بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 307

در غزوه‌اى با پيامبر اكرم بودم. يك شب در مكان مرتفعى پناه گرفتيم. هوا آن چنان سرد بود كه يكى از مردم را ديدم كه گودال كوچكى كنده داخل آن مى‌گردد و سپر خود را- كه از پوست درست شده است- بالا پوش خود مى‌سازد. پيامبر اكرم6چون آنان را چنان ديد، فرمود:

«چه كسى در اين شب نگهبان ما مى‌گردد تا دعا كنم فضل خدا شامل حالش شود؟» مردى برخاست و گفت: اى رسول خدا، من. فرمود:

«كيستى؟» گفت: فلان پسر فلان انصارى هستم. فرمود: «پيش بيا.» به خدمت آمد. پيامبر اكرم6گوشه‌اى از لباسش را گرفت و برايش دعا كرد. چون آن دعا را شنيدم برخاستم و گفتم: من هم حاضرم نگهبانى دهم. همان پرسشى را كه از مرد انصارى نموده بود از من نيز كرد و همانند او فرمود تا نزديكش روم. برايم دعايى كه كمتر از دعايى كه براى انصارى كرده بود. بعد فرمود: «آتش بر چشمى كه در راه خدا بيدار بماند و بر چشمى كه از خشيت و ترس خدا اشك بريزد، حرام است» و چشم سومى را هم فرمود كه آن را فراموش كرده‌ام.

ابو شريح (راوى خبر) بعد از آن گفته است: آتش بر چشمى كه از ممنوع‌هاى الهى چشم پوشى كند (نيز) حرام شده است.[1]

[1]حلية الأولياء 2: 28.


صفحه 308

فصل 25: در انتخاب استراحتگاه كه شناخت خوبى آن، گاه به ديد ظاهر و گاه به الهام الهى است‌

براى انتخاب منزلگاه، با ديد ظاهر، بايد همان صفاتى را در نظر داشت كه در مورد زمين گفتيم. سرزمينى باشد كه (سبب رفع) نيازهاى شخص و همسفرانش در آن موجود باشد و زيانى هم به آن‌ها نرسد. شناساندن خداوند به روشنگرى واضح، چنان است كه ما نمونه‌اى از آن را از كتاب «دلائل الإمامة» نوشته‌ى محمّد بن جرير بن رستم طبرى (شيعى)، در باب كرامات حضرت علىّ ابن الحسين8نقل مى‌كنيم. او به سند خود- كه تا جابر بن يزيد جعفى مى‌رسد- از امام باقر7روايت كرده است كه فرمود:

«حضرت امام زين العابدين7با عدّه‌اى از غلامان خود و مردمانى ديگر به مسافرت مكّه مى‌رفت. چون به عسفان رسيدند، غلامان در موضعى از آن جا براى آن حضرت خيمه‌اى به پا كردند. چون حضرت علىّ بن الحسين8به نزديك آن جا رسيد، به آن‌ها فرمود: چرا در اين جا خيمه زديد؟ اين محلّ زندگى گروهى از جنّ است كه دوست‌دار و شيعه‌ى مايند و اين كار موجب زيان و اسباب زحمت براى آن‌هاست.

گفتند: ما نمى‌دانستيم. سپس شروع به بركندن چادرها كردند. ناگهان صدايى را شنيدند كه گوينده‌اش ديده نمى‌شد و مى‌گفت: اى فرزند پيامبر خدا! چادر خود را از جايش تغيير مدهيد. ما به جهت وجود مبارك شما زحمت آن را تحمّل مى‌كنيم و آن چه را هم اكنون هديه مى‌دهيم، بپذيريد و از آن بهره‌مند شويد تا مايه‌ى خرسندى ما گردد.

ناگهان در كنار چادر، سينى بزرگى ديديم كه بشقاب‌هايى در آن‌


صفحه 309

چيده شده و پر از انگور و انار و موز و ميوه‌هاى بسيار ديگر بود. امام سجّاد7تمامى هم سفران خود را فرا خواند و آن‌ها هم راه آن حضرت از آن ميوه‌ها تناول كردند.»[1]

[1]دلائل الإمامة: 93؛ بحار 46: 45 و 63: 90.


صفحه 310

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 311

بخش دهم دعاهايى كه از ائمّه:رسيده است و نيز آن چه ما انشا كرده‌ايم براى هنگام فرود آمدن در منزل‌ها و دعاهايى كه به سبب آن‌ها خود را از هراس و نگرانى حفظ مى‌كنيم‌


صفحه 312

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 313

فصل 1: دعايى كه هر گاه مسافر در يكى از منزل‌ها فرود آمد، مى‌خواند

در كتاب «مصباح الزّائر» و غير آن نقل شده است: هر گاه مسافر در منزلگاهى مأوى گزيد، بخواند:

اللّهمّ‌أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ‌.[1]

پروردگارا، مرا به خوشى و ميمنت فرود آور كه تو بهترين فرود آورندگانى.

سپس دو ركعت نماز بخواند. در هر ركعت يك حمد و هر يك از سوره‌هاى كوتاه را كه مايل است، قرائت كند و بگويد:

اللّهمّ ارزقنا خير هذه البقعة و أعذنا من شرّها، اللّهمّ أطعمنا من جناها و أعذنا من وباها و حبّبنا إلى أهلها و حبّب صالحي أهلها إلينا.

پروردگارا، از نيكى اين مكان بهره‌مندمان ساز و از گزندش‌

[1]اشاره به سوره‌ى مؤمنون( 23)، آيه‌ى 30:رَبِّ أَنْزِلْنِي ....


صفحه 314

محفوظمان دار. پروردگارا، از ميوه‌هايش به ما بخوران و از بيمارى وبايش مصونمان گردان. ما را نزد اهل اين منزل محبوب گردان و نيكوكاران اين جا را با ما دوست فرما.

نيز بگويد:

أشهد أن لا إله إلّا اللَّه وحده لا شريك له و أنّ محمّدا عبده و رسوله و أنّ عليّا أمير المؤمنين و الأئمّة من ولده أئمّة أتولّاهم و أبرأ من أعدائهم. اللّهمّ إنّي أسألك خير هذه البقعة و أعوذ بك من شرّها. اللّهمّ اجعل أوّل دخولنا هذا صلاحا و أوسطه فلاحا و آخره نجاحا.

گواهى مى‌دهم معبودى جز خداى يكتا و بى‌همتا نيست و محمّد6بنده و فرستاده‌ى اوست و على7امير المؤمنين و امامان از فرزندان وى پيشوا و رهبرند. ايشان را دوست دارم و از دشمنانشان بيزارم. پروردگارا، نيك بودن اين مكان را از تو مى‌خواهم و از زيانش به تو پناه مى‌برم. خدايا، آغاز ورود ما را به اين جا نيك و ميانه‌اش را رستگارى و پايانش را كام‌يابى قرار ده.[1]

[1]مكارم الأخلاق: 260؛ مصباح الزّائر: 11؛ بحار 76: 261.