كرد: مىخواهم عمره تمتّع را براى حجّ انجام دهم، پس چه بگويم، حضرت عليه السلام فرمود:
«تَقُولُ: اللَّهُمَّ إِنِّي ارِيدُ أَنْ أَتَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ عَلى كِتَابِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ، وِإِنْ شِئْتَ أَضْمَرْتَ الَّذِي تُرِيدُ»[1].
«بگو: بار خدايا! آهنگ عمره تمتّع دارم براى حجّ براساس كتاب تو و سنّت پيامبرت، و مىتوانى اين امر را در قلب خود نيّت كنى.»
6- از حلبى آمده است كه گفت پرسيدم: چرا لبّيك گفتن وضع شده است؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَوْحى إِلى إِبْراهِيمَ عليه السلام أَنْ وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ، فَنادى فَاجِيبَ مِنْ كُلِّ وَجْهٍ يُلبّونَ»[2].
«خداوند تبارك و تعالى به ابراهيم عليه السلام وحى كرد كه:وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍپس حضرت عليه السلام ندا در داد واز هر سو او را لبّيك گفتند.»
7- اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
«جَاءَ جَبْرَئِيلُ عليه السلام إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله و سلم فَقَالَ لَهُ: إِنَّ التَّلْبِيَةَ شِعارُ الْمُحْرِمِ فَارْفَعْ صَوْتَكَ بِالتَّلْبِيَةِ: لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ»[3].
«جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و گفت: لبّيك گفتن شعار مُحرِم است، پس صدايت را به لبّيك بالا بر و بگوى:
لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ،
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب احرام، ص 24، باب 17، حديث 1.
[2]- همان، ص 47، باب 36، حديث 1.
[3]- همان، ص 50، باب 37، حديث 3.
إِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ
.» 8- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَضَعَ عَنِ النِّسَاءِ أَرْبَعاً: الْإِجْهَارُ بِالتَّلْبِيَةِ، وَالسَّعْيُ بَيْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ- يَعْنِي الْهَرْوَلَة-، وَدُخُولُ الْكَعْبَةِ، وَاسْتِلَامُ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ»[1].
«خداوند عزّ وجلّ چهار امر از زنان برگرفت: لبّيك گفتن با صداى بلند، سعى بين صفا و مروه- يعنى هروله- وارد شدن به كعبه و لمس كردن حجرالاسود.»
9- و فرمود:
«الْمُتَمَتِّعُ إِذَا نَظَرَ إِلى بُيُوتِ مَكَّةَ قَطَعَ التَّلْبِيَةَ»[2].
«تمتّعگزار هرگاه خانههاى مكّه را ببيند گفتن لبّيك را قطع نمايد.»
10- و همچنين فرمود:
«مَنِ اعْتَمَرَ مِنَ التَّنْعِيمِ فَلَا يَقْطَعُ التَّلْبِيَةَ حَتّى يَنْظُرَ إِلَى الْمَسْجِدِ»[3].
«كسى كهاز تنعيم عمره كند لبّيك گفتن را قطعنكند تااينكه مسجدالحرام را ببيند.»
تفصيل احكام:
اعمال عمره تمتّع پنج امر است كه نخست بدانها اشاره مىكنيم و سپس هر يك از آنها را به طور كامل توضيح مىدهيم:
1- احرام از يكى از ميقاتها.
2- طواف پيرامون بيت اللَّه الحرام.
3- گزاردن دو ركعت نماز طواف نزد مقام ابراهيم.
4- سعى ميان صفا و مروه.
5- تقصير.
[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب احرام، باب 38، حديث 2.
[2]- همان، ص 57، باب 43، حديث 1.
[3]- همان، ص 61، باب 45، حديث 4.
احكام احرام
1- احرام؛ واجب گرداندن حجّ است بر خويشتن با نيّت، همراه با تلبيه (لبّيك) گفتن و پوشيدن جامه احرام. اينك به تبيين واجبات سهگانه احرام مىپردازيم:
الف- نيّت.
ب- پوشيدن دو جامه احرام.
ج- تلبيه (يا لبّيك گفتن):
الف- نيّت عبارت است از اينكه شخص، احرام عمره تمتّع را، كه خود بخشى از حجّ تمتّع است، با قصد نزديكى و تقرّب به درگاه خداوند، بر خود واجب گرداند. و وجود نيّت ترك محرّمات احرام در آن كافى است، البتّه بر زبان آوردن نيّت لازم نيست، بلكه به زبان آوردن نيّت در مناسك عمره و حجّ مستحب است.
درباره نيّت عمره تمتّع مستحب است آنچه در صحيحه ابن عمّار به نقل از امام صادق عليه السلام آمده گفته شود:
«اللَّهُمَّ إِنِّي ارِيدُ مَا أَمَرْتَ بِهِ مِنَ التَّمَتُّعِ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ عَلى كِتَابِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ صلى الله عليه و آله و سلم فَيَسِّرْ ذ لِكَ لِي وَتَقَبَّلْهُ مِنِّي، وَأَعِنِّي عَلَيْهِ، فَإِنْ عَرَضَ شَيْءٌ يَحْبِسُنِي فَحَلِّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي لِقَدَرِكَ الَّذِي قَدَّرْتَ عَلَيَّ. اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ حِجَّةً فَعُمْرَةٌ، أَحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَبَشَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَعِظَامِي وَمُخِّي وَعَصَبِي مِنَ النِّساءِ وَالثِّيابِ وَالطِّيبِ، أَبْتَغِي بِذ لِكَ وَجْهَكَ وَالدّارَ الْآخِرَةِ».
«بار خدايا من آهنگ عمره براى حجّ تمتّع را بر اساس كتاب تو و سنّت پيامبرت صلى الله عليه و آله دارم كه بدان فرمانم دادهاى. پس آن را برايم آسان گردان، و از من بپذير، و در انجامش ياريم رسان، و اگر
براى من چيزى پيش آمد كه مرا (از ادامه حجّ) بازداشت، مرا از آنچه كه بر پايه قضا و قدرت بازداشتهاى رها گردان. خدايا اگر نتوانستم حجّ را بجا آورم پس به انجام عمره توفيقم ده. احرام بسته براى تو موى و پوست و گوشت و خون و استخوان و مغز و اعصابم از زنان و جامه و بوى خوش، خواستهام از اين كار تويى و روز واپسين است.»
احكام لباس احرام
ب- پوشيدن دو جامه احرام
مردان بايد دو قطعه جامه بر تن كنند كه عبارتند از: پيش بند و بالا بند كه يكى را به مانند لُنگ مىبندد و ديگرى را بر دوش مىافكند.
1- در لباس احرام هشت امر شرط است بدين ترتيب:
اوّل- طهارت، كه از آن استثنا شده است آنچه در نماز مورد عفو قرار گرفته ولى اگر آنگونه نجس شد كه در نماز ناديده گرفته نمىشود بايد تطهير شود، و در غير اين صورت شخص به گناه افتاده است ولى اين امر زيانى به احرامش وارد نمىكند، و كفّاره هم ندارد.
دوم- مُباح بودن، پس جايز نيست با لباس غصبى احرام بست.
سوم- نبايد لباس احراماز اعضاى (ميته) مردار همچون پوستاو باشد.
چهارم- از حيواناتى حرام گوشت همچون روباه و خرگوش نباشد.
پنجم- طلا باف نباشد.
ششم- اينكه بدن را بپوشاند، بنابراين نبايد جامه بدن نما انتخاب شود.
هفتم- اينكه ابريشم خالص نباشد، پس نبايد جامه احرام مرد از ابريشم خالص باشد، ولى اگر جامه او مخلوط با ابريشم باشد اشكال ندارد، در مورد زن احوط آناست كه جز براى ضرورتاز پوشيدن ابريشم چشم پوشد.
هشتم- اين كه جامه احرام مردان دوخته نشده باشد، پس مردان پيش از
پوشيدن جامه احرام بايد لباسهاى دوخته شده خود را درآوردند حتّى اگر اين لباسها جامه زير باشد، امّا زنان مىتوانند با جامههاى عادى خود احرام بندند.
2- مُحرِم مىتواند در حال لزوم مثلًا هنگام ورود به حمام يا زمان استراحت جامه احرام از خود برگيرد.
3- مُحرِم مىتواند براى احرام بيش از دو جامه بپوشد- مشروط بر آن كه از جامه هايى باشد كه احرام بستن با آنها جايز است- خواه براى جلوگيرى از سرما يا گرما يا جز آن.
4- مُحرم مىتواند هرگاه خواست جامه احرامش را عوض يا پاك كند، ولى بهتر آن است كه به هنگام ورود به مكّه مكرّمه و طواف جامهاى را بر تن داشته باشد كه با آن احرام بسته.
5- احوط آن است كه شخص مُحرِم دو جامه احرام را گره نزند و با سوزن يا سنجاق آنها را نبندد.
6- احوط آن است كه مُحرِم در حال احرام بدن خود را از نجاست پاك كند.
احكام تلبيه:
ج- تلبيه (يا لبّيك گفتن)
و آن كلماتى است كه احرام با آن منعقد مىگردد و واجب است در تلبيه پس از احرام يك بار بگويد:
«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ».
و احوط آن است كه هنگام احرام بگويد:
«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ».
چنان كه مستحب است درپى آن بگويد:
«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ دَاعِياً
إِلى دَارِ السَّلَامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفَّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أَهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَالْمَعَادُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغْنِي وَيُفْتَقَرُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَمَرْغُوباً إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إِلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْمَاءِ وَالْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظَامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يَا كَرِيمُ لَبَّيْكَ».
1- تلفّظ به تلبيه به گونهاى صحيح آنگونه كه تلبيه ناميده شود واجب مىباشد، و احوط رعايت دستور زبان عربى است و هركه توان اين كار را ندارد بايد از ديگرى چنين يارى بگيرد كه او يكيك واژهها را بدو تلقين نمايد و او تكرارشان كند و اگر اين كار را هم نتوانست انجام دهد بايد نايب بگيرد.
2- شخص لال با اشاره و تكان دادن زبان تلبيه مىگويد، ولى احوط آن است كه او نيز نايب بگيرد.
3- تلبيه، يك بار كافى است ولى مستحب است تا مىتواند تلبيه را تكرار نمايد و در پس هر نماز واجب يا نافله يا بالا رفتن و پائين آمدن از ارتفاعات و درّهها، و هنگام خواب و بيدارى، يا سوار شدن و پياده شدن و نيز هنگام برخورد با سوارهها و در سحرگاهان تكرار آن مستحب است. و بر مردان- و نه زنان- مستحبّ آن است كه تلبيه را با صداى بلند بخوانند، به خصوص در موارد ياد شده.
4- اگر حاجى فراموش كند در حال احرام تلبيه را بر زبان آورد، بايد به ميقات باز گردد و تلبيه را تلفّظ كند، و اگر توان اين كار را نداشت مىتواند هر كجا كه تلبيه را به ياد آورد آن را بر زبان جارى سازد.
5- كسى كه عمره تمتّع به جا مىآورد، احتياطاً بايد هنگام مشاهده خانههاى مكّه از گفتن تلبيه خوددارى نمايد.
مستحبّات احرام:
1- پاك كردن بدن از آلودگيها، پيش از احرام با شُستن آب و صابون و يا نظاير آن، كوتاه كردن ناخن، گرفتن سبيل و از ميان بردن موى زير بغل و زير شكم.
2- غُسل احرام در ميقات قبل از بستن احرام، ولى اگر غسل براى او مشكل باشد مستحب است بجاى آن تيمّم كند و هنگام غسل يا پس از آن مستحب است گفته شود:
«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي نُوراً وَطَهُوراً، وَحِرْزاً وَأَمْناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ، وَشِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَسُقْمٍ، اللَّهُمَّ طَهِّرْنِي وَطَهِّرْ قَلْبِي وَاشْرَحْ لِي صَدْرِي، وَأَجْرِ عَلى لِسَانِي مَحَبَّتَكَ وَمِدْحَتَكَ وَالثَّنَاءَ عَلَيْكَ، فَإِنَّهُ لَاقُوَّةَ إِلَّا بِكَ، وَعَلِمْتُ أَنَّ قَوَامَ دِينِي التَّسْلِيمُ لَكَ وَالاتِّبَاعُ لِسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ».
«به نام خدا و بيارى خدا، بار خدايا! آن را براى من نور، پاكى، پناه و امن از هر ترس و شفا از هر درد و بيمارى قرار ده. خدايا! مرا پاك گردان و قلبم را پاكيزه كن، و شرح صدرم ده. و محبّت، ستايش و ثناى خود را بر زبانم جارى ساز، پس توانى نيست جز به يارى تو، دانسته ام كه قوام دينم تسليم در برابر تو و پيروى از سنّت پيامبر توست.»
3- جامه احرام نخى و سفيد باشد.
4- مستحب است كه احرام را پس از دو ركعت نماز نافله بندد و بهتر از آن شش ركعت نماز است، بهتر از آن نماز واجب است، بهتر آن است كه پس از نماز ظهر احرام بندد، و مستحب است در ركعت نخست پس از حمد سوره (توحيد) و در ركعت دوّم پس از حمد سوره (جَحْد)قُلْ يا أَيُّهَا الْكَافِرُونَرا بخواند. و مستحبّ است پس از آن حمد خداى را بجاى آورد و بر محمّد و خاندان پاكش درود فرستد و بگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّن اسْتَجَابَ لَكَ وَآمَنَ بِوَعْدِكَ وَاتَّبَعَ أَمْرَكَ، فَإِنِّي عَبْدُكَ وَفِي قَبْضَتِكَ لَاأُوقى إِلَّا
مَا وَقَيْتَ، وَلَا آخُذُ إِلَّا مَا أَعْطَيْتَ، وَقَدْ ذَكَرْتَ الْحَجَّ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تَعْزِمَ لِي عَلَيْهِ عَلى كِتَابِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَتُقَوِّيَنِي عَلى مَا ضَعُفْتُ، وَتُسَلِّمَ لِي مَنَاسِكِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَعَافِيَةٍ، وَاجْعَلْنِي مِنْ وَفْدِكَ الَّذِي رَضِيْتَ وَارْتَضَيْتَ وَسَمَّيْتَ وَكَتَبْتَ.
اللَّهُمَّ إِنِّي خَرَجْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَأَنْفَقْتُ مَالِي ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِكَ. اللَّهُمَّ فَتَمِّمْ لِي حجَّتِي وَعُمْرَتِي.
اللَّهُمَّ إِنِّي ارِيدُ التَّمَتُّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ عَلى كِتَابِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فَإِنْ عَرَضَ لِي عَارِضٌ يَحْبِسُنِي فَخَلِّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي بِقَدَرِكَ الَّذِي قَدَّرْتَ عَلَيَّ.
اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ حجَّةً فَعُمْرَةً، أَحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَبَشَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَعِظَامِي وَمُخِّي وَعَصَبِي مِنَ النِّسَاءِ وَالثِّيَابِ وَالطِّيبِ أَبْتَغِي بِذَلِكَ وَجْهَكَ وَالدَّارَ الْآخِرَة»[1].
5- مستحب است هنگام پوشيدن احرام بگويد:
«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي رَزَقَنِي مَا اوارِي بِهِ عَوْرَتِي، وأُؤَدِّي فِيْهِ فَرْضِي، وَأَعْبُدُ فِيْهِ رَبِّي،
[1]- «خدايا! از تو مىخواهم مرا از كسانى قرار دهى كه تو را اجابت كردند و به وعده تو ايمان آوردند و امرت را پيروى كردند. من بنده تو و در اختيار تويم، حفظ نمىشوم مگر تو مرا حفظ كنى و نمىگيرم مگر آن چه تو به من دهى، تو از حجّ ياد كردى پس از تو مىخواهم عزم مرا بر اساس كتاب و سنّت پيامبرت صلى الله عليه و آله بر آن بندى، و مرا در آنچه سُستم استوار گردانى و مناسك من را با آسانى و عافيت و سلامت قرار دهى، و مرا از ميهمانان خود قرار ده كه از آنها خشنودى و نامشان بردهاى و نگاشتهاى.
خدايا! من از ديارى دور بدين جا آمدهام و در طلب خشنودى تو دارائيم را هزينه كردهام. خدايا حجّ و عمره مرا كامل گردان.
بار خدايا! من مىخواهم عمره تمتّع را از براى حجّ براساس كتاب تو، و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله تو بجاآورم، پساگر عارضهاى پيشآمد كه مرا از آنبازداشت، در همان جا مرا از احرام رها كن.
خدايا! اگر نتوانستم حجّ را بجا آورم پس به انجام عمره توفيقم ده،، احرام بسته بر توموى، پوست، گوشت، خون، استخوان، مغز و اعصاب من از زنان، جامه و بوى خوش، اين چنين طالب تويم و روز واپسين.»