والايى مقامشان روايت كرده است، كسى او را (به دروغ گويى و تزوير) متّهم نساخته است و تا به حال نديده و نشنيدهام كه اين روايت را كسى از طريق شيعيان اهل بيت، نقل كرده باشد.
هر گاه نام پنج تن موجب نجات كشتى نوح و مسافرانش- كه اصل و نسب تمامى بازماندگان بنى آدماند- شده باشد، جاى شگفتى نيست كه در وقت سوار شدن بر هر كشتى بر آنان صلوات فرستاده شود، جهت پاس داشت مراتب والايشان و دست يافتنمان به نجات به بركات آنان.
اگر هر كه مىخواهد در كشتى سوار شود و از حوادث و دشوارىها بيمناك است، جهت توسّل و رسيدن به آنچه كه به رهايى كشتى نوح ختم شد، بر پهلوهاى قسمت جلوى كشتى- در همان جاهايى كه در كشتى نوح7ميخها كوبيده شده بود- نامها را بنويسيد، يا در ورقهايى بنويسيد و در جوانب كشتىاى كه سوار شده است، بچسباند، از فضل خدا به دور نيست كه به خواستهى خود دست يابد و به آن چه دوست دارد، برسد؛ إن شاء اللَّه تعالى.
فصل 5: دعايى كه شخصى هنگام سقوط در دريا خواند و خدا نجاتش داد
در كتاب «المستغيثين» ديدم كه مؤلّف به سند خود چنين آورده است:
مردى سوار بر مركبى بود و به دريا افتاد. سه بار گفت:
يا حيّ! لا إله إلّا أنت!
ديگر مسافران آوازى شنيدند كه مىگفت: بلى، بلى، خوب خدايى را صدا زدى. سپس آن مرد از لابهلاى امواج خروشان به در آمد و خود را به ساحل رساند.
فصل:
مىدانيد كه حضرت يونس7هنگامى كه در دريا گفت:
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ؛ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ.[1](هيچ خدايى جز تو نيست؛ تو (از داشتن همتا و هر عيب و آلايش) پاك و منزّهى و همانا من از ستمكارانام.) خداوند به رحمتش او را رهانيد؛ هر آينه خدا مهربانترين مهربانان است. تو هم سخن او را بگو كه خداوند مىفرمايد:
وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ.[2](اين گونه مؤمنان را نجات مىدهيم.)
[1]أنبياء:( 21): 88.
[2]أنبياء:( 21): 89.
فصل 6: دعايى كه- مطابق آن چه در تاريخ آمده است- مسلمانان خواندند و از دريا گذشتند و بر دشمنان پيروز شدند
آن دعا اين است:
يا أرحم الرّاحمين، يا كريم يا حليم، يا أحد يا صمد، يا حيّ يا محيي الموتى، يا حيّ يا قيّوم، لا إله إلّا أنت، يا ربّنا.
فصل 7: دعايى كه از مولايمان، امير المؤمنين7، در مورد ترس از غرق شدن ذكر گرديده است تا شخص از آن چه مىترسد، رهايى يابد
بخوانيد:
اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ[1]،وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ. سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ.[2]
(خدايى كه اين قرآن را فرستاده و (البتّه) او يار و ياور نيكوكاران است)، (عظمت خدا را چنان كه بايد نشناختند و اوست كه در روز قيامت زمين در قبضهى قدرت او و آسمانها پيچيده به دست اوست. آن ذات پاك يكتا، پاكيزه است از نسبتهاى نارواى مشركان.) خداوند در بارهى آنان كه در دريا از غرق شدن ترس داشتند- و اين كه اخلاص دعايشان وسيلهى رهايى آنان از آسيبهاى آبى و جوّى گرديد- چنين فرموده است:
فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ.[3]
(چون به كشتى سوار شوند، خدا را به اخلاص كامل مىخوانند و چون سوى خشكى رهاندشان، باز به پروردگار يكتا شرك مىورزند.)
[1]اعراف( 7): 197.
[2]زمر( 39): 68.
[3]عنكبوت( 29): 66.
پس در دعا و التجا به درگاه خداوندى كه با يك فرمانش اشيا موجود مىشوند، آن چه مهمّ است، اخلاص است.
فصل 8: آن چه، بر اساس روايات، هنگام گم كردن راه مىگوييم
برقى در كتاب «محاسن» در باب دعاى راه گم كرده، به سند خود از علىّ بن ابى حمزه، از ابو بصير، از امام صادق7روايت كرده است كه فرمود:
«هر وقت راه را گم كردى فرياد بزن: اى صالح (يا: اى ابا صالح)، راه را به ما بنما. رحمت خداوند بر شما باد!»[1]عبيد بن حسين زرندى مىگويد: ما در سفرى راه را گم كرديم. به يكى از هم سفران خود گفتم كه از ما دور شود و فرياد بزند. او دور شد و فرياد زد. سپس نزد ما بازگشت و گفت: آواز آهستهاى شنيدم كه مىگفت: راه سمت راست است (يا گفت: سمت چپ). ما به همان گفته عمل كرديم و پس از آن كه اندك مسافتى پيموديم، به راه رسيديم.[2]اين حديث را اين گونه يافته بوديم: «اى صالح» يا «اى ابا صالح» كه سهو از راوى حديث است. هم چنين در اين سخن كه راه از راست يا چپ است، شكّ از راوى است.
نيز در آن كتاب است: پدرم برايم تعريف كرد كه در سفرى در بيابان از جادّه دور افتادند. او مىگفت: پس چنين كرديم و راهنمايى شديم و شخصى كه با ما بود، گفت: آواز آرامى به گوشم رسيد كه مىگويد: راه در طرف راست قرار دارد. اين را تنها به من گفت. من هم به مسافرين گفتم: به سمت راست حركت كنيد. مسافتى به طرف راست نپيموده بوديم كه به راه رسيديم.[3]
[1]محاسن: 362؛ مكارم الأخلاق: 259؛ فقيه 2: 195.
[2]محاسن: 362.
[3]همان.
نيز از همان كتاب، به سند خود از ابو حمزهى ثمالى، از امام باقر7، روايت كرده است كه فرمود:
«كسى كه حيوانش فرارى شود، اين كلمات را بگويد:
يا عباد اللَّه الصّالحين، أمسكوا عليّ رحمكم اللَّه! يا نار في ع ح و با ه ا ه ح.
اى بندگان شايستهى خدا، خدايتان رحمت كند! آن را براى من بگيريد.» [پس از اين ذكر، در روايت چنين عبارتى ديده مىشود:] راوى گويد: امام7فرمود: «خشكى به ارع ح، و دريا به ه و م ح سپرده شده است.» يكى از راويان حديث به نام عمر بن عبد العزيز گويد: من آن را در بارهى چند قاطرى كه گم كرده بودم، انجام دادم؛ آنها را برايم جمع كرد.[1]نيز از همان كتاب به سند خود از ابو عبيدهى حذّاء [كفشگر] نقل كرده است كه گفت: در خدمت امام باقر7بودم. شترم گم شده بود؛ امام فرمود:
«دو ركعت نماز بخوان و اين را كه مىگويم باز گو:
اللّهمّ رادّ الضّالّة، هاديا من الضّلالة، ردّ عليّ ضالّتي فإنّها من فضل اللَّه و عطائه.
پروردگارا، اى باز گردانندهى گم شده و هدايتكننده از گم راهى، گم شدهام را به من باز گردان. به يقين، اين از فضل و بخشش خداوند است.» پس امام7به غلامش دستور داد هودج حضرتش را بر يكى از شترانش ببندد و فرمود: «اى ابا عبيده، بيا سوار شو.» با آن حضرت سوار شديم. مركب به راه افتاد. كمى راه رفته بوديم كه ناگاه چيز سياهى در ميانهى راه نظرمان را جلب
[1]محاسن: 363.
كرد. امام7فرمود: «اى ابا عبيده، اين شتر تو است.» چون نگريستم، ديدم همان شتر گمشدهى من است.[1]هم چنين از امام صادق7روايت شده است:
«زمين به صالح و دريا به حمزه سپرده شده است.»[2]برقى از پيامبر اكرم6روايت كرده است كه فرمود:
«هر وقت از جادّه دور شديد و آن را گم كرديد، به سمت راست برويد.»[3]مؤلّف اين سطور، ابن طاوس، مىگويد: اگر به قرعه يا استخاره نياز شد، آن هم وسيلهاى جهت دستيابى است.
[1]محاسن: 363؛ مكارم الأخلاق: 259.
[2]فقيه 2: 195.
[3]محاسن: 362؛ فقيه 2: 197.