بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 46

قصد وضو باشد، وضوى او صحيح است و نيز اگر موقع بيرون آوردن از آب قصد وضو كند و تا وقتى كه ريزش آب تمام مى‌شود به قصد وضو باشد، وضوى او صحيح است.

مسأله 2- اگر وضوى بعضى از اعضاء را ارتماسى و بعضى را غير ارتماسى دهد اشكال ندارد.

شرائط وضو

شرائط صحيح بودن وضو سيزده چيز است:

شرط اول: آن كه آب وضو پاك باشد.

شرط دوم: آن كه مطلق باشد.

مسأله 1- اگر غير از آب گل آلود مضاف آب ديگرى براى وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است بايد تيمّم كند و اگر وقت دارد واجب آن است كه صبر كند تا آب صاف شود ووضو بگيرد.

شرط سوم: آن كه آب وضو و بنابر احتياط واجب فضائى كه در آن وضو مى‌گيرد مباح باشد.

مسأله 2- وضو با آب‌غصبى‌و با آبى‌كه معلوم نيست صاحب آن راضى است يا نه حرام و باطل است و احوط آن است كه محل ريزش آب وضو مباح باشد.

مسأله 3- كسى كه نمى‌خواهد در مسجدى نماز بخواند اگر نداند حوض آن را براى مردم وقف كرده‌اند يا براى كسانى كه در آنجا نماز مى‌خوانند، نمى‌تواند از حوض آن مسجد وضو بگيرد، ولى اگر معمولًا


صفحه 47

كسانى هم كه نمى‌خواهند در آنجا نماز بخوانند از حوض آن مسجد وضو مى‌گيرند، مى‌تواند از آن حوض وضو بگيرد.

شرط چهارم وپنجم: آن كه ظرف آب وضو مباح باشد و از طلا ونقره نباشد.

مسأله 4- اگر آب وضو در ظرف غصبى يا طلا و نقره است، و آب را از آنها بردارد وبصورت ودستها بريزد وضوى او صحيح است وامّا صحت وضو به نحو ارتماسى مشكل است.

شرط ششم: آن كه اعضاء وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد.

مسأله 5- اگر پيش از تمام شدن وضو جايى را كه شسته يا مسح كرده نجس شود، وضو صحيح است.

مسأله 6- اگر غير از اعضاء وضوجايى‌از بدن نجس باشد وضو صحيح است ولى اگر مخرج را از بول يا غائط تطهير نكرده باشد احتياط مستحب آن است كه اول آن را تطهير كند، بعد وضو بگيرد.

شرط هفتم: آن كه وقت براى وضو و نماز كافى باشد.

مسأله 7- هرگا وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى‌شود، بايد تيمّم كند ولى اگر براى وضو و تيمم يك اندازه وقت لازم است بايد وضو بگيرد.

شرط هشتم: آن كه به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد و اگر براى خنك شدن يا به قصد ديگرى وضو بگيرد باطل است.

شرط نهم: وضو را به ترتيبى كه گفته شد بجا آورد و اگر به اين ترتيب‌


صفحه 48

وضو نگيرد باطل است.

شرط دهم: آن كه كارهاى وضو را پشت سر هم انجام دهد.

مسأله 8- اگر بين كارهاى وضو به قدرى فاصله شود كه وقتى مى‌خواهد جايى‌را بشويد يا مسح كند رطوبت جاهايى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده خشك شده باشد به شرط اين كه موالات عرفاً به هم خورده باشد، وضو باطل است و اگر فقط رطوبت جايى كه جلوتر از محلّى است كه مى‌خواهد بشويد يا مسح كند، خشك شده باشد مثلًا موقعى كه مى‌خواهد دست چپ را بشويد، رطوبت دست راست خشك شده باشد وصورت تر باشد وموالات به هم نخورده باشد وضو صحيح است، گرچه احتياط مستحب آن است كه وضو را باطل كند و از سر بگيرد.

مسأله 9- راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد، پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح كند وضوى او صحيح است.

شرط يازدهم: آن كه شستن اعضاى وضو را خود انسان انجام دهد و اگر ديگرى او را وضو دهد، يا در رساندن آب به صورت و دستها و مسح سر و پا به او كمك نمايد، وضو باطل است.

شرط دوازدهم: آن كه استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.

شرط سيزدهم: آن كه در اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب نباشد.

مسأله 10- اگر زير ناخن چرك باشد، وضو اشكال ندارد ولى اگر ناخن را بگيرند بايد براى وضو آن چرك را برطرف كنند، و نيز اگر


صفحه 49

ناخن بيشتر از معمول بلند باشد، بايد چرك زير مقدارى را كه از معمول بلندتر است برطرف نمايند.

مسأله 11- اگر انسان شك كند كه به اعضاى وضوى او چيزى چسبيده يا نه بايد وارسى كند يا به قدرى دست بمالد كه اطمينان پيدا كند كه اگر بوده برطرف شده يا آب بزير آن رسيده است‌

مسأله 12- اگر بعد از وضو چيزى كه مانع از رسيدن آب است در اعضاء وضو ببيند ونداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوى او صحيح است.

احكام وضو

مسأله 1- كسى كه در كارهاى وضو و شرائط آن مثل پاك بودن آب و غصبى نبودن آن خيلى شك مى‌كند، بايد به شكّ خود اعتنا نكند.

مسأله 2- اگر شك كند كه وضوى او باطل شده يا نه بنا مى‌گذارد كه وضوى او باقيست ولى اگر بعد از بول استبراء نكرده ووضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتى‌از او بيرون آيد كه نداند بول است يا چيز ديگر وضوى او باطل است.

مسأله 3- كسى كه مى‌داند وضو گرفته وحدثى هم از او سر زده، مثلًا بول كرده، اگر نداند كدام جلوتر بوده، چنانچه پيش از نماز است، بايد وضو بگيرد، و اگر در بين نماز است بايد نماز را بشكند ووضو بگيرد، و اگر بعد از نماز است نمازى كه خوانده صحيح است وبراى نمازهاى بعد بايد وضوبگيرد.


صفحه 50

چيزهايى كه بايد براى آنها وضو گرفت‌

مسأله 1- براى پنج چيز وضو گرفتن واجب است:

اوّل براى نمازهاى واجب غير از نماز ميّت،

دوم براى سجده وتشهد فراموش شده، اگر بين آنها و نماز حدثى از او سر زده مثلًا بول كرده باشد و احتياط واجب آن است كه براى سجده سهو هم وضو بگيرد،

سوم براى طواف واجب خانه كعبه،

چهارم اگر نذر يا عهد كرده يا قسم خورده باشد كه وضو بگيرد،

پنجم براى آب كشيدن قرآنى كه نجس شده، يا بيرون آوردن آن از مستراح ومانند آن، در صورتى كه مجبور باشد، دست يا جاى ديگر بدن خود را بخط قرآن برساند، ولى چنانچه معطّل شدن به مقدار وضو بى‌احترامى به قرآن است، بايد بدون اين كه وضو بگيرد، قرآن را از مستراح ومانند آن بيرون آورد، يا اگر نجس شده آب بكشد.

مسأله 2- مس نمودن خط قرآن، يعنى رساندن جايى از بدن بخط قرآن براى كسى كه وضو ندارد حرام است، و احتياط استحبابى آن است كه موى خود را هم بخطّ قرآن نرساند، ولى اگر قرآن را به زبان فارسى يا به زبان ديگر ترجمه كنند مسّ آن اشكال ندارد.

مسأله 3- كسى كه وضو ندارد، حرام است اسم خداوند متعال را به هر زبانى نوشته شده باشد مسّ نمايد و احتياط وجوبى آن است كه اسم مبارك پيغمبر و ائمه:و حضرت زهرا3را هم مس ننمايد.

مسأله 4- اگر پيش از وقت نماز به قصد اين كه با طهارت باشد،


صفحه 51

وضو بگيرد يا غسل كند صحيح است و اگر نزديك وقت نماز به قصد مهيّا بودن براى نماز وضو بگيرد اشكال ندارد.

چيزهايى كه وضو را باطل مى‌كند

مسأله 1- هفت چيز وضو را باطل مى‌كند:

اوّل بول،

دوم غائط،

سوم باد معده،

چهارم خوابى كه به واسطه آن چشم نبيند وگوش نشنود ولى اگر چشم نبيند وگوش بشنود وضو باطل نمى‌شود،

پنجم چيزهائى كه عقل را از بين مى‌برد مانند: ديوانگى ومستى وبيهوشى،

ششم استحاضه زنان كه بعداً گفته مى‌شود،

هفتم كارى‌كه براى آن بايد غسل كرد مانند جنابت.

احكام وضوى جبيره‌

چيزى كه با آن زخم و شكسته را مى‌بندند و دوايى كه روى زخم و مانند آن مى‌گذارند جبيره ناميده مى‌شود.

مسأله 1- اگر در يكى از جاهاى وضو، زخم يا دمل يا شكستگى باشد، چنانچه روى آن باز است وآب براى آن ضرر ندارد، بايد بطور معمولى وضو گرفت.


صفحه 52

مسأله 2- اگر زخم يا دمل يا شكستگى در صورت ودستها است وروى آن باز است و آب ريختن روى آن ضرر دارد، چنانچه كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد، احتياط واجب آن است كه دست تر بر آن بكشد و احتياط استحبابى آن است كه بعد پارچه پاكى روى آن بگذارد ودست تر را روى پارچه هم بكشد و اگر اين مقدار هم ضرر دارد يا زخم نجس است ونميشود آب كشيد، بايد اطراف زخم را به طورى كه در وضو گفته شد، از بالا به پايين بشويد و بنابر احتياط پارچه پاكى روى زخم بگذارد ودست تر روى آن بكشد، و اگر گذاشتن پارچه ممكن نيست بايد اطراف زخم را بشويد و بنابر احتياط استحبابى تيمّم هم بنمايد.

مسأله 3- اگر روى دمل يا زخم يا شكستگى بسته باشد، چنانچه باز كردن آن ممكن است وآب هم براى آن ضرر ندارد، بايد باز كند ووضو بگيرد، چه زخم ومانند آن در صورت ودستها باشد يا جلوى سر وروى پاها.

مسأله 4- اگر نمى‌شود روى زخم را باز كرد ولى زخم وچيزى كه روى آن گذاشته پاك است ورسانيدن آب بزخم ممكن است وضرر هم ندارد، بايد آب را به روى زخم برساند، و اگر زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته نجس است، چنانچه آب كشيدن آن ورساندن آب بروى زخم ممكن باشد، بايد آن را آب بكشد وموقع وضو آب را بزخم برساند و در صورتى كه آب براى زخم ضرر دارد، يا آن كه رساندن آب بروى زخم ممكن نيست، يا زخم نجس است ونميشود آن را آب كشيد، بايد


صفحه 53

اطراف زخم را بشويد و اگر جبيره پاك است بايد روى آن را مسح كند و اگر جبيره نجس است، يا نمى‌شود روى آن را دست تر كشيد، مثلًا دوايى است كه به دست مى‌چسبد، پارچه پاكى را به طورى كه جزء جبيره حساب شود، روى آن بگذارد ودست تر روى آن بكشد و اگر اين هم ممكن نيست، احتياط واجب آن است كه وضو بگيرد به شستن اطراف آن و تيمّم هم بكند.

مسأله 5- اگر جبيره تمام صورت يا تمام يكى از دستها يا تمام هر دو دست را گرفته باشد، بايد وضوى جبيره‌اى بگيرد و بنابر احتياط واجب تيمّم هم‌بنمايد.

مسأله 6- اگر جبيره تمام اعضاى وضو را گرفته باشد بنابر احتياط واجب بايد وضوى جبيره‌اى بگيرد وتيمّم هم بنمايد.

مسأله 7- اگر جبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را گرفته وبرداشتن آن ممكن نيست، بايد به دستور جبيره عمل كند، و به احتياط واجب تيمّم هم نمايد و اگر برداشتن جبيره ممكن است بايد جبيره را بردارد، پس اگر زخم در صورت ودستها است اطراف آن را بشويد و اگر در سر است اطراف آن را مسح كند و اگر روى پاها باشد اطراف آن را مسح كند وبراى جاى زخم به دستور جبيره عمل نمايد.

مسأله 8- اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست، يا به قدرى مشقّت دارد كه نمى‌شود تحمّل كرد، بايد به دستور جبيره عمل كند، و بنابر احتياط مستحبّ تيمّم هم بنمايد.