بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 255

نيرويى داشته باشم؛ بلكه توان و نيرويى است كه خدا به من داده است.

خداوندا، از تمسّك به هر حول و قوّه‌اى، (در پيشگاه تو) بيزارى مى‌جويم. پروردگارا، از تو مى‌خواهم در اين سفر به من بركت دهى و براى اهل اين سفر نيز بركت مى‌طلبم. بار الها، از فضل گسترده‌ات روزى حلال پاكيزه‌اى مى‌خواهم كه به سوى من روان سازى. مرا در زندگى آسوده و تن درست بدار كه به نيرو و مدد تو آرامش داشته باشم.

پروردگارا، اين سفرم را فقط با اعتماد به تو، بدون اتّكا و اميد بر ديگرى، مى‌پيمايم. پس در اين سفر توفيق شكرگزارى و عافيت را به من مرحمت فرماى و براى فرمان بردارى و عبادتت، تا سر حدّ خشنودى و فوق آن، به من توفيق عنايت كن.»[1]

[1]بحار 76: 254.


صفحه 256

فصل 2: گذشتن از پل‌ها و امور مربوط به آن‌

بدان كه انسان بر حال و موقعيت خود آگاهى دارد و جانش از آن خدا و وديعه‌اى است كه آفريدگار در اختيار بنده نهاده و بر او لازم است كه اين امانت را براى مالكش حفظ كند و از حوادث كوچك و بزرگ دور بدارد. بنا بر اين وقتى به پل باريك يا عريض ترسناكى رسيد، اگر سواره است، بايد پياده شود تا به سلامت خود اطمينان و دل گرمى پيدا كند و به خاطر بهانه‌هاى واهى، هم چون تنبلى و خودنمايى، از پياده شدن سر باز نزند؛ بهانه‌هايى مثل اين كه مبادا او را ببينند كه پياده شده يا بگويند او خوار يا ناتوان يا ترسوست! بى‌شك براى عاقل كامل، احتياط براى سلامت ماندن، شايسته‌تر است از به مقابل خطر رفتن- كه منجر به نقص عضو مى‌شود- و كوتاهى در حفظ جان كه امانت مولاى اوست و روز قيامت از او باز خواست خواهد شد.

ذكرهايى كه مسافر مى‌گويد: روايت شده است كه بر روى هر پلى شيطانى است كه انسان را به بازى مى‌گيرد. پس عابر از روى پل بگويد:

«بسم اللَّه، اللّهمّ ادحر عنّي الشّيطان.»

«به نام خدا؛ پروردگارا، شيطان را از من دور گردان.»[1]اين جمله‌ى كوتاه، متن دعايى است كه در روايت آمده است و اگر كسى مايل بود كه دعايى بيشتر از اين بخواند، بگويد:

[1]مكارم الأخلاق: 261.


صفحه 257

اللّهمّ إنّ الشّياطين و الأشرار من الجنّ و الرّوحانيّين يروني و أنا لا أراهم و أنت تراهم و لا يصحّ أن يروك، و قد جعلت- يا اللَّه- في مقابلة رؤيتهم لي و أنا لا أراهم رؤيتك لهم و لا يرونك، فامنعهم بعلمك بهم و رؤيتك لهم عن أذيّتنا و بقدرتك عن تغيير ما وهبتنا من نعمتك برحمتك و عنايتك و خفّف عنهم بذلك عقاب معصيتك و أن يشغلونا عن طاعتك، و تولّ عبورنا على هذه القناطر بأمرك و نصرك الباهر القاهر و عفوك الشّامل الغامر و إحسانك في الباطن و الظّاهر؛ إنّك أرحم الرّاحمين و أكرم الأكرمين.

پروردگارا، شياطين و اشرار جنّى مرا مى‌بينند و من آنان را نمى‌بينم؛ حال آن كه تو آنان را مى‌بينى و روا نيست كه آنان تو را ببينند.

خدايا، در مقابل ديدن ايشان مرا و نديدن من آنان را، ديدنت ايشان را و نديدنشان تو را قرار داده‌اى. پس به آگاهى‌ات به ايشان و ديدنت آنان را، آزارشان را از ما باز دار و به قدرتت آنان را از تغيير دادن نعمت‌هايى كه به رحمت و توجّه خاصّت به ما ارزانى داشته‌اى، باز دار و به اين وسيله (باز داشتن آن‌ها از تغيير نعمتت) عذاب آن‌ها (جنّيان) را- كه به خاطر معصيت تو و باز داشتن ما از اطاعت توست- سبك‌تر گردان و از اين كه ما را از طاعتت به چيز ديگرى سرگرم سازند و در گذشتن ما از اين پل‌ها، خود سرپرستى فرما؛ به حقّ فرمان و به يارى شگفت انگيز چيره‌شونده‌ات و عفو فراگير و فراوانت و احسان آشكار و نهانت؛ زيرا تو مهربان‌ترين مهربانان و گرامى‌ترين گرامى دارندگانى.


صفحه 258

فصل 3: مواردى كه مسافر به آن‌ها فال بد مى‌زند و احساس خطر مى‌كند و آن چه بدى‌ها را دفع مى‌كند

شيخ صدوق در من لا يحضره الفقيه به سند خود- كه به مولامان، ابو الحسن موسى بن جعفر8مى‌رسد- روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:

«پنج چيز براى مسافر در راه بدشگون است: [ديدن‌] كلاغى كه در سمت راست مسافر بانگ كند و دم خود را علم كرده باشد و گرگى كه بر دم خود نشسته باشد و بر روى او زوزه كشد و سه مرتبه بلند گردد و پست شود و آهويى كه از جانب راست او بيايد و به سمت چپ او برود و جغدى كه فرياد كند و زن پير سپيد مويى كه رو به روى او بيايد يا شرمگاه خود را به او بنمايد و الاغ ماده‌اى كه گوشش بريده باشد.

هر گاه شخصى در دلش ترسى از آن چه ذكر شد، پيدا شود بگويد:

اعتصمت بك- يا ربّ- من شرّ ما أحذر في نفسي فاعصمني من ذلك.

پروردگارا، پناه مى‌برم به تو از شرّ آن چه در دلم از آن مى‌ترسم؛ پس مرا از آن حفظ فرما.

پس خداوند او را از آن محفوظ مى‌دارد.»[1]در كتاب محاسن، إن شاء اللَّه هم افزوده شده است.

در هر دو روايتى كه از فقيه و محاسن نقل شده، عدد پنج گفته شده و حال آن كه شش چيز است. شايد اشتباه از نويسنده يا راويان حديث باشد.

[1]فقيه 2: 175؛ روضة المتّقين 4: 199؛ محاسن: 348؛ روضه‌ى كافى: 314؛ خصال:

301.


صفحه 259

بخش نهم مطالبى در آداب سفر با كشتى يا گذر مسافر در آن و بيان ملزوماتى كه در اين باب بر ما معلوم گشته است‌


صفحه 260

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 261

فصل 1: آداب هنگام وارد شدن مسافر در كشتى‌

روايت به ما رسيده است كه: وقتى مسافر سوار كشتى شد، صد بار

اللَّه اكبر

بگويد و صد بار بر محمّد و خاندانش درود فرستد و صد بار بر ستم‌كنندگان به آل محمّد:لعن و نفرين كند. سپس بگويد:

«بسم اللَّه و باللَّه و الصّلاة على رسول اللَّه6و على الصّادقين. اللّهمّ أحسن مسيرنا و عظّم أجورنا. اللّهمّ بك انتشرنا و إليك توجّهنا و بك آمنّا و بحبلك اعتصمنا و عليك توكّلنا.

اللّهمّ أنت ثقتنا و رجاؤنا و ناصرنا. لا تحلّ بنا ما لا تحبّ. اللّهمّ بك نحلّ و بك نسير. اللّهمّ خلّ سبيلنا و أعظم عافيتنا أنت الخليفة في الأهل و المال و أنت الحامل في الماء و على الظّهروَ قالَ: ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها؛ إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ‌[1]

[1]هود7( 11): 42


صفحه 262

وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ. سُبْحانَهُ وَ تَعالى‌ عَمَّا يُشْرِكُونَ‌.[1]اللّهمّ أنت خير من وفد إليه الرّجال و شدّت إليه الرّحال.

فأنت سيّدي أكرم مزور و أكرم مقصود و قد جعلت لكلّ زائر كرامة و لكلّ وافد تحفة فأسألك أن تجعل تحفتك إيّاي معا فكاك رقبتي من النّار، و اشكر سعيي و ارحم مسيري من أهلي بغير منّ منّي عليك بل لك المنّة عليّ إذ جعلت لي سبيلا إلى زيارة وليّك و عرّفتني فضله و حفظتني في ليلي و نهاري حتّى بلّغتني هذا المكان و قد رجوتك فلا تقطع رجائي و أمّلتك فلا تخيّب أملي و اجعل مسيري هذا كفّارة لذنوبي؛ يا أرحم الرّاحمين.

بسم اللَّه و باللَّه و درود بر پيامبر خدا6و بر راست گويان.

خدايا، سفر ما را نيكو و پاداشمان را بزرگ گردان. پروردگارا، به اميد تو پراكنده شديم و روى به تو آورديم و به تو ايمان داريم و به رشته‌ى رحمت تو چنگ زده‌ايم و بر تو توكّل كرده‌ايم. بار الها، تو مورد اطمينان ما و اميد ما و ياور مايى، آن چه را دوست نداريم بر ما وارد مساز.

خداوندا، به يارى تو حركت مى‌كنيم و به راه خود ادامه مى‌دهيم.

پروردگارا، راه ما را آسان فرما و عافيت ما را بزرگ دار. در خانواده و اموالم تو به جاى منى و تويى كه مرا در آب و بر پشت (آب) مى‌برى و (آن كه) (فرمود: در وقت حركت كشتى و هنگام لنگر انداختن آن، با نام خدا در كشتى سوار شويد. به يقين پروردگار من آمرزنده و مهربان است.) و نيز (چنان كه شايد، عظمت خدا را نشناختند و اوست كه روز قيامت همه‌ى زمين در چنگ قدرت وى و آسمان‌ها در پيچيده به دست سلطنتش مى‌باشد. خداوند از آن چه شريك او مى‌سازند، پاك و منزّه است.) معبودا، تو گرامى‌ترين كسى هستى كه مردمان به سوى او

[1]زمر( 39): 68.