دستور تيمّم
مسأله 142- در تيمّم پنج چيز واجب است:
1. نيّت
2. زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمّم بر آن صحيح است.
3. كشيدن هر دو دست بر تمام پيشانى و دو طرف آن، از جايى كه موى سر مىرويد تا روى ابروها و بالاى بينى.
4. كشيدن كفِ دستِ چپ بر تمام پشت دستِ راست.
5. كشيدنِ كف دست راست بر تمام پشت دست چپ (انگشتان هم جزء كف دست مىباشند).
مسأله 143- براى آنكه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده، بايد كمى بالاتر از مچ را هم مسح كند، ولى مسح بين انگشتان لازم نيست.
مسأله 144- انسان بايد براى تيمّم انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر مانع ديگرى نيز در پيشانى يا دستها وجود دارد برطرف كند.
مسأله 145- تمام كارهاى تيمّم بايد با قصد تيمّم و براى اطاعت خداوند انجام شود، و همچنين بايد معلوم كند كه تيمّم بجاى وضو است يا غسل، و اين همان نيّت تيمّم است.
چيزهايى كه تيمّم بر آنها صحيح است
مسأله 146- تيمّم بر خاك، ريگ، كلوخ و سنگ، صحيح است، به شرط اينكه پاك باشد و غصبى نباشد.
احكام تيمّم
مسأله 147- تيمّمى كه بجاى وضو است با تيمّمى كه به جاى غسل است فرقى ندارد. ولى بهتر است در تيمّم به جاى غسل يك بار ديگردستها را به زمين بزند و فقط پشت دستها را مسح كند.
مسأله 148- كسى كه بجاى وضو تيمّم كرده است، اگر يكى از چيزهايى كه وضو را باطل مىكند از او سر بزند تيمّمش باطل مىشود.
مسأله 149- كسى كه به جاى غسل، تيمّم كرده، هرگاه يكى از چيزهايى كه غسل را باطل مىكند، پيش آيد تيمّمش باطل مىشود؛ مثلًا اگر به جاى غسل جنابت تيمّم كرده اگر دوباره جنب شود تيمّمش باطل مىشود.
مسأله 150- تيمّم در صورتى صحيح است كه انسان نتواند وضو بگيرد، يا غسل كند؛ بنابراين اگر بدون عذر تيمّم كند، صحيح نيست و اگر عذر داشته باشد و برطرف شود؛ مثلًا آب نداشته، و آب پيدا كند، تيمّم او باطل مىشود.
مسأله 151- اگر به جاى غسلهاى واجب تيمّم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد.
نماز
مقدّمه
نماز مهمترين عبادت است كه اگر قبول درگاه خداوند بزرگ شود، عبادتهاى ديگر نيز قبول مىگردد و اگر نماز پذيرفته نشود، اعمال ديگر نيز ارزش نخواهد داشت.
همانطور كه اگر انسان، در شبانهروز پنج نوبت، خود را در نهر آبى شستشو كند، هيچگونه آلودگى در بدنش نمىماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مىكند و غبار معصيت را از دلها مىشويد.
سزاوار است انسان نماز را در اوّل وقت بخواند كسى كه نماز را سبك بشمارد، مانند كسى است كه نماز نمىخواند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «كسى كه به نماز اهمّيّت ندهد و آن را سبك شمارد، سزاوار عذاب آخرت است».
سزاوار است نمازگزار كارهايى كه ثواب نماز را كم مىكند بجا نياورد؛ مثلًا با حالت خوابآلودگى نماز نخواند و در نماز به آسمان نگاه نكند. بلكه كارهايى كه ثواب نماز را زياد مىكند بجا
آورد؛ مثلًا لباس پاكيزه بپوشد، خود را خوشبو كند، دندانهايش را مسواك بزند و موهايش را شانه كند.
اقسام نماز
براى آشنايى با مسائل و احكام نماز، ابتدا يادآور مىشويم كه نماز يا واجب است و يا مستحب. نمازهاى واجب هم دو دستهاند؛ برخى از آنها تكليف هر روزه مىباشد كه بايد در هر شبانه روز و در زمانهاى خاصّى بجا آورده شود و برخى ديگر نمازهايى هستند كه گاهى اوقات به سببى خاص واجب مىشود و برنامه هميشگى و هر روزه نيست.
وقت نمازهاى روزانه
مسأله 152- نمازهاى هر روزه، پنج نماز و مجموع آنها هفده ركعت است.
نماز صبح: دو ركعت
نماز ظهر: چهار ركعت
نماز عصر: چهار ركعت
نماز مغرب: سه ركعت
نماز عشا: چهار ركعت
مسأله 153- وقت نماز صبح از اذان صبح تا طلوع آفتاب است
كه در اين مدّت بايد خوانده شود و هرچه به اذان صبح نزديكتر باشد بهتر است.
وقت نماز ظهر و عصر از ظهر شرعى تا غروب است، و به اندازه خواندن يك نماز چهار ركعتى از اوّل وقت، مخصوص نماز ظهر و به همين مقدار كه به غروب مانده مخصوص نماز عصر است.
وقت نماز مغرب و عشا از مغرب تا نصف شب است و به اندازه خواندن يك نماز سه ركعتى از اوّل وقت، مخصوص نماز مغرب و به اندازه يك نماز چهار ركعتى كه به نصف شب مانده است مخصوص نماز عشا مىباشد. و احتياط آن است كه اگر از نصف شب بگذرد نيّت ما فىالذّمه كند (يعنى آنچه خدا به او دستور داده، خواه ادا باشد يا قضا).
وقت اذان صبح
مسأله 154- نزديك اذان صبح، از طرف مشرق، سپيدهاى رو به بالا حركت مىكند كه آن را «فجر اوّل» گويند، هنگامى كه آن سپيده، شفّاف و پهن شد، «فجر دوّم» و ابتداى وقت نماز صبح است.
ظهر
مسأله 155- اگر چوب يا چيزى مانند آن را عمود بر زمين قرار
دهيم، صبح كه خورشيد طلوع مىكند، سايه آن به طرف مغرب مىافتد و هرچه آفتاب بالا مىآيد سايه كم مىشود، وقتى كه سايه آن به كمترين مقدار رسيد و رو به افزايش گذاشت، «ظهر شرعى» و ابتداى وقت نماز ظهر است. «1» (و به عبارت ديگر خورشيد از روى نقطه جنوب بگذرد).
مغرب
مسأله 156- «مغرب» موقعى است كه آفتاب غروب كند و احتياط آن است كه سرخى طرف مشرق، كه بعد از غروب آفتاب پيدا مىشود از بالاى سر بگذرد.
نيمه شب
مسأله 157- براى محاسبه نيمه شب، كه پايان وقت نماز عشا به دست مىآيد، احتياط واجب آن است كه فاصله بين غروب آفتاب تا اذان صبح را نصف كنيم. «2»
احكام وقت نماز
مسأله 158- نمازهاى غير روزانه داراى وقت مشخّصى
نمىباشد، و بستگى به زمانى دارد كه به علّتى آن نماز واجب شود؛ مثلًا نماز آيات بستگى به زلزله يا كسوف يا خسوف و يا حادثهاى دارد كه پيش آمده است و نماز ميّت، زمانى واجب مىشود كه مسلمانى از دنيا برود.
مسأله 159- اگر تمام نماز قبل از وقت خوانده شود و يا عمداً نماز را قبل از وقت شروع كند، نماز باطل است.
[اگر نماز در وقت خودش خوانده مىشود، در اصطلاحِ احكام گويند: نماز «ادا» است و اگر نماز بعد از گذشتن وقت خوانده شود، در اصطلاح گويند: نماز «قضا» شده است.]
مسأله 160- انسان بايد نماز را در وقت معيّن آن بخواند و اگر عمداً در آن وقت نخواند، گناهكار است.
مسأله 161- مستحب است انسان نماز را در اوّل وقت بخواند، و هرچه به اوّل وقت نزديكتر باشد بهتر است، مگر آنكه تأخير آن از جهتى بهتر باشد، مثلًا صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
مسأله 162- اگر وقت نماز تنگ باشد به گونهاى كه اگر بخواهد مستحبّات نماز را بجا آورد، بخشى از نماز بعد از وقت خوانده مىشود بايد مستحبّات را بجا نياورد، مثلًا اگر بخواهد قنوت بخواند، وقت مىگذرد، بايد قنوت را نخواند.
مسأله 163- انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز