در آب فرو برد. ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى كند.
صحيح است.
مسأله 115- در غسل لازم نيست تمام بدن با دست شسته شود، و چنانچه با نيّت غسل، هرطور آب را به تمام بدن برساند كافى است.
غسلهاى واجب
مسأله 116- غسلهاى واجب هفتتاست:
* جنابت* ميّت* مسّ ميّت* حيض* استحاضه* نفاس* و غسل مستحبّى كه به سبب نذر واجب مىشود.
غسل جنابت
مسأله 117- اگر از انسان مَنى «1» بيرون آيد، هرچند در خواب باشد، جُنُب مىشود و بايد براى نماز و كارهايى كه نياز به طهارت دارد، غسل جنابت انجام دهد.
مسأله 118- اگر منى از جاى خود حركت كند، ولى بيرون نيايد، سبب جنابت نمىشود.
مسأله 119- كسى كه مىداند منى از او خارج شده است و يا
مىداند آنچه بيرون آمده منى مىباشد، جنب است و بايد غسل كند.
مسأله 120- اگر از انسان رطوبتى خارج شود كه نداند بول است يا منى يا غير اينها، چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده، آن رطوبت منى است، ولى اگر تمام اين نشانهها يا برخى از آنها وجود نداشته باشد آن رطوبت منى نمىباشد، ولى نسبت به زن و مريض وجود يك نشانه؛ يعنى بيرون آمدن در اوج شهوت، كافى است.
مسأله 121- مستحبّ است انسان بعد از بيرون آمدن منى بول كند و اگر بول نكند و بعد از غسل رطوبتى از او خارج شود كه نداند منى است يا رطوبتِ ديگر، دوباره بايد غسل كند.
كارهايى كه بر جنب حرام است
مسأله 122- چند كار بر جنب حرام است:
الف) رساندن جايى از بدن به خطّ قرآن، اسم خداوند و بنابر احتياط واجب اسامى پيامبران و امامان عليهم السلام.
ب) رفتن به مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله هرچند از يك در وارد شود و از در ديگر بيرون رود.
ج) توقّف در ساير مساجد و حرم امامان عليهم السلام؛ ولى اگر از يك در برود و از در ديگر خارج شود يا براى برداشتن چيزى برود
مانعى ندارد؛ امّا هنگامى كه جنب غسل كند و يا در صورت عدم توانايى بر غسل، تيمّم كند، تمام اين امور بر او حلال مىشود.
د) خواندن آيههاى سجده واجب كه در چهار سوره قرآن آمده است:
سجده فُصِّلت نَجم عَلَق
مسأله 123- اگر شخصى در خانهاش مكانى را براى نماز قرار دهد (و همچنين در مؤسّسه يا ادارهاى) حكم مسجد ندارد.
مسأله 124- توقّف در حرم امامزادهها در حال جنابت اشكال ندارد؛ ولى توقّف در مساجدى كه كنار حرمها ساختهاند، حرام است.
غسل ميّت
مسأله 125- هرگاه مسلمانى از دنيا برود، بايد او را غسل داده و كفن كنند و بر او نماز بخوانند، سپس دفن كنند. «1»
غسل مسّ ميّت
مسأله 126- اگر كسى جايى از بدن خود را به بدن انسان مردهاى كه سرد شده و غسلش ندادهاند برساند، بايد غسل مسِّ ميّت كند.
غسلهاى اختصاصى دخترها و بانوان
مسأله 127- سه غسل از غسلهاى واجب؛ يعنى غسل حيض، استحاضه و نفاس، تنها بر دخترها و بانوان واجب مىشود و سبب اين غسلها خونى است كه از رحم بيرون مىآيد و هر يك احكام خاصّى دارد.
غسل حيض (قاعدگى)
مسأله 128- زمانى كه خونريزى قاعدگى (رگل) قطع شود، زن بايد براى نماز و ساير كارهايى كه نياز به طهارت دارد غسل كند.
مسأله 129- خونريزى قاعدگى قبل از بلوغ اتّفاق نمىافتد.
مسأله 130- دوره قاعدگى كمتر از سه روز مستمر نيست، پس اگر جريان خون قبل از سه روز قطع شود حكم حيض را ندارد.
مسأله 131- دوره قاعدگى بيش از ده روز طول نمىكشد و چنانچه خونريزى بيش از ده روز طول بكشد، پس از ده روز حكم حيض را ندارد.
مسأله 132- خون حيض معمولًا غليظ، گرم و پررنگ است و با فشار و كمى سوزش مىآيد.
مسأله 133- در مدّت قاعدگى اين كارها بر زن حرام است.
نماز و طواف كعبه.
كارهايى كه بر جنب حرام است، مانند توقّف در مسجد «1»
مسأله 134- در ايّام قاعدگى نماز و روزه واجب نيست و نمازها قضا ندارد؛ ولى قضاى روزهها را بايد بجا آورد.
مسأله 135- غسل حيض با جنابت فرقى ندارد؛ مگر در نيّت.
مسأله 136- با غسل حيض به تنهايى مىتوان نماز خواند، و احتياج به وضو نيست.
غسل استحاضه
مسأله 137- يكى ديگر از خونهايى كه گاهى اوقات از رحم بيرون مىآيد «استحاضه» است.
مسأله 138- خون استحاضه معمولًا زردرنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بيرون مىآيد و غليظ نيست، ولى گاهى ممكن است شباهتى با خون حيض داشته باشد.
مسأله 139- خون استحاضه بر اساس كمى و زيادى آن به دو دسته تقسيم مىشود، كه اگر كم باشد، غسل ندارد ولى وضو را باطل مىكند و اگر زياد باشد فقط غسل واجب مىشود. براى
توضيح بيشتر به رساله توضيحالمسائل ما مراجعه كنيد.
غسل نفاس
مسأله 140- غسل نفاس مربوط به ولادت فرزند است و در زمان ديگرى ديده نمىشود كه زن پس از خونريزى زايمان بايد آن را انجام دهد (به شرحى كه در رساله توضيحالمسائل، مسأله 484 به بعد آمده است).
تيمّم
مسأله 141- در چند مورد بايد به جاى وضو و غسل تيمّم كرد:
* دسترسى به آب نداشته باشد.
* آب براى انسان ضرر داشته باشد؛ مثلًا به سبب استعمال آب بيمارى در او پيدا مىشود يا بيماريش شدّت مىيابد و يا دير خوب مىشود.
* اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند، خودش يا همسر او يا فرزندانش يا رفيقش و يا كسانى كه به او مربوطند از تشنگى هلاك مىشوند يا بيمار مىشوند، يا به قدرى تشنه مىشوند كه تحمّل آن سخت است (حتّى حيوانى كه در اختيار اوست نيز همين حكم را دارد).
* بدن يا لباس او نجس است و آب بيش از تطهير و آب كشيدن آن ندارد، و لباس ديگرى نيز ندارد.
* وقت به قدرى تنگ است، كه اگر بخواهد وضو بگيرد يا غسل كند، تمام نماز يا مقدارى از آن، بعد از وقت خوانده مىشود.
دستور تيمّم
مسأله 142- در تيمّم پنج چيز واجب است:
1. نيّت
2. زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمّم بر آن صحيح است.
3. كشيدن هر دو دست بر تمام پيشانى و دو طرف آن، از جايى كه موى سر مىرويد تا روى ابروها و بالاى بينى.
4. كشيدن كفِ دستِ چپ بر تمام پشت دستِ راست.
5. كشيدنِ كف دست راست بر تمام پشت دست چپ (انگشتان هم جزء كف دست مىباشند).
مسأله 143- براى آنكه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده، بايد كمى بالاتر از مچ را هم مسح كند، ولى مسح بين انگشتان لازم نيست.
مسأله 144- انسان بايد براى تيمّم انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر مانع ديگرى نيز در پيشانى يا دستها وجود دارد برطرف كند.
مسأله 145- تمام كارهاى تيمّم بايد با قصد تيمّم و براى اطاعت خداوند انجام شود، و همچنين بايد معلوم كند كه تيمّم بجاى وضو است يا غسل، و اين همان نيّت تيمّم است.