بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 222

مرد ديگرى قرار دهد كه با او قرعه كشى مى‌كند و قصد كند كه قرعه بر هر چه واقع شد، به آن عمل نمايد.

در حديث ديگرى چنين آمده است: حمد را يك بار وإِنَّا أَنْزَلْناهُ‌را يازده مرتبه مى‌خواند، بعد دعايى را كه نوشتيم مى‌خواند. با شخص ديگرى قرعه كشى كند و نيّتش اين باشد كه قرعه بر هر كدام افتاد، بر وفق آن رفتار كند.[1]

فصل: قبله‌نمايى كه آن را آزموده‌ايم‌

مجسّمه‌ى ماهى باريك و نازكى از آهن را برايم تعريف كرده بودند كه در آغاز رو به سوى سنگ مغناطيسى مى‌آورد و در اين حال در جهت قبله قرار دارد.

هر گاه مقدارى آب را در كاسه‌اى بريزيم و ماهى آهنى را بر روى آن اندازيم، به جانب قبله روى آور مى‌شود و اگر آن را از قبله بچرخانيم، باز هم به سوى قبله بر مى‌گردد و [در مطمئن بودن اين وسيله‌] براى ما يقين حاصل شد. پس كسى كه در سفرها به قبله‌شناسى اهمّيّت مى‌دهد، خوب است اين وسيله را هم راه بردارد؛ چون وى را از سرگردانى و برگزيدن اقوال و اختلاف اخبار رهايى مى‌بخشد.

ما يكى از آن ماهى‌ها را در اختيار داريم و دستور داده‌ايم كه به سازنده‌اش گفته شود كه به جاى شكل ماهى، صورت كشتى كوچكى بسازد؛ چون پيامبر اكرم6از ساختن شكلى كه مانند قيافه‌ى حيوان است، منع فرموده‌اند؛ ولى ساختن كشتى براى صنعتگر و كسى كه جهت شناسايى قبله نيازمند آن است، اجازه داده شده است و سراغ ندارم پيش از ما ديگرى ساختن كشتى يا چيزى مانند آن را- كه در قوانين اسلام ساختنش ممنوع نيست- پيشنهاد داده باشد.

[1]. فتح الأبواب: 54.


صفحه 223

فصل 13: گفتار لقمان در باره‌ى آداب سفر كه از امام صادق7، زاده‌ى صادقان و نيكان صلوات اللَّه عليهم أجمعين، روايت شده است و ما به مقدار نياز از آن نقل مى‌كنيم‌

ما آن را از كتاب «المحاسن» نقل مى‌كنيم كه مؤلّف به سند خود- كه به حمّاد بن عثمان يا ابن عيسى مى‌رسد- از امام صادق7چنين روايت كرده است:

«لقمان به فرزندش فرموده است:

هر گاه با گروهى هم سفر شدى، در كار خود و آنان با ايشان زياد مشورت كن و در چهره‌ى آنان بسيار لبخند بزن و آن چه را هم راه دارى، سخاوتمندانه در اختيار آنان بگذار و هر گاه دعوتت كردند، بپذير و هر وقت از تو كمك خواستند، به كمك آنان بشتاب و در سه چيز بر آن‌ها پيشى داشته باش: خاموشى بسيار و خواندن نماز زياد و سخاوتمندى نسبت به كالاهايى كه هم راه دارى؛ از مركب و دارايى و توشه.

هر گاه از تو درخواست كردند كه گواهى حقّى بدهى، دريغ مكن و چون با تو مشورت كردند، فورى پاسخ نده؛ بلكه دقيقا بينديش و زود تصميم نگير تا اين كه پس از دقّت و بررسى يك رأى را بپسندى و با اين همه پاسخ مشورت را نده مگر آن كه برخيزى و بنشينى و بخوابى و غذايى بخورى و نمازى بخوانى و در طول اين مدّت انديشه و اطّلاعات خود را در كار مورد مشورت به كار اندازى؛ زيرا كسى كه در باره‌ى مشورت‌كننده صادقانه خير خواهى نكند، خداوند رأى و انديشه‌اش را از او بگيرد و امانت دارى را از وى دور سازد.

چون ديدى هم‌سفرانت مى‌روند، تو هم برو و هنگامى كه كار مى‌كنند، تو هم با آنان مشغول كار شو و وقتى ديدى خيرات و بخشش‌


صفحه 224

مى‌كنند يا قرض مى‌دهند، تو هم بخشش كن. سخن بزرگ‌تر از خودت را بشنو و هر گاه هم‌سفرانت به كارى دستور دادند يا خواسته‌اى داشتند، قصد قربت كن و پاسخ مثبت ده و از گفتن «نه» بپرهيز؛ چون گفتن «نه» نشانه‌ى نادانى و فرو مايگى است.

اگر در انتخاب راه سرگردان شديد، فرود آييد و با هم مشورت كنيد و اگر شخصى تنها را ديديد، در باره‌ى راه از وى سؤال نكنيد و از او راه نمايى نخواهيد؛ چون وجود يك نفر در بيابان مشكوك است؛ شايد جاسوس يا ديدبان دزدها يا شيطانى باشد كه مى‌خواهد شما را گم راه سازد. از راه‌نمايى خواستن از دو نفر هم بپرهيزيد؛ مگر آن كه آثار درستى را در آن‌ها مشاهده كنيد يا مصلحتى را در نظر بگيريد كه من آن را نمى‌دانم؛ چون خردمند هر وقت چيزى را به چشمش ديد، حق را از آن در مى‌يابد و شخص حاضر چيزى را درك مى‌كند كه غايب از درك آن عاجز است.

پسرم، هر گاه كه وقت نماز فرا رسيد، فورا بخوان و به خاطر هيچ كارى آن را به تأخير نينداز و خيالت را آسوده گردان؛ چون آن وامى است كه تو بايد بپردازى.

پشت حيوانات را خوابگاهت قرار مده؛ چون موجب آن مى‌شود كه پشت حيوان زود زخم گردد و دانايان چنين كارى نمى‌كنند؛ مگر آن كه در هودجى باشى كه بتوانى دراز بكشى و پايت را جابه‌جا كنى تا مفاصل نرم گردد.

چون به منزل‌گاه رسيدى، از مركبت پياده شو و قبل از آن كه خودت به سراغ غذا بر وى، مركبت را تيمار كن و علف بده. براى استراحتگاهت زمينى را برگزين كه رنگش از جاهاى ديگر بهتر و خاكش نرم‌تر و گياه و سبزه‌اش بيشتر باشد. وقتى فرود آمدى، پيش از نشستن دو ركعت نماز بگذار. براى ادرار كردن و قضاى حاجت به جاى دورى برو. هنگامى كه آهنگ رفتن كردى نيز دو ركعت نماز بخوان. بعد زمينى را كه در آن فرود آمده‌اى، بدرود گوى و بر آن و بر اهل آن سلام بده؛ چون بر هر جاى زمين گروهى از ملائكه جاى دارند.

اگر برايت ميسّر است كه غذا نخورى تا نخست مقدارى از آن را


صفحه 225

در راه خدا بدهى، اين كار را بكن و سفارش مى‌كنم در حال سواره تا مى‌توانى كتاب خدا را بخوان و به تو سفارش مى‌كنم تا آن هنگام كه مشغول كارى هستى، خدا را تسبيح و تنزيه گوى و هنگام فراغت و خلوت به خواندن دعا مشغول شو. هر وقت روز به پايان رسيد، توقّف كن.

نيز هشدار مى‌دهم: مبادا در سر شب به رفتن ادامه دهى! لازم است شب هر جا هستى، بمانى و آن جا بخوابى و بعد از نيمه شب مسيرت را دنبال كنى و مبادا در راه آوازت را بلند كنى و فرياد بزنى!»[1]اين بود پايان متن حديث؛ آن طور كه يافته بوديم آن را نقل كرديم.

[1]محاسن: 375؛ روضه‌ى كافى: 348؛ فقيه 2: 194؛ روضة المتّقين 4: 267؛ مكارم الأخلاق: 267.


صفحه 226

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 227

بخش هفتم در بيان آداب و ادعيه‌ى بيرون آمدن از منزل به قصد مسافرت و آن چه در درگاه منزل و هنگام سوار شدن بر مركب انجام مى‌دهند


صفحه 228

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 229

فصل 1: تعيين ساعتى از روز كه براى سفر خوب است‌

روزهايى را كه براى آغاز سفر شايستگى دارد- بنا بر آن چه در اخبار اهل بيت:بود- بيان كرديم؛ ولى از زمان و ساعتش سخنى نگفتيم. ترديدى نيست كه بنا بر اقتضاى رحمت و حكمت خداوند در تدبير افلاك و جان‌ها، حالات ساعت‌ها در سعد و نحس متفاوت است. ما در كتاب «فرج المهموم في معرفة الحلال و الحرام من النّجوم» فرمايش سرورمان، امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه، را در خجسته و شوم بودن ستارگان نقل كرديم‌[1]و گفتارى از امامان معصوم صلوات اللَّه عليهم را باز گفتيم كه از آن‌ها استفاده مى‌شد كه ستارگان نشانه‌هايى بر پديده‌ها و اوقات نيك بختى‌ها و گرفتارى‌ها هستند.[2]بنا بر اين انسان بايد جهت بيرون رفتن از خانه‌اش وقت و ساعتى را برگزيند كه درهاى شادمانى و خوش وقتى به رويش گشوده شود و از شوربختى و حوادث ناگوار ايمن باشد.

شخصى كه عزم سفر دارد، اگر از افرادى است كه خداوند بزرگ به او نظر

[1]فرج المهموم: 23.

[2]همان: 125.