى آن آداب، خبرى است كه طبرسى در كتاب الآداب الدّينية نقل كرده و فرموده است: كفش و نعلين را در حال نشسته بپوش و از پاى راست شروع كن و بگو:
بسم اللَّه، اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و وطّئ قدميّ في الدّنيا و الآخرة و ثبّتهما على الصّراط يوم تزلّ فيه الأقدام.
به نام خدا؛ پروردگارا، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و گامهايم را در دنيا و آخرت استوار بدار و در روزى كه قدمها مىلغزد، دو پايم را بر صراط پاى دار نما.
هر گاه خواستى نعلين يا كفش را بيرون آورى، ابتدا از پاى چپ در آور و بگو:
بسم اللَّه، الحمد للَّه الّذي رزقني ما أوقي به قدميّ من الأذى.
اللّهمّ ثبّتهما على صراطك و لا تزلّهما عن صراطك السّويّ.
به نام خدا؛ ستايش خداى را كه به من كفش داد تا پاهايم را از
آسيبها حفظ كنم. خداوندا، قدمهايم را بر صراط خويش پا بر جا ساز و آنها را از راه مستقيم خودت ملرزان.[1]طبرسى مىگويد: پوشيدن نعلين سفيد و زرد مستحب و پوشيدن نعلين سياه مكروه است و در اين مورد چند روايت وارد شده است.
[1]الآداب الدّينية: 5.