همهى اسبها و چارپايان و حيوانات، از زخم زدن و صدمه وارد كردن و جويدن لگام و دندان درد و درد مهارها و لغزشها و نزديك بينى و شب كورى و سنگريزه و بغدليّه[1]و درد جگر و ريه و طحال و ورم كردن دست و پا و لغزيدن و مجعّد شدن و به هم چسبيدن موى و زخم ران و خارش و گرى و بىدرد شدن از ضرب تازيانه و پيدا شدن خشكى در گردن و جفتك زدن در بند و شكستگى در پشت و بقيّهى اعضا و آماس و زالوها و مگسها و زنبورها و لرزشها و سم به يك ديگر زدن و مجروح شدن آن در رفتن و كندن زمين و خوردن خاك گياه و تورّم و آبله و تنبلى[2]و سركشى و لگد زدن و شل شدن و قولنج و نقص خلقت و ديدن مستقيم و اشك ريزى وقت رفتن و از كند روى و در مسابقه احساس پيش روى نكردن و از به هم چسبيدن كاكل و از چموشى و از علف و از برص و از خوردن پر و از فساد معده و از باريك شدن بند دست و پا[3]و از بيمارى در رانهايش كه موجب كج راه رفتنش گردد و از شكافته شدن سم اسب و امتناع از توبره و علف و زين و لگام.
همهى حيواناتى كه اين نوشتهى من بر آنها آويخته گرديده است را به خداوند بلند مرتبهى بزرگ سپردم از شرّ هر درنده و سوسمار و شير و مار سياه و از گزند هر تبه كار و از آزار دزدها و شب روها، مگر شب روى كه به شب در آمدنش خير باشد؛ (بگو: چه كسى شما را شب و روز از [عقوبت] خداوند نگاه مىدارد؟ بلكه ايشاناند كه از پروردگارشان روگرداناند)[4]بلكه (اوست خداى يكتاى مغلوبكننده)[5]. متحصّن شدم به آن كه نيرومند و مقتدر است و اعتماد كردم بر زندهاى كه مرگ ندارد؛ روشنى بخش نور است و اندازهگيرندهى نور و مايهى فروغ همهى نورهاست. دگرگونكنندهى دلها و چشمهاست؛ آن خداوند زمام دار چيرهشونده است. (خداوند به زودى
[1]معناى آن روشن نشد.
[2]در متن عربى طبوع آمده كه به معنى جانور زهر دار است.( ويراستار)
[3]استخوانهاى باريكى است در چارپايان كه دست و پا را به ساق پيوند مىدهد.
[4]أنبياء:( 21): 43.
[5]زمر( 39): 5.
كفايت كند شما را از ايشان و اوست شنواى دانا)[1]. خداوند به همه چيز احاطه دارد.» تعويذ ديگرى جهت مركب و صاحب آن كه نوشته و بر حيوان آويخته مىشود و روايت شده كه مجرّب است:
«اللّهمّ احفظ عليّ ما لو حفظه غيرك لضاع و استر عليّ ما لو ستره غيرك لشاع و احمل عنّي ما لو حمله غيرك لكاع و اجعل عليّ ظلّا ظليلا أتوقّى به كلّ من رامني بسوء أو نصب لي مكرا أو هيّأ لي مكروها حتّى يعود و هو غير ظافر بي و لا قادر عليّ. اللّهمّ احفظني بما حفظت به كتابك المنزل على قلب نبيّك المرسل. اللّهمّ إنّك قلت و قولك الحقّ:إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ.»[2]
«پروردگارا، نگه دار برايم آن چه را كه اگر غير تو آن را حفظ كند، تباه گردد و بپوشان بر من چيزى را كه اگر غير تو آن را بپوشاند، شايع مىشود و از جانب من بردار آن چه را كه اگر غير تو بردارد، ناتوان مىگردد و آن را برايم سايهاى پرفايده گردان كه خود را با آن نگه دارم از شرّ هر كه مىخواهد به من بدى كند يا دام فريبى بر سر راهم بگسترد يا وسايل ناراحتى برايم فراهم سازد تا اين كه برگردد و بر من چيره نشود و قدرت نيابد. خداوندا، مرا نگهدار با آن چه كه به آن قرآنت را- كه بر دل پيامبرت فرود آوردهاى- نگاه داشتى. پروردگارا، خود فرمودى و گفتهات درست است: (البتّه ما قرآن را فرستاديم و حتما آن را نگاه مىداريم.)» تعويذى ديگر جهت وقتى كه حيوان چموش گردد. اين تعويذ را نوشته بر حيوان مىآويزند و در گوشش مىخوانند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ**أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ
[1]بقره( 2): 138.
[2]حجر( 15): 10.
أَيْدِينا أَنْعاماً فَهُمْ لَها مالِكُونَ؟* وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَ مِنْها يَأْكُلُونَ.[1]
(به نام خداوند بخشايندهى مهربان؛* آيا نديدند كه ما به دست قدرت خود چارپايانى براى ايشان آفريديم و ايشان دارندگان آنهايند؟* آنها را براى ايشان رام كرديم؛ پس از آنها سوارى مىكشند و از آنها مىخورند.)
[1]يس( 36): 72- 73.
فصل 5: دعايى كه شخصى بر اسب مردهى خود خواند و آن حيوان زنده شد
آن را در كتاب «المستغيثين» ديدم. مؤلّف به سند خود مىگويد: شخصى اسبش مرده بود، پس چنين گفت:
أقسمت عليك أيّتها العلّة النّازله و اللّزبة الملمّة بعزّة عزّة اللَّه و بجلال جلال اللَّه و بقدرة قدرة اللَّه و بسلطان سلطان اللَّه و بلا إله إلّا اللَّه و بما جرى به القلم من عند اللَّه و بلا حول و لا قوّة إلّا باللَّه إلّا اندفعت و انصرفت عنّي و عن فرسي و دابّتي.
اى بيمارى اى كه فرود آمده و چسبيده و آميخته گرديدهاى، تو را به ارجمندى عزّت خدا و به شكوه جلال پروردگار و به توان قدرت خدا و به فرمانروايى حكومت خدا و به اين كه نيست معبودى جز خدا و به آن چه قلم از جانب خدا ثبت مىكند و به اين كه جنبش و نيرويى نيست مگر به خدا، سوگند مىدهم كه از من و از اسب و چارپايم جدا شوى و برگردى.
بر اثر آن، اسب از جاى برخاست و سلامتش را باز يافت.[1]
[1]المجتنى من الدّعاء المجتبى: 14.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش ششم در بيان كتابهايى كه هم راه داشتن آنها مسافر را بر عبادت يارى مىدهد و موجب كاميابى بيشتر مىگردد
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل 1: برداشتن قرآن و ذكر چيزهايى كه براى دفع امور هراس انگيز روايت شده است
در كتاب «السّعادات» از امام صادق7در بارهى تأثير خواندن سورهى مائده روايتى نقل كردهايم كه آن حضرت فرمود:
«هر كه آن را بنويسد و در قوطى يا جعبهاى قرار دهد، وسايل زندگى و كالايش از تعرّض ستمكاران و دست برد غارتگران در امان خواهد ماند و اگر لباس و اندوختهى خويش را بر وسط جادّه بيندازد، به حول و قوّه و لطف و توان الهى، برايش حفظ مىگردد و اگر آن نوشته را گرسنه يا تشنهاى بخورد و بياشامد، سير و سيراب خواهد شد و هم راه نداشتن خوردنى و آشاميدنى، به قدرت خداى بزرگ، به وى زيانى نمىرساند.» از همين دست در روايت ديگرى از امام صادق7در بارهى سورهى مائده آمده است:
«كسى كه آن را بنويسد و در بار و بنهاش بنهد، از دزديده شدن و