[فصل 14: دعاهاى مربوط به منزل چهارم]
وقتى به چهارمين منزل نزديك شدى، بگو:
اللّهمّ قد عوّدتنا من القبول و بلوغ المأمول و أريتنا من الرّحمة لنا و العناية بنا ما رجونا معه تمام حفظنا و حراستنا و دوام سلامتنا و حسن خاتمتنا و قد كنت- يا أرحم الرّاحمين و أكرم الأكرمين- سيّرتنا في الظّهور و البطون و في طبقات القرون بعد القرون و تولّيت من أمورنا في المنازل و المراحل ما لم يكن في سؤال سائل و لا أمل آمل، فتولّ نزولنا في هذا المنزل الرّابع بتلك العنايات السّالفة و الرّعايات المتضاعفة و السّعادات المترادفة، و اجعل من لسان حالنا من يحمدك إن غفلنا و يشكرك إن جهلنا و يثني عليك إن أهملنا و طيّب لنا هذا المنزل بمواهب الكرم و إسباغ النّعم و دفع النّقم و فراش العافية و مهاد الحماية الكافية؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.
پروردگارا، از پذيرفته شدن دعا و رسيدن به آرزوها ما را بهرهمند ساختى و از مهرورزى و توجّه به ما چيزى نشانمان دادى كه اميدوار گشتيم كه حفظ و حراست و ادامهى تن درستى و خوبى سر انجام كار ما را هم به سر حدّ كمال خواهى رساند. تو، اى مهرورزندهترين مهربانان و گرامىترين بزرگان، در پشت پدران و رحم مادران و در لايههاى قرنهاى پياپى ما را جابهجا كردى و امور ما را در منازل بين راه عهدهدار شدى؛ با آن كه نه در درخواست خواهنده و نه در آرزوى آرزومندى به آن توجّهى
نشده بود. پس فرود آمدن ما در اين منزل چهارم را هم با همان عنايتهاى گذشته و سرپرستىهاى چند برابر و كاميابىهاى پياپى، به عهده بگير و از زبان حالمان كسى را قرار ده كه اگر غفلت ورزيديم، تو را ستايش كند، و اگر ما از ياد برديم، تو را سپاس گزارد و اگر ما سهل انگارى كرديم، تو را ثنا گويد. با بخششهاى ارزشمند و فراوانى نعمت و دور شدن نكبت و بستر عافيت و گهوارهى حمايت كافى، اين منزل را بر ما پاكيزه گردان؛ به رحمتت، اى مهربانترين مهربانان.
وقتى در چهارمين منزل فرود آمدى، به همان ترتيب كه گفتيم، دو ركعت نماز بخوان و بگو:
اللّهمّ نزلنا متوكّلين عليك، و مفوّضين إليك، و إن لم تصدّق سرائرنا في إخلاص التّوكّل و التّفويض و الاستسلام، فلسان حالنا و ضعف أعمالنا متوكّل و مفوّض و مستسلم بين يديك لفقره و ضعفه و ضرورته إليك و لسان حال رحمتك الواسعة، و مكارمك السّابغة، وسيلة لنا و ذريعة شافعة إليك فيما كلّ ما عرضناه أو سألناه أو نسأله أو نعرضه عليك، فاجعلنا ممّن أغنيته بعلمك عن المقال و بكرمك عن السّؤال؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.
خدايا، در حالى كه در اين جا فرود آمديم كه به تو توكّل كرده و كارهايمان را نيز به تو واگذاردهايم. اگر باطن ما اخلاص توكّل و تفويض ما را تصديق نكند، زبان حال و ضعف كردار ما به خاطر نيازمندى و ناتوانى و بيچارگى، توكّلكننده و واگذارندهى خود در پيشگاه توست و زبان حال رحمت گسترده و مكارم به هم پيوستهات وسيلهاى است براى ما و شفيعى به درگاه توست براى هر چه كه پيشتر خواسته و اظهار كردهايم يا از اين به بعد در خواست و عرضه مىكنيم. خدايا، ما را از كسانى قرار ده كه با آگاهىات از حالشان، نيازى به گفتار ندارند و به كرمت از در خواست بىنيازند؛ به رحمتت، اى مهربانترين مهربانان.
هنگام غذا خوردن در منزل چهارم بگو:
اللّهمّ إنّ موائد الكرماء و طعام الحكماء و الرّحماء مصونة عن التّكدير و الموافقة و التّغيير. فاعف عمّا مضى من ذنوبنا و استر ما اطّلعت عليه من عيوبنا و أزل وحشة المعاصي من قلوبنا حتّى نتهنّأ بمائدتك و ضيافتك و طهّرنا و طهّرها مما يقضي تنغيصنا بشيء من معاقبتك أو معاتبتك، فقد روّينا في الأخبار عن سيّد الأبرار أنّه قال: «أطيلوا في الجلوس على الموائد فإنّها ساعة لا تحسب من أعماركم و لا تحاسبون عليها.» و قد رجونا دخولنا في هذه الوعود و شمولنا بعوائد الجود، فصدّق حسن ظنّنا بكرمك و أجرنا على ما عوّدتنا من نعمك؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.
پروردگارا، سفرههاى بزرگان و غذاى حكيمان و مهرورزان از زيان و سختى و سرزنش مصون است؛ پس گناهان گذشتهى ما را ببخش و آن چه از عيبهاى ما را كه بر آن آگاهى يافتهاى، بپوشان و وحشت معصيتهايى كه مرتكبشدهايم را از دلهايمان بزداى تا بر سر سفره و مهمانىات خوش باشيم و ما و آن را- از آن چه مايهى تلخ كامى به چيزى از كيفر يا عتابت مىگردد- پاك گردان؛ چرا كه در اخبار از سيّد ابرار به ما رسيده كه فرموده است: «در كنار سفره زياد بنشينيد؛ زيرا آن لحظهاى است كه از عمرهاى شما محسوب نمىگردد و بر آن حسابى از شما كشيده نمىشود.»[1]اميدواريم اين وعدهها شامل حالمان گردد و از فوايد بخشش بهرهمند گرديم؛ پس به كرمت، گمان نيك ما را تصديق فرما و هم چنان نعمتت را بر ما ارزانى دار؛ به رحمتت، اى بخشندهترين بخشندگان.
زمانى كه در منزل چهارم مىخواستى بخوابى، بگو:
اللّهمّ إنّك عرّفتنا أنّ النّائمين كالأموات و المستيقظين من
[1]مكارم الأخلاق: 141، از امام صادق7.
النّوم كالمبعوثين بعد الممات و قد كنّا مواتا في أجزاء التّراب، و مواتا في النّطف في الأصلاب، و قبل تشريفنا في الحياة، و تولّيت تلك الموتات بالنّجاة و العافية في العزّ و الجاه، نسألك بتلك المراحم و المكارم، أن تتولّانا في هذا المنام، و تجرينا على ما عوّدتنا من الإنعام و الإكرام و الكرامة، من الأسقام و الآلام و أذى الأنام و الآثام، و توقظنا يقظة الحافظين لآداب الإسلام، و شكر ما أوليتنا من النّعم الجسام؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.
خداوندا، تو به ما فهماندهاى كه خواب رفتگان هم چون مردگان و از خواب برخاستگان هم چون بر انگيختهشدگان پس از مرگ هستند.
پيش از آن كه لباس حيات بر قامت ما بپوشانى، ما در اجزاى خاك مردگانى بوديم و بىجانهايى كه در نطفههايى در پشت پدران قرار داشتيم و سرپرستى اين مردهها را به نجات و عافيت در حال عزّت و مقام به عهده گرفتى. به اين لطفها و بزرگوارىها، از تو مىخواهم در اين خواست سرپرستمان باشى و بهرهمندى ما از نعمتها و گرامىداشتها و رضا و رغبت از دردها و رنجها و آزار مردمان و معصيتها را بر ما مستدام بدارى و بيدارى ما را مانند بيدارى آنان كه آداب اسلام را حفظ مىكنند، قرار دهى و به ما سپاسگزارى هر چه از نعمتهاى ارزشمندى كه به ما دادهاى را الهام فرمايى؛ به رحمتت، اى مهربانترين مهربانان.
هنگام كوچ كردن از چهارمين منزل و وداع موجودات لطيف و سپردن سپردهها، بگو:
السّلام عليكم من إخوان يرونا و لا نراهم، و قد عزمنا على مفارقتهم، و نحن شاكرون لمسعاهم و سالمون من أذاهم، نستودعكم اللَّه- جلّ جلاله- وديعة أمثالكم، و نسألكم أن تستودعونا اللَّه- جلّ جلاله- ببيان مقالكم و لسان حالكم وديعة تليق بحسن ظنّنا في قبول ابتهالكم.
.
درود بر برادرانى كه ما را مىبينند و ما آنها را نمىبينيم و تصميم داريم از ايشان جدا شويم و در حالى كه كوششهايشان را سپاسگزاريم و از آزارشان ايمن مانديم! شما را به خداى بزرگ مىسپاريم؛ چنان كه خود يك ديگر را مىسپاريد. از شما مىخواهيم ما را به زبان گويا و زبان حالتان به خداى بزرگ بسپاريد؛ سپردنى كه شايستهى گمان نيك ما در مورد پذيرفته شدن نيايش شماست.
وقتى خواستى در منزل چهارم با زمين وداع كنى، بگو:
أيّتها الأرض الّتي كنّا فيها و خرجنا عنها و نحن صائرون إليها و قادمون و ساكنون في بطنها أحقابا بعد أحقاب، قد رأيت ما وفّقنا له ربّ الأرباب من تعريفنا و تشريفنا بعبادته و طاعته و تجمّلنا لذكرك بخدمته و حجّته و كرامته، و الولد إذا جمل ذكر والده بصالح أعماله فيليق بالوالد أن يكون عونا له على بلوغ آماله، و نحن لك كالأولاد؛ فنسأل أن تسألي بلسان الحال سلطان الدّنيا و المعاد في حملنا على ظهرك أيّام حياتنا على مطايا سعادتنا و سلامتنا في سائر حركاتنا و سكناتنا و حفظنا ممّا احتويت عليه و ممّا على ظهرك من المؤذيات من سائر الحيوانات و الجمادات و الأمان في الطّرقات من المخافات، و إذا سكنّا في بطنك أن تكوني لنا أشفق علينا من سائر الحاملات الوالدات و أن يسلمنا فيك من المعاقبات و أن يخرجنا منك خروج المسعودين المنصورين الظّافرين بالمحابّ في يوم الحساب الّذين يسيرون مع المتّقين إلى جمع شملهم تحت شجرةطُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ[1].
اى زمينى كه ما در آن بوديم و از آن بيرون آمديم و باز به سوى آن ره سپاريم و بر روى آن روانيم و دورانهاى متعددّ در شكم آن ساكن
[1]رعد( 13): 30.
مىگرديم، توفيقى كه پروردگارمان نصيب ما كرد را ديدى، از شناخت و افتخارى كه به سبب عبادت و طاعتش به ما داد و ما در پيشگاه مقدّسش از تو به نيكى ياد كرديم كه به ما خدمت و محبّت و سخاوتمندى كردى.
اگر فرزند نام پدرش را با كارهاى نيك زيبا كرد، شايسته است پدر براى دستيابى فرزندش به آرزوها به او كمك كند و ما همانند فرزندان توايم؛ از تو مىخواهيم به زبان حال از حكم ران دنيا و معاد بخواهى كه در دوران زندگانىمان ما را در بقيّهى حركتها و آرامشهايمان بر مركبهاى تن درستى و كام رانى بر روى تو حركت دهد و از گزند ساير حيوانات و جمادات موذى كه در اندرون تو يا بر روى تو هستند، نگه دارد و در پرتگاههاى راهها ايمن سازد و هنگامى كه در درون تو جاى گرفتيم، از بقيّهى مادران باردار مهربانتر باشى و خدا ما را در دل تو از عقابها ايمن بدارد و روز قيامت همانند فردى كه سعادتمند شده و يارى گرديده و به آن چه مىخواسته دست يافته است از تو بيرون آورد، و از زمرهى آنانى باشيم كه با پرهيزگاران زير درخت طوبى- كه از آن آنهاست- گرد هم آمدهاند و چه خوب باز گشت گاهى است! آن گاه كه خواستى از چهارمين منزل سوار مركب شوى، بعد از سوار شدن بگو:
اللّهمّ إنّي أحمدك على نعمك الّتي لا تحصى بالحساب؛ حمدا يزيد على حمد كلّ حامدين من ذوي الألباب و على تسخيرك لنا منافع السّماوات و الأرض و ما فيهما من المحابّ و على تسخير هذه الدّوابّ.
اللّهمّ فبالرّحمة الّتي فتحت علينا و بين يدينا طرق المقاصد و فوائد الموارد حتّى سيّرتنا في ظلمات اللّيل و ضوء النّهار متمكّنين من الأسفار سالمين من الأخطار، فنسألك تمام هذه المسارّ و الأنوار و حفظنا و حفظ ما أنعمت علينا بما حفظت به كنز أصحاب الجدار و بما حفظت به قلوب الأبرار من دنس الآصار و الإصرار؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.
خداوندا، تو را بر نعمتهاى بىشمارت ثنا مىگويم؛ ثنايى كه از ثناى همهى خردمندان فزونتر باشد و تو را مىستايم بر آن كه منافع آسمانها و زمين و همهى دوست داشتنىهاى آنها را در اختيار ما نهادهاى و اين مركبها را براى ما رام كردهاى.
خدايا، به رحمتى كه با آن راههاى مقصدها و فايدههاى اقامتگاهها را پيش روى گشودى تا در تاريكىهاى شب و روشنى روز سير كنيم و اين كه توان مسافرت داريم و مىتوانيم از خطرها ايمن باشيم، از تو مىخواهيم كه خوشىها و روشنىها را بر ما تمام فرمايى؛ به حكمتى كه گنج مالكان ديوار را نگاه داشتى و به آن چه به سبب آن دلهاى نيكان را از آلوده شدن به چرك تعلّقات دنيوى- كه انسان را به طرف خود مىبرند- و پافشارىها (بر آن چه حرام كردهاى) پاك ساختهاى، ما و آن چه را هم راه داريم، نگهدار؛ به رحمتت، اى مهربانترين مهربانان.
پس از سوار شدن، وقتى خواستى از منزل چهارم راه بيفتى، بگو:
اللّهمّ قد توجّهنا على نيّة أنّنا متوجّهون منك- جلّ جلالك- بك- جلّ جلالك- إليك- جلّ جلالك- لك- جلّ جلالك- فقوّنا على تصديق هذا المقال بالفعال، و سيّرنا على مطايا الإقبال و الظّفر بالآمال و قرّب لنا من المنازل ما كان بعيدا و قوّنا و قوّ دوابّنا قوّة تجعل مسيرنا حميدا و تدبيرنا سعيدا؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.
بار الها، راه افتادن ما با اين قصد است كه حركت ما از سوى تو و به يارى تو و به سوى تو و خالص براى تو باشد؛ پس براى انطباق اين گفتار با عمل، به ما نيرويى عطا كن و ما را بر مركبهاى خوش بختى و رسيدن به آرزوها ره سپار فرماى و منازل دور دست را بر ما نزديك گردان و به ما و مركبهايمان نيرويى ده كه به خوبى راه بپيماييم و عاقبتانديشى ما در كارها را سعادت آفرين ساز؛ به رحمتت، اى مهربانترين مهربانان.
[فصل 15: دعاهاى مربوط به منزل پنجم]
چون به جايى رسيدى كه منزل پنجم در ديدت قرار گرفت، بگو:
اللّهمّ قد أشرفنا على هذا المنزل و ما نعرف مسارّه فنسألك منها، و لا أخطاره فنسألك الصّيانة عنها، و أنا كالمحجوب عن صواب تدبيره و المستور بينه و بين سروره.
فنسألك أن تنظر إلينا نظر العناية بنا و الرّحمة لنا و الإحسان إلينا و تزيل محذورات هذا المنزل عنّا و تقرّب مسارّه منّا و تجعل نزولنا و إقامتنا و رحيلنا و مفارقتنا مقرونة بسعادة نظرك الكريم و فضلك الجسيم و الأمان من كلّ ذميم؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.
خداوندا، تو ما را بر اين منزل مشرف ساختهاى و خوبىهايش را نمىدانيم؛ از تو مىخواهيم آنها را به ما برسانى. از خطراتش آگاه نيستيم؛ از تو در خواست مىكنيم آنها را از ما دور گردانى. من مانند كسى هستم كه نمىتواند نيك بينديشد و ميان او و شادمانىهايش پردهاى آويخته گرديده است؛ پس از تو خواهش مىكنم به نظر عنايت به ما بنگرى و از مهرت بهرهمندمان سازى و به ما احسان كنى و مشكلات اين منزل را از ما دور سازى و شادمانىهايش را به ما نزديك گردانى و فرود آمدن و ماندن و كوچيدن و جدا شدن ما را قرين نظر بزرگوارانه و فضل پر اهمّيّت خود قرار دهى و از هر حالت بدى ما را آسوده گردانى؛ به مهرورزىات، اى برترين مهروزندگان.
چون در منزل پنجم پياده شدى- چنان كه قبلا نقل كرديم- دو ركعت نماز بخوان و بگو: