نماز
مقدّمه
نماز مهمترين عبادت است كه اگر قبول درگاه خداوند بزرگ شود، عبادتهاى ديگر نيز قبول مىگردد و اگر نماز پذيرفته نشود، اعمال ديگر نيز ارزش نخواهد داشت.
همانطور كه اگر انسان، در شبانهروز پنج نوبت، خود را در نهر آبى شستشو كند، هيچگونه آلودگى در بدنش نمىماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مىكند و غبار معصيت را از دلها مىشويد.
سزاوار است انسان نماز را در اوّل وقت بخواند كسى كه نماز را سبك بشمارد، مانند كسى است كه نماز نمىخواند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «كسى كه به نماز اهمّيّت ندهد و آن را سبك شمارد، سزاوار عذاب آخرت است».
سزاوار است نمازگزار كارهايى كه ثواب نماز را كم مىكند بجا نياورد؛ مثلًا با حالت خوابآلودگى نماز نخواند و در نماز به آسمان نگاه نكند. بلكه كارهايى كه ثواب نماز را زياد مىكند بجا
آورد؛ مثلًا لباس پاكيزه بپوشد، خود را خوشبو كند، دندانهايش را مسواك بزند و موهايش را شانه كند.
اقسام نماز
براى آشنايى با مسائل و احكام نماز، ابتدا يادآور مىشويم كه نماز يا واجب است و يا مستحب. نمازهاى واجب هم دو دستهاند؛ برخى از آنها تكليف هر روزه مىباشد كه بايد در هر شبانه روز و در زمانهاى خاصّى بجا آورده شود و برخى ديگر نمازهايى هستند كه گاهى اوقات به سببى خاص واجب مىشود و برنامه هميشگى و هر روزه نيست.
وقت نمازهاى روزانه
مسأله 152- نمازهاى هر روزه، پنج نماز و مجموع آنها هفده ركعت است.
نماز صبح: دو ركعت
نماز ظهر: چهار ركعت
نماز عصر: چهار ركعت
نماز مغرب: سه ركعت
نماز عشا: چهار ركعت
مسأله 153- وقت نماز صبح از اذان صبح تا طلوع آفتاب است
كه در اين مدّت بايد خوانده شود و هرچه به اذان صبح نزديكتر باشد بهتر است.
وقت نماز ظهر و عصر از ظهر شرعى تا غروب است، و به اندازه خواندن يك نماز چهار ركعتى از اوّل وقت، مخصوص نماز ظهر و به همين مقدار كه به غروب مانده مخصوص نماز عصر است.
وقت نماز مغرب و عشا از مغرب تا نصف شب است و به اندازه خواندن يك نماز سه ركعتى از اوّل وقت، مخصوص نماز مغرب و به اندازه يك نماز چهار ركعتى كه به نصف شب مانده است مخصوص نماز عشا مىباشد. و احتياط آن است كه اگر از نصف شب بگذرد نيّت ما فىالذّمه كند (يعنى آنچه خدا به او دستور داده، خواه ادا باشد يا قضا).
وقت اذان صبح
مسأله 154- نزديك اذان صبح، از طرف مشرق، سپيدهاى رو به بالا حركت مىكند كه آن را «فجر اوّل» گويند، هنگامى كه آن سپيده، شفّاف و پهن شد، «فجر دوّم» و ابتداى وقت نماز صبح است.
ظهر
مسأله 155- اگر چوب يا چيزى مانند آن را عمود بر زمين قرار
دهيم، صبح كه خورشيد طلوع مىكند، سايه آن به طرف مغرب مىافتد و هرچه آفتاب بالا مىآيد سايه كم مىشود، وقتى كه سايه آن به كمترين مقدار رسيد و رو به افزايش گذاشت، «ظهر شرعى» و ابتداى وقت نماز ظهر است. «1» (و به عبارت ديگر خورشيد از روى نقطه جنوب بگذرد).
مغرب
مسأله 156- «مغرب» موقعى است كه آفتاب غروب كند و احتياط آن است كه سرخى طرف مشرق، كه بعد از غروب آفتاب پيدا مىشود از بالاى سر بگذرد.
نيمه شب
مسأله 157- براى محاسبه نيمه شب، كه پايان وقت نماز عشا به دست مىآيد، احتياط واجب آن است كه فاصله بين غروب آفتاب تا اذان صبح را نصف كنيم. «2»
احكام وقت نماز
مسأله 158- نمازهاى غير روزانه داراى وقت مشخّصى
نمىباشد، و بستگى به زمانى دارد كه به علّتى آن نماز واجب شود؛ مثلًا نماز آيات بستگى به زلزله يا كسوف يا خسوف و يا حادثهاى دارد كه پيش آمده است و نماز ميّت، زمانى واجب مىشود كه مسلمانى از دنيا برود.
مسأله 159- اگر تمام نماز قبل از وقت خوانده شود و يا عمداً نماز را قبل از وقت شروع كند، نماز باطل است.
[اگر نماز در وقت خودش خوانده مىشود، در اصطلاحِ احكام گويند: نماز «ادا» است و اگر نماز بعد از گذشتن وقت خوانده شود، در اصطلاح گويند: نماز «قضا» شده است.]
مسأله 160- انسان بايد نماز را در وقت معيّن آن بخواند و اگر عمداً در آن وقت نخواند، گناهكار است.
مسأله 161- مستحب است انسان نماز را در اوّل وقت بخواند، و هرچه به اوّل وقت نزديكتر باشد بهتر است، مگر آنكه تأخير آن از جهتى بهتر باشد، مثلًا صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
مسأله 162- اگر وقت نماز تنگ باشد به گونهاى كه اگر بخواهد مستحبّات نماز را بجا آورد، بخشى از نماز بعد از وقت خوانده مىشود بايد مستحبّات را بجا نياورد، مثلًا اگر بخواهد قنوت بخواند، وقت مىگذرد، بايد قنوت را نخواند.
مسأله 163- انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز
عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند باطل است. ولى اگر سهواً باشد مانعى ندارد.
قبله
مسأله 164- خانه كعبه، كه در شهر مكّه و در مسجدالحرام قرار دارد، «قبله» ما مسلمانهاست و نمازگزار بايد رو به آن نماز بخواند.
مسأله 165- كسى كه بيرون شهر مكّه و دور از آن است اگر طورى بايستد كه بگويند رو به قبله نماز مىخواند، كافى است.
قبله را مىتوان به وسيله قبلهنما يا قبله مساجد يا قبور مسلمانان تشخيص داد.
پوشانيدن بدن در نماز
مسأله 166- پسرها و مردان در نماز، بايد عورت را بپوشانند و بهتر است از ناف تا زانو پوشانده شود.
مسأله 167- دخترها و زنان؛ بايد تمام بدن را بپوشانند؛ ولى پوشاندن دستها و پاها تا مچ و صورت به مقدارى كه در وضو بايد شسته شود، لازم نيست، گرچه پوشاندن آن نيز اشكال ندارد.
مسأله 168- لباس نمازگزار بايد اين شرايط را داشته باشد:
* پاك باشد. (نجس نباشد)
* مباح باشد. (غصبى نباشد)
* از اجزاى مردار نباشد؛ حتّى كمربند و كلاه، ولى اگر آن را سر بريده باشند، هرچند مطابق دستور اسلام نباشد، پاك است و مىتوان در آن نماز خواند.
* از حيوان حرامگوشت نباشد، مثلًا از پوست پلنگ يا روباه تهيّه نشده باشد.
* اگر نمازگزار مرد است لباس او طلاباف يا ابريشم خالص نباشد و زينت طلا حتّى انگشتر طلا نپوشيده باشد.
مسأله 169- علاوه بر لباس، بدن نمازگزار نيز بايد پاك باشد.
مسأله 170- اگر انسان بداند بدن يا لباسش نجس است ولى هنگام نماز فراموش كند و با آن نماز بخواند نمازش باطل است.
مسأله 171- در موارد زير اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند صحيح است:
* نداند بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز متوجّه شود.
* به واسطه زخمى كه در بدن اوست، بدن يا لباسش نجس شده و آب كشيدن يا عوض كردن آن لباس هم دشوار است.
* لباس يا بدن نمازگزار به خون نجس شده است؛ ولى مقدار آلودگى كمتر از دِرْهَم [تقريباً به اندازه يك بند انگشت]
است. «1»
* ناچار باشد كه با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، مثلًا آب براى آب كشيدن آن ندارد و لباس پاك هم ندارد.
مسأله 172- اگر لباسهاى كوچك نمازگزار؛ مثل دستكش و جوراب، نجس باشد، و يا دستمال كوچك نجسى در جيب داشته باشد، چنانچه از اجزاى مردار يا حرامگوشت نباشد اشكال ندارد.
مسأله 173- پوشيدن عبا و لباس سفيد و پاكيزهترين لباسها و خوشبو كردن خود و دست كردن انگشترى عقيق در نماز، مستحب است.
مسأله 174- پوشيدن لباس سياه و چرك و تنگ و لباسى كه نقش صورت دارد و باز بودن دكمههاى لباس در نماز مكروه است. بهتر است در غير نماز هم از آن پرهيز شود، مگر پوشيدن لباس مشكى در عزاى معصومين عليهم السلام يا بستگان.
مكان نمازگزار
مسأله 175- مكانى كه انسان بر آن نماز مىخواند بايد داراى شرايط زير باشد: