فصل 3: در بستن تحت الحنك با عمامهى سفيد، هر گاه در روز شنبه سفر كند
در صفحهى آخر كتاب «المنبئ عن زهد النّبيّ صلوات اللَّه عليه»[1]- كه جزء كتاب نبود- ديدم جدّ مادرىام، ورّام بن ابى فراس قدّس اللَّه روحه به خطّ خود روايتى نوشته است كه ما در اين جا عينا آن را نقل مىكنيم: صفوان بن يحيى و احمد بن محمّد بزنطى از حضرت ابو الحسن امام رضا7، نقل مىكنند كه فرمود:
«پيامبر خدا6فرمود: اگر مردى روز شنبه از منزل خود بيرون شود- در حالى كه عمامه بر سر نهاده و قسمت پايانى شال عمامه را زير چانه بر آورده است- آن گاه اگر به سوى كوهى رود كه آن را از جاى بركند، موفّق خواهد شد.»
[1]اثر شيخ ابو محمّد جعفر بن احمد بن على قمى معروف به ابن الرّازى. او ساكن رى و معاصر شيخ صدوق بود. از ديگر آثار اوست:« المسلسلات» و« الغايات». سيّد ابن طاوس در« الدّروع الواقية» آن را« زهد النّبي6» ناميده است. رك. الذّريعة 22: 355- 356 و 12: 66. اين كتاب در« معجم ما كتب عن الرسول ...»( 3: 358 و 2: 131) اشتباها به شيخ صدوق نسبت داده شده است.
آن چه نجاشى به صدوق نسبت مىدهد كتاب ديگرى مشابه آن است نه خود آن.( ويراستار)
فصل 4: دعاهايى كه در ساعت حركت و هنگام رسيدن به آستانهى در، جهت گشوده شدن درهاى دوستى خوانده مىشود
شايسته است مطالبى را كه در فصل سوم از بخش نخست، در بارهى چگونگى نيّت ايراد كرديم، به خاطر آورى كه گفتيم: رفتارت در سفر بايد موجب خشنودى خدا گردد و چنان با آرامش و متانت حركت كنى كه گويا پيش حاكم والامرتبهاى حركت مىكنى و دلت از جلال و شكوهش مالامال است و به رشتههاى مقدّس لطفش چنگ زدهاى و به بهرهى نعمتها و بزرگوارىهايش چشم دوختهاى و با عقل و خردت توجّهش را به خود حفظ مىكنى. پس حال اين مضمون يا عين آن چه روايت مىكنيم را سه بار تكرار مىكنى:
باللَّه أخرج و باللَّه أدخل و على اللَّه أتوكّل. اللّهمّ افتح لي في وجهي هذا بخير و اختم لي بخير و قني شرّ كلّ دابّة أنتآخِذٌ بِناصِيَتِها؛ إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ.[1]
به نام خدا بيرون شدم و به نام خدا داخل مىشوم و بر خدا توكّل مىكنم. پروردگارا، در راهى كه پيش گرفتهام، در نيكى را برايم بگشا و پايان كارم را نيك گردان و از گزند هر جانورى كه اختيارش در دست توست، بازم دار. به درستى كه پروردگارم بر راه راست است.
هر كه با اخلاص اين را بگويد، اميد است از خاصّان درگاه خدا گردد و از زمرهى كسانى شود كه پشيمان نشدنش تضمين شده است.[2]
[1]برگرفته از سورهى هود7( 11): 57.
[2]مكارم الأخلاق: 247؛ كافى 2: 332.
هنگامى كه به درگاه خانهات رسيدى، دعايى را بخوان كه ما در اين جا به سند خود- كه تا صباح الحذّاء [- كفشگر] مىرسد- نقل مىكنيم. صباح مىگويد:
شنيدم موسى بن جعفر8مىفرمود:
«اگر مردى از شما- هنگامى كه عازم سفر گرديد- بر درگاه خانهاش رو به جايى كه در نظر دارد، بايستد و سورهى حمد و آية الكرسى را به جلو و راست و چپ خود بخواند، سپس بگويد:
اللّهمّ احفظني و احفظ ما معي، و سلّمني، و سلّم ما معي و بلّغني و بلّغ ما معي ببلاغك الحسن
(پروردگارا، مرا و آن چه را كه همراهم است، نگهدارى فرما و از گزند حوادث ايمن دار و به خوبى به مقصد برسان و سالم بازگردان.)، خداوند او و آن چه را به هم راه دارد ايمن و محفوظ سازد و سالم باز گرداند.» سپس فرمود:
«اى صباح، آيا نديدهاى كه گاهى به خود مرد آسيبى نمىرسد و سالم مىماند؛ ولى آن چه هم راه اوست، تباه مىشود و خودش به منزل باز مىگردد؛ ولى آن چه با اوست، از بين مىرود؟» گفتم: آرى، ديدهام؛ فدايتان شوم.[1]به سند خود از علىّ بن أسباط روايت مىكنم از امام ابو الحسن رضا7، كه آن حضرت فرمود:
«در وقت بيرون آمدنت از خانه، در مسافرت يا وطن، بگو:
بسم اللَّه، آمنت باللَّه، توكّلت على اللَّه، ما شاء اللَّه، لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه.
(به نام خدا؛ به خدا ايمان دارم و بر او توكّل مىكنم. آن چه خدا خواهد [همان مىشود]. نيست نيرويى جز به [يارى] خدا.)
[1]كافى 2: 395، و 4: 283؛ فقيه 2: 177؛ تهذيب 5: 49؛ محاسن: 350.
بعد از خواندن اگر شيطانها پيش تو آيند، فرشتگان به صورت آنان مىزنند و مىگويند: ديگر به اين شخص دست نمىيابيد؛ زيرا نام خدا را بر زبان جارى ساخته و به او ايمان آورده و بر او توكّل كرده و گفته است: هر چه خدا بخواهد (همان مىشود) و هيچ قدرتى جز به يارى خدا وجود ندارد.»[1]هم چنين به سند خود از عبد الرّحمان بن ابى هاشم، از ابو خديجة نقل مىكنيم كه گفت: امام صادق7هنگامى كه بيرون مىآمد، مىفرمود:
«اللّهمّ خرجت إليك و لك أسلمت و بك آمنت و عليك توكّلت. اللّهمّ بارك لي في يومي هذا و ارزقني قوّته و نصره و فتحه و طهوره و هداه و بركته و اصرف عنّي شرّه و شرّ ما فيه. بسم اللَّه و اللَّه أكبر و الحمد للَّه ربّ العالمين. اللّهمّ إنّي خرجت فبارك لي خروجي و انفعني به.
پروردگارا، به سوى تو بيرون آمدم و خويشتن را به تو سپردم و به تو ايمان آوردم و بر تو توكّل كردم. بار خدايا، در اين روز به من بركت مرحمت فرماى و توان و يارى و گشايش و پاكيزگى و راهنمايى و نيك بختى آن را به من عطا كن و آسيب آن و آزار هر چه در آن است را از من باز گردان. به نام خدا و خدا بزرگتر است و سپاس گويم پروردگار آفرينندهى جهان را. پروردگارا، از خانه به بيرون رفتم. پس اين كارم را مايهى سعادت و فزونى برايم گردان و به آن سودمندم ساز.» هم چنين هنگامى كه وارد منزلش مىشد، همين را مىفرمود.[2]به اسناد خودمان از ابو بصير نقل مىكنيم كه وى از امام باقر7روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:
«هر كس وقت بيرون آمدن از در خانهاش اين دعا را بخواند،
[1]مكارم الأخلاق: 246؛ محاسن: 350؛ فقيه 2: 177.
[2]كافى 2: 394؛ محاسن: 351.
حتما خداوند او را مىآمرزد و توبهاش را مىپذيرد و مهمّاتش را برآورده ساخته، وى را از شوربختى نگهدارى مىفرمايد:
أعوذ بما عاذت به ملائكة اللَّه من شرّ هذا اليوم الجديد الّذي إذا غابت شمسه لم يعد [و] من شرّ نفسي و من شرّ غيري و من شرّ الشّياطين و من شرّ من نصب لأولياء اللَّه و من شرّ الجنّ و الإنس و شرّ السّباع و الهوامّ و من شرّ ركوب المحارم كلّها. أجير نفسي باللَّه من كلّ سوء إلّا غفر اللَّه له و تاب عليه و كفاه المهمّ و حجزه عن السّوء و عصمه من الشّرّ.
به خدا پناه مىبرم از آن چه فرشتگان به آن پناه بردند و از گزند اين روز نو ظهورى كه وقتى آفتابش نهان شد ديگر برنمىگردد و از تبهكارى نفسم و از بزه كارى ديگران و از آسيب زدن شيطانها و از شرّ دشمن اولياى خدا و از گزند جنّيان و آدميزادگان و حيوانات وحشى و گزندگان و از پليدى كلّيّهى گناهان. خودم را از هر بدى به خدا مىسپارم.»[1]هم چنين به سند خودمان- كه به معاوية بن عمّار مىرسد- مىگوييم: امام صادق7فرمود: «هر گاه خواستى از منزل خود بيرون روى، بگو:
بسم اللَّه، توكّلت على اللَّه، لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه. اللّهمّ إنّي أسألك خير ما خرجت له و أعوذ بك من شرّ ما خرجت له.
اللّهمّ أوسع عليّ من فضلك و أتمم عليّ نعمتك و استعملني في طاعتك و اجعل رغبتي فيما عندك و توفّني على ملّتك و ملّة رسولك6.
به نام خدا. بر خدا توكّل كردم و نيست جنبش و نيرويى جز به (توان) خدا. پروردگارا، من نيكى آن چه را برايش بيرون شدم، از تو
[1]كافى 2: 394؛ محاسن: 351؛ روضة المتّقين 4: 208؛ فقيه 2: 178.
در خواست دارم و به تو پناه مىبرم از شرّ آن چه براى آن بيرون شدم.
خداوندا، از فضلت به من گشايش ده و از نعمتت بهرهمندم ساز و مرا در كار اطاعتت بگمار و به آن چه نزد توست، مشتاقم گردان و در راه خود و بر آيين خود و پيامبرت6بميران.»[1]در خبر ديگرى ابو حمزهى ثمالى از امام باقر7نقل كرده است:
«هر كس در هنگام بيرون آمدن از منزل خود اين دعا را بخواند، خداوند از كار دنيا و آخرتش، هر آن چه را كه مايهى اندوه اوست، از ميان بردارد:
بسم اللَّه، حسبي اللَّه، توكّلت على اللَّه اللّهمّ إنّي أسألك خير أموري كلّها و أعوذ بك من خزي الدّنيا و عذاب الآخرة.
به نام خدا. خدا مرا بس است. بر خدا توكّل دارم. پروردگارا، از تو مىخواهم نيكى تمامى كارهايم را و پناه مىبرم به تو از رسوايى دنيا و رنج سراى آخرت.»[2]روايت است كه وقتى مسافر در درگاه خانهاش قرار گرفت، تسبيحات حضرت زهرا8را بگويد و حمد و آية الكرسى را- چنان كه در پيش گفتيم- بخواند و بگويد:
«اللّهمّ إليك وجّهت وجهي و عليك خلّفت أهلي و مالي و ما خوّلتني و قد وثقت بك فلا تخيّبني يا من لا يخيب من أراده و لا يضيع من حفظه. اللّهمّ صلّ على محمّد و آله و احفظني فيما غبت عنه و لا تكلني إلى نفسي يا أرحم الرّاحمين. اللّهمّ بلّغني ما توجّهت له و سبّب لي المراد و سخّر لي عبادك و بلادك و ارزقني زيارة نبيّك و وليّك أمير المؤمنين و الأئمّة من ولده و جميع أهل بيته
[1]كافى 2: 394؛ محاسن: 351؛ مكارم الأخلاق: 247.
[2]كافى 2: 394؛ محاسن: 351.
عليه و:و مدّني منك بالمعونة في جميع أحوالي و لا تكلني إلى نفسي و لا إلى غيري فأكلّ و أعطب و زوّدني التّقوى و اغفر لي في الآخرة و الأولى. اللّهمّ اجعلني أوجه من توجّه إليك.
پروردگارا، به درگاه تو روى آوردم و بر عهدهى تو گذاشتم زن و فرزند و ثروتم و آن چه را كه به من دادى. به تو اطمينان دارم؛ پس نوميدم مكن. اى كه هر كس به سوى او رود، نوميد نگردد و هر كه را او نگهدارى كند، تباه نشود. خداوندا، بر محمّد و خاندانش درود فرست و در غياب من آن چه را كه مربوط به من است، حفظ كن و مرا به خودم وامگذار؛ اى مهربانترين مهربانان! خداوندا، مرا به خواستهام برسان و حاجتم را برآور و بندگان و سرزمينهايت را مطيعم گردان و زيارت مرقد پاك پيامبر گرامى6و ولىّات، امير المؤمنين، و امامان از نسل آن بزرگوار و همگى خاندانش عليه و:را روزىام فرماى و به فريادرسى از جانب خود، در تمامى احوال مرا يارى رسان و به خود و ديگرانم وامگذار كه در آن صورت، بىچاره و ستم ديده خواهم شد. پرهيزكارى را توشهام ساز و مرا در دنيا و عقبى از بهترين روى آورندگان به خود قرار ده.» هم چنين مىتوان خواند:
«بسم اللَّه و باللَّه و توكّلت على اللَّه و استعنت باللَّه و ألجأت ظهري إلى اللَّه و فوّضت أمري إلى اللَّه. ربّ آمنت بكتابك الّذي أنزلت و نبيّك الّذي أرسلت لأنّه لا يأتي بالخير- إلهي- إلّا أنت و لا يصرف السّوء إلّا أنت. عزّ جارك و جلّ ثناؤك و تقدّست أسماؤك و عظمت آلاؤك و لا إله غيرك.
به نام خدا و به (يارى) خدا. به خدا توكّل كردم و كار خود را به او سپردم. از خدا يارى مىجويم و اتّكا و پشت گرمىام به خداست و كارم را به خدا واگذار كردم. پروردگارا، به قرآنى كه از جانب خود فرستادهاى و به پيامبرى كه مبعوث كردهاى، ايمان دارم؛ چرا كه جز تو، اى خداى
ديگرى نيكى نمىرساند و بلاگردانى غير از تو وجود ندارد. پناهندهى به تو گرامى است و ستايش تو شكوهمند و نامهايت پاكيزه و نعمتهايت بزرگ است و معبودى جز تو نيست.» روايت شده است:
«هر كه بامداد از منزل بيرون آيد و اين دعا را بخواند، تا فرا رسيدن شب و برگشت به منزل، بلايى به او نرسد و هر كه شب از خانه بيرون آيد و اين دعا را بخواند، تا بامداد يا برگشتن به خانه، آسيبى به او نرسد.» ما به آوردن برخى از روايات كه مربوط به اين موضوع بود، بسنده كرديم؛ ولى خواننده مختار است كه هر چه حال و مجالش اجازه مىدهد، بخواند؛ زيرا حال مردم در اقدام به كار يا صرف نظر كردن از آن يكسان نيست.