بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 110

وَأَنْتَهِي فِيْهِ إِلى‌ مَا أَمَرَنِي، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي قَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنِي، وَأَرَدْتُهُ فَأَعَانَنِي، وَقَبِلَنِي وَلَمْ يَقْطَعْ بِي، وَوَجْهَهُ أَرَدْتُ فَسَلَّمَنِي فَهَوَ حِصْنِي وَكَهْفِي وَحِرْزِي وَظَهْرِي وَمَلاذِي وَرَجَائِي وَمَنْجَايَ وَذُخْرِي وَعُدَّتِي فِي شِدَّتِي وَرَخَائِي»[1].

برخى از مكروهات احرام:

1- مُحرم شدن در جامه سياه.

2- مُحرم شدن در جامه رنگين.

3- خوابيدن بر هر آنچه كه احرام در آن مكروه است، مانند: خوابيدن در بستر سياه.

4- مُحرم شدن در جامه چركين.

5- استفاده از حنا.

6- استحمام.

7- پاسخ دادن مُحرِم به كسى كه او را مى‌خواند با گفتن كلمه (لبّيك).

8- كُشتى گرفتن.

9- سرودن شعر، مگر آنكه در آن پندى باشد يا در مدح و يا رثاى پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام او باشد.

10- هر كارى كه به سبب آن احتمال مى‌رود كه زخمى براى مُحرِم پيش آيد يا مويى از بدن او بر زمين افتد.

[1]- «سپاس خداى را كه به من روزى داد آنچه را بدان شرمگاه خود را بپوشانم، و در آن واجب خويش را بجاى آرم، و خدايم را بپرستم، و بدانجا روم كه فرمانم داده. سپاس مر خداى را كه آهنگش كردم و او مرا رساند، و خواستمش پس ياريم داد، و مرا پذيرفت و مرا از خويش محروم نساخت. خواستم پس به من داد پس اوست سنگر، امان، پناهگاه، پشتيبان، اميد، گريزگاه و ذخيره و عُدّه من به هنگام سختى و آسانى.»


صفحه 111

محرّمات احرام‌

قرآن كريم:

1-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَى‌ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ[1]

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد به پيمانها وفا كنيد. حيوانات چهار پا مگر آنهايى كه از اين پس برايتان گفته مى‌شود، بر شما حلال شده‌اند و آنچه را كه در حال احرام صيد مى‌كنيد حلال نشماريد. خدا به هرچه مى‌خواهد حكم مى‌كند.»

2-أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعَاً لَكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُماً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ‌[2]

«شكار دريايى و خوردن آن به جهت بهره‌مند شدنتان از آن، بر شما و مسافران حلال شده است، و شكار صحرايى تا هنگامى كه در احرام هستيد بر شما حرام شده.

از خداوندى كه به نزد او گردآورده مى‌شويد بترسيد.»

3-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْىَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِن رَبِّهِمْ وَرِضْوَاناً وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا...[3]

[1]- سوره مائده، آيه 1.

[2]- سوره مائده، آيه 96.

[3]- سوره مائده، آيه 2.


صفحه 112

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد شعاير خدا و ماه حرام و قربانى نشان‌دار و بى‌نشان حرمت نشكنيد و آزار آنان را كه به طلب روزى و خشنودى پروردگارشان آهنگ بيت الحرام كرده‌اند روا نداريد و چون از احرام درآمديد صيد كنيد...»

4-الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجِّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ...[1]

«حجّ در ماههاى معيّنى است. هركه در اين ماهها اين فريضه را ادا كند بايد كه در اثناى ا ن جماع نكند و فسقى از او سر نزند و مجادله نكند...»

حديث شريف:

1- از امام جعفر الصّادق عليه السلام نقل است كه فرمود:

«لَاتَسْتَحِلَّنَّ شَيْئاً مِنَ الصَّيْدِ وَأَنْتَ حَرَامٌ، وَلَا وَأَنْتَ حَلَالٌ فِي الْحَرَمِ، وَلَا تُدِلَّنَّ عَلَيْهِ مُحِلّاً وَلَا مُحْرِماً فَيَصْطَادَهُ، وَلَا تُشِرْ إِلَيْهِ فَيُسْتَحَلَّ مِنْ أَجْلِكَ، فَإِنَّ فِيهِ فِداءٌ لِمَنْ تَعَمَّدَهُ»[2].

«در حالى كه مُحرِم هستى يا هنگامى كه در حرم هستى چه مُحرِم باشى يا نباشى، صيدى را حلال نشمار و ديگرى را، چه مُحرِم باشد يا نه، بر صيدى رهنمون نشو، وبه صيدى اشاره نكن تا به سبب تو آن را روا دارد كه هر كه عمداً چنين كارى كند فديه به او تعلّق گيرد.»

2- از مسمع ابى سيّار نقل است كه حضرت صادق عليه السلام به من فرمود:

«يا أَبا سَيّارٍ، إِنَّ حَالَ الْمُحْرِمِ ضَيِّقَةٌ، إِنْ قَبَّلَ امْرَأَتَهُ عَلى‌ غَيْرِ شَهْوَةٍ وَهُوَ مَحْرِمٌ فَعَلَيْهِ دَمُ شَاةٍ، وَإِنْ قَبَّلَ امْرَأَتَهُ عَلى‌ شَهْوَةٍ فَأَمْنى‌ فَعَلَيْهِ جَزُورٌ وَيَسْتَغْفِرُ اللَّهَ، وَمَنْ مَسَ‌

[1]- سوره بقره، آيه 197.

[2]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 74، باب 1، حديث 1.


صفحه 113

امْرَأَتَهُ وَهُوَ مُحْرِمٌ عَلى‌ شَهْوَةٍ فَعَلَيْهِ دَمُ شَاةٍ، وَمَنْ نَظَرَ إِلى‌ امْرَأَتِهِ نَظَرَ شَهْوَةٍ فَأَمْنى‌ فَعَلَيْهِ جَزُورٌ، وَإِنْ مَسَّ امْرَأَتَهُ أَوْ لَازَمَهَا مِنْ غَيْرِ شَهْوَةٍ فَلَا شَيْ‌ءَ عَلَيْهِ»[1].

«اى ابوسيّار! وضع شخص مُحرِم با محدوديت همراه است. اگر زنش را بدون شهوت ببوسد در حالى كه مُحرِم است بايد گوسفندى قربانى كند، و اگر با شهوت او را ببوسد به گونه‌اى كه از او منى خارج گردد بايد شترى قربانى كند و از خداوند آمرزش جويد، و كسى كه زنش را در حال احرام از روى شهوت لمس كند بايد گوسفندى قربانى كند، و هركه از روى شهوت به زنش بنگرد و از او منى خارج گردد بايد شترى قربانى كند ولى اگر بدون شهوت زنش را لمس كند يا ملازم او گردد چيزى بر او تعلّق نمى‌گيرد.»

3- از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود:

«الْمُحْرِمُ لَايَنْكِحُ، وَلَا يُنْكَحُ، وَلَا يَشْهَدُ، فَإِنْ نَكَحَ فَنِكَاحُهُ بَاطِلٌ»[2].

«مُحرِم نه نكاح مى‌كند و نه به نكاح ديگرى درمى‌آيد، و (بر عقد نكاح) گواهى نمى‌دهد و اگر نكاح كرد پس نكاحش باطل است.»

4- از امام صداق عليه السلام نقل است كه فرمود:

«لَاتَمَسَّ شَيْئاً مِنَ الْطِّيبِ وَأَنْتَ مُحْرِمٌ، وَلَا مِنَ الدُّهْنِ، وَأَمْسِكْ عَلى‌ أَنْفِكَ مِنَ الرِّيحِ الطَّيِّبَةِ، وَلَا تُمْسِكْ عَلَيْها مِنَ الرِّيحِ الْمُنْتِنَةِ، فَإِنَّهُ لَايَنْبَغِي لِلْمُحْرِمِ أَنْ يَتَلَذَّذَ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ، وَاتَّقِ الطِّيبَ فِي زَادِكَ، فَمَنْ ابْتُلِيَ بِشَيْ‌ءٍ مِنْ ذلِكَ فَلْيُعِدْ غُسْلَهُ، وَلْيَتَصَدَّقْ بِصَدَقَةٍ بِقَدْرِ مَا صَنَعَ، وَإِنَّما يُحْرَمُ عَلَيْكَ مِنَ الطِّيبِ أَرْبَعَةُ أَشْيَاءَ: الْمِسْكُ وَالْعَنْبَرُ وَالْوَرْسُ وَالزُّعْفَرانُ، غَيْرَ أَنَّهُ يُكْرَهُ لِلْمُحْرِمِ الْأَدْهَانُ الطَّيِّبَةُ إِلَّا الْمُضْطَرَّ إِلَى الزَّيْتِ أَوْ شِبْهِهِ يَتَداوى‌ بِهِ»[3].

[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 88، باب 12، حديث 3.

[2]- همان، ص 90، باب 14، حديث 7.

[3]- همان، ص 94، باب 18، حديث 8.


صفحه 114

«در حالى‌كه محرم هستى نه عطرى بر خود بمال ونه روغنى، وبينى خود را از بوى خوش بگير و در استشمام بوهاى ناخوش رهايش كن، زيرا مُحرِم را سزاوار نيست كه از بوى خوش لذّت برد. در توشه خود عطر نگذار و اگر كسى به عطر آلوده شود بايد غسل خود از سر گيرد و به قدر گناه صدقه پردازد. چهار گونه عطر بر محرم حرام است: مُشك، عنبر، ورس و زعفران. استفاده از روغن خوش بو براى مُحرِم مكروه است مگر براى كسى كه به منظور مداوا يا نظاير آن به استفاده از روغن مجبور باشد.»

5- از حمّاد بن عثمان نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام پيرامون بوى خوشى سؤال نمودم كه در كعبه و قبر (پيامبر) به كار مى‌رود. حضرت عليه السلام فرمود:

«لَابَأْسَ بِهِما هُما طَهُورانِ»[1].

«آن دو پاكند و باكى از آنها نيست.»

6- از على بن جعفر نقل است كه گفت: از برادرم موسى عليه السلام درباره مفهوم رفث، فسوق و جدال سؤال نمودم، و اين كه چگونه است حال مرتكبان آن؟ حضرت عليه السلام فرمود:

«الرَّفْثُ: جِماعُ النِّساءِ، وَالفُسُوقُ: الْكَذِبُ وَالْمُفَاخَرَةُ، وَالْجِدَالُ: قَوْلُ الرَّجُل: لَا وَاللَّهِ، وَبَلى‌ وَاللَّهِ»[2].

«رفث، هم بستر شدن با زنان است و فسوق، دروغ و فخر فروشى است و جدال، چنين است كه فرد بگويد: به خدا نه، يا به خدا آرى.»

7- از ابوعبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:

«لَايَكْتَحِلُ الرَّجُلُ وَالْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَانِ بِالْكُحْلِ الْأَسْوَدِ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ»[3].

[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 98، باب 21، حديث 3.

[2]- همان، ص 109، باب 32، حديث 4.

[3]- همان، ص 111، باب 33، حديث 2.


صفحه 115

«مرد و زن مُحرِم سرمه سياه بر چشم نمى‌مالند، مگر براى بيمارى.»

8- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:

«لَاتَنْظُرْ فِي الْمِرآةِ وَأَنْتَ مُحْرِمٌ؛ لِأَنَّهُ مِنَ الزِّينَةِ»[1].

«در حالى كه مُحرِم هستى به آينه نگاه نكن، زيرا اين كار زينت است.»

9- از ابى عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:

«لَاتَلْبَسْ ثَوْباً لَهُ أَزْرارٌ وَأَنْتَ مُحْرِمٌ إِلَّا أَنْ تُنْكِسَهُ، وَلَا ثَوْباً تَدْرعُهُ، وَلَا سَراوِيلَ إِلَّا أَنْ لَايَكُونَ لَكَ إِزارٌ، وَلَا خَفَّيْنِ إِلَّا أَنْ لَايَكُونَ لَكَ نَعْلَانِ»[2].

«در حالى كه محرم هستى جامه‌اى نپوش كه دكمه داشته باشد، مگر اينكه آن را وارونه بر تن كنى، جامه و شلوار دوخته شده نپوش؛ مگر اينكه ازار (لُنگ احرام) نداشته باشى، و كفش بر پاى نكن، مگر اين كه نعلين نداشته باشى.»

10- مسمع در حديثى به نقل از ابوعبداللَّه عليه السلام مى‌گويد: عرض كردم آيا شخص محرم انگشترى بر دست مى‌كند؟ حضرت عليه السلام فرمود:

«لَايَلْبَسُهُ لِلزْينَةِ»[3].

«براى زينت خير.»

11- از يعقوب بن شعيب نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام پيرامون مُحرمى سؤال كردم كه پول را در جامه خود مى‌بندد، حضرت عليه السلام فرمود:

«نَعَمْ، وَيَلْبَسُ الْمِنْطَقَةَ وَالْهِمْيَانَ»[4].

[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 114، باب 34، حديث 3.

[2]- همان، ص 114، باب 35، حديث 1.

[3]- همان، ص 127، باب 46، حديث 4.

[4]- همان، ص 128، باب 47، حديث 1.


صفحه 116

«اشكال ندارد، همچنين بستن كمربند و هميان.»

12- از امام صادق عليه السلام به نقل از پدرش آمده است كه فرمود:

«الْمُحْرِمَةُ لَاتَتَنَقَّبُ لِأَنَّ إِحْرامَ الْمَرْأَةِ فِي وَجْهِها وَإِحْرامَ الرَّجُلِ فِي رَأْسِهِ»[1].

«زن مُحرِم نقاب بر چهره نمى‌اندازد، زيرا احرام زن در چهره و احرام مرد در سر اوست.»

13- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:

«الْمَحُرِمَةُ تَلْبَسُ الْحُلِيَّ كُلَّهُ إِلَّا حُليّاً مَشْهُوراً لِلْزِينَةِ»[2].

«زن مُحرِم از هرگونه زيور و آلات استفاده مى‌كند، مگر زيورى كه به جهت زينت باشد.»

14- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:

«إِنَّ الْمُحْرِمَ إِذَا خَافَ الْعَدُوَّ يَلْبَسُ السِّلَاحَ، فَلَا كَفّارَةَ عَلَيْهِ»[3].

«مُحرِم اگر از دشمن بهراسد بى هيچ كفّاره‌اى سلاح مى‌بندد.»

15- از ابو عبداللَّه عليه السلام درباره مُحرِم پرسيدند كه آيا حجامت او رواست؟

حضرت فرمود:

«لَا، إِلَّا أَنْ يَخَافَ التَّلَفَ وَلَا يَسْتَطِيعَ الصَّلَاةِ.» وَقَالَ: «إِذَا آذاهُ الدَّمُ فَلَا بَأْسَ بِهِ وَيَحْتَجِمُ وَلَا يَحْلِقُ الشَّعْرَ»[4].

«خير، مگر آنكه از هلاكت بترسد و نتواند نماز بگزارد.» ونيز فرمود: «اگر خون،

[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 129، باب 48، حديث 1.

[2]- همان، ص 132، باب 49، حديث 4.

[3]- همان، ص 137، باب 54، حديث 1.

[4]- همان، ص 144، باب 62، حديث 3.


صفحه 117

او را بيازارد باكى نيست كه حجامت كند و موى نتراشد.»

16- از معاويه بن عمّار نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام پرسيدم كه شخص مُحرِم چگونه سر خويش بخاراند؟ حضرت عليه السلام فرمود:

«بِأَظَافِيرِهِ مَا لَمْ يُدْمِ أَوْ يَقْطَعَ الشَّعْرَ»[1]

. «با ناخنهايش به شرط آنكه خونى نكند و مويش را بر نكند.»

17- از معاويه بن عمّار از ابو عبداللَّه عليه السلام آمده است كه از ايشان درباره مردى سؤال كردم كه ناخنهايش بلند شده است. حضرت عليه السلام فرمود:

«لَايَقُصُّ شَيْئاً مِنْهَا إِنِ اسْتَطَاعَ، فَإِنْ كَانَتْ تُؤْذِيهِ فَلْيَقُصَّها وَلْيُطْعِمَ مَكَانَ كُلِّ ظُفْرٍ قَبْضَةً مِنْ طَعَامٍ»[2].

«اگر توانست چيزى از آن را نچيند، ولى اگر آزارش داد آنها را كوتاه كند و بجاى هر ناخن يك مُشت گندم فديه بدهد.»

18- ابو عبداللَّه عليه السلام مى‌فرمايد:

«لَايَرْمِي الْمُحْرِمُ الْقَمْلَةَ مِنْ ثَوْبِهِ، وَلَا مِنْ جَسَدِهِ مُتَعَمِّداً، فَإِنْ فَعَلَ شَيْئاً مِنْ ذ لِكَ فَلْيُطْعِم مَكَانَهَا طَعَاماً»، فَسُئِلَ: كَمْ؟ قَالَ: «كَفّاً وَاحِداً»[3].

«شخص مُحرِم نبايد شپش را از جامه و جسم خود به عمد براند، و اگر چنين كرد بايد بجاى آن اطعام كند»، راوى مى‌گويد: عرض كردم چقدر؟ حضرت عليه السلام فرمود:

«يك مُشت.»

19- و همچنين فرمود:

«كُلُّ مَا يَخَافُ الْمُحْرِمُ عَلى‌ نَفْسِهِ مِنَ السِّباعِ وَالْحَيّاتِ‌

[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 157، باب 71، حديث 1.

[2]- همان، ص 161، باب 77، حديث 1.

[3]- همان، ص 163، باب 78، حديث 3.