بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 34

باشد چنانچه نتواند آن را مسح كند بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با رطوبت آب وضو مسح كند و بنابر احتياط واجب، تيمّم هم بنمايد و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد بايد وضوى بدون مسح بگيرد و بنا بر احتياط واجب تيمّم هم بكند.
مسأله 91- هرگاه زخم يا دمل و شكستگى با پارچه يا گچ يا مانند آن بسته شده است، چنانچه باز كردن آن ضرر و مشقّت زيادى ندارد و آب هم براى آن مضر نيست، بايد آن را باز كند و وضو بگيرد، در غير اين صورت اطراف زخم يا شكستگى را بشويد و احتياط مستحب آن است كه روى جبيره را نيز مسح كند و اگر جبيره، نجس است يا نمى‌شود روى آن دستِ تر بكشد، پارچه پاكى را بر آن ببندد و دستِ تر روى آن بكشد.
مسأله 92- هرگاه جبيره تمام صورت يا تمام يكى از دستها را گرفته باشد، بايد بنا بر احتياط هم وضوى جبيره‌اى بگيرد و هم تيمّم كند، همچنين اگر جبيره تمام اعضاى وضو را گرفته باشد.
مسأله 93- كسى كه در كف دست و انگشتهايش جبيره دارد و در موقع وضو دستِ تر روى آن كشيده، مى‌تواند مسح سر و پا را با همان رطوبت انجام دهد و اگر كافى نباشد، از جاهاى ديگر وضو رطوبت مى‌گيرد.
مسأله 94- هرگاه جبيره بيشتر از معمول، اطراف زخم را



صفحه 35

گرفته و برداشتن آن ممكن نيست بايد به دستور جبيره عمل كند و بنا بر احتياط مستحب، تيمّم هم بنمايد و اگر برداشتن جبيره اضافى ممكن است بايد آن را بردارد.
مسأله 95- هرگاه در جاى وضو، زخم و جراحت و شكستگى وجود ندارد، امّا به جهت ديگرى آب براى آن ضرر دارد، بايد تيمّم كند، ولى اگر فقط براى مقدارى از دست و صورت ضرر دارد، چنانچه اطراف آن را بشويد كافى است و احتياط آن است كه تيمّم هم بكند.
مسأله 96- اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده كه برداشتن آن ممكن نيست، يا بسيار مشقّت دارد بايد به دستور جبيره عمل كند، يعنى اطراف آن را بشويد و روى آن را دست بكشد.
مسأله 97- غسل جبيره‌اى مثل وضوى جبيره‌اى است، ولى تا ممكن است بايد غسل را ترتيبى بجا آورد، بنا بر احتياط واجب.
مسأله 98- كسى كه وظيفه او تيمّم است، هرگاه در اعضاى تيمّم او زخم، يا دُمَل، يا شكستگى باشد بايد مطابق دستور وضوى جبيره‌اى تيمّم جبيره‌اى كند.
مسأله 99- كسى كه وظيفه او وضو يا غسل جبيره‌اى است، چنانچه مى‌داند تا آخر وقت عذر او برطرف نمى‌شود مى‌تواند



صفحه 36

در اوّل وقت نماز بخواند، امّا اگر اميد دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شود احتياط واجب آن است كه صبر كند.
مسأله 100- اگر بخاطر درد چشم شستن صورت ضرر دارد بايد تيمّم كند و اگر مى‌تواند اطراف چشم و بقيّه صورت را بشويد كافى است.
مسأله 101- نمازهايى را كه با وضو يا غسل جبيره‌اى مى‌خوانند اعاده ندارد، مگر اين كه قبل از پايان وقت نماز، عذر برطرف شود، در اينجا بنابر احتياط واجب، نماز را اعاده كنند.
چيزهايى كه بايد براى آنها وضو گرفت
مسأله 102- انسان بايد براى نماز (بجز نماز ميّت) و براى طواف كعبه و براى تماسّ بدن با نوشته قرآن و اسم خداوند وضو بگيرد.
مسأله 103- اگر نماز يا طواف، بدون وضو انجام شود باطل است.
مسأله 104- كسى كه وضو ندارد نبايد جايى از بدن خود را به اين نوشته‌ها برساند:
* خطّ قرآن، ولى ترجمه آن اشكال ندارد.
* اسم خداوند به هر زبانى كه نوشته شده باشد، مانند «اللّه»، «خدا»، «god».



صفحه 37

* نام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اسامى امامان عليهم السلام و نام حضرت زهرا عليها السلام اگر بى‌احترامى به آنها باشد.
مسأله 105- براى اين كارها وضو گرفتن مستحب است:
* رفتن به مسجد و حرم امامان عليهم السلام
* خواندن قرآن.
* همراه داشتن قرآن.
* تماسّ بدن با جلد يا حاشيه قرآن.
* زيارت اهل قبور.
چگونه وضو باطل مى‌شود؟
مسأله 106- اگر يكى از امور زير از انسان سر بزند وضو باطل مى‌شود:
* خارج شدن ادرار يا مدفوع يا باد معده و روده از انسان.
* خواب؛ چنانچه گوش نشنود و چشم نبيند.
* چيزهايى كه عقل را از بين مى‌برد؛ مانند ديوانگى، مستى، بيهوشى. (بنا بر احتياط واجب).
* استحاضه زنان. «1»
* آنچه سبب غسل شود؛ مانند جنابت ومَسّ ميّت و مانند آن.



صفحه 38

غسل‌

گاهى براى نماز و ساير كارهايى كه بايد با وضو انجام داد، غسل واجب مى‌شود.
شيوه غسل كردن
مسأله 107- در غسل بايد تمام بدن و سر و گردن شسته شود، خواه غسل واجب باشد؛ مانند جنابت، و يا مستحب، مانند غسل جمعه. به عبارت ديگر: تمام غسلها در عمل فرقى ندارند مگر در نيّت.
مسأله 108- غسل را به دو صورت مى‌توان انجام داد: «ترتيبى» و «ارتماسى».
در غسل ترتيبى، ابتدا سر و گردن شسته مى‌شود، سپس نيمه راست و بعد از آن نيمه چپ بدن.
در غسل ارتماسى، تمام بدن يكباره در آب قرار مى‌گيرد.
پس براى انجام غسل ارتماسى بايد آب قدرى باشد كه انسان بتواند تمام بدن را يكجا در آب فرو ببرد.



صفحه 39

شرايط صحيح بودن غسل
مسأله 109- تمام شرطهايى كه براى صحيح بودن وضو گفته شد، «1» در صحيح بودن غسل هم شرط است، بجز موالات. و همچنين لازم نيست بدن را از بالا به پايين بشويد.
مسأله 110- كسى كه چند غسل بر او واجب است، مى‌تواند به نيّت همه آنها يك غسل بجا آورد. و اگر تنها يكى از آنها بخاطرش باشد و براى آن غسل كند بقيّه از او ساقط مى‌شود هرچند نيّت نكرده باشد.
مسأله 111- هر غسل واجب و مستحب، كفايت از وضو مى‌كند ولى احتياط مستحب آن است كه در غير غسل جنابت وضو بگيرد.
مسأله 112- در غسل ارتماسى بايد تمام بدن پاك باشد، ولى در غسل ترتيبى پاك بودن تمام بدن لازم نيست، بنابراين اگر هر قسمتى را پيش از غسل دادنِ همان قسمت، آب بكشد كافى است.
مسأله 113- غسل جبيره‌اى مثل وضوى جبيره‌اى است. «2»
مسأله 114- كسى كه روزه واجب گرفته، نمى‌تواند در حال روزه غسل ارتماسى انجام دهد، چون روزه‌دار نبايد تمام سر را



صفحه 40

در آب فرو برد. ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى كند.
صحيح است.
مسأله 115- در غسل لازم نيست تمام بدن با دست شسته شود، و چنانچه با نيّت غسل، هرطور آب را به تمام بدن برساند كافى است.
غسلهاى واجب
مسأله 116- غسلهاى واجب هفت‌تاست:
* جنابت* ميّت* مسّ ميّت* حيض* استحاضه* نفاس* و غسل مستحبّى كه به سبب نذر واجب مى‌شود.
غسل جنابت
مسأله 117- اگر از انسان مَنى‌ «1» بيرون آيد، هرچند در خواب باشد، جُنُب مى‌شود و بايد براى نماز و كارهايى كه نياز به طهارت دارد، غسل جنابت انجام دهد.
مسأله 118- اگر منى از جاى خود حركت كند، ولى بيرون نيايد، سبب جنابت نمى‌شود.
مسأله 119- كسى كه مى‌داند منى از او خارج شده است و يا



صفحه 41

مى‌داند آنچه بيرون آمده منى مى‌باشد، جنب است و بايد غسل كند.
مسأله 120- اگر از انسان رطوبتى خارج شود كه نداند بول است يا منى يا غير اينها، چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده، آن رطوبت منى است، ولى اگر تمام اين نشانه‌ها يا برخى از آنها وجود نداشته باشد آن رطوبت منى نمى‌باشد، ولى نسبت به زن و مريض وجود يك نشانه؛ يعنى بيرون آمدن در اوج شهوت، كافى است.
مسأله 121- مستحبّ است انسان بعد از بيرون آمدن منى بول كند و اگر بول نكند و بعد از غسل رطوبتى از او خارج شود كه نداند منى است يا رطوبتِ ديگر، دوباره بايد غسل كند.
كارهايى كه بر جنب حرام است
مسأله 122- چند كار بر جنب حرام است:
الف) رساندن جايى از بدن به خطّ قرآن، اسم خداوند و بنابر احتياط واجب اسامى پيامبران و امامان عليهم السلام.
ب) رفتن به مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله هرچند از يك در وارد شود و از در ديگر بيرون رود.
ج) توقّف در ساير مساجد و حرم امامان عليهم السلام؛ ولى اگر از يك در برود و از در ديگر خارج شود يا براى برداشتن چيزى برود